![]() |
|
![]() |
|
ابوالفضل عابدینی با قرار وثیقه آزاد شد. عصر امروز ابوالفضل عابدینی پس از تحمل چهار ماه زندان با تودیع قرار وثیقه 30 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
خانواده،دوستان، هم اندیشان و هموندان حزب پان ایرانیست که از راههای دور و نزدیک برای پیگیری دادگاه به اهواز آمده بودند به هنگام شنیدن خبر آزادی، با گردهمایی روبروی زندان سپیدار و دیدن چهره سرور عابدینی همگی با خوشحالی آزادی وی را شادباش گفتند. پایگاه آریو برزن نیز آزادی این جوان میهن پرست و آزاده را به همه کوشندگان راه آزادی و سربلندی ایران زمین بویژه پویندگان راه پان ایرانیسم شاد باش گفته و آرزوی آزادی همه میهن پرستان از جمله سرور پیشکسوت حسین شهریاری که هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج می باشد را از اهورای ایران خواستار است. پاینده ایران پایگاه آریو برزن خوزستان شامگاه 4 آبان 1388
بدون شرح!!!!
ابوالفضل عابدینی پیش از آزادی در کنار دکتر اولیایی فرد وکیل ایشان در دادگاه انقلاب اهواز ۴ آبان۱۳۸۸ بایگانی جستاری:سرور ابوالفضل عابدینی |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
دیروز در کنار آزادی امروز محروم از آزادی امروز ۱۶ مهرماه ۱۳۸۸ بازداشت سرور ابوالفضل عابدینی هم اندیش میهن پرست مان ۱۰۰ روزه شد. این جوان پاک ایرانی به کدامین جرم اثبات نشده ۱۰۰ روز باید در محبس باشد؟ نمیدانیم روزگار درون زندان بر تو چگونه سپری می شود اما بی شک استوارتر از آنی که خم به ابرو بیاوری راستی در نبودت هیات مدیره سندیکای نیشکر هفت تپه که برای ستاندن حقشان شبانه روز تلاش کردی همگی به زندان محکوم شدند! و تا چندی دیگر به تو می پیوندند،خبر خوشایندی نیست اما تو مدت هاست به شنیدن اینگونه اخبار خو گرفته ای...هر چند در میان دوستان و خانواده ات نیستی اما بدان همه به یاد تو و دلتنگ تواند و در انتظار شنیدن خبر آزادی ات. با یک دل غمگین به جهان شادی نیست تا یک ده ویران بُود آبادی نیست تا در هـمـه جــهان یکــــی زنـدان هــست در هیچ کجای عالم آزادی نیست جمله ی زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی را فراموش نکنید... گر حق نتوان گفت آسان توان زیست. پاینده ایران شامگاه ۱۶ مهرماه ۱۳۸۸ - اهواز |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران رنجهای ابوالفضل جوان
هنگامی که به دیدار این حامی مهم و بزرگ ابوالفضل رفته بودیم ، شررهای رضایت و افتخار را در چشم اودیدم .این شیر زن بختیاری با همه ی رنجهایی که غیر مستقیم از ناحیه ی فرزند خود دیده است ، فرزندش را با ژرفای وجود دوست دارد و اورا می ستاید، این بانوی بزرگ می داند که فرزندش، جوان ارزشمندی است وکارهای او در خورتحسین! اما جدای از همه ی این رنجها او رنج گوشه گوشه ی ایران را نیزدارد و برای کاستیها و کژیهایش خون دل می خورد. او در اندیشه این است که چرا سرزمین ما آنسان شکوهمند که باید باشد نیست؟ او می گوید چرا تبار ایرانی هر کدام به نوعی، در گوشه ای با فاجعه ای با دردی با رنجی جانکاه دست به گریبانند. او نیک می داند آنچه بنام زندگی بر ما تحمیل شده، آنی نیست که باید باشد . او می داند ما به اجبار طبیعت زنده ایم و این اجبار را که آمیخته با کاستیهاست زندگی نام نهاده ایم ، اما او بدرستی به این امر ایمان دارد که "زندگی زنده بودن نیست ". او رنجهای مادر میهن را بر شانه های خود می کشد، لبخند می زند وآرام بر گوش مادر زمزمه می کند ؛ پاینده ایران ! برگرفته از:وبلاگ رسمی سازمان جوانان پان ایرانیست بایگانی جستاری:بخش سرور ابوالفضل عابدینی و نوشتارهاي پان ایرانیستي |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
چند روز پیش در تظاهرات روز قدس ۲۷ شهریور پلاکاردهایی از سرور ابوالفضل عابدینی یار دربند ما که مسئول وابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران است و نیز برخی شعارهای پان ایرانیستی در میان جمعیت به چشم می خورد که گزارش تصویری آن در تارنمای مجموعه فعالان حقوق بشر درج شد. برخی از فیلم و عکس ها را در اینجا بازتاب می دهیم.
عکس و فیم در ادامه نوشتار... ادامه نوشتار |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
در این جلسه که با حضور محمد اولیایی فرد وکیل مدافع عابدینی برگزار شد اتهامی با عنوان "عضویت در گروهک غیر قانونی مجموعه فعالان حقوق بشر" به این خبرنگار و فعال حقوق بشر تفهیم شد که ایشان با رد غیر قانونی و گروهک خواندن مجموعه به دفاع از خود پرداخت. پیش از این این اتهام مذکور در کنار سایر اتهامات همچون تبلیغ علیه نظام بعنوان مصداق تفهیم شده بود اما در این جلسه عضویت در مجموعه به صورت یک اتهام مجزا به این فعال مدنی تفهیم شد . اولیایی فرد در این جلسه با استناد به مفاد قانونی در خصوص غیر قانونی نبودن مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و با رد اتهامات بی اساس علیه موکل خود به دفاع از وی پرداخت. وکیل مدافع آقای عابدینی با ارائه درخواستی، خواستار تبدیل قرار بازداشت موقت به قرار وثیقه، به دلیل عارضه شدید قلبی موکل خود شد. ابوالفضل عابدینی به شدت از عارضه قلبی به دلیل افتادگی دریچه میترال رنج می برد و امکانات پزشکی و دارویی مناسبی در اختیار ندارد. محمد اولیایی فرد پیش از این نیز چندین بار به صورت کتبی به بازپرس این شعبه در خصوص وضعیت بد جسمی موکلش هشدار داده است و اعلام نموده در صورتی که اتفاق ناگواری برای موکلش رخ دهد قوه قضاییه را مسول میداند. شایان ذکر است این سومین بار بعد از بازداشت عابدینی در نهم تیر ماه سال جاری است که وی برای تفهیم اتهام به دادگاه انقلاب اهواز منتقل میشود . مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران لینک مرتبط گروهک و ضد انقلابی خواندن مجموعه غیر قانونی است پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
دوشنبه 19 امرداد 1388 آقای محمد اولیایی فرد وکیل سرور ابوالفضل عابدینی هم اندیش ما و چند تن از بازداشت شدگان وقایع اخیر در برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا سخنانی درباره ایشان، دیگر زندانیان و شرایط آنان و همچنین مسائل حقوقی پرونده های موکلین خود از بازداشت تاکنون بیان نمود. دریافت پوشه دیداری 4.99 مگابایت شنیداری 864 کیلوبایت (برای اینترنت کم سرعت) آموزش دریافت فایل از فضای مدیا فایر *سخنان مهمانان دیگر برنامه حذف گردیده و تنها بخش سخنان دکتر اولیایی فرد ایشان برگزیده شده است.* بايگاني: بخش سرور ابوالفضل عابدینی و اخبار روز به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
در این جلسه عابدینی با رد تمامی اتهامات مطرحه، اعتراض شدید خود را نسبت به تمدید بازداشت موقت به بازپرس این شعبه ابراز نمود و خواهان آزادی خود شد. لازم به یادآوری است این فعال حقوق بشر در تاریخ نهم تیر ماه سال جاری در اهواز بازداشت و بعد از گذراندن بیش از 21 روز بازداشت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اهواز با اتهاماتی همچون اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه ها با تعیین وثیقه چهل میلیون تومانی راهی زندان سپیدار اهواز شد . با مراجعه وکیل و وثیقه گذار به شعبه مذکور و اعلام امادگی در خصوص ارایه وثیقه تعیین شده بازپرس به این بهانه که می بایست این فعال مدنی برای اخرین بازپرسی به این شعبه مجددا احضار شود از قبول وثیقه خودداری نمود . محمد اولیایی فر وکیل مدافع عابدینی در دیدار با موکلش در زندان از وضعیت بد جسمی به دلیل شکنجه روحی و بدنی در ایام بازداشت خبر داد و نگرانی خود را نسبت به عارضه قلبی موکلش اعلام نمود .لازم به ذکر است عابدینی به دلیل مشکلات قلبی پیش از بازداشت تحت درمان پزشک بوده است. مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
خبرهاي پيشين درباره سرور ابوالفضل عابديني |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
اطلاعیهی مطبوعاتی ابوالفضل عابديني نصر، خبرنگار مستقل خوزستاني و مسئول روابط عمومي مجموعه فعالان حقوقبشر در ايران از روز سه شنبه مورخ 9 تيرماه سال جاری توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد. نامبرده که به دلیل ابتلا به بیماری قلبی تحتنظر پزشک به درمان مشغول بود بدون ذکر دلیلی برای بازداشت، دستگیر و پس از طی مدت 21 روز انفرادی در بازداشتگاه اطلاعات این شهر، در نهایت در تاریخ 30 تیرماه به بند امنیتی زندان سپیدار اهواز منتقل شد. مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران مطلع شده است مسئول روابط عمومی این تشکل در یکی از اتهامهای مطرح شده از بازپرسی شعبهی 12 دادگاه انقلاب اهواز متهم به عضویت در "گروهک ضد انقلابی حقوق بشر!" شده است. لازم به ذکر است پیشتر و در تاریخ سوم آذرماه سال گذشته نیز خانم سما بهمنی و آقای دکتر حبیب بهمنی به اتهام عضویت در مجموعه در دادگاه انقلاب سنندج مورد محاکمه قرار گرفتند و از این افراد تاکنون خانم بهمنی به سه سال حبس تعلیقی محکوم شده است و پروندهی آقای بهمنی نیز کماکان مفتوح است. مجموعه در زمان مورد اشاره طی اطلاعیهیی این اتهامها و اقدامها را زمینهچینی برای آغاز برخوردهای بیشتر با این تشکل مدنی دانست و نسبت به آن هشدار داد. پس از پروندههای خانم و آقای بهمنی اکنون اتهام بیپایه و اساس وارد شده به آقای عابدینی خود گواه از تحلیل صحیح مجموعه از اهداف دستگاه امنیتی در گسترش برخورد با این تشکل مردم نهاد است. البته برخورد با مجموعه بهعنوان عضوی از جامعهی مدنی و کنشگران حقوق بشر در روند بستهتر شدن جامعه و جلوگیری از دیدهبانی اجتماع صورت میگیرد و این برخورد میتواند هشداری دیگر در خصوص فقدان امنیت تمامی فعالان مستقل حقوقبشری در ایران باشد و همین موضوع واکنش مناسب مدافعان حقوق بشر را میطلبد. در همین رابطه مجموعه توضیحات خود را در قالب نامهی سرگشادهیی خطاب به آیتالله شاهرودی، ریاست محترم قوهی قضائیه نگاشته است و امید دارد با ابطال این اتهام بی اساس دستگاه قضایی استقلال خود را نمایان کند. متن این نامه عیناً در پی میآید: ادامه نوشتار |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
به نام خداوند جان و خرد « زندانی سیاسی آزاد باید بگردد»
هم میهنان ارجمند موج فزاینده ی دستگیری ها و بازداشت ها و فضای امنیتی اخیر جامعه که در ابتدا اعتراض کنندگان در تجمعات خودجوش و مردمی را شامل می شد اینک به همه ی لایه های اجتماعی، از جوانان، دانشجویان، کارگران، استادان، فرهنگیان، روزنامه نگاران و دست اندرکاران رسانه ای گوناگون و آزادگان ایرانپرست و در هم کوبیدن همه ی عرصه های قانونی و حقوق اجتماعی و فردی شهروندان است که خانواده های داغدار قادر به برگزاری مراسم سوگواری برای عزیزانشان هم نیستند و گرفتاران در بند نیز مجبور به اعترافات وحشتناک به ناحق بر علیه خود و دیگران می شوند، حزب پان ایرانیست، ضمن محکوم کردن همه ی دستگیری ها، بازداشت ها و ایجاد فضای امنیتی و تجاوز به حقوق فردی و شهروندی مردم ایران ضمن تسلیت فراوان به خانواده های مصیبت زده وقایع اخیر اعلام می دارد که اعتراف گیری ها تا زمانی که فردی اسیر است ارزشی ندارد و محملی قانونی هم برای آن وجود ندارد و اینگونه اعترافات نمی توانند مستمسکی برای محکومیت اعتراف کنندگان در بند باشد. پیروز باد جنبش خودجوش مردمی، قانون مدار، اخلاقی و رهایی بخش مردم ایران. پاینده ایران حزب پان ایرانیست سوم امرداد ماه سال 1388 به نام خداوند جان و خرد هم میهنان حدود یکماه است سرور ابولفضل عابدینی جوان کوشنده ی پان ایرانیست، خبرنگار آزاده ی مدافع حقوق کارگران و فعال حقوق بشر در بند و زندان اهواز اسیر است و تحت ظالمانه ترین ستم ها و شکنجه ها قرار گرفته است؛ حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن اسارت و هر گونه فشار غیر موجه و غیر قانونی که به سرور ابوالفضل عابدینی وارد می شود خواهان آزادی هر چه سریعتر ایشان و رفع هر گونه فشار و تضیع حقوق انسانی و شهروندی آن ازاده ایرانپرست است و همه فعالان حقوق بشر در سراسر جهان را به تلاشی گسترده برای رهایی او فرا می خواند.
پاینده ایران حزب پان ایرانیست 5/5/1388 |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
اطلاعيه مطبوعاتي
آقاي عابديني در طی مدت بازداشت، تاکنون تنها موفق به برقراری يک تماس تلفني بسيار کوتاه با خانواده خود شده است، وی در این تماس کوتاه از بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز، به فشارهای فزاینده دستگاه امنیتی بر خود اشاره داشته است. پیگیریهای خانواده و وکیل آقای عابدینی تاکنون به کسب اطلاعات بیشتری از سرنوشت این فعال مدنی و یا اتهامات وارده و دلایل بازداشت منجر نشده است و ضد و نقیض گویی های مکرر دستگاه امنیتی تنها بر نگرانی های خانواده و نزدیکان وی افزوده است. علاوه بر نگرانی از وضعیت حقوقی و روانی آقای عابدینی، نظر به اینکه نامبرده از چندی پیش به عارضه و نارسایی قلبی و افتادگی دریچه میترال دچار شده است و پزشکان هرگونه تنش و فشار روحی و روانی را برای او مضر اعلام کرده بودند، بازداشت ایشان و عدم رسیدگی پزشکی مورد نیاز بر نگرانی ها از سلامت جسمی این روزنامه نگار خوزستانی می افزاید. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن غیرقانونی خواندن رویه بازداشت این فعال مدنی، نگرانی خود را از تداوم بازداشت ایشان اعلام می دارد و دستگاه قضایی را مسئول حفاظت و سلامت این فعال حقوق بشر می داند. این مجموعه همچنین بیم آن را می دهد که دستگاه امنیتی پس از تبرئه آقای عابدینی از آخرین پرونده خود در دادگاه دزفول از اتهامات منتسبه از سوی دستگاه امنیتی و تهدید مکرر این فعال مدنی مبنی بر انتقام گیری، برای اقرار غیرواقعی همچون بسیاری از معترضان بازداشت شده پس از انتخابات در ایران تحت شکنجه و بدرفتاری قرار گیرد. لازم به یادآوری است آقای عابدینی پیش تر در تاریخ 22 آبان 86 در دفتر هفته نامه بهار سبز خوزستان به دلیل پوشش خبری اعتصابات کارگران هفت تپه بازداشت و در این رابطه از سوی دادگاه انقلاب اهواز به تحمل یکسال زندان که شش ماه آن به مدت دو سال و نیم تعلیق شده بود محکوم شد، با فاصله کمی از آزادی، مجدداً دادگاه انقلاب دزفول وی را بر اساس اتهام تبلیغ علیه نظام به همراه اعضای سندیکای شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه مورد محاکمه قرار داد که به علت پیش تر محاکمه شدن بر اساس این اتهام قرار منع تعقیب صادر شد، هر چند حکم برائت هیچوقت به وی ابلاغ نشد. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران آزادی بی قید و شرط این فعال مدنی را از دستگاه قضایی خواستار است و همچنین از آن قوه می خواهد رعایت حقوق این زندانی را تضمین کند و وضعیت بیماری قلبی ایشان را مد نظر قرار دهد. دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران تهران - 2 مرداد 1388 درباره ابوالفضل عابديني: تماس کوتاه ابوالفضل عابدینی با خانواده + تصاوير عابديني در راهپيمايي جمعه26تيرماه |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران سه شنبه ، 30 تیر 1388
وی که از تاریخ 9 تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در بازداشتگاه اطلاعات اهواز به سر می برد طی این تماس کوتاه از فشارها بر روی خود و غیر موجه بودن بازداشتش صحبت کرد. خانواده این فعال حقوق بشر علیرغم پیگیریهای مستمر تاکنون هیچگونه اطلاعی از سرنوشت فرزند خود حاصل نکرده بودند و گفته های ناصحیح دستگاه امنیتی مبنی بر نگهداری ایشان در زندانهای کارون و سپیدار تنها باعث سرگردانی و نگرانی بیشتر خانواده ایشان شده بود. کماکان از دلایل بازداشت و اتهامات وارده به این فعال مدنی اطلاعی در دست نیست. لازم به ذکر است ناراحتی قلبی آقای عابدینی (مشکل میترال) و لزوم تحت نظر پزشک بودن ایشان بر نگرانی ها از تداوم بازداشت وی افزوده است. تصاويري از ابوالفضل عابديني در دست راپيمايان پس از نماز جمعه ۲۶ تيرماه در تهران
درباره ابوالفضل عابديني: |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
از فردای اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی، بسیاری از نخبگان و فعالان مدنی، به همراه میلیونها ایرانی دیگر، نتوانستند که صحت نتایج انتخاباتی را پذیرا باشند و از این روی به راههای گوناگون اعتراض خود را به این نتایج نشان دادند. به این ترتیب بود که حاكمانی که تلاش در نمایش فضایی دموکراتیک و آزاد از انتخابات ایران داشتند، به دلیل سرمستی وصف ناپذیرشان از باده قدرت، نتوانستند چهره واقعي خويش را پنهان كنند و در واکنش هاي خشونت بار خويش چنان دژخويي از خود نشان دادند كه بايد درود فرستاد بر منش چنگيز و اسكندر! چرا كه اگر آنان در اعصار بسيار دور آن هم عليه مردماني بيگانه دست به اقدامات خشونت باري مي زدند؛ اينان در دوراني كه بايد بشردوستي و احترام به حقوق انسانها سرلوحه كار حكومت گران باشد با مردمان خويش چنان رفتار كردند كه گويي قومي غالبند بر دشمني ديرينه!
حاکمان از هيچ كوششي براي سركوب اعتراضات صورت گرفته نسبت به نتيجه انتخابات فروگذار نكردند و همچنان نيز به اقدامات سركوبگرانه خويش ادامه مي دهند و در اين راه تا آنجا پيش رفته اند كه خون بسياري از هم ميهنانمان در سركوب تظاهرات خياباني به زمين ريخته شده است. كساني كه تنها براي احقاق حقوقشان و جلوگيري از خيانت دولتمردان به رأي خويش به خيابان آمده بودند و براي بيان اعتراضات خويش مسالمت آميزترين روشها را به كار برده بودند. متأسفانه دولت كودتا تا كنون علاوه بر ضرب و شتم شديد و بازداشت بسياري از هم ميهنان معترض مان در خيابان ها و تظاهرات اعتراضي ؛ عده بسياري از فعالان سياسي و مدني از طيف هاي گوناگون فكري و سياسي را نيز در خانه هايشان بازداشت كرده اند. فعالين ملي نيز از اين اقدامات سركوبگرانه بي نصيب نمانده اند. از جمله مي توان از مهندس كورش زعيم ،محمد علی دادخواه، ابوالفضل عابديني،پيمان عارف، مجتبی موسوی و حسام نصيري نام برد كه هم اكنون در بازداشت به سر مي برند. و نيز بايد اشاره كرد به مهندس هومن اسکندری ،جهانگير محمودي روحاني ميهن پرست و اميررضا اميربختيار ، كه در طي حوادث اخير مدتي را در بازداشت نيروهاي امنيتي گذرانده اند و یا احضار شده اند. ما دانشجويان آزاديخواه ملي از حق اعتراضات مدني و مسالمت آميز شهروندان بر طبق میثاقهای بين المللي تضمين كننده حقوق بشر و نيز اصل 27 قانون اساسي حاكميت ، دفاع كرده و در عين حال سركوب اعتراضات مردمي و بازداشت هاي دل بخواهی و بی دلیل فعالين سياسي و مدني از جمله فعالين ملي را به شدت محكوم مي كنيم و خواستار آزادی هرچه سریعتر همه بازداشت شدگان وقایع اخیر هستیم. پاينده ايران ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي 22/4/1388 برگرفته از:تارنماي دانشجويان آزاديخواه ملي |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
دوشنبه شب گذشته سرور دکتر سهراب اعظم زنگنه مختصص قلب و دبیرکل پیشین حزب پان ایرانیست گفتگویی تلفنی با آقای جمشید چالنگی در تلویزیون صدای آمریکا برنامه تفسیر داشتند. دکتر زنگنه درباره بیماری قلبی سرور ابوالفضل عابدینی هم اندیش میهن پرست ما که دو هفته پیش توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت گردید و عدم دسترسی او به داروهای قلب که ممکن است زندگی اش را به مخاطره بیاندازد سخنانی بیان داشتند و از وضعیت ایشان اظهار نگرانی شدید نمودند. لازم بذکر است سرور عابدینی از زمان بازداشت با خانواده خود تماسی نداشته و خانواده وی تاکنون از مکان نگهداری ایشان خبر ندارند. دریافت فایل شنیداری (صوتی) 500 کیلو بایت "یکراست" دریافت فایل دیداری (تصویری) 5.67 مگابایت "مدیافایر"آموزش دریافت فایل از فضای مدیا فایر
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران با درود به همه یاران و هم اندیشان گرامی اشکالات چندین هفته ای در خدمات اینترنتی و خصوصاً مشکلات بلاگفا در چند روز گذشته باعث گردید مدتی در بروز رسانی تارنما وقفه افتد و از درج برخی نوشتارها به دلیل گذشت زمان منصرف گشتیم. ***
نکته مهم این است که ابوالفضل عابدینی از هنگام بازداشت تا امروز هیچ تماسی با خانواده خود نداشته و از مکان نگهداری او هم خبری در دست نیست. خانواده ایشان دیروز شنبه 20 تیرماه برای یافتن مکان بازداشت او دوباره به زندان کارون اهواز مراجعه کرده که با پاسخ عجیب مامور زندان روبرو شدند چرا که برخلاف مراجعه نخستین که به آنها گفته شده بود او را به زندان سپیدار انتقال داده اند این بار منکر آوردن وی به آن زندان شده و اظهار داشتند که ابوالفضل عابدینی در سال 86 در اینجا زندانی بوده است و از آن سال تا به امروز او را به اینجا نیاورده اند!!! به هر روی مسئولین دادگاه انقلاب شعبه کیانپارس به خانواده ایشان گفته اند او را به زندان کارون انتقال داده اند و حتا شماره پرونده او را به خانواده اش اعلام کرده اند،اما مسئولین زندان کارون از تحویل گرفتن عابدینی اظهار بی اطلاعی می کنند!!! کما اینکه در مراجعه نخست به خانواده ایشان گفته اند که به زندان سپیدار منتقل شده است. (زندان سپیدار هم از نقل مکان وی به آنجا اظهار نا آگاهی نمود!) هم راستا با نگرانی از مکان نگهداری و چگونگی رفتار با ایشان و دیگر بازداشت شده های روزهای اخیر ذکر چند نکته ضرورت دارد: در چند سال اخیر دستگاه اطلاعاتی برای فرزندان عاشق و میهن پرست ایران مشکلات بسیار آفریده است و از جمله ابوالفضل عابدینی که چندین سال را پشت میله های زندان و در سلول های انفرادی زندان اوین ،زندان رجایی شهر و بازداشتگاههای اداره اطلاعات گزارنده و پس از بررسی پرونده از بسیاری از اتهامات تبرئه شد. ابوالفضل عابدینی از جمله جوانان پان ایرانیست خوزستانی است که دلبسته این آب و خاک است و علیرغم فشارهای روحی بسیار، میهن خود را ترک نکرد و همچنان در درون میهن به فعالیت های سیاسی و حقوق بشری خود به گونه ای علنی و شفاف پرداخت و البته هزینه های گزاف آن را نیز پرداخت.او هم اینک به ناراحتی قلبی دچار گشته است و پرسش من از مسئولین قضایی و اطلاعاتی کشور این است که چرا اینگونه با جوانانی که دلبسته کشور و ملت خود هستند برخود کرده پرونده های آنانرا امنیتی می کند در صورتی که پرونده ی یک فعال سیاسی و یا حقوق بشری و خبرنگار یک پرونده قضایی است و اگر جرمی مرتکب شده اند باید بر اساس قانون با او رفتار شود. آیا عدم اطلاع رسانی درباره محل نگهداری عابدینی و چگونگی وضع جسمانی وی و صدها بازداشت شده ی روزهای اخیر که باعث دلنگرانی خانواده های آنان شده قانونی است؛ آیا این افراد اجازه داشتن وکیل را دارند؛ آیا بر اساس آنچه در قانون اساسی برای متهمان در نظر گرفته شده رفتار می گردد و هزار پرسش دیگر... نکته مهم دیگر اینکه حزب پان ایرانیست از هفته های پیش از 22 خرداد ضمن بیان دلایل خود، عدم شرکت خود را در انتخابات طی بیانیه ای اعلام کرد و ابوالفضل عابدینی همانند دیگر پان ایرانیست ها نه در انتخابات شرکت داشت و نه در مسائل پیش آمده پس از اعلام نتایج انتخابات و اگر هم در این زمینه اطلاع رسانی ای نموده است در راستای حرفه ی خبرنگاری و حقوق بشری آن هم به شکل کاملا علنی و نه مخفیانه بوده است. دستگاه امنیت باید از این بابت خرسند باشد که ایشان برخلاف دیگران کارهای خود را شفاف انجام می دهند و اصولا موجب ایجاد شبهه در انجام برخی حرکتهای ضد ملی نمی شوند. من به عنوان یک ایرانپرست که همه اندیشه ام سربلندی ایران و ایرانی است نمیدانم این امنیت ملی چیست که همه ایرانیان میهن پرست و ملی علیه آن اقدام می کنند؟ آقایان ما را راهنمایی بفرمایید که چگونه یک فرد پان ایرانیست که میهن پرستی در همه وجودش است اقدام علیه امنیت ملی می کند و اصولا نخستین جرم ایرانیان اقدام علیه امنیت ملی است؟! یا برخی از افراد دستگاه حاکمه در فهم مقوله بسیار مهم امنیت ملی و دیگر مسائل ملی دچار اشکال هستند یا ما راه را به اشتباه می رویم.اگر ما دچار فهم نادرست در این باره هستیم ما را راهنمایی نمایید تا خدای نکرده دامان ما به این جرم که بر خلاف اندیشه های پاک ایرانپرستانه مان می باشد آلوده نگردد. به ایران سوگند باید برخی از مسئولین را به عنوان متعرضین به امنیت ملی محاکمه کرد چرا که سخنان و رفتار آنان بیش از یک شهروند عادی امنیت ملی را به خطر می اندازد. (روشن ترین و خطرناک ترین نمونه های اقدامات علیه امنیت ملی: سخنان منوچهر متکی وزیر امورخارجه دولت نهم مبنی بر سهم 11.3 درصدی ایران در دریای مازندران بر خلاف سهم 50 درصدی آن - نامیدن خلیج فارس به نام خلیج دوستی از سوی سعید جلیلی دبیر شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی - شرکت رییس جمهوری آقای احمدی نژاد در اجلاس سران خلیج[فارس] که در پایان قطعنامه ی صادر شده همه کشورهای عربی بر مالکیت امارات بر سه جزیره ایرانی مهر تایید می گزارند و...) پاینده ایران بامداد 21 تیرماه 1388 برای دیدن گفتگوهای رسانه ای و اخبار قدیمی مربوط به ابوالفضل عابدینی می توانیددر بایگانی جستاری به
بخش سرور عابدینی بروید. |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رنج نامه ای برای روزنامه نگار دربند ابوالفضل عابدینی
ابوالفضل عابدینی نصر خبرنگار مستقل خوزستانی و مسول روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از روز سه شنبه مورخ 9 تیرماه هشتاد و هشت بازداشت و در مکان نامعلومی زندانی است و از سلامت جسمی وی با توجه به عارضه قلبی که اخیرا به آن دچار شده است خبری در دست نیست.
عابدینی پس ایام متوالی بازداشت و حبس،اخیرا به عارضه ناراحتی و نارسایی قلبی و افتادگی دریچه میترال دچار شده است و اطبا هر گونه تنش و فشار روحی و روانی را برای او شدیدا ممنوع کرده بودند. عابدینی پیش از بازداشت اخیر، در آخرین مرتبه در روز سه شنبه 22 آبان ماه هشتاد و شش در هفته نامه بهارسبز اهواز بازداشت شده بود، وی در آن بازداشت با پرونده سازی و اتهام افکنی فراوان روبرو شد و پس از سپری کردن ایام طولانی و غیرقانونی بازداشت موقت! و بازجویی های متعدد و پاسخگویی های فراوان به اتهاماتی نظیر؛ توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق ایجاد اختشاش و نقش آفرینی در اعتصابات کارگران کشت و صنعت هفت تپه و مصاحبه با رسانه های بیگانه با توجه به عدم توانایی در تودیع وثیغه سنگینی که تعیین شده بود در زندان کارون اهواز محبوس شد اما علاسوند موفق شد با تودیع وثیغه 70 میلیون تومانی موقتا از زندان آزاد شود. عابدینی باز هم برای بازجویی های بیشتر به اطلاعات شوش فرستاده شد تا در انجا باز هم پرونده ای جدید در خصوص اعتصابات هفت تپه برایش ایجاد کنند . بعد از سپری کردن ایام بازدشت در اداره آگاهی و اداره اطلاعات شوش به بند 6 زندان کارون اهواز منتقل شد . آن هنگام همزمان با شایعه سازی ها و اتهام افکنی ها علیه عابدینی، سردبیر هفته نامه بهار سبز نیز در ایفا رسالت انقلابی! و انسانی! خود در مصاحبه ای با یکی از خبرگزاری ها به دروغ اعلام نمود که عابدینی خبرنگار این نشریه نیست و با تعاریفی که از یک خبرنگار می شود ایشان خبرنگار نیست. البته بلافاصله بعد از این دروغ پردازی سردبیر فوق مزد خوش خدمتی خود را از حاکمیت دریافت نمود و به ریاست روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب اهواز منصوب شد. اما این مصاحبه سراسر دروغ آغازگر سناریو شومی شد که در باره عابدینی به اجرا درآمد چرا که بعد از چندی در اقدامی هماهنگ با این مصاحبه، چند روزنامه و هفته نامه سرسپرده محلی به نقل از یک مقام مجهول آگاه اعلام نمود که اتهام عابدینی تلاش برای بمب گزاری در مرکز اقتصادی خوزستان بوده است. عابدینی بعد از فضاسازی ها و اتهام افکنی های رسانه ای در شعبه دوم و سوم دادگاه انقلاب اهواز محاکمه و با دفاعیات خود بدون حضور وکیل مدافع از تمامی اتهامات بی اساس دادستان دادگاه انقلاب تبرئه شد. اتهام بمب گزاری که در راستای تخریب چهره این روزنامه نگار و برای بی اعتباری او طراحی شده بود با حضور قاضی با شرف و مستقل و عدالت خواه شعبه سوم بی اعتبار گردید و فقط عابدینی در خصوص نگارش نامه ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی به یک سال حبس که شش ماه آن به مدت دو سال نیم به حالت تعلیق درآمده بود محکوم شد وجالب است که عابدینی با وجود محکومیت از سوی قاضی مربوطه با توجه به فشارهایی که بر قاضی اعمال می شد تا حکم سنگینی در باره او به اجرا درآورد، همواره از شرافت، انسانیت، استقلال و عدالت خواهی قاضی خود در شعبه دوم و سوم دادگاه انقلاب اهواز تمجید و تعریف می نمود. عابدینی پس از سپری کردن ایام حبس در زندان با توجه و احتساب ایام بازداشت در سال 86 و 85 ، در اواخر اسفند ماه سال 86 از زندان آزاد شد . هنوز چند صباحی از رهایی اش نگذشته بود که پرونده ای جدید با اتهام جالب «معاونت در فعالیت تبلیغی علیه نظام» در دادگاه انقلاب شهر دزفول برای او مفتوح شد و او به همراه اعضای سندیکای کارگران کشت و صنعت هفت تپه دوباره به محاکمه کشیده شدند در حالی که این اتهام قبلا توسط دادستان دادگاه انقلاب اهواز طرح شده بود و قاضی مربوطه در شعبه دوم دادگاه انقلب اهواز پس از بررسی ادله دادستان در این باره حکم برائت صادر نموده بود، لذا در دادگاه انقلاب دزفول محمد اولیایی فر، وکیل مدافع عابدینی و کارگران دربند، با اشاره به حکم برائت دادگاه انقلاب اهواز خواهان منع تعقیب و بسته شدن پرونده اتهامی می نماید که قاضی پرونده اعلام می کند، در صورتی که شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز درباره این اتهام اقدام به صدور حکم کرده باشد، رای آن شعبه را خواهد پذیرفت، لذا رای صادره از شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز استعلام و حکم برائت عابدینی از سوی دادگاه دزفول صادر گردید اما وقتی برای دریافت حکم برائت دادگاه انقلاب دزفول مراجعه شد رییس دفتر شعبه رسیدگی کننده به این بهانه که پرونده برای تجدید نظر به شعبه سیزدهم دادگاه انقلاب اهواز ارجاع داده شده است از دادن حکم برائت خودداری نمود و ارسال حکم را منوط و موکول به بازگشت پرونده از شعبه سیزدهم دادگاه انقلاب نمود و این پرونده همچنان مفتوح است تا آزادی مقبوض و خبرنگاران مغضوب باشد. اینک نیز عابدینی دوباره بازداشت و در مکان نامعلومی در حبس و تحت بازجویی می باشد و پیگیری های خانواده ایشان جهت مشخص شدن مکان بازداشت و علت بازداشت و اطلاع از وضعیت جسمی وی تاکنون نتیجه ای نداده است و هیچ ارگان یا سازمانی هم پاسخگو نیست. عابدینی بر اثر فشارهای روحی و روانی که در این سالها بر پیکره نحیف و ضعیف او آمده چندیست که در عنفوان جوانی به نارسایی قلبی دچار گشته است و بیم آن می رود که بدن نحیف و بنیه ضعیف او تاب و توان بازجویی های بی رحمانه بازپرسان را نداشته باشد. عابدینی خبرنگار مستقل که توشه ای جز صداقت و پیشه ای جز اطلاع رسانی و کشف حقیقت و کمک به محرومان و دربندان نداشت اینک در کنج محبس زندانی است و در این اوضاع و احوال که اتحادیه اروپا به آزادی بازداشت شدگان سفارت انگلیس مشغول است گویی به فراموشی سپرده شده است. عابدینی که در اکثر حوادث چند سال اخیر حضوری موثر داشت و با اطلاع رسانی مانع از تحریف و جعل اخبار و وقایع بود دشمنان قداری در ارگان های خبرساز و خشونت طلب دارد و بیم آن می رود که صدای صادق او را در کنج محبس خاموش کنند. نگذاریم این ندای حقیقت طلب را در کنج محبوس خاموش کنند. نگذاریم این صدای حقیقت طلب خاموش شود. یکی از خبرنگاران و دوستان عابدینی اهواز 17/4/88 برگرفته از:خبرگزاری هرانا
برای دیدن گفتگوهای رسانه ای و اخبار قدیمی مربوط به ابوالفضل عابدینی می توانیددر بایگانی جستاری به
بخش سرور عابدینی بروید. |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
صبح روز جاری 14 تیر ماه با مراجعه خانوادهی ابوالفضل عابدینی از اعضای مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران به شعبه 12 بازپرسی دادگاه انقلاب اهواز به آنها اعلام شد اتهام وی اقدام علیه امنیت ملی است و وی با قرار وثیقهی چهل میلیون تومانی به زندان کارون اهواز منتقل شده است. |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست درباره بازداشت ابوالفضل عابدینی
در حالیکه بازداشت های بی ضابطه و فراقانونی در سطح کشور همچنان ادامه دارد روز دوشنبه ساعت 9 صبح ماموران اطلاعاتی و امنیتی با یورش به منزل مسکونی ابوالفضل عابدینی نصر , روزنامه نگار و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر ایشان را بازداشت و وسائل شخصی و رایانه وی را با خود برده اند. سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن اقداماتی چنین غیر دموکراتیک و متحجرانه خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان می باشد .
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ۱۰/۴/۱۳۸۸ خورشیدی |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
احضار یک فعال کارگری در هفت تپه به دادگاه عمق برخوردهای غیرانسانی با بازداشت شدگان به روایت شاهدان به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
||
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
امضای درخواستنامه برای ثبت نوروز ایرانی در تقوییم سازمان ملل بهترین هدیه نوروزی- میهن پرستان کلیک کرده و این درخواست امضا کنید(همراه با راهنمای فارسی)
سه شنبه گذشته سرور ابوالفضل عابدینی در برنامه تفسیر خبر حضورداشته و درباره مسائل کارگری و دستگیری های اخیر گفتگویی با آقای جمشید چالنگی داشتند. با توجه به سخنان بی پرده سرور عابدینی چند از یاران ویدیو آنرا خواستار بودند که می توانند فایل تصویری آنرا دریافت کنند.
دریافت ۳.۶۶ مگابایت - ۴.۲۵ دقیقه بایگانی جستاری: سرور ابوالفضل عابدینی به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیوند نوشتار :مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گزارش دادگاه ابوالفضل عابدینی و کارگران هفت تپه در گفتگو با محمد اولیایی فر |
||
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
یکسال پس از آزادی ابوالفضل عابدینی از زندان حاکمیت فرقه ای جمهوری اسلامی (29 بهمن 1386) این یار مبارز ما امروز۲۹ بهمن ۸۷ نیز باید در جلسه دادگاه در دزفول حاضر شود. در همین باره شب گذشته گفتگویی با آقای چالنگی در برنامه تفسیر خبر داشتند که فایل آنرا در زیر می توانید دریافت کنید. دریافت - 1.83 مگابایت - 3 دقیقه
بیانیه فعالان حقوق بشر در این باره
اتهام این خبرنگار و فعال حقوق حقوق بشر تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی می باشد.که سال گذشته پس از تحمل پنج ماه حبس در تاریخ 29 /11/86 با سپردن وثیقه 50 میلیونی از زندان کارون اهوازموقتا آزاد شد. لازم به یاد آوریست که پنج نفر از اعضای هیات مدیره ی سندیکای کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه نیز به همین شعبه دادگاه انقلاب دزفول احضار شدند تا به همراه ابوالفضل عابدینی محاکمه شوند. این فعالان کارگری فریدون نیکو فر، جلیل احمدی، علی نجاتی ، قربانعلی علیپورو محمد حیدری مهرنام دارند. وکیل این پرنده نیز دکتر محمد اولیایی فرد مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات نقض حقوق بشر در ایران می باشد بایگانی جستاری :سرور ابوالفضل عابدینی(آریو پندار)
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
کارگران معترض مسیر ۵ کیلومتری کارخانه تا استانداری را با پاي پیاده به دلیل عدم حمایت مدیران شرکت در به اختیار گذاشتن وسائل نقلیه پیمودند. این کارگران در حین راهپیمایی شعار معیشت "زندگی حق مسلم ماست را فریاد میزدند" گزارشگر : ابوالفضل عابدینی گفتگوي راديوفردا با وحيد فخرالدين كيل عابديني و كارگان نيشكر هفت تپه - دانلود ۱.۳ مگابايت به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
در پي تشكيل سنديكاي نيشكر هفت تپه در ابتداي ماه گذشته(۱ آبان) اداره اطلاعات از اين حركت كه براي نخستين بار در ۳۰ سال گذشته روي داده بود به شدت عصباني شده و اقدام به احضار سرور ابوالفضل عابديني و پنج تن از كارگران نيشكر هفت تپه كه از اعضاي اصلي سنديكا هستند،نمود. راديو فردا با دكتر وحيد فخرالديني وكيل ابوالفضل عابديني و كارگران نيشكر هفت تپه در اين باره گفتگويي انجام داده است كه مي توانيد آنرا از پيوند زير دانلود كنيد. دانلود ۱.۳ مگابايت بايگاني جستاري :بخش سرور ابوالفضل عابدینی به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران سرور ابوالفضل عابدینی -آریو پندار از یاران مبارز و دلاور ما در حزب پان ايرانيست بار دیگر به دادگاه حاکمیت فرقه ای احضار شد. بیانیه زیر از سوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران صادر شده است:
پيوند بيانيه در تارنماي رسمي فعالان حقوق بشر به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
پیوند خبر در مجموعه فعالان حقوق بشر ایران به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
فعالان حقوق بشر در ايران به نام آزادي بنا بر گزارشات رسيده بيش از 2000 تن از کارگران نيشکر هفت تپه در پانزدهمين روز از سلسه اعتصابات و اعتراضات خود جاده اهواز- انديمشک را به مدت 45 دقيقه مسدود کردند .
برای دیدن آنلاین فیلم در یوتیوب کلیک کنید یا از اینجا اینجا دانلود کنید(8.4 مگابایت) پیوند خبر در تارنمای فعالان حقوق بشر در ایران به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
بدلیل فیلتر شدن این تارنما در برخی شهرها همزمان تارنمای جدیدمان هم بروز می گردد. کلیک کنید
يازدهمين روز اعتصاب کارگري شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه و ششمين روز تجمع آنان روبروي فرمانداري شهرستان شوش با دخالت نيروي انتظامي به خشونت و درگيري کشيده شد. 26 /2/87 ابوالفضل عابديني مسوول کمسيون کارگري فعالان حقوق بشر در ايران سرچشمه خبر: فعالان حقوق بشر در ايران بازتاب در تارنماي خبري ايران پرس نيوز به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رييس خانه مطبوعات استان خوزستان : در حق عابديني كوتاهي كرديم!! ابراهيم افتخار ريس خانه ي (ثبت نشده) مطبوعات استان خوزستان در پي انتشار نامه نامه ی ابوالفضل عابدینی و شفاف سازي و ايرادات حقوقي گرفته شده به موجوديت اين نهاد و رياست آن نشستي را با حضور برخي از خبرنگاران مطبوعات خوزستان براي برگزاري مجمع عمومي خانه مطبوعات تشكيل داده اند كه در اين نشست يكي از خبرنگاران به نام "م.گ"خطاب به آقاي افتخار گفت: آيا بين نامه عابديني و اين نشست رابطه اي وجود دارد؟ و ايشان با طفره رفتن پاسخ داد:ما در حق عابديني كوتاهي كرده ايم و در ضمن مصاحبه اي كه ايرنا به نام من منتشر كرد گفته هاي من نبود و هر آنچه را كه ايرنا نقل كرد خبرتنظيمي سرويس خبري اش بود و من هرگز بيان نكردم كه عابديني خبرنگار نيست!!(برای دیدن خبر کلیک کنید) درود بر خبرنگار دلير و میهن پرست آقاي "م.گ" كه ازجا برخواست و با شهامت گفت آقاي افتخار اين كوتاهي نبود خيانت بود. همه آنچه امروز گفته مي شود در پي آن است كه ابوالفضل عابديني هم اكنون خارج از زندان است و مي توانداز خويش دفاع نموده و مشت اين دروغ گويان و ياوه گويان راباز نمايد؛ديگر اين كه آقايان گمان مي كردند ابوالفضل عابديني با گستره ي تبليغاتي بر عليه اش چندين سال را در زندان سپري خواهد كرد و كسي هم در مقام دفاع از وي نخواهد بود غافل از اينكه ما پان ايرانيست ها سوگند خورده ايم كه در همه جا هموندان حزب را از يك خانواده دانسته و از يكديگر در برابر بيگانه دفاع نماييم. در پايان گفته آقايي با نام مستعار غروب را در دفاع از محمد مالي يادآور مي شويم كه نوشته بود: وقتی موج فرومی نشیند تنها کفی می ماند که شاید از دریا تنها تصوری نچندان درست در ذهنش وجود داشته باشد. آنچه در باره عابدینی گذشت را در بخش ابوالفضل عابدینی می توانید ببینید. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
روز گذشته از سوي شعبه چهار دادگاه انقلاب اهواز کسرا علاسوند فعال سياسي ومدني در خوزستان احضار شد . در اين احضاريه آمده است که ايشان بايد روز سه شنبه 27/1/87 ساعت 9 صبح خود را به شعبه 4 معرفي نمايد در غير اينصورت جلب وعدم حضور باعث صدور راي غيابي عليه وي خواهد شد. کسراعلاسوند در تاريخ 22آبان 86 به همراه سرور ابوالفضل عابديني خبر نگارهفته نامه بهارسبزدر دفترنشريه بازداشت شدند . که با قرار وثيقه 70 ميليون توماني در تاريخ 8 آذر ماه آزاد شد .در تاريخ 27 اسفند نيز از سوي همين شعبه دادگاه انقلاب اهواز احضار شد که به دليل نا مشخص دادگاه برگزار نشد.. برگرفته از:مجموعه فعالان حقوق بشر و دمکراسی در ایران به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
به نام خداوند جان وخرد
نامه ابوالفضل عابدينى خبرنگار مستقل خطاب به جامعه مطبوعاتى كشور به ويژه استان خوزستان ![]() ابوالفضل عابدينى ام پيرو مكتب وفرهنگستانى كه انديشمند بزرگ آن شاد روان دكتر محمدرضا عاملى تهرانى در يكى از سروده هاى خود مى گويد :
... كجا نان آرمان بود ....
طى چند سال گذشته در جايى به نام جامعه مطبوعاتى استان خوزستان فعاليت مى كردم . وخوشبختانه هرگز آلوده برخى از بازى ها در اين جامعه نگشتم وازفرصت هاى فراوانى كه دراين مدت با آن بسيار مواجه شدم سوءاستفاده نكردم .
همكارانم به خوبى مى دانند كه چقدر صادقانه ، شرافتمندانه و وفادار به آرمان هاى ملى درجامعه مطبوعاتى استان فعاليت كردم . اما افسوس كه برخى دوستان مطبوعاتى من از رسالت خويش دور افتاده اند
گرچه خبرنگارانى شريف ، متعهدو ايران دوست كه به مصالح مردم مى انديشند در جامعه مطبوعاتى ايران و بويژه خوزستان فراوانند.
در خبر ها همگى شنيديد ابوالفضل عابدينى خبرنگار خوزستانى توسط وزارت اطلاعات دستگير شد. همين يك جمله كافى بود تاماهيت عده اى كه خودرا به اصطلاح روشنفكران خوزستان مى دانندآشكار گردد.زمانى كه درسلولهاى انفرادى بودم ،بسيارى از مطبوعات خوزستان وچند روزنامه سراسرى برخلاف همه مدارك وشواهد و خلاف اصول شرافتمندانه و بدوراز وجدان واخلاق حرفه اى ژورناليستى عمل نمودند ، آنچنان كه سردبير گرامى من در نشريه بهار سبز با رسانه ها مصاحبه اى مى كند و منكر خبرنگار بودنم مى شود . برخى سردبيران و مدير مسئولان نشريات استان نيز آنچان اخبار دستگيرى مرا منعكس كردندو آنگونه برايم جو سازى كرده ،كه هر كس مرا نمى شناخت با خود چنين مى پنداشت كه ابوالفضل عابدينى بدون ترديد يك تروريست است .
عجيب است رييس خانه مطبوعات استان در مصاحبه ى خود با ايرنا گفته بود: (( ابوالفضل عابدينى پرونده اى درآن نهاد مبنى برعضويت درخانه مطبوعات ندارد)) .و همين گفته ايشان كافى بود تا مستندى شود براى رسانه هادر تاييد خبر نگارنبودن من.در مراجعه به اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى خوزستان متوجه شدم كه اين انجمن بعد از گذشت چندين سال هنوز به ثبت قانونى نرسيده و شماره ثبت ندارد.و بايد از هيات مديره اين تشكل صنفى پرسيد در اين مدت مشغول چه كارى بودند كه موفق به تاييد اساسنامه و اخذ مجوز خانه مطبوعات استان خوزستان نشدند.
گر چه نيازى به اثبات عضويتم در خانه مطبوعات ندارم اما بايد بدانيد در سال 82 با سابقه فعاليت 3 ساله مطبوعاتى عضو اين تشكل صنفى شدم و در مجمع عمومى آن شركت نيز كردم . كارت عضويت خانه مطبوعات براى من صادرشده بود اين موضوع را برخى مديران وقت خانه مطبوعات نيز تاييد مى كنند .
حال از رئيس خانه در شرف تاسيس مطبوعات خوزستان پرسش هايى دارم :
نخست: آيا از ديد شما و رسانه هاى داخلى ، ملاك تشخيص خبر نگار بودن يك فرد ،عضويت در خانه مطبوعات است؟اگر چنين است پس بهتر است اساسنامه تشكل هاى صنفى را با فرصت بيشترى مطالعه كنيد.چرا كه اصولا عضويت دراين انجمن ها اختيارى مى باشد و خانه مطبوعات هم ازاين قاعده پيروى مى كند. هرگز كسى نمى تواند بگويد: فردى كه درانجمن هاى صنفى ژورناليستى عضويت ندارد خبر نگار نيست .
دوم: چگونه حضرت عالى به فردى كه عضو خانه مطبوعات نبوده ، با هزينه بيت المال و يا بودجه خانه مطبوعات در روز خبر نگار سكه طلا هديه مى دهيد؟ كه براى من چنين كرديد.
مگر شما شيعه نيستيد ،وحكايت آهن گداخته در دست عقيل را فراموش كرديدكه اينگونه به حراج سكه هاى طلا به افرادى كه نام آنها در ليست اعضاء خانه مطبوعات نبوده پرداختيد !؟
بگذاريد هم به شما و هم به ساير مديران مطبوعاتى استان يادآورشوم ، در همان مراسمى كه براى تجليل ازخبرنگاران خوزستانى برگزار شد،خانه مطبوعات وجامعه مطبوعاتى استان در حالى كه مى دانست از سوى استاندار خوزستان بخشنامه اى صادر شده و خبرنگاران را از حضور در جلسات استاندارى منع نمود، سكوت پيشه كرد واين من بودم كه باعث شدم تا اعتراض خبرنگاران به گوش استاندار خوزستان برسد. و باز هم ياد آورى كنم اين من بودم كه در جلسات شوراى شهراهواز در خصوص وضعيت خبرنگاران و عدم پذيرش پيشنهاد يكى ازاعضاى شوراى شهر در خصوص اعطاى بودجه فرهنگى 300 ميليون تومانى به خبرنگاران ، مطبوعات خوزستان و سازمان هاى مردم نهاد (NGO ) و واگذارى آن به برخى نهاد هاى ديگراعتراض كردم.
سوم: آيا مى توانيد بگوييد دراساسنامه خانه مطبوعات استان خوزستان، مجمع عمومى و انتخابات اعضاى هيات مديره اين خانه هرچند سال يكبار برگزار مى شود و هيات مديره براى مدت چند سال از سوى اعضاء انتخاب مى شوند .باز اين پرسش را دارم آيا زمانى كه شما به عنوان رئيس خانه مطبوعات استان در مورد من مصاحبه كرديد.آيا به لحاظ اساسنامه يك عضو عادى قلمداد مى شديد يا همچنان رئيس خانه مطبوعات بوديد؟
با توجه به برگزارى مجمع عمومى خانه مطبوعات خوزستان درمهرماه سال 84 ، طبق اساسنامه ،شما و ساير اعضاى هيات مديره تا مهرماه سال 86 قانونا از مديران خانه مطبوعات محسوب مى شديد . بهتراست يادآورى كنم مصاحبه شما درآذرماه با ايرنايعنى بعد از آن تاريخ مقرر در اساسنامه با عنوان رييس خانه مطبوعات خوزستان انجام شد .آيا اين يك تخلف آيين نامه اى نيست.؟
نكته جالب ديگرى كه بيان عنوان شد در زمانى كه در زندان باز داشت بودم مطالب غير منصفانه سردبير نشريه ى بهار سبز در همان گزارش خبرگزارى ايرنا بود. كه خبرنگار بودن مرامنكرشد . و وقتى با واكنش و ارايه ى مدارك غير قابل انكار دوستان و همفكرانم مواجه مى شود بار ديگر بيان مى كند كه عابدينى ازابتداى فروردين سال 86 تا آبان ماه با نشريه بهار سبز بصورت پاره وقت در امور آگهى ها همكارى مى كرد وى همچنين گفته بود در اين 5 ماهه فعاليت عابدينى با ما ايشان فقط يك بازارياب بوده و اينكه از او با نام دبير سرويس اقتصادى در نشريه نام برده شد ، منظور همان ويزيتور بود ه است نه خبرنگار .
اين بار پرسش هايم را از سردبير هفته نامه بهار سبز مى پرسم :
نخست : زمان آغاز همكارى من با نشريه بهار سبز ازآبانماه 85 بود نه فروردين 86 .ولى حتا اگر ملاك ، گفته شما باشد آيا از تاريخ فروردين ماه تا آبان ماه مى شود 5 ماه؟!
دوم: شما مى گوييد منظورتان از دبير سرويس اقتصادى همان بازار ياب است . با اين تعبير شما ، حتماً فردى كه بر سرچهار راه ها مى ايستد و فرياد مى زند:"روزنامه ، فوق العاده" در نشريه حضرتعالى حكم دبير سرويس اجتماعى را دارد.
جناب سردبير مى توانم بپرسم نشريه اى با دارا بودن اين گونه سرويس ها و توجيه علمى و حرفه اى شما(!) در خصوص وظيفه دبير سرويس اقتصادى وظيفه واقعى خودتان در آن نشريه بر اساس همان تعريف حرفه اى تان چه بود ؟
جناب سردبير بهتر است نگاهى به آرشيو نشريه بهار سبز بياندازى تا عكس ها و گزارشات مرا ببينى وبد نيست بدانى گزارش مافياى شكركه در نشريه اى كه حضرتعالى مسووليت سردبيرى آنرا به عهده داريد،بصورت تيتراول نشريه به چاپ رسيد،كه يكى از موضوعات مطرح شده در پرونده ام بود ؟
البته به شما حق مى دهم چون آنقدر مشغله كارى (!) داشتى و سرگرم مسايلى بودى، كه متوجه نشدى بازارياب نشريه ات (البته طبق گفته هاى شما!) هم مى تواند بنويسد، هم مى تواند عكس بگيرد،وهم يك خبر نگارى با ارتباطات جهانى باشد .
ياد روزى افتادم كه مرا از زندان براى محاكمه به دادگاه انقلاب بردند. شخص مجرمى محكوم به تحمل 74 ضربه شلاق همراهم بود. هنگام اجراى حكم، فردى كه حكم را اجرا مى كرد خطاب به يكى از همكارانش گفت هر ضربه اش ثواب اخروى دارد و رحمت الهى نصيب انسان مى شود .موقع ضربات پايانى ،سربازى كه در آنجا حضور داشت،تازيانه را گرفت و گفت : بد نيست ما هم از اين رحمت الهى بهره اى ببريم .
آرى . مدير مسئول يكى از روزنامه هاى استان هم بيكار ننشست و چون نخواست از اين قافله عقب بيافتد، دست به قلم مى شود ، نامه اى به خبر گزارى ها مى نويسد وسابقه فعاليت من در نشريه اش را تكذيب مى كند. چه زود مدير مسئول اين نشريه مزد زحمات ما را داد . ايشان از خاطرش رفته بود چه كسى در كنار سردبير پر تلاشش تمام سعى خود را به كار بست تا هفته نامه اش روزنامه شد.همان فردى كه نشريه اش جايى براى مصاحبه با افرادى قوم گرا وتريبونى براى بيان افكار ى گشت كه قصد تخريب و وتوهين به فرهنگ ملى ايرانيان را داشته و دارند از ياد بردكه به اصرار چه كسانى و كدام نهاد مرا از نشريه اش اخراج كرد.
و اما شما جناب سرپرست خبر گزارى ايرنا .آفرين به شما. حركت شما دست مريزاد دارد .آنجا كه به مصلحت است خبر ويژه مخابره مى كنيد ومى گوييد: ابوالفضل عابدينى نصر در استان خوزستان فعاليت مطبوعاتى داردو خبرنگار بهار سبزاست. و آنجا كه باز هم مصلحت حكم كند جنجال به پا مى كنيد و گزارشات خود را طورى تنظيم مى كنيد كه خبر نگار بودن من به زير سوال رود.
گويا شما و خبرگزارى ايرنا نيز دچارفراموشى و به قول پزشكان الزايمر مزمن شديد .از ياد برده ايد فروردين ماه امسال ( 86 )كه برخى از رسانه ها خبر دستگيرى مرا پخش كردند، خبر نگار آن خبرگزارى در يك روز بيش از چندين باربا من تماس گرفته تابپذيرفتم با خبرگزارى شمامصاحبه كنم ومتاسفانه در گزارشى كه منعكس كرديد، هرگز به بيان مطالب من نپرداختيد، وفقط حضور من در دفترشما برايتان مهم بود .متاسفانه بعد از آن هم به اعتراض من توجهى نشد.
شما هم به آرشيو خبرهايتان نگاهى بياندازيد .تا ببيند كه در آن گزارش مرا خبر نگار چه رسانه اى معرفى كرديد؟
جاى تعجب فراوان داردكه خبر گزارى ايرنا در فروردين ماه گزارشى در خصوص من منتشرمى كندو در آن مرا خبر نگارنشريه بهار سبز معرفى كرده واشاره به سوابق مطبوعاتى من در ساير مطبوعات خوزستان مى كند .ولى در آذرماه گزارش كاملاً متضاد با آن به گونه اى تنظيم و منتشر مى شود و تلاش مى نمايد تا مرا فردى غير مطبوعاتى معرفى كند !
تمامى مدارك و شواهد به خوبى و با صراحت كامل گوياى كتمان حقيقت از سوى دوستان مطبوعاتى ام مى باشد . در استانى كه اين همه از سوى عناصر تجزيه طلب قوم گرا ،گروهاى پان عربيسم و بيگانگان ودشمنان اين آب وخاك و ملت ايران مورد هجوم و حمله قرار مى گيرد، و در جامعه اى كه كمبودها و كاستى هاى فراوان دارد و مطبوعات مى توانند نقشى اساسى و سازنده ايفا كنند، بسيارى از مطبوعات ما ابزارى شدند براى سر پوش نهادن ضعف برخى از مديران ناكارآمدوحتا دامن زدن به مسايل قومى وضد يت با هويت ملى ملت ايران آنهم در سالى كه از آن به عنوان سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى ياد مى شود!
يك شبه مديرى كه فاقد هرگونه صلاحيت مديريتى باشد با دادن چند آگهى مى شود مدير نمونه استانى وحتا كشورى . دراين فضاى مطبوعاتى گاه شاهد آن بوديم كه سردبيرويا خبرنگارى به دليل حمايت ازيك مديركل، از معاونين، مسئول روابط عمومى ويا كارمند سازمان وى مى شود. مخالف پيشرفت وترقى افراد جامعه نيستم، ولى آيا ملاك اين گونه انتصابات براساس اصل شايسته سالارى است ويا براى رقم خوردن معادلاتى است كه در آن فقط به منافع شخصى ، جناحى ويا ... مد نظر قرار مى گيرد و از مصالح ملت شريف ورنج ديده ايران خبرى نيست!؟
براستى آيا مى دانيد چه رسالتى را بر عهده داريد وچه وظيفه سنگينى بر دوش شما نهاده شده است ؟آيا مى دانيد تريبون در اختيار شما گذارده شد تا به بررسى دردو رنج اين مردم بپردازيد؟ تا خواسته ها ونياز هاى اين ملت را بشنويد و آنها را منعكس سازيد ؟
دوستان و همكاران جامعه مطبوعاتى ، براستى كداميك از شما به شناسايى ريشه هاو عوامل معضلات و آسيب هاى جامعه ايرانى پرداخته وكداميك از شما درخصوص مسايل حساسى چون حقوق تاريخى ملت ايران دردرياى مازندران ( كه وسعتى به اندازه كشور افغانستان دارد)، اروند رود كه هنوز شهيدان ما بر بستر آن آرميده اند، ادعاهاى واهى بيگانگان دررابطه با جزيره هاى ايرانى وحتا نام خليج فارس، به مردم ومسوولان كشوربا توجه به منافع ملى و حقوق تاريخى ملت ايران در خصوص مذاكراتشان با كشورهاى ديگر هشدار داده ايد ؟
براستى كداميك از شما مى تواند بگويد كه در قبال جامعه زحمتكش ، رنج كشيده و بى پناه كارگرى ايران و اين همه كاستى هاى موجود،نقش و وظيفه مطبوعات چيست ؟
كداميك از شما عزيزان مطبوعاتى مى داند كه چند درصد از مردم ايران زير خط فقر هستند؟ چرا اين همه معتاد داريم؟ چرا برخى از جوانان متاسفانه دين گريز شدند؟ دلايل افزايش طلاق چيست؟ و هزاران چراى ديگركه به خوبى مى دانم شما همه ى پاسخ ها را داريد. اما...
اما نمى خواهيد بيان كنيد!چون براى برخى از شما نان آرمان است ونمى خواهيددراين آشفته بازار،آگهى هاى ميليونى را ازدست بدهيد وخود را درگير سازمانها و ارگان هاى دولتى نمى كنيدو با يك رپرتاژوچند كادر آگهى تمام رسالت و وظيفه تان را در مقابل ملت خود فراموش مى كنيد و در برابر هر آنچه كه مى بينيد سكوت اختيار كرده و گاه هم عكس موضوع را بيان مى فرماييد .
سد افسوس به اين جامعه مطبوعاتى.سد افسوس...
در پايان با يد عرض كنم اين نامه را نه براى دفاع از خويش بلكه براى گوشزد كردن وظيفه و رسالتى كه بعنوان افراد وقايع نگار در قبال جامعه بر عهده داريد، نوشتم . وبگويم كه تاريخ در مورد همه ما به قضاوت مى نشيند.اگرقضاوت تاريخ و نسل آينده برايتان مهم است حرمت قلم هايتان را نگه داريد وهميشه همگام با ملت خود باشيد چرا كه هر قدرتى در برابر خواست و اراده ملت محكوم به تسليم است و خورشيد حقيقت هيچ گاه براى هميشه زير ابر پنهان نخواهد ماند.
پاينده ايران
ابوالفضل عابدينى نصر
خبر نگار مستقل
بيست و هفتم اسفند ماه ۱۳۸۶
هفدهم مارس 2008 ميلادى
رونوشت :
- وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى
- استاندارى استان خوزستان
- اداره كل فرهنگ وارشاد اسلامى استان خوزستان
- انجمن گزارشگران بدون مرز
- انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران
- مطبوعات كشورى و محلى و خبر گزارى ها وسایت های اینترنتی
- روابط عمومى هاى سازمان ها و ارگان هاى دولتى و غير دولتى
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
شركت در انتخابات خيانت است به ايران- بيانيه حزب پان ايرانيست در مورد تحريم انتخابات دیوار پادشاهی! توی روستای ما دیوار یکی از خانه های خان ِ آبادی خیلی بلند بود یه روز بُرزو پسرمَد حسن که شرترین جوان آبادی بود همه رو جمع کرد و گفت:بچه ها هر کی از روی دیوار پایین بپره باباش پادشاه می شه دوسه تا از بچه ها داوطلب شدند که برن بالای دیوار و بپرن پایین اما وقتی ارتفاع رو دیدند بی خیال شدند. از بین اونا یکی شون که به قول خودش دل و جراتش از همه بیشتر بود گفت من با خود عهد کردم که بابام پادشاه بشه و یکدفعه خودشو پایین انداخت و به محض رسیدن به زمین چنان فریادی زد که همه فهمیدند پاش شکست. خلاصه چندین سال از اون ماجرا گذشت پاش لنگِ لنگ موند تا همین یکی دو سال گذشته که بر اثر همون ضربه هنگام عمل جراحی مرد بخت برگشته نه تنها باباش پادشاه نشد بلکه به خاطر لنگی پاش هرگز ازدواج نکرد و همون حادثه دوران کودکی باعث مرگش شد.حکایت خیلی ها تو این دورو زمونه مثل همین هم ولایتی ماست.می گید چطور؟! قبل از انتخابات با بسیاری از کاندیداهای شورای شهر صحبت می کردم و از آنها می پرسیدم چرا کاندید شدید.یکی می گفت می خواهم جلوی باند بازی را بگیرم یکی دیگر هم، اِی ته دلش دنبال پست و مقاوم بود و می گفت می خواهم به جامعه ام خدمت کنم اون یکی هم می گفت اصلاحات هنوز زنده است! کَل نقی ما هم که در این چند ساله هر چه فرم کاریابی (دولتی و غیر دولتی) را پر کرده و هنوز بیکار بود فرم ثبت نام شورای شهر را هم به قول خودش یکی از تیرهای توی تاریکی دانست و اون رو هم پرکرد و چند صد هزار تومان هم از پدرزنش قرض کرد و تعدادی پوستر چاپ کرد و یه ستاد راه انداخت تا بتونه بعد از سالها بیکاری بالاخره یه کاری پیدا کنه. چند روز پیش کل نقی را دیدم که یه پوشه زیر بغلش بود و توی این هوای سرد عرق کنان به سرعت می دوید.گفتم ها کل نقی چیه، گفت تقاضای یک وام کردم تا پول بدهی هام به پدر زنم رو بدم آخه اومده زنم را برداشته و برده و گفته تا پولهام را نیاری زنت برنمی گرده خونه! * این نوشته و نوشتاری دیگر از سور عابدینی در هفته نامه بهار سبز شماره 77 ویژه رامهرمز در بهمن ماه 1385 چاپ شده بود که یکی از مستندات ما برای اثبات روزنامه نگاری ایشان گردید(اين نوشته در بهار سبز ، كليك كنيد). به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
" ما از آزادی اين دو روزنامه نگار خوشحاليم، هر چند که آزادی روزنامه نگاران با چنين وثيقه های سنگيني تاسف بار است. معمولا خانواده و دوستان روزنامه نگاران مجبور به گرو نهادن خانه و املاک خود برای تامين وثيقه هستند و اين فشاری مضاعف بر روزنامه نگاران برای سانسور و خودسانسوری است. دولت جمهوری اسلامي نشان داده است که ناتوان از پذيرش انتقاد است و حق اطلاع رساني را "تهديدی برای امنيت ملي" خود تلقي مي کند. ما از مقامات مسئول خواهان صدور منع تعقيب قضايي برای روزنامه نگاران و باز انتشار ماهنامه عصر پنجشنبه و همه ی نشريات توقيف شده هستيم." ابوالفضل عابديني نصر، روزنامه نگار هفته نامه بهار اهواز در تاريخ ٢٩ بهمن ماه از زندان آزاد شد. وی در تاريخ سه شنبه ٢٢ آبان در اهواز توسط ماموران وزارت اطلاعات در خيابان دستگير شده بود. اين روزنامه نگار که در آذر ماه سال ٨٤ نيز به مدت ٥ ماه بازداشت بسر برده بود، در تاريخ ١١ دی ماه از سوی دادگاه انقلاب اهواز با اتهامات چون "تبانی جهت اخلال در نظم عمومی کشور، تحریک به تظاهرات کارگران نیشکر هفت تپه، و مصاحبه با رادیوهای بیگانه" به يک سال زندان محکوم شد. ابوالفضل عابديني نصر تنها گزارشگر اعتراضات کارگران نيشکر هفت تپه بود و به هنگام پوشش خبری اين اعتصابات نيز دو بار از سوی ماموران اطلاعاتي دستگير شده بود. سعيد متين پور در تاريخ ٨ اسفند ماه با سپردن وثيقه ٥٠٠ ميليون توماني از زندان آزاد شد. روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان در تاريخ ٥ خرداد ماه در زنجان دستگير شده بود، به مدت دوماه در زندان اطلاعات اين شهر تحت فشار و بازجويي قرار داشت و سپس به بند ٢٠۹ زندان اوين انتقال يافت، دو ماه بعد اين روزنامه نگار به زندان شهر زنجان بازگرداننده شد و از تاريخ ١٣ آذر مجدا به زندان اوين منتقل شده بود. اتهامات اين روزنامه نگار از سوی مقامات قضايي " اقدام عليه امنيت ملي " و " همکاری با بيگانگان" اعلام شده بود. برگرفته از تارنماي گزارشگران بدون مرز براي ديدن بخش سرور عابديني روي پاينده ايران كليك كنيد
به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
سرورعابديني از زندان آزاد شد
بخش سرور عابديني كه گزارش ها و گفتگو هاي پيشين در آن قرار گرفته است.
به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
ابوالفضل عابدینی به یکسال زندان محکوم گردید
امروز صبح 11/10/1386 دادگاه ابوالفضل عابدینی (مربوط به اتهامات و دستگیری سال 84) در اهواز برگزار گردید و در موارد اتهامی "اقدام علیه امنیت ملی" ،"اهانت به رهبری" و "عضویت در حزب پان ایرانیست "مجرم شناخته شده و به 1 سال حبس محکوم گردید. این در حالی است که ایشان حدود 7 ماه از این دوران را به سال 1384 و 1386در زندان سپری کرده است.در پی اعتراض سرور عابدینی حکم به دادگاه تجدید نظر فرستاده خواهد شد. دادگاه دیگر وی در پی اتهامات سال 86 (ادامه نوشتار در بخش دوم را حتماً بخوانید)در در شعبه 4 دادگاه انقلاب اهواز و شعبه 1 دادگاه انقلاب شوش برگزار خواهد شد.خبرهای دیگر در این باره روزهای آینده روی تارنما قرار خواهد گرفت. صدای عابدینی را از زندان گوش کنید.(فایل هاmp3 و زیپ شده به گنجایش700 کیلو بایت هستند) خبر رساني صداي آمريكا در مورد حكم ابوالفضل عابديني(تصويري) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تلاش های ما و دیگردوستان پان ایرانیست در ارائه مدارک و مستندات و نوشتارها درباره سرور عابدینی دراین تارنما به بار نشست. برای آگاهی بیشتر نوشتار زیر را که چندی پیش آمده شده بود، بخوانید: مسئولان پرونده پس از ارائه مدارکی مبنی بر خبرنگار بودن سرور عابدینی در این تارنما برای نخستین بار و انتشارآن در گستره ی اینترنت و نوشتار های یاران پان ایرانیست در مورد اندیشه میهن پرستانه ی عابدینی دست به اقدام جالبی زدنده و در تفهیم اتهام از عدم خبرنگاردانستن ایشان و تلاش برای بمب گذاری از سوی او سخنی به میان نیاورند. پخش این اخبار تنها در پی انحراف افکار عمومی و آماده نمودن جو بیرون برای صدور حکمی سنگین علیه عابدینی بوده است که با تلاش های همگانی این دسیسه بی اثر گردیده است. * چگونه خانه مطبوعات به ابوالفضل عابدینی در روز خبرنگار سکه جایزه می دهد؟! *حرکت ناکام: پرونده ی دوگانه ،اتهامات دوگانه ، دادگاه دو گانه ! * پرونده ابوالفضل عابدینی در خانه مطبوعات چه شد؟ * شکم گرسنه عامل تحریک کارگران! به دوستان بگویید من از دادگاه آقایان هیچ ترسی ندارم اگرامروز مرا آزاد کنند همان ابوالفضل عابدینی هستم که بودم چون کار من اشتباه نبوده و هیچ خیانتی به مملکت نکردم هر چه بود در راه میهنم بود. در پی ارتباط با سرور عابدینی در زندان، به هنگام در میان گذاشتن خبر جدید خبرگذاری رسمی جمهوری اسلامی ایران( ایرنا) مبنی بر اتهامات "تلاش برای بمب گذاری" و "عدم خبرنگار بودن" شگفت زده گردیدو بیان نمود که: در تفهیم اتهام به من هیچ کدام از موارد ذکر شده بالا بیان نگردید. ایشان موارد اتهامی تفهیم شده به خود را اینگونه برشمرد: 1.تبانی جهت اخلال در نظم عمومی کشور 2. عامل تحریک و تظاهرات کارگران نیشکر هفت تپه 3. مصاحبه با رادیوهای بیگانه (رادیو فردا) 4. عضویت در حزب پان ایرانیست،فعالیت در این حزب و شهید خواندنِ زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی در تارنمای خود! همچنین پرونده ای شبیه آنچه در اهواز برای سرور عابدینی تدارک دیده شده در شهر شوش نیز آماده شده تا مدت زمان بیشری اطاله دادرسی کنند و ایشان را در حبس نگه دارند. در همین رابطه تمامی کارگران هفت تپه که به عنوان متهم در پرونده هستند بیان کردند که عابدینی آنان را تحریک نکرده و فقط رسالت خبرنگاری خود را انجام داده و هر آنچه که در دادگاه شوش با فشار بر ضد عابدینی بیان کرده اند را رد کردند و عامل اعتصابات خود را شکم گرسنه زن و بچه خود عنوان کردند.(قابل توجه دولت مهرورز با درآمد میلیاردی پول نفت). برای آگاه شدن خوانندگان گرامی باید یادآوری کنم که براساس قانون فعلی ملاک خبرنگار بودن شخص ،عضویت در خانه مطبوعات و انجمن صنفی خبرنگاران نیست چرا که در حال حاضر بسیاری از خبرنگاران خوزستانی عضو نیستند این انجمن ها و خانه مطبوعات نیستند. خانه مطبوعات انجمنی است که برای احقاق حقوق جامعه مطبوعاتی است و عضویت در ان اختیاری می باشد؛ هر چند که این وظیفه خود را نیز به خوبی ایفا نمی کند و در حال حاضر زمان تصدی آقایان دراین دوره به پایان رسیده و مجمع عمومی آن به تعویق افتاده و هم اکنون از لحاظ حقوقی دارای ایراد است. آقایان پاسخ دهند که چگونه ابوالفضل عابدینی از سوی هفته نامه بهار سبز به خانه مطبوعات معرفی شده و در روز خبرنگار به ایشان سکه جایزه داده می شود!!! بر اساس اطلاعاتی که کسب کردیم عابدینی عضو خانه مطبوعات بوده و در انجا دارای پرونده است اما ظاهرا پرونده او مانند بسیاری از پرونده های دیگر در موقع لزوم ناپدید شده است!!! {موارد اتهامی را بخوانید و خود قضاوت کنید که چه کسانی در نظم عمومی کشور اخلال ایجاد می کنند مافیای شکر که با وارد نمودن میلیون ها تن شکر بیش از نیاز مصرف داخلی و برای باج دادن به کوبا کمر کارخانه های تولید شکر در خوزستان را شکسته است، یا یک خبرنگار خوزستانی؟عامل تحریک و تظاهرات کارگران به گفته خودشان شکم گرسنه زن و بچه شان به دلیل دریافت نکردن چند ماه حقوق بوده و یا ابوالفضل عابدینی.گفتگو با رادیو های بیگانه از کی جرم بوده که اینک به این بهانه بندی به اتهامانت عابدینی افزوده شده است؟از کی تا کنون عضویت در حزب پان ایرانیست جرم است و میهن پرست، مجرم ؟آقایان مگر به گفته خودتان هر که در راه میهن خود کشته شود شهید نیست؟ جرم زنده یاد دکتر عاملی تهرانی چه بود ؟آیا در راه میهن خود کشته نشد؟ آیا در حکومت پیشین به میهن خود خیانت کرد و یا دیتش به خون کسی آلوده شد؟(در آینده از چگونگی یه شهادت رساندن ایشان اسنادی را پیش روی شما خواهم گذارد.)} در بايگاني جستاري بخش سرور ابوالفضل عابديني تكميل شد به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
با درود به یاران و به پایندگی ایران زمین
پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
نيرزد آن خون که نريزد به راه پاسداري اين خاک جمله اي که سراسر وجود هر وطن پرستي را به غرور وامي دارد هميشه و در همه لحظات زمان ها از آن زمان که من با حزب پان ايرانيست آشنا گشتم با من همراه بود. آري در ايران بودن و در راه ايران ماندن بهايي دارد ،امروز زنداني شدن فرزندان اين آب و خاک و سرزمين اهورايي است. چگونه مي توان باور کرد وطن دوست جز ايران هيچ انديشه ي ديگري در زهن داشته باشد، من فرزند همين آب و خاکم؛ آب و خاکي که خون ها و جانها به راهش فدا گشته تا به جهان سرافراز بماند.زندگي من با ارزش تر از زندگي هيچ آزاده ي ديگري و دل و ديده ي مادر من از دل مادر هيچ وطن پرستي داغديده تر نيست.اگر تکه تکه ام کنند و اگر نيست و نابود شوم باز هم مي گويم پاينده ايران. فايل صوتي سخنان ابوالفضل عابديني را مي توانيد از اينجا دريافت کنيد.(۱۰۴كيلوبايت) به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاسخی به «غروب»
مزدک - شاهین بادرود بر خوانندگان گرامی و به پایندگی ایران زمین هم میهن گرامی پیام شما با نام مستعار "غروب " در حمایت از محمد مالی سردبیر هفته نامه بهار سبز و اظهارات ایشان را در تارنمای هواداران پان ایرانیست کرمان و پان ایرانیست خوزستان خوانده و از آنجایی که این سخنان ابهاماتی برای خوانندگان ایجاد می کند شایسته دیدیم که نکاتی چند در این مورد به شما و دیگر خوانندگان یاد آوری کنیم. ابتدا پیام جناب «غروب» را میخوانیم: وقتی موج فرومی نشیند تنها کفی می ماند که شاید از دریا تنها تصوری نچندان درست در ذهنش وجود داشته باشد.اما آفتاب روزگار مدیدی پشت ابر نمی ماند چرا که قصه قصه بی غصه ای است. تصور نمی کنم که هر سخنی را باید پاسخ داد.اما از آنجایی که آنچه در مورد محمد مالی رفته است را بی انصافی محض در برابر شخصیتی می دانم که با دانستن عواقب احتمالی همکاری با انسانی که به هر حال درست یا نادرست در مضان اتهاماتی قرار داشته است در دوره ای که حتی دوستان هم حزبی اش از نزدیکی به او خود داری می کرده اند و شرایطی را فراهم آورد تا او بتواند روزهای خود را در شرایط بهتری بگذراند و از هیچ کمک و مساعدتی به او دریغ نکرد. نکاتی را که خود با پرسش از او دریافته ام و تنها می خواهم نقل پاسخ او را در برابر این همه بی انصافی نمایم لازم می دانم: نخست آنکه همکاری عابدینی با بهار سبز از زمستان 85 نبوده.بلکه سالنامه بهار سبز ویژه نوروز86 بوده که عابدینی به صورت پاره وقت و فقط به عنوان آگهی گیرنده در آن ویژه نامه فعالیت داشته است. به قول آقای مالی خوشبختانه پول هیچکدام از آگهی هایی که ایشان گرفتند هم وصول نشد. در ضمن عنوان دبیر سرویس اقتصادی هم به عنوان مسئول جذب آگهی ها و به همین دلیل عنوان شده است .دوم.ایشان باز هم تاکید کردند که همکاری عابدینی با نشریه تحت سرپرستی شان تنها در حوزه مسائل اقتصادی نشریه چون جذب آگهی و پیگیری امور اقتصادی نشریه بوده است. و در پایان آقای مالی اظهار نظر کردند که هل جزا الحسان الا احسان. در مورد برخی نظرات هم تنها ایشان به این نکته اشاره کردند که امیدوارم همه ما به راه راست هدایت شویم . و اما پاسخی برای ایشان: 1.از این که عنوان فرمودید آقای مالی در این تریبون مورد اتهاماتی قرار گرفته به گمان نگارندگان چنین نیست تا آن جا که می دانیم ما تنها نقل گفتگوهای ایشان رابیان کردیم که عنوان کرده بودند آقای عابدینی هیچ گونه کار خبرنگاری برای نشریه بهار سبز انجام نداده اند و ما اسناد و مدارکی را از نشریه بهار سبز در این تارنما نشان دادیم و آشکار کردیم که نشان از آن داشت که ایشان مدتی بیش از آن چه آقای مالی عنوان کرده بود خبرنگار این نشریه بوده است حالا تعداد خبرهای که از ایشان چاپ شد کم یا زیاد بوده مهم نیست مساله این است که ایشان به جرم انعکاس اخبار کارگران نیشکر هفت تپه بازداشت شده اند و اگر هم جرمی را مرتکب شدند جرم مطیوعاتی محسوب می شود تازه جناب عابدینی تا آن جا که می دانیم و همگان آگاه هستندحدود 7سالی است که در عرصه ی مطبوعات خوزستان مشغول به کار هستند و الیته از این محل نیز زندگی را به سختی همچون دیگر روزنامه نگاران می گذرانند.انتظاری که ما از همکاران ایشان بوِیژه آقای مالی داشتیم این بود که دست کم اگر خیری نمی رسانند به انکار فعالیت های مطبوعاتی ایشان نپردازند چرا که هر کس که موضوع بازداشت ایشان را مورد کنکاش قرار دهد متوجه خواهد شد که انکار خبرنگار بودن وی و اتهام تلاش برای بمب گذاری در مراکز اقتصادی استان مرتبط بوده است تا بدین وسیله راه برای دادگاه های به اصطلاح انقلاب و نیز بازجویان ایشان بازتر شود.ما این اسناد را همچنان استفاده خواهیم کرد تا افکار عمومی خود به قضاوت بنشیند. 2.این که گفته ایدکه آقای مالی در زمانی که هیچکدام از دوستان حزبی با او ارتباط نمی گرفتند به ایشان پناه دادند که امری است غیر واقع و دروغ چرا که حضور ایشان در همه ی آیین های ویژه ی وطن پرستان ویا پان ایرانیست ها خلاف این گفته را می رساند؛ تازه در همین مدت که ایشان بازداشت شده اند بیشترین پوشش خبری را پان ایرانیستها از خود نشان دادند و چند تن از اعضای شورای عالی رهبری در این باره گفتگوهایی را بارسانه های بین المللی انجام دادند و نیز متن درخور تاملی به حمایت از ایشان و کسرا الاسوندبه نام همرزمانم ، هان، با شمایم چاپ و در سطح وسیع پخش گردید و البته همچنان تلاش ها ادامه دارد و درباره ی سند و وثیقه هم که برای ایشان بریده اند این موضوع نیز در حال پیگیری و انجام است.به نوشتارهای پیشین ما در تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان و دیگر سروران در پایگاه های فرمان آریا،پان ایرانیست کرمان ،پان ایرانیست مازندران،جوانان پان ایرانیست و... مراجعه کنید. ما هیچ گاه او را تنها نگذاشتیم و تلاشهایمان در این باره آشکار است. 4. شما بگویید ما کدام حرف را قبول کنیم؟؟ ابتدا به گفته خودتان نگاهی بیاندازید و سپس حساب کنید ازفروردین 1386که به گفته شما آغاز همکاری عابدینی با بهار سبز بوده تا آذرماه که زمان گفتگوی محمد مالی با خبرگذاری جمهوری اسلامی ایرنا بوده، 5 ماه است؟؟در ضمن به این سند نگاهی بیاندازیذ تا ببینید عابدینی از زمستان سال گذشته با بهار سبز همکاری نموده است نه از فروردین ماه.(به سند انتهای نوشتار نگاه کنید.) 5.نوشته بودید "اگر هم در این دوره 5 ماهه یک مقاله یا یک عکس از ایشان به چاپ رسیده چنانچه دوستان آگاه می دانند نمی تواند بر خبرنگار بودن وی در این نشریه تعبیر شود" .یک عکس؟ یک مقاله؟ شما ظاهرا اسناد را ندیده ای برادر. در ضمن ایشان چگونه بازاریابِ ِخودشان را دبیر سرویس اقتصادی و نیز سردبیر ویژه نامه می نامید؟ در کدام شماره نشریه نام سرور عابدینی به عنوان آگهی گیرنده(بازاریاب) آمده است واگر جزب آگهی با دبیر سرویس اقتصادی یکی است (که می دانیم نیست)،از این پس بازاریاب های محترم نشریات می توانند خود را دبیرسرویس اقتصادی بنامند!! هم من و هم شمامی دانیم اگرهمکاری او در همه زمینه ها نبود آقای مالی قادر به بیرون آوردن نشریه می گردید؟؟در باره کوشش های ابوالفضل به نوشتاری از مسئولین نشریه در مورد ایشان که در سالنامه بهار سبز درج شده بود نگاهی بیاندازید. (این سند که ایشان سردبیر ویژه نامه رامهرمز بهار سبز در بهمن 1385 بوده در انتهای نوشتار آمده است) 6. از قول آقای مالی گفته بودید" خوشبختانه پول هیچکدام از آگهی هایی که ایشان گرفتند هم وصول نشد". بیچاره عابدینی که یک اتهام دیگربه اتهاماتش افزوده شد.امیدوارم روزی که از زندان آزاد شد خودش در این باره روشنگری کند. 7. هر کس در این تارنما آزاد است که نظرات خود را بیان کنند آقا و یا خانم رهگذر هر که هستند نظر شخصی خود را بیان کرده اند همانطور که جناب غروب گفتارهایی را بیان نمودند و این ها هیچکدام نظر پان ایرانیست ها نمی باشد بلکه نشان از اعتقاد به دموکراسی در این تارنماست. ما هم هرگز در این تارنما آقای مالی را مامور امنیتی و یا مرتبط با این نهاد معرفی نکردیم هر چند به نظر من صرف مامور امنیتی بودن دلیل بر متهم یا گناه کار بودن نیست و چه بسا عناصر بسیار وطن پرستی نیز در این ارگان وجود داشته باشد که وظیفه پاسداری از نیاخاک را برعهده دارند تنها گله ی ما از جناب مالی این است که نمی بایست در این شرایط که از هر سو به آقای عابدینی اتهامات ناروا زده می شود ایشان و دیگر همکارشان همجون آقای افتخار به نمایندگی از خانه ی مطبوعات که خوب می دانیم مدتی حتی از برگزاری کنگره خود عاجز گشته اینچنان ایشان را به همراه دیگر رزونامه های استانی مورد بی مهری قرار دهند. بله آقای محمد مالی معنای راه راست را هم فهمیدیم.این راهی که ما میرویم کج است و آن راه که شما برگزیدید صراط المستقیم …دست کم در این راه راست که می روید،راست گویی را نیز پیشه کنید. در پایان باید بگویم همین یاران حزبی که گفته اید از ایشان کناره می گرفته اند تا آخر از او دفاع خواهند نمود و هیچگاه او را تنها نخواهند گزارد. سرانجام روزی همه ی پرده ها کنار خواهد رفت و چهره هر کس آشکار می گردد، امیدواریم این توضیحات خود اندکی بر روشن تر شدن این گفتار ها که از سوی جناب غروب مطرح شده بود بیفزاید و خواننده خود به داوری بنشیند. نوشتار شما و پاسخ های ما پیش روی خوانندگان است.قضاوت را به آنان می نهیم . اسناد جدید را حتماً ببینیدبا کیفیت اسکن شده اند ذخیره کنید سپس نگاه کنید: http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_jeld.jpg http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_roye.jpg http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_page2.jpg http://paniran.persiangig.com/image/vizhe-name_page4.jpg سربازان میهن شاهین فرازدوست مزدک ایران پرست 23/9/1386 |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران بنابر آخرین اخبار رسیده ابوالفضل عابدینی دست به اعتصاب غذا در زندان زده است. ابوالفضل عابدینی از دیشب 21 آذر ماه 1386 در بند 6 زندان کارون اهواز دست به اعتصاب غذا زده است. به گفته خانواده ایشان، این اعتصاب غذادر اعتراض به تبدیل شدن وثیقه ی 100 میلیون تومانی به قرار بازداشت انجام پذیرفته است. علیرغم اینکه تهیه این مبلغ وقیقه از سوی خانوداه ایشان بسیار دشوار است این حرکت مراجع قضایی نشان می دهد که ایشان تلاش دارند در هر صورت سرور عابدینی همچنان در بازداشت بماند. خبر مذکور برای نخستین بار در این تارنما عنوان می گردد وهنوز از سوی منابع خبری و رسانه ها عنوان نشده است. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران یاران گرامی همانگونه که آگاه هستید سرور "ابوالفضل عابدینی"(آریو) در تاریخ 22 آبان ماه امسال از سوی ماموران وزارت اطلاعات در اهواز بازداشت شده و پس از سپری کردن دو هفته در سلول انفرادی در تاریخ6 اذر ماه 1386 از سوی ماموران حکومت ناجوانمردانه به بمب گذاری متهم گردید.همچنین در اقدامی هماهنگ رییس خانه مطبوعات خوزستان آقای "ابراهیم افتخار" اعلام داشتند که بر اساس تعاریف اداره ایشان، ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار نبوده و همچنین محمد مالی سردبیر نشریه بهار سبز بیان داشتند: عابديني امسال حدود پنج ماه در كارهاي اجرايي و جذب آگهي، با اين نشريه همكاري را داشته است با توجه به تعريفي كه از خبرنگار وجود داردایشان از خبرنگاران اين نشريه نبود است. (متن كامل خبر را از اينجا بخوانيد) در این بخش اسنادی از همکاری عابدینی با نشریه بهار سبز برای آگاهی هم میهنان می آید. باید گفته شود که اینها فقط چند سند از همکاری سرور عابدینی با هقته نامه بهار سبز بوده و ایشان از سال ها پیش در هفته نامه های دیگری از جمله همدلی و نیز همکاری داشته که در پی یافتن شماره های پیشین ان هستیم.
تصاوير با كيفيت بالا اسكن شده اند پس از ذخيره كردن اندازه را بزرگ كرده و نگاه كنيد.
http://paniran.persiangig.com/image/ario.jpg http://paniran.persiangig.com/image/bahar79.jpg http://paniran.persiangig.com/image/bahar79_roye.jpg http://paniran.persiangig.com/image/bahar83.jpg http://paniran.persiangig.com/image/bahar83_roye.jpg http://paniran.persiangig.com/image/bahar85.jpg http://paniran.persiangig.com/image/bahar85_roye.jpg گقتگوي سرور ميراني با صداي آمريكا در همين باره(ويديو گوگل)
فايل صوتي گفتگوي سرور ميراني را از اينجا دريافت كنيد به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران مزدك
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران در پی اتهام جدیدِ و بی پایه و اساسِ " تلاش برای بمب گذاری" که از سوی حاکمیت به ابوالفضل عابدینی ایشان زده شد چند روزپیش صدای امریکا با سرور دکتر ابراهیم میرانی مسئول تشکیلات خوزستان حزب پان ایرانیست واز اندامان شورای عالی رهبری حزب گفتگویی کوتاه انجام داد.
دانلود گفتگوی سرور دکترابراهیم میرانی با صدای آمریکا این فایل تصویری به مدت ۵دقیقه و به گنجایش۶۰/۲ مگابایت است. با برنامه يQuickTimیا real playerبازكنيد.
گفتگوي سرور ميراني با صداي آمريكا ( ويدئو گوگل)
گفتگوي صوتي سرور ميراني را از اينجا دريافت كنيد به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران خبر زیر به نقل از تارنمای ایرنا خبرگذاری رسمی جمهوری اسلامی در تاریخ ۶ آذر ماه ۱۳۸۶ (۴ رو پیش) آورده شده است. پانویس ما را هم بخوانید و خود قضاوت کنید....
درباره دروغ بودن این خبر شکی نیست چرا که برای بیراه کردن افکار عمومی باید این چنین جو سازی هایی گردد تا افکار مردم از موضوع اصلی و واقعی دستگیری عابدینی که همانا احقاق حقوق کارگران نیشکر هفت تپه بود منحرف شود. یکی نیست از این آقایان حکومتی بپرسد ،یک انسان میهن پرست چگونه می تواند همشهریان خود را به خاک و خون بکشد؟جبهه دمکراتیک خلق عرب که مسئولیت انفجارهای دو سال پیش خوزستان را رسما به عهده گرفت جدایی خواه بوده و اندیشه ای کاملا مخالف با جریانات ناسیونالیستی مانند پان ایرانیست دارد. پس چگونه یک پان ایرانیست می تواند از نظر عملکرد در جهت جدایی خواهان گام بردارد؟؟؟اسناد گوناگونی از عملکرد مطبوعاتی سرور عابدینی در نشریات خوزستان در سالهای گذشته وجود دارد البته آقایان گفته اند به تعریف ما ایشان خبرنگار نیست.بله خبرنگار به تعریف شما کسی است که واقعیت ها را نگوید و چشم بر هم حق کشی ها و ظلم و جورها و جنایات بردارد و خود را به تکه نانی که حکومت به آنها می دهد راضی کند. و در مورد بعدی کدام تشکل مسلحانه به جز منافقین جود دارد که شما ادعا می کنید عابدینی به آنها وصل شده کدام پول را از گروه های خراج کشور گرفته است که برای خود خرج کندابوالفضل به جز یکی گوشی موبایل و یک دوربین چه چیز دیگری داشت که شما را به وحشت انداخته بود. بله احساس مسئولیت و میهن پرستی و شجاعت او بود که شما را این چنین آشفته کرده است.
این یک نمونه از بیشمار دروغ هایی است که از سوی حاکمیت و عوامل آنها به آزادی خواهانی چون سرور عابدینی زده شده است.همچنین در روزهای آینده داده هایی دیگر درروی تارنما قرار خواهد گرفت. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران امروز دادگاه ابوالفضل عابدینی برگزار نگردید و او در تماس تلفنی با خانواده اش از سلامتی خود خبر داد. در پی آخرین گفتگویی که ساعتی پیش با برادر و مادر ابوالفضل عابدینی انجام داده شد خانواده ایشان چنین گفتند: امروز بنابر قرار قبلی روز برگزاری دادگاه ابوالفضل بود که برگزار نگردید و او با تماسی که با برادر خود داشت حال خود را رضایت بخش اعلام کرد.سرور عابدینی به برادر خود گفته بود که در اهواز است اما از محل بازداشت دقیق خود چیزی نگفت و همچنین اضافه کرد احتمال می رود دادگاه او در پایان همین ماه یا ماه آینده برگزار گردد. همچنین برادر ایشان گفتند که برای جرم جدید و پرونده جدید ایشان که اقدام علیه امنیت داخلی است وثیقه ای سنگین علاوه بر ۵۰ میلیون پیشین در نظر گرفته شده که ما از پرداخت آن ناتوان هستیم. همچنین مادر ایشان که زیر فشار روحی قرار داشت و نگران فرزند خود بود بیان کرد که چراسازمان های حقوق بشر داخل و خارج کشور کاری انجام نمی دهند.در ادامه باید گفته شود که در این بین از سرنوشت کسرا الاسوند یار و همرزم دیگرمان و دلیل بازداشت او و نیز محل نگهداری او خبری در دست نیست. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران مزدک ۷ بعد از ظهر سوم آذرماه ۱۳۸۶
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران همرزمانم، هان باشمایم !
*گر نخواهی حق، آسان توان زیست *باشد که حقیقت بماند حتی اگر زندگی نابود شود *زنده آن هایند که پیکار می کنند که می جنگند و در زندگانی خویش به پیروزی نمی اندیشند خبرهای چند روز پیش حکایت از آن دارد که دو تن از هوادران پان ایرانیست خوزستان به دست ماوران اطلاعات وامنیت کشور بازداشت شدند. خبر کوتاه بود ابولفضل عابدینی نصر و کسری الاسوند ساعت 12 روز ۲۲/8/86 توسط عناصر امنیتی در نزدیکی محل دفتر روزنامه بهارسبز دستگیر شدند. هنوز از دلیل این بازداشت اطلاع چندانی در دست نیست ولی همین اندازه می توان گفت: که ابولفضل عابدینی به دلیل انعکاس و پوشش خبری مطالبات و تجمعات اعتراض آمیز کارگران هفت تپه بازداشت شد و سرور کسری الاسوند نیز به دلیل جویا شدن دلیل بازداشت عابدینی به ستاد خبری اطلاعات مراجعه می کند و به هنگام معرفی خود، ایشان نیز دستگیر می شوند. درتمام این مدت به این موضوع می اندیشیدم که این دو اکنون در چه شرایطی هستند و حال به عنوان یک هم اندیش چگونه می توان برای آن ها چیزی نوشته و سخنی گفت وقلمی زد و از آن جا که اصولا جوانان وطن دوست در میان انبوهی از دشمنان زندگی می کنیم کوشیدم مطالبی را جهت روشن شدن این موضوع و رویداد بیان کنم. 1- همانطور که در بالا آورده شد ادعای ماموران اطلاعات و امنیت برای بازداشت این جوانان پر شور میهن پرست این بوده که قرار بوده کارگران هفت تپه دگر بار برای مطالبات خود تظاهراتی را بر پا دارند ولی معلوم نکردند که هنوز واقعه ای اتفاق نیفتاده که کسانی را به این بهانه بازداشت کرد؛ چگونه شما به خود حق می دهید که کسانی را با این منطق به زندان بیندازید.اگر چه اعتصاب و مطالبه ی حق جزو حقوق اساسی کارگران است و شما حق ندارید آن ها را از حقشان بازدارید و به این بهانه به سرکوب هر آزاده و حق طلبی بپردازید. به راستی مطالبات به حق کارگران هفت تپه چه رقمی را در قبال میلیاردها تومانی که در فلسطین،لبنان،عراق و کشورهای آمریکای لاتین پرداخت می کنید، تشکیل می دهد. 2-اگر همانطوری که درخبرها آماده بود علت بازداشت این دو هم رزم، پوشش خبری تجمعات کارگران هفت تپه باشد می بایست از عناصر امنیتی حاکمیت فرقه ای پرسید راستی وظیفه یک روزنامه نگار و ژورنالیست متعهد در قبال این دادخواست ها و طلب حق کردن ها چیست؟ آن ها حتما بلافاصله جواب می دهند(البته حاکمیت مدت هاست که به هیچ پرسشی، پاسخ نمی دهد ولی بر فرض محال) آقا ایشان با بنگاه های سخن پراکنی بیگانه مصاحبه کردند و آن ها نیز این موضوع را هدف قرار داده و مثل همیشه علیه امنیت کشور و نظام توطیه می کنند اما به عنوان یک انسان آزاده و در اینجا به عنوان یک فردایرانی وطن پرست از آن ها می پرسم مگر شما فضایی و هوایی را برای نفس کشیدن باقی گذاشته اید، مگر رسانه ایی، روزنامه ای ویا رادیو تلویزیونی، آزاد در طول حکومت شما وجود داشته که اخبار مردم و ملت زجر کشیده ی ایران را بدون هرگونه سانسور پوشش بدهد، البته وقتی که هیچ فضای نفس کشیدنی برای میهن پرستان باقی نگذارده اید، عابدینی و دیگرانی همچون او مجبور می شوند که در فضای غبار آلودی چون رادیوهایی که البته از نظر نگارنده چندان هم به فکر ملت ایران و منافع ملی ما نمی باشند، به ناچار و تنها از روی وظیفه ژورنالیستی خود خبر این گونه دادخواهی ها را به گوش ملت ایران و یا وجدان های بیدار بشری برساند. بی گمان عملکرد نابخردانه آقایان درعرصه ی خبر و اطلاع رسانی باعث شده است که خبرنگار متعهدی چون عابدینی مجبور شود با این رسانه ها که البته حق بزرگی بر گردن پدید آورندگان روز واقعه دارند(رادیو بی بی سی را که در روزهای پر شور انقلاب حتما به یاد دارید که چگونه همچون دایه ی مهربانتر از مادر وکاتولیک تر از پاپ، داد انقلابیون را خیلی پررنگ تر و پر شور تر از آن چه بود به گوش جهانیان می رساند) به مصاحبه،گفتگو و پوشش خبری آن اعتراضات به حق که از سوی کارگران تهیدست نیشکر هفت تپه و درمانده از همه جا، که چندین ماه نانی نداشتند که بر سفره خانواده ی خویش نهند بپردازد. راستی وظیفه و تعهد یک خبرنگار و ژورنالیست به غیر از بیان مطالبات مردم و رساندن پیام آن ها به هیات حاکمه چه چیز دیگری می تواند باشد. خوب می دانم که در این استان تعداد بسیار زیادی هستند که در امر مطبوعات و خبرنگاری به فعالیت مشغولند ولی آن ها را چنان وابسته به سازمان های دولتی و تبدیل به مزدوران قلم به دست و بی مسوولیت و بی تعهد در قبال مصالح ملی کرده اید که جرات بیان کردن این خواست های به حق و قانونی تعدادی کارگر زحمت کش و سخت کوش میهنمان را نداشتند. 3- موضوع دیگری که ذهن ها را به خود مشغول کرده این است که اگرعابدینی به جرم این گونه فعالیت های مطبوعاتی و خبرنگاری دستگیر شده است آیا نباید همان گونه که در قانون اساسی آمده است در دادگاه مطبوعات و با حضور هیات منصفه عادل محاکمه شوند. حتی اگر جرم ایشان سیاسی باشد؛ قانون اساسی در بند 168 خود در این مورد تصریح کرده است که دادگاه باید با حضور هیات منصفه برگزار شود نه در دادگاه های انقلاب. البته تاریخ 28 ساله ی حاکمیت فرقه ای به خوبی و روشنی ثابت کرده است که هیچ گاه حاضر نخواهد شد که جرم سیاسی را تعریف کند یعنی این که ممکن است خود نگارنده پس از نوشتن این مطلب به جرم اقدام علیه ی امنیت کشور بازداشت شوم چرا که هیچ تعریفی درباره جرم سیاسی در این کشور با این همه نهاد های متعدد قانون گذار و موازی با یکدیگرنشده است ؛ مگر این که عنوان جرم سیاسی باید در این کشور همچون شمشیر دوموکلس عمل کند و هرگاه خواست بر فرق هر که حاکمیت از او دل خوشی نداشت فرود آید این همه نوعی ازحکومت کردن است. *** سال ها پیش روانشاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی (که به دست انقلابیون مجنون کشته شد) گفته ای عمیق و ژرف بیان داشت: گر نخواهی حق، آسان توان زیست. عابدینی به راحتی می توانست همچون تعدادی از همکاران (البته هستند خبرنگاران متعددی همچون ایشان که همچنان شرافتمندانه درحال ایفای مسوولیت خویشند) که مشغول ثنا گویی و مداحی برای ممدوحان خود هستند چشم از این فریاد ها و مظالمی که برعده ای از هموطنان خود و کارگران بی دفاع می رود فرو بندد و یا سکوت پیشه نماید و پیشه خود را نان دانی کند برای تامین آینده و زندگی فردی خویش، ولی او چنین نکرد چون که دارای سرشت و اندیشه ی ناسیونالیستی بود البته نگارنده تنها روی سخنش با روش و منش ایشان نیست، چرا که تا آن جا که تاریخ ایران را خوانده ام و مبارزات وطن پرستان و دوستان پان ایرانیست را به یاد دارم آنان نیز همیشه و همه جا از حقوق به یغما رفته این ملت ستم کشیده چه توسط هیات حاکمه ی فاسد و چه از سوی استعمارگران خون آشام و چه از سوی زورمندان داخلی دفاع کرده اند و همچنان به عنوان مبارزین راستین و آگاه به نیاز های ملی جامعه ی بزرگ ایرانی در این مسیر به کوشش و مجاهدت خویش ادامه می دهند. چنین است که سال ها پیش در کتاب مقدس بنیاد حزب پان ایرانیست چنین فرازی آورده شد: درک حقیقت،گفتن حقیقت و پیروی از حقیقت هر کس آنگاه که با حقیقت زندگی که به نظر پان ایرانیست ها چیزی به جز احقاق حقوق از دست رفته این ملت ستم کشیده ایران در درازنای تاریخ نیست، آشنا شود، آن گاه معنای مبارزه و زندگی کردن را درمی یابد تا آن جا که می دانم همیشه شعار و فرمان تاریخ چنین بود: باشد که حقیقت بماند حتی اگر زندگی نابود شود چرا که زندگیِ بدون حقیقت چیزی به جزبندگی وبردگی نیست. مبارزه ما ادامه خواهد داشت چرا که جز جدایی ناپذیر زندگی ماست. ما در هر شرایطی پان ایرانیست هستیم چه در زندان چه در میدان. هیچ فرقی ندارد، چرا که بودن را و چگونه زیستن را فرا گرفته ایم. امروز عابدینی ها و کسری الاسوند ها به زندان می افتند، فردا دیگری از ما. ولی آن که چشم به مبارزه دارد ناامید نمی شود، به راه خویش که به آن ایمان دارد ادامه می دهد چرا که: زنده آن هایند که پیکار می کنند که می جنگند و در زندگانی خویش به پیروزی نمی اندیشند. آن ها چشم به افق ها دور دارند آرمان خواه این گونه می اندیشد و می زیید. او وسعت نظر دارد همچون کوهی است که به دشت می نگرد و از شکوه و از عظمت و بزرگی خود لذت می برد و چه چیزی بالاتر از چنین زندگانی، چه معنای والاتر ی برای چنین روح های بزرگی می توان تعریف کرد. عشق ما روان است در دفاع همه جانبه از فرد فرد این ملت ستم کشیده، عشق ما نامیرا است همیشگی و پا برجا است . چه دشمنی و کار بیهوده ی است در افتادن با چنین جان های شیفته و شعله های فروزانی که عشق به سرزمین نیاخاکی و ملت خویش وباور های خاک و خون را فریاد می زنند.پس باشیم و ببینیم سپیده دمان تاریخ را.
پاینده ایران فنا در آرمان شاهین فراز دوست 26/8/86 |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران سروران پان ايرانيست ابوالفضل عابديني و كسرا الاسوند صبح روز سه شنبه توسط ماموران وزارت اطلاعات در اهواز دستگير شدند. بنابه گزارشات رسیده روز سه شنبه 22 آبان 1386برابر با ۱۳ نوامبر 2007 در حدود ساعت 10:00 صبح مامورین وزارت اطلاعات با سرور عابدینی تلفنی تماس گرفتند و از او خواستد همانندچندبار پيشين به یکی از خیابانهای اطراف محل کارش در هفته نامۀ بهار برای پاره ای توضیحات بروند هنگامي که سرور عابديني مسافت کوتاهی از محل کارش فاصله گرفته بود با مامورین وزارت اطلاعات روبرو گشت و مامورین وزارت اطلاعات او را دستگیر و به نقطۀ نامعلومی انتقال دادند.هنگامي كه سرورکسری الاسوند برای پیگیری و آگاه شدن از وضعیت ایشان به ستاد خبری اطلاعات اهواز مراجعه کردند، مامورین ستاد خبری که بخشی از وزارت اطلاعات است سرور الاسوند را هم دستگیر و به نقطۀ نامعلومی منتقل کردند. دستگیری آقای عابدینی در زمانی است که در ایران این هفته را به عنوان مطبوعات نامگذاری شده است .
به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
هم میهنان و ياران گرامي دادنامه اي براي همايت ازخبرنگار خوزستانی آقای ابوالفضل عابدینی آماده گرديده سپاسگذارخواهیم شد اگرآن را امضا کنید. برای امضا لطفا به پيوند (لینک) زيرمراجعه فرمایید. فقط یکبار امضا کنید و نیاز به پرداخت هیچگونه وجهی نمی باشد.
پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
گزارش فعالان حقوق بشر در ايران تاريخ :12/8/86 به نام آزادي
آقاي ابوالفضل عابديني نصر ، روزنامه نگار خوزستاني که از سوي کارگران نيشکر هفت تپه به عنوان سخنگو معرفي شده بود توسط مامورين وزارت اطلاعات به دادگاه انقلاب احضار شد ، وي در راستاي احقاق حقوق کارگران نيشکر هفت تپه با رسانه هاي مختلف مصاحبه هاي انجام داد .بنا بر گفته ها آقاي ابوالفضل عابديني هم اکنون جهت درمان بيماري هاي خود به تهران سفر کرده است ، وکيل وي آقاي جواد طريري با ارسال گواهي پزشکي وي به دادگاه انقلاب عدم حضور وي در دادگاه را توجيح کرده است .در احضاريه دادگاه اتهام وي اقدام عليه امنيت داخلي کشور عنوان شده است اين در حالي است سلسله اعتصابات کارگري نيشکر هفت تپه به دور از خشونت و در جهت مطالبات صنفي بوده است . بلکه بعکس به جرات مي توان گفت اقدام عليه امنيت شهروندان از سوي نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي صورت پذيرفته است . مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران سرکوب آزادي بيان از طريق بازداشت ، تهديد و ضرب و شتم فعالين مدني را در راستاي نقض سيستماتيک و سازمان يافته حکومتي مي داند و شديدا آنرا محکوم مي کند.
ما پان ايرانيست ها نيز چون ديگر ايران پرستان اين حركت محكوم كرده و اقدام عليه امنيت داخلي كشور آن هم از سوي يك پان ايرانيست را بيشتر يك شوخي مي دانيم. پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
وضعیت ابوالفضل عابدینی از نگاه یکی از خبر نگاران در ایران وضعیت اسفبار مطبوعات در ایران را نمی توان با هیچ دوره ی حکومتی در گذشته مقایسه نمود. اگر در حکومت های گذشته چالشی به نام سانسور بر مطبوعات حاکم بود در این اوضاع گزینه ای به نام خود سانسوری حاکم شده است. روزنامه نگار در ادوار گذشته بعد گفتن سخنانش شاید مورد سوال جواب قرار می گرفت اما در حال حاضر بر اثر رعب و فشار ناشی از فشارهای زیاد حکومت اسلامی ، روزنامه نگار سخن اش را در داخل خود به هفت آب می شوید و باز هم آن چکیده ی سانسور شده که بیرون آمده هزاران مشکل برای روزنامه نگار بوجود می آورد. اولین برخورد نظام اسلامی در برابر فعالین مدنی که بنوعی خبرنگاران را نیز شامل میشود؛ محرومیتی است که برای آزادگان و مبارزین برای حقوق فردی و شهروندی ایجاد می کنند. یعنی محرومیت از کلیه حقوق اجتماعی و نیز ممنوعیت خروج از کشور و اتهاماتی از قبیل اقدام علیه امنیت کشور!!؟. این موارد به تنهایی کافی است که فعالین حقوق مدنی را در چاله ای از مشکلات عدیده فرو برد. برای مثال کافی است به سرگذشت یکی از این فعالین بنام ابوالفضل عابدینی نگاه کوتاهی بیندازیم. عابدینی در سال 84 به جرم انعکاس اخبار صحیح که همانا گفتن واقعیت در ایران بود دستگیر و به مدت 6 ماه در بازداشت و شکنجه توسط حکومت استبداد دینی بود. وی پس از آزادی مشروط توسط نیروهای امنیتی از کلیه ی کارهای دولتی و هر گونه فعالیت فرهنگی و خبرنگاری محروم شد. حتی ادامه فعالیت وی در شرکتهای خصوصی به واسطه نفوذ مزدوران میسر نشد و وی در وضعیتی بسیار سخت از لحاظ مادی قرار گرفت. این یکی از چندین روش های مزدوران برای آزار و اذیت فعالین و مبارزین حقوق مدنی در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی است که از اولین روزهای شورش سیاه بهمن پنجاه و هفت به کار گرفته شد. بسیار کسانی هستند که به همین خاطر از شغل خود اخراج شده و با هزاران بدبختی مجبور به گوشه گیری و حتی رفتن به روستاها و کشاورزی شدند. ابوالفضل عابدینی با نوشتن نامه ای کاملا وطن دوستانه از دولت بریتانیا خواست دست از حمایت جمهوری اسلامی بردارد و بیش از این به ملت ایران خیانت نکند. وی در ادامه همین نامه به دولت مردان بریتانیا هشدار داد ،که ملت ایران روزی حاکمان فاسد خود و حامیان آنها که در راس آن دولت بریتانیا می باشد را در یک دادگاه ملی محاکمه خواهد کردو اشاره کرد که دولت فعلی ایران رسمیت نداشته و کلیه قراردادهای منعقده با بریتانیا مردود خواهد بود. بعد از انتشار این نامه وزارت اطلاعات وی را دستگیر و به زندان انداخت و پس از آزار و اذیت های فراوان و درج این نامه در پرونده اش !!! بعنوان اتهامی دیگر !!آزاد شد. مجددا عابدینی ساکت ننشست و طی نامه ای به آیت الله خامنه ای از وی دادخواست نمود که دست از ایران بزرگ برداشته و دیگر این همه زخم بر پیکر ایران نزند. این نامه عابدینی باعث عصبانیت رژیم اسلامی شده تا آنجا که وی را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و به جرم اهانت به رهبری مجداد در تاریخ بیست و ششم اردیبهشت سالجاری به زندان انداختند و پس از شکنجه های فراوان جهت دادرسی و محاکمه با قید وثیقه آزاد نمودند. بالاخره در چند روز گذشته نامه ای از دادگاه انقلاب به وی رسید که تاریخ هفتم همین ماه آّبان ماه را در آن قید نمودند و عابدینی را ملزم دانستند که خود را به دادگاه انقلاب معرفی نماید. در حکم وی اقدام علیه امنیت کشور قید شده است .این تهمت کاملا دروغین و نادرست لباسی است که بر قامت عابدینی نمی نشیند. وی تنها وصله ای که بر او نمی توان زد همین خیانت به وطن است. عابدینی یک وطن پرست واقعی است که آرزو دارد ایران اش سر افراز باشد. او آرزو دارد که گردی بر قامت ایران ننشیند. وی را نمی توان تهمت ایران فروشی زد. او خود را از سلاله پاک کورش هخامنشی می داند و افتخار می کند که یک ایران پرست است. آنچه ما در طول مدت ها شناخت از عابدینی داریم این است که وی حاضر است جان خود را برای وطن اش هدیه بدهد اما بیگانگان از این کشور بیرون روند. ما از کلیه ی افراد و سازمان های حقوق بشر و ایراندوست در سراسر جهان می خواهیم نگاهی مجدد به ایران بیندازند و ببینند که ایران و مردم آن در چه وضعیت اسفباری به سر می برند. ما از جهانیان و مدافعین آزادی خواستاریم که دولت ایران را تحت سخت ترین فشارها بگذارند و به حمایت مستقیم از هم میهنان خویش در درون مرز بپا خیزند . ایرانیان که خود دین و آیین بزرگی دارند به استناد اولین منشور حقوق بشر دارای مدرنترین دموکراسی سکولار تاریخ بشر بوده اند و عقاید تعریف شده برای دیگر اقوام را محترم شمرده ولی دخالت آن را در حکومت نمی پذیرند. جهانیان بدانند که ملت ایران و بخصوص آزادگان در وضعیت بسیار سختی زندگی می کنند. هیچ امنیتی برای ما وجود ندارد. هر آینه امکان دارد که در مسیر راه به وسیله مزدوران تروریست رژیم ترور شویم و اثبات این ادعا بسیار راحت است. برداشتن نیروهای سیاسی و مخالف رژیم برای آنها بسیار ساده است و اگر نیروهای مبارز در خارج از ایران پشتیبانی نکنند هر آینه نیروهای مبارز داخلی به ورطه ی نابودی کشیده می شوند. م.مجیدی اهواز ******** ابوالفضل عابدینی همچنان ایستاده است..... من ابوالفضل عابديني فرزند همين آب و خاکم . نمي دانم چه خطري براي کشورم دارم که اينگونه در اين شرايط بسيار بد ي هستم مي گويند حرف نزن به صلاح تو نيست ، مي گويند به صلاح نيست ما با تو باشيم مي گويند توبه کن مي گويند به فکر مادرت باش مي گويند آدم باش مي گويند زندگي کن مي گويند نان بخور مي گويند زن بگير مي گويند خفه شو مي گويند دوستت داريم مي گويند متنفر هستيم مي گويند کارت را بکن و خدا رو شاکر باش مي گويند بمير و بتمرگ مي گويند .. مي گويند .... مي گويند ... همه چيز مي گويند چون مي توانند اما من هم مي گويم من فرزند همين آب وخاکم .. چراغ من در اين خانه است و در اين خانه بايد بسوزد. فردي که وکيل حداقل 5 پرونده ي امنيتي بمب گزاري در خوزستان بود و اوازه شجاعت وي در استان من پيچيده بود وکالت مرا بدون دريافت هزينه قبول مي کند و مي گويد وظيفه انساني من حکم مي کند تا از تو دفاع کنم ولي به فاصله 24 ساعت از قبول وکالت صرف نظر مي کند و مي گويد به صلاح نيست که من وکيل توباشم و مرا به کانون وکلا استان خوزستان معرفي کرد آنها نيز وکيلي در اختيار من نگذاشتند . و مي گويند به وکلاي استان که من ميليونها تومان از خارج از کشور پول دريافت کردم . من مي مانم و خود از خود دفاع مي کنم نيازي به هيچ وکيلي ندارم ولي براي جامعه وکلاي استانم متاسفم . طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی بدینوسیله از تمامی مبارزین برون مرزی دعوت مینماید برای نجات خبرنگاران و فعالین حقوق مدنی در داخل کشور برخاسته و با ارسال نامه و تلگراف به اعضای پارلمان اروپا و گروههای فعال حقوق بشر در مناطقی که زندگی میکنند خبر رسانی وسیع را بعهده بگیرند و همراه با نیروهای ملی درون مرز برای فرو ریزی دیوار استبداد جهل و ظلم حکومت بپا خیزند و برای دفاع از وی از روزهای پیش از حضور وی در دادگاه و به زندان رفتن وی همبستگی خویش را با او اعلام داریم برای امضا دادنامه به این لینک مراجعه فرمایید http://www.uniran.blogspot.com
پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
کارگران،اعتصاب،تظاهرات،خوزستان،نیشکر،هفت تپه
گزارش تجمعات اعتراض آمیز هزاران کارگر نیشکرهفت تپه که از خوزستان به تمام دنیا گسترش یافت و مهیا نمودن امکان گفتگوی کارگران با رادیو فردا، کار بی پروای سرور ابوالفضل عابدینی عضو حزب پان ایرانیست ، تشکیلات خوزستان است.
شایسته است هم پیمانان پان ایرانیست و هم اندیشان و نیروهای ملی و ناسیونالیست این نوشتار مهم را در تارنماهای خود بازتاب دهند. *** چندروزی است که گزارش گردهم آیی های اعتراض آمیز و تظاهرات چند هزار نفره کارگران نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت ۳ ماه حقوق خود ، جزو اخبار مهم رسانه های گوناگون جهان است که همه روزه به آن پرداخته می شود و رسانه های میهنی و بین المللی اعم از چپ و راست و جمهوری خواه و سلطنت طلب تلاش در جهت پوشش بیشتر و بهتر این رویداد دارند.اما نکته ای که از دید بسیاری پنهان مانده و عده ای ههم به عمد از ذکر آن خودداری می کنند(به جز رادیو فردا) این است که این گزارش ها و صداهای ضبط شده (مهم ترین آنها:ما کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه ایم) چگونه و بدست چه کسی در اختیار این رسانه ها قرار گرفت.در گفتگویی که امروز سرور دهقان با سرور عابدینی داشتند ایشان دلخوری خود از عدم ذکر نام و پان ایرانیست بودن خود را درگزارش های رسانه ای ابراز کردند. البته سرور عابدینی تاکید داشتند هدف ایشان پوشش خبری این جریانات و رساندن صدای کارگران به گوش مسئولین و نهاد های بین المللی و تلاش در جهت بدست آورن حقوق برحق آنان بود اما.... بایدیاد آوری شود در این چند روز تنها گزارشگری که با رشادت و علی رغم تهدیدات نیروهای امنیتی و انتظامی در محل گردهم آیی و در میان کارگران نیشکر هفت تپه حضور داشت و گزارش های خود را گاهی مستقیم و گاهی ظبط شده به رادیو فردا و رسانه های دنیا می فرستاد کسی نبود جز سرور ابوالفضل عابدینی که این عکس ها و صداها را برای ثبت در تاریخ ظبط کردند.این نکته از آن جهت مهم است که نیروهای چپ و کمونیست در برنامه ها و رسانه ها ی خود تلاش داشتند که این اعتراض صنفی کارگران را به سود خود مصادره کرده و این حرکت را یک حرکت کارگری کمونیستی و خلقی جلوه دهند(در صورتیکه بر اساس گزارش سرور عابدینی اغلب کارگران هر روز با زبان روزه به محل تجمع می آمدند)!!! به عنوان نمونه برنامه های کانال ماهواره ای "کومله"(حزب کومله کردستان و حزب کمونیست ایران) و "کانال جدید(ارگان حزب کمونیست کارگری") با پخش عکس ها و صدا های کارگران نوای حمایت از حقوق کارگران و خلق زحمت کش سر دادند. پرسش این است:اندیشه ی پرتاب شده به بایگانی تاریخ که شما تلاش در جهت زنده کردن آن دارید چه جایگاهی در بین کارگران زحمت کش معتقد و نماز روزه خوان دارد؟ آقایان چپ آزموده را آزمودن خطاست؛ از این بازی های سیاسی دست بردارید چرا که از گذشته ی سیاسی شما آشکار است که در پی چه هستید.حمایت شما از حقوق کارگر و زحمت کش همان اندازه برای ما مضحک است که ادعای دوستی انگلستان با ملت ایران.... در ادامه می توانید بخش هایی از گفتگوهای ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا و همچنین صداهای ظبط شده کارگران معترض را دریافت کنید. تارنمای سرور عابدینی برای پوشش اخبارهفت تپه مجموعه شعارهای کارگران نیشکر هفت تپه در تظاهرات گقتگوی ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا_(کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر ) گفتگوی ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا_2 همین نوشتار در آژانس خبری کوروش البته بدون آوردن بن مایه! همین نوشتار در قسمت لینکهای خبری بازتاب پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران اعزام گارد ضد شورش برای مقابله با کارگران نيشکر هفت تپه
حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند. *** ***** همزمان با ادامه اعتصاب و تجمعات اعتراض آميز کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، از شوش خبر می رسد که نيروهای يگان ضد شورش نيروی انتظامی برای برخورد با کارگران معترض، به منطقه اعزام شده اند.کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، روز دوشنبه نهم مهر، برای سومين روز پياپی، اعتصاب و تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.بنا بر گزارش های رسيده، حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند. سرور ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار مستقل در اهواز در مورد برخورد نيروهای امنيتی و اتظامی با کارگران به راديو فردا گفت:«در سومين روز اعتصاب و تجمعات کارگران، گارد ويژه استان خوزستان از اهواز و ديگر شهرهای استان به منطقه اعزام شد. بخشی از نيروهای گارد در سه راهی خوانساری مستقر شده، گروهی از آنان در محل شرکت استقرار يافته و بقيه در نقاط مختلف شهر شوش مستقر شده اند.» به گفته وی، نيروهای امنيتی نيز با دوربين سعی در تصويربرداری از چهره کارگران داشتند تا بعدا با آنان برخورد کنند.سرور عابدينی همچنين گفت که قرار است در روزسه شنبه، ۱۰ مهر، بر شمار نيروهای گارد ضد شورش افزوده شود تا از اعتصاب و تجمع مجدد کارگران جلوگيری شود. تجمع مسالمت آمیز کارگران اعتصاب کارگران اين شرکت، روز شنبه هفتم مهر، با تجمع مسالمت آميز يک هزار تن از آنان در مقابل فرمانداری شهر شوش آغاز شد.در دومين روز اعتصاب، کارگران قصد برگزاری تجمع ديگری در مقابل فرمانداری شوش را داشتند، اما با ممانعت نيروهای امنيتی و انتظامی مواجه شدند. با اين همه، صدها تن از کارگران اقدام به بستن سه راهی خوانساری بين اهواز و انديمشک کردند. ابوالفضل عابدينی، در مورد تظاهرات روز دوشنبه کارگران و خواسته های آنان به راديو فردا گفت: «کارگران خواستار دريافت حقوق معوقه و يکسری خواسته های صنفی مانند اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و همچنين سر و سامان دادن به هيات مديره شرکت نيشکر هفت تپه و تغيير مدير عامل آن هستند.» او ادامه داد که تجمع روز دوشنبه کارگران مانند روز شنبه در ساعت ۱۲ ظهر، در مقابل ساختمان فرمانداری شهر شوش پايان يافت.گزارش های رسيده حاکی است که چهار تن از کارگران يکشنبه شب، هشتم مهر، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند که در پی اعتراض کارگران، روز دوشنبه، نهم مهر، آزاد شدند.سرور عابدينی به اين پرسش که برخورد و واکنش مقام های دولتی نسبت به تجمع کارگران چه بود، پاسخ داد:«فرماندار شوش اين مرتبه نه با قول و وعده، بلکه با تهديد حرف زد و به کارگران گفت که در صورت تجمع مجدد در شهر، دستور دارد با توسل به گارد ضد شورش با آنان برخورد کند.» به گفته اين روزنامه نگار مستقل، فرماندار شوش از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه خواست که ديگر به اعتصاب و تجمعات خود ادامه ندهند تا هيئت مديره شرکت کارها را دنبال کنند.ابوالفضل عابدينی اشاره کرد که کارگران توجهی به سخنان فرماندار شوش نکردند و در مقابل از وی خواستند که مانع از به فروش رفتن زمين های شرکت شدند، اما او به آنان گفت که زمين ها به فروش خواهند رفت و هيچ کس هم نمی تواند مانع اين کار شود. آيا کارگران برده هستند؟ يکی از کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه نيز در گفت و گو با راديو فردا اعلام کرد که نمايندگان کارگران اعتصابی در دو سه روز گذشته تلفنی مورد تهديد قرار گرفته اند و از همين رو، اين نمايندگان به خاطر تحت تعقيب بودن، مخفی شده اند. وی که مايل به افشای نام خود نبود، در خصوص اعتصاب و تجمع کارگران در روز دوشنبه گفت:«همانند روز يکشنبه، ماموران سعی در ممانعت از خروج کارگران از محل شرکت و سپس از منطقه سه راهی خوانساری شدند، اما قادر به اين کار نشدند و کارگران به شوش رفتند.» اين کارگر اعتصابی با اشاره به تهديدی که فرماندار شوش عليه کارگران عنوان کرده است، گفت:«فرماندار به کارگران گفت که کار ديگر از دست او خارج شده و در دست يگان ضد شورش است، چون کارگران فصد شورش دارند.»وی افزود:«با سخنان فرماندار اين موضوع استنباط می شود که درخواست حقوق، اخلال گری به حساب می آيد و هر کس هم حق و حقوق خود را طلب کند، بايد مورد ضرب و شتم قرار گيرد.»اين کارگر اضافه کرد:«آيا کارگران برده هستند که بايد بدون دريافت حقوق کار کنند؟» او از سازمان های بين المللی حقوق بشری و کارگری خواست تا به ياری کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه بشتابند. پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
تجمع مسالمت آميز ۱۵۰ کارگر کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر که روز سه شنبه در اهواز برگزار شده بود، از سوی نيروی انتظامی با باتوم و گاز اشک آور مورد حمله قرار گرفت و کارگران مورد ضرب و جرح قرار گرفتند.
ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار خوزستانی در مورد اعتراض کارگران و تجمع این روز به راديو فردا گفت:«از حدود يک سال و نيم پيش تاکنون، کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر به طور مکرر به استاندار خوزستان در خصوص راه اندازی مجدد کارخانه و پرداخت حقوق معوقه شان مراجعه کردند، اما متاسفانه به جز پرداخت يکی دو ماه حقوق و وعده رسيدگی به ابن مشکل و حل آن، پاسخ مناسبی دريافت نکردند.» او اشاره کرد که «کارگران سه بار، از نوروز تا ارديبهشت ماه سال جاری، نيز در مقابل دفتر رياست جمهوری تجمع کردند، اما به جز برخورد شديد نيروی انتظامی، پاسخ ديگری دريافت نکردند.» به گفته سرور عابدينی، «کارگران در پی بی پاسخ ماندن درخواست هايشان و تشديد مشکلات زندگی شان، روز سه شنبه، چهارم مهر، دست به تجمع در مقابل استانداری خوزستان در شهر اهواز زدند و خواستار گفت و گو با استاندار و بيان خواسته هايشان شدند.» وی درباره خواسته های کارگران گفت:«پرداخت حقوق هفت ماه معوقه، ارسال حق بيمه کارگران در همين مدت و راه اندازی کارخانه که صاحب آن به دليل بدهی های فراوان در خارج از ايران به سر می برد، از خواسته های آنان است.» اين روزنامه نگار در پاسخ به اين پرسش که وضعيت زندگی کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر چگونه است، گفت: «باتوجه به پرداخت نشدن حقوق کارگران اين کارخانه در هفت ماه گذشته، مشکلات فراوانی برای آنان که اکثرا مستاجر هستند، به وجود آمده است. از جمله اينکه بر اساس آماری که در اختيار دارم، حتی ۱۱ نفر از آنان دچار بيماری های روحی شده و در آسايشگاه روانی بستری شده اند. در عين حال، برخی از آنان مشکلات خانوادگی پيدا کرده اند که منجر به طلاق شده است.» او اضافه کرد:«مشکلات اقتصادی به شکلی است که بسياری از ۲۳۰ کارگراين کارخانه قادر به فرستادن فرزندان خود به مدرسه و دانشگاه نيستند.» ابوالفضل عابدينی همچنين اشاره کرد که «مشکلات کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر مانند مشکلاتی است که ديگر کارگران در بسياری از کارخانه های استان خوزستان و حتی ايران دارند» و افزود:«آقای احمدی نژاد که روز سه شنبه گفتند ملت ايران نگرانی ای از تحريم ندارند، بايد ابتدا، نگاهی به مشکلات کارگران بيندازند و بعد اين صحبت را بکنند، زيرا اين حرف مغاير واقعيت زندگی کارگران است.» وی افزود:«کارگران ايران در شرايط بسيار بدی به سر می برند و از داشتن ابتدايی ترين حقوق اوليه خود محرومند.»
آقای عابدينی در پاسخ به اين پرسش که برخورد با کارگران در مقابل استانداری خوزستان چگونه بود، گفت: «کارگران تا ساعت ۱۱ در مقابل درب ورودی استانداری تجمع کردند و پس از آنکه ديدند حتی کسی از استانداری به نزد آنان نيامد تا به درد دل شان گوش کند، به سمت استانداری حرکت کردند که با برخورد شديدی مواجه شدند و با گاز اشک آور و باتوم مورد حمله قرار گرفتند.» اين روزنامه نگار افزود:«در اين حمله، پنج تن از کارگران به شدت مضروب و به بيمارستان منتقل شدند و خود ایشان با اسپری فلفل و باتوم مورد همله قرار گرفت.» او با اشاره به حضور نيروهای امنيتی و لباس شخصی درمحل تجمع کارگران گفت که اين نيروها مانع حضور خبرنگاران در محل شدند. گفتگوی سرور عابدینی با رادیو فردا را از اینجا بشنوید(چهارشنبه ۴مهرماه ۱386)
پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره اين تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد. بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم _________________________ نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!! www.paniran2.blogfa.com ________________________ ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. |
|
RSS آمار |
**********