![]() |
|
![]() |
|
همانگونه که به دوستان وعده داده بودیم گوشه ای کوچک از جشن بزرگ چهارشنبه سوری 7030 آریایی میترایی برابر با 1387 که به همت میهن پرستان پان ایرانیست خوزستان در سپیدار اهواز برگزار شد با عکس و فیلم به شما یاران پیشکش می گردد. در آینده نیز سی دی های این جشن آمده شده و در اختیار دوستان قرار داده خواهد شد.
بخش ۷ دقیقه ای از فیلم آتش بازی جوانان و نوای ساز دهل و شادی مردم اهواز
دریافت کیفیت خوب ۱۹.۲۷ مگابایت دریافت کیفیت پایین ۵.۵۱ مگابایت
نماهنگ رقص آتش با تصاویری از آتش های هفت گانه چهارشنبه سوری و صدای استاد بادکوبه ای دریافت ۱.۹۲ مگابایت
براي ديدن فیلم های بیشتر از جشن روي پاينده ايران كليك كنيد
جشن سال ۱۳۸۶ پان ایرانیست ها در اهواز: دانلود سخنراني پرشور و كوبنده سرور ناصردر جشن چهارشنبه سوري ۱۸.۸ مگابايت- ۱۴ دقيقه خواندن سرود اي ايران باشندگان و بخش هايي از جشن (چند فايل زيپ شده به گنجايش۴ مگابايت) خواندن هفت پيمان از سوي سرور برديا ۴.۵۷ مگابايت - ۳.۵ دقيقه
پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
جشن چهارشنبه سوری در اهواز سپیدار با جمعیتی حدود ۵۰۰۰ نفر و با شکوه بی مانندی برگزار گردید. بی گمان این جشن بزرگترین چهارشنبه سوری در جنوب کشور بود که بسیار زیبا با جشن و پایکوبی و آتش بازی همراه با نوای ساز و دهل برگزار شد.استقبال مردم در این مراسم به اندازی ای بود که همه ما را شگفت زده نمود.در روزهای آینده فیلم و عکس های آنی برنامه را روی تارنما در برابر دید دوستان خواهم گذاشت. به دوستانی که در ایمیل های خود از بروز رسانی تارنما انتقاد کرده اند باید بگویم:به دلیل مشکل قطعی اینترنت در بروز نمودن تارنما وقفه ایجاد شده است که امیدوارم در روزهای این مشکل هم درست گردد. پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
ما نیز همزمان با همه ایرانیان در سراسر پهنه گسترده ی ایران زمین به پیشباز نوروز می رویم و آتش مهر به ایران زمین را فروزان می داریم. همچون سال پیش پذیرای گام های پر ارج همشهریان گرانقدر همراه با خانواده های گرامی برای برگزاری آیین باستانی چهارشنبه سوری هستیم. نشانی : اهواز - سپیدار - جنب مسجد بلال پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
دانلود فیلم کامل سخنرانی محسن پزشکپور رهبر حزب پان ایرانیست در دوره 22مجلس شورای ملی " توطئه ناکام جدایی بحرین از ایران و استیضاح دولت امیرعباس هویدا - ۹فروردین 1349 "
* ما به آن آرمان شاهنشاهی ایمان داریم که از هرگوشه ی این خاک با ناخن و چنگ و دندان باید دفاع کنیم ... * آقای نخست وزیر به من گفتند انتحار سیاسی نکنید اما این شهادت سیاسی است. تاریخ نشان خواهد داد که چه کسانی انتحار سیاسی می کنند... "بخشی از سخنان محسن پزشکپور" ۲۶ دقیقه نسخه ۳gp برای موبایل 10مگابایت نسخه شنیداری (صوتی) 1.۳۴ مگابایت آموزش تصویری دریافت فایل از فضای مدیافایر اگر در دریافت فایل ها مشکل داشتید پیام و ایمیل خود را بگزارید تا با ایمیل برای شما بفرستم. پی نوشت1: چند ماه پیش بخش 7 دقیقه ای و کم کیفیت از این سخنرانی به دست سروران ارجمند پان ایرانیست آزرآبادگان در پایگاه اینترنتی فرمان آریا برای نخستین بار روی نت قرار گرفت و در بسیاری از تارنماها و همچنین يوتيوب بازتاب داشت.با سپاس از سروران گرامی به آگاهی دوستان می رسانم هر چند در تبدیل این فایل برای اینترنت اندکی از کیفیت کاسته شده است اما این فیلم به صورت کامل ۲۶ دقيقه و کیفیت تصویر بسیار بهتر و کیفیت صدای عالی می باشد. همچنین یکی دو دقیقه ابتدایی سخنرانی در فیلم اصلی نیز موجود نیست که می توانید متن تایپ شده آنرا در اينجا بخوانيد. پی نوشت 2: طرح جدایی بحرین استان چهاردهم ایران 38 سال پیش در سال 1349 در ادامه طرح و توطئه های خائنانه استعمار انگلیس و با یاری عوامل سرسپرده و فراماسون داخلی از ایران جدا گردید. در آن سال گروه پارلمانی حزب پان ایرانیست به رهبری محسن پزشکپور- پندار با این مهم به مخالفت برخواست و دولت وقت به نخست وزیری امیر عیاس هویدا را استیضاح نمود. در رای گیری اردی بهشت ماه 1349 ازبین 191 نفر نماینده حاضر در مجلس شورای ملی تنها 4 نفر نماینده گروه پارلمانی پان ایرانیست رای مخالف دادند! سخنان و دفاعیات کوبنده سرور محسن پزشکپور(پندار) در دوره 22 مجلس شورای ملی فراموش نشدنی است و در تاریخ مبارزات میهن پرستانه برای پدافند از حقوق ملت ایران ثبت گردیده است.فیلم 26 دقیقه ای که در آن به مستندات تاریخی و حقوقی و همچنین بخشی از اسناد مالکیت ایران بر بحرین نیز اشاره می گردد با چند کیفیت برای دانلود آماده شده است و شایان توجه است که همین دفاعیات و استیضاح باعث شد جدایی بحرین هیچگاه جنبه قانونی به خود نگیرید و این دسیسه ناکام بماند.پس از این جلسه ی مجلس شورای ملی، از سوی هیات حاکمه وقت، برخورد سختی با حزب گردید؛ نشریه حزب توقیف شد ؛ تابلوهای دفاتر حزب در شهرهای ایران پایین کشیده شد و پان ایرانیست ها تا مدت ها اجازه برگزاری مراسم نداشتند و در دوره بعدی هیچ نماینده ی پان ایرانیست در مجلس حضور نداشت... یکی ار نکات ناگفته و مهم این است که پیشتر از این آقای هویدا نخست وزیر ایران! که از فراماسون های سرشناس می باشد در یک نشست خصوصی پیش از آمدن گزارش به مجلس به سرور محسن پزشکپور (پندار) پیشنهاد داشتن 30 نماینده در دوره بعد مجلس شورای ملی داشت داد که سرور پندار به شدت با این سخن و پیشنهاد مخالفت کردند. در باره بحرین و پان ایرانیست : دانلود کتاب "بحرين مرواريد يكتاي ايران و خليج فارس و حماسه مقاومت پان ايرانيست" از دکتر سهراب اعظم زنگنه چاپ سال 86 گفتگوی سرور پندار با کیهان هوایی 1371در باره دسیسه جدایی نافرجام بحرین
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
دريافت ۶.۷۸ مگابايت در این شماره می خوانید : قلم سردبیر...............................................................................................................۱ مصاحبه محسن پزشکپور با کیهان هوایی- بخش پنجم....................................................۳ تاریخچه پان ایرانیسم به روایت مهندس سید رضا کرمانی..................................................۶ خطوط قرمز ملت ایران – از :مهندس هومن اسکندری........................................................۸ مبحثی در سرنوشت ملی- از:حجت کلاشی..................................................................۱۱ خاتمی و گنداب سیاست- از:دکتر حسن کیانزاد...............................................................۱۳ رقابت تدارکاتچیها برای انتصاب انتخاباتی- از:دکتر حکمت.................................................۱۴ نبرد بر سر هست و نیست- از: دکتر فرشید سیمبر..........................................................۱۶ شبح شوم دویست سالهی استعمار – از دکتر علی راست بین.......................................... ۱۸ جدال در خلیج فارس- بخش دوم ..................... ............................................................۲۳ اخبار حزبی.............................................................................................................۳۱ گزارش از تجمع دانشجویان در روز 17 آذر........................................................................۳۲ گزارش از پایگاه ستارخان ...........................................................................................۳۴ دانشگاه آزاد واحد تبريز كانون فعاليتهاي تجزيه طلبان.....................................................۳۶ نگاهی به خبر..........................................................................................................۳۸ یک شاعر،یک شعر...................................................................................................۳۸ گزارش واحد میراث فرهنگی سازمان جوانان از بررسی و شناسایی نگارههای صخرهای استان مازندران.................................................................................................................۳۸ يك كتاب، يك نويسنده...............................................................................................۳۹ کهن ترین دوران تاریخ آریاییان- بخش یکم .....................................................................۴۰ به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
اهانت بیشرمانه یک نماینده ی بی شرم بحرینی علیه ایرانیان : شیعیان حرامزاده اند! گستاخی و بی شرمی برخی از مقامات کشورهای امیرنشین منطقه خلیج فارس علیه ملت و کشور ایران همچنان ادامه داردو در تازه ترین موج این اقدامات اهانت آمیز و بی شرمانه یکی از نمایندگان مجلس بحرین (استان سابق چهاردهم ایران) با وارد کردن نسبت ناروایی که یقیناً شایسته خود او و همفکرانش است به جامعه شیعیان توهینی سخیف روا داشته است. "محمد خالد" نماینده فراکسیون «اخوان المسلمین» بحرین طی اظهاراتی وقیحانه و بیشرمانه شیعیان را فرزندان ازدواج موقت و حرامزاده نامید! به گزارش شیعه انلاین، محمد خالد که از نمایندگان بسیار نزدیک به دولت و خاندان حاکمیت در بحرین است در وب سیات خود در واکنش به درگیریهای اخیر شیعیان با نیروهای امنیتی بحرینی در روستای «دراز» در شمال بحرین با اهانت وقیحانه به شیعیان افزود:آشوبگران که به دنبال از بین بردن این وطن هستند فرزندان ازوداج موقت و حرام زاده هستند و باید هر چه سریعتر در دادگاه محاکمه شوند. محمد خالد گفت : اگر آنان حلال زاده بودندپدران و مادرانشان حتی یک لحظه هم به آنان اجازه نمی دادند که چنین آشوبی به پا کنند و دست به خرابکاری در خیابان های بحرین بزنند.لعنت خدا برآنان باد!(که انشاءالله بر خودش باد) خبر بالا به همان شکل از صفحه نخست روزنامه کارون چاپ استان خوزستان به تاریخ 8 اسفند87 برداشت شده است. ***** پی نویس: نمی دانم ناراحتی و خشم خود را از چنین سخنانی چگونه بیان کنم؟ شرم بر ما و بر دولت ما که این چنین خارو ذلیل و بدخت و توسری خورده شده ایم که یک عرب پاپتی بی پدر و مادر در مجلس سرزمین که از آن ِ خودماست این چنین همه ما را حرامزاده بنامد. زهی غیرت و شرف در میان مسئولان ما که اگر برخوردی نداشته باشند نشان داده اند که سخن این مردک نماینده درست است و هر آنچه گفته است راست است که از قدیم گفته اند سکوت علامت رضاست.یک مشت مفت خور بی عرضه بر اکثریت شیعه بحرین حکومت می کنند و به همان شیعیان این چنین گستاخی می کنند آقای ناطق نوری چند وقت پیش سخنی بر پایه یک واقعیت تاریخی را بیان کرد و دیدیم که چگونه پاسخ دید و مسئولان بی عرضه و خوار شده ما چگونه به دست و پای امیر بحرین و وزیر امور خارجه آن افتادند که آقا اشتباه شده؛ این چه دوران سیاه و نکبت باری است که هر تازه بدوران رسیده ای در سایه اربابان قدرتمند اجازه برخوردی اینگونه با ایرانی گردن فراز و پرغیرت به خود می دهد. ای برادری که سینه چاک این نظام هستی خبر بالا را دوباره بخوان و در پی واکنش مسئولان ام القرای اسلامی باش...!!؟...کو مردانگی و شرف شما؟؟ کو حیثیت و آبروی شیعه؟ کجایند سینه چاکان؟ از آن سو دختر شیعه ایرانی از فقر تن خود را در کشورهای عربی به حراج می گزارند و از این سو زباله های انسانی این گونه با من و تو ایرانی برخورد می کنند...لعنت بر من و ما اگر خونمان از این سخنان به جوش نیاید و بی تفاوت باشیم. به خدا قسم نمی دانم چه بگویم تنها به مسئولان می گویم ای کاش ذره ای آبرو برای ما باقی می گذاشتید که امروز هر بی سر و پایی من و شما را حرامزده ننامد. ای کاش شیعیان بحرین چنان درسی به این نماینده دهند که دیگر جرات فحاشی به ما و وابستگان نژادی و فرهنگی ما نداشته باشد...ننگ برآنان که سکوت می کنند...ننگ بر آنان که خواری و زبونی را پذیرا شده اند...ننگ بر فرومایگان... چو آوازه ي گنج اين بوم و بر به گيتي پراكنده شد سر به سر بر آن شد ز كين دشمن نابكار يكي چاره سازد كه بي كارزار به چنگ آورد گنج اين بوم و بر زند تيشه بر ريشه خشك و تر نهادند پا اندر اين مرز و بوم به گفتار نقض و به كردار شوم تني چند از ايرانيان را به زر خريدند و شد تيرشان كارگر از اين ميوه ي تلخ اهريمني پراكنده شد تخمه ي دشمني چو رفت از كسي هوش و شرم و خرد به گفتار و كردار خود ننگرد به چشمش بد و نيك يكسان شود به پندار، چون طفل نادان شود خردمند را دانش ايزديست كه بي دانشي خود ز نابخرديست به بازي چو نقد خرد باختند به ناچار با دشمنان ساختند نگر تا چه كردند ايرانيان چو پاداش و كيفر برفت از ميان چو شيرازه كشور از هم گسيخت ز اينان همه شرم و آزرم ريخت چو از مردي و مردمي كاستند همه چون ددان چهره آراستند گرفتند فرمان دشمن به جان !!!! نشستند بر جاي آزادگان !!!! كسي را كه پاك است گفتار و كار به يزدان كه يزدان مر اوراست يار چرا آتش مهر ما سرد شد كزان گونه ي سرخ ما زرد شد ؟ كه نامردمي را به ما ياد داد؟ بر و بوم ما را كه بر باد داد؟ كه كَند اين درخت كهن را ز جاي؟ كه برد از كف ما دل و دين و راي؟ كه چشم جهان بين ما كور كرد؟ كه ما را ز راه خرد دور كرد؟! بيا تا بجوييم ياري ز هم بكوبيم پا بر سر رنج و غم برانيم دشمن از اين بوم و بر هنر را پديد آوريم از گهر مگو بست دست مرا روزگار نيايد ز دست فروبسته كار بيا تا بكوشيم و جنگ آوريم! برون سر از اين بار ننگ آوريم! رهانيم از دست اهريمنش چو پروانه گرديم دور و برش بایگانی جستاری : دسیسه های ضد ایرانی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
امضای درخواستنامه برای ثبت نوروز ایرانی در تقوییم سازمان ملل بهترین هدیه نوروزی- میهن پرستان کلیک کرده و این درخواست امضا کنید(همراه با راهنمای فارسی)
سه شنبه گذشته سرور ابوالفضل عابدینی در برنامه تفسیر خبر حضورداشته و درباره مسائل کارگری و دستگیری های اخیر گفتگویی با آقای جمشید چالنگی داشتند. با توجه به سخنان بی پرده سرور عابدینی چند از یاران ویدیو آنرا خواستار بودند که می توانند فایل تصویری آنرا دریافت کنند.
دریافت ۳.۶۶ مگابایت - ۴.۲۵ دقیقه بایگانی جستاری: سرور ابوالفضل عابدینی به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
دوستان گرامی: نقشه ي بالا رسماً از سوی دولت عربستان سعودی در سال ۱۹۵۲ میلادی منتشر شده است و در آن نقشه خلیج فارس بدرستی به همین نام تاریخی خوانده میشود.برای دریافت نقشه با کیفیت بهتر اینجا کلیک کنید این نقشه همزمان با کودتای نظامی مصر منتشر شده و در آنزمان، حتی خود جمال عبدالناصر ، رییس جمهور مصر، هنوز از نام حقیقی و تاریخی خلیج فارس استفاده میکرد . او حتی در سخنرانیهای پان عربیستی خود از "اقیانوس اطلس تا خلیج فارس" نام میبرد. او بعدها به سیاست ضد ایرانی خود شدت بیشتری داد و خلیج فارس را با نامی جعلی خواند. نامی که دشمنان ایران تا امروز هم گرفتار آن هستند. غافل از آنکه نام این آبراه ایرانی همیشه خلیج فارس خواهد بود.یاران دقت کنید که این نقشه در دوره پهلوی دوم در یال ۱۳۳۱ بوده یعنی زمانی که کسی جرات نداشت نامی جز این بر این شاخاب گذارد و خود آنان به پارس بودن و ایرانی بودن این شاخاب اذعان داشتند و امروز..پاینده ایران فرستاده شده از سوی هواداران پان ایرانیسم |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
شنبه شب 10 اسفندماه 1387 برنامه دو روز اول تلویزیون صدای آمریکا با مجری گری بیژن فرهودی درباره "تلاطم در روابط ایران و بحرین" و سخنان اخیر ناطق نوری درباره اینکه : بحرین زمانی استان چهاردهم ایران بود، برای چندمین بار در یک سال و نیم گذشته با آقای رضا قاسمی یکی از دست اندرکاران دولت وقت در هنگام دسیسه جدایی بحرین به عنوان موافق و همچنین دکتر ابراهیم میرانی حقوقدان و عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول تشکیلات در خوزستان به عنوان مخالف و همچنین ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار در اهواز گفتگویی انجام داده است که فایل ویدیویی آنرا می توانید دریافت کنید. دریافت بخش نخست - ۲۶ دقیقه - ۷.۸۲مگابایت دریافت بخش دوم - ۲۸ دقیقه - ۸.۴۲ مگابایت آموزش تصویری دریافت فایل از فضای مدیافایر در چند روز آینده فایل ویدیویی کامل و با کیفیت سخنرانی سرور پندار رهبر حزب پان ایرانیست در مخالفت با جدایی بحرین را روی تارنما خواهم گذاشت. تارنمای جدید و بدون فیلتر همزمان بروز می گردد. http://paniran2.blogfa.com/ به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران دوستان و یاران گرامی از روز گذشته بار دیگر تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان فیلتر شد.نوشتار مهم زیر را با دقت بخوانید. نشانی بدون فیلتر تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان از اردی بهشت امسال که تارنماهای پان ایرانیست به یکباره فیلتر شد دوستان حزبی به نشانی های جدید منتقل شدند و ما نیز در تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان2 ادامه راه دادیم پس از چندی توانستیم با ترفندی به همان تارنمای پیشین برگردیم به این شکل که با دوبار وارد کردن بلاگفا دیگر نیازی به فیلتر شکن نبود و تارنما باز می شد.اما از دیروز با دوبار وارد کردن بلاگفا با عبارت " Page Not Found! صفحه ای با این آدرس پیدا نشد! " روبرو می شویم!شوربختانه فشار به تارنما نویسان زیاد شده و تنها راه نفس کشیدن را نیز برما می بنند. عجب آزادی در حکومت جمهوری اسلامی فراوان شده. آقایان شما که این همه به رژیم دیکتاتور و خونخوار شاه حمله می کردید روی آن رژیم را سفید کردید!ما در این تارنما چه نوشتیم جز از ایران و چه نشان دادیم جز حقایق تاریخی که از بیشتر مردم ایران پنهان نمودید!بدون ناسزا و تهمت به دیگران.رژیم حاکمیت فرقه ای نه مشرعیت شرعی و نه قانونی دارد و ما با آن مخالفیم اما با این همه یک بار به سردمداران رژیم و بنیانگذاران ناسزا نگفتیم و هر چه گفتیم حقیقت یا دیدگاه ما بود ... به هر روی به همه آقایان دست اندرکار فیلترینگ می گوییم اگر صدبار فیلتر کنید باز فرد دیگری تارنمایی دیگر راه اندازی خواهد کرد و فریاد آزادی خواهی را از زندان ایران زمین به گوش آزادگان برساند.نکته مهم اینکه اگر در آینده تارنمای شماره ۲ هم فیلتر شد در تارنمای شماره۳ ادامه خواهیم داد، اما کماکان تارنمای اصلی و اولیه هم بروز خواهد شد. پاینده ایران بدون سانسور و خفقان ! |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اعتراض جدی خود را نسبت به ضعف و انفعال دستگاه خارجه در برابر اظهارات و گستاخی های دولت بحرین اعلام داشته و از اینکه چنان ضعف و سستی بر دستگاه مستولی شده است که دولتهای کوچک منطقه ای نیز در صدد اعمال سیستم سانسور خود بر فضای عمومی ایران هستند ,اظهار تاسف می کند.
اظهارات اخیری که سبب بر آشفتگی حاکمیت فرقه ای بحرین شده است صرفا بیان واقعه ای تاریخی بوده و قابل حذف از حافظه ی تاریخی ملت ایران نمی باشد.دولتمردان بحرین باید بدانند که نمی توانند خفقان استعمار زاده ی حاکم بر بحرین را بر حافظه ی تاریخی ملت ایران , بیان و قلم آنها حاکم کند. طبیعی است که ما حقوق مردم منطقه را به رسمیت شناخته و برخورداری از حکومتهایی متناسب با بافت تاریخی – فرهنگی را حق مسلم آنها می دانیم. به دولتمردان و اهل قلم و نظر ایرانی نیز توضیه می کنیم مسائل بنیادی را صرفا در ساختار تاکتیکهای زودگذر و سیاسی ننگریسته و مباحث را متناسب با ژرفایی شان طرح و پیگیری کنند و از مکانیسم توانها و نیتها ,ابزار و اهداف غافل نشوند. سازمان جوانان حزب پان ایرانیست 4/12/1387 خورشیدی بايگاني جستاري:بیانیه هاي حزب پان ايرانيست به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
در پنجمین سالمرگ : یادی از سرباز فداکار و دیرگام پان ایرانیسم
زنده یاد نوربخش رحیم زاده
سال ها باید که بیند باز این دیر کهن... *استاد می گفت فرزندم هیچ گاه به جنگ با تاریکی نرو چرا که در سیاهی هیچ چیزی نیست... *همیشه می خواستم از او بپرسم این اشک ها از کجا می آید استاد؟ *می گفت من صدای حقیقت را شنیدم: عدالت در نابرابری است. *در بستر فریاد می زد بلی زنده باد جنگ. گوید که تو از خاکی ماخاک توایم اینک اشکی دو سه هم بفشان برگوی در برابر چه ایستاده ای و به کجا می نگری؟ ـ من بر آن افق دور دستی می نگرم که در آن پیکری جانبخش و پرتوان با هزاران پیوند پولادین مرا بخود می کشاند.آنجاست آرزوهای من،آنجاست آرمان من، آرمان و آرزوهای من چون درخت پولادینی است که ریشه هایش در تن وجان من است و هم در تن وجان بسیاری که بدانان پیوند دارم. ***** نوشتن از کسی که دیر زمانی را با او سپری کرده ای و از آموزه هایش بهره های فروانی گرفته ای رنج آور و غم انگیز است آن هم از آن جهت که دیگر گفتارها یش را نمی شنوی سخنانش را در نمی یابی و نوشتارهایش را دیگر برای چاپ به مطبوعه ای نمی فرستی، از اینکه دیگر نگاهی نافذ و چشمان پرفروغش به تو نگاه نمی کند تا به عمق ژرفای اندیشه هایش پی ببری، دشوار می نماید،احساسات و روزهای از دسته رفته وآشوب یادها چنان درونت را فرا می گیرد که می ترسی جمله ای و کلمه ای را ننویسی و یا به درستی ادای دین نکرده باشی، آن هم برای مردی چون سرورم نوربخش. آری سخن از نوربخش رحیم زاده مبارزه آرمان خواه، نویسنده، داستانسرا، مورخ و محقق ارزشمند ایران زمین است که از بازی و تقدیر روزگار در شهر رامهرمز زاده شد و جوانی را در آن گذراند، با طریقت و اندیشه وطن پرستانه ی پان ایرانیسم آشنا شد و رهرو و مبارزی جان برکف برای گسترش فرهنگ واندیشه ی ایرانی بود و در روزهای بلوا و آشوبی که از سوی وطن فروشان توده ای بر پا شده بود، همچون سربازی فداکار دین خود را به سرزمین مادری ادا کرد و تاروز آخر از مبارزه در راه پیروزی نهضت مقاومت ملت ایران (پان ایرانیسم) برای دستیابی به شکوه و عظمت از دست رفته ذره ای عقب نشینی نکرد و ناامیدی به دل راه نداد. آشنایی نگارنده با استاد سرور نوربخش به سال 1379 بر می گردد در آن روزها به همت گروهی از دوستان و همشهریان وطن پرست که شعله ی عشق به ایران زمین و باورهای ملی در دورنشان فروزان و در ذره ذره وجودشان هویدا گشته بود، نشست های شاهنامه خوانی و آشنایی با خردنامه ی فردوسی به صورت هفته ای یک مرتبه برگزار می گردید در یکی ازاین نشست ها بود که در منزل یکی از سروران از نوربخش رحیم زاده هم دعوت به عمل آمده که درآن محفل به یاد ماندنی و ارزشمند به ایراد سخنرانی بپردازد، من و تمامی کسان در آن نشست به جز یکی دو نفر برای اولین بار بود که ایشان را می دیدیم ،از گفتارها و سخنان تازه و نویی که از ایشان می شنیدم سخت هیجان زده شده بودم. سخن های استاد نوربخش در آن روز چنان تکان دهنده و روشنگرانه برای آن جمع وبویژه من بود که تصمیم گرفتم از آن پس مطالعات تاریخی و فرهنگی ام را چندین برابر کنم و تازه چه خوب که رهنما و آموزگاری را یافته بودم که می توانستم پرسش هایم را با او درمیان بگذارم و بر تردیدهایم در بعضی از رویداد های تاریخی چیره گردم، راستی نوربخش در آن نشست چه جرقه و شعله ای را در من روشن کرد که تا کنون این شعله نه تنها خاموش نگردیده بلکه روز به روز فروزان تر گشته و اکنون چنین می پندارم که به آتشی جان پرور در روح و روانم بدل گشته است؟ نوربخش به من و به همه ما گفت فرزندانم تاریخ میهنتان را برای شما نگفته اند، نیاکانت را برایت معرفی نکرده اند، سرزمین واقعی تو اینجا نیست فرزند دلبندم ، تو لایق و سزوار چنین روزهای پر محنت و دردآوری نیستی، تو شایسته ی بنده بودن و به بند حقارت و اسیر گشته ی بیگانه شدن نیستی، او به من می گفت فرزندم فراموش نکن که تا هستی به پاست ایرانی سرور بوده و به جهان بشری نور دانش پراکنده، پس چگونه است که امروز خودت را بنده و حقیر دریافته ای، او برای ما شرح داد که ایران کجاست وایرانی کیست، سخن از دلاوری های جانباختگان راه میهن می زد و هرگاه داستان به بند کشیدن دختران بابک، مازیار و افشین توسط خلیفه ی ستمگر تازی و چگونگی تجاوز به آن ها را شرح می داد چنان اشک از چشمانش جاری می شد و چنان با رنج و درد این رویداد غم انگیز تاریخی را شرح می داد که باید بود و می دید همیشه می خواستم از او بپرسم این اشک ها از کجا می آید استاد ولی شرم و حیا نمی گذاشت... هرگز تا کنون و پس از آن که در زندگی خویش مسیر مبارزاتی خود را شناختم و فرا گرفتم که چگونه وبه چه ترتیبی می توان آزاد زندگی کرد و از زندگی همراه با بندگی و زبونی دوری جست، هرگز و هرگز کسی را به اندازه رحیم زاده در عشق و شیدایی به میهن درنیافتم.
بازی روزگارو زندگی مرا روانه تهران کرد، در پایتخت زندگی را البته به دشواری و سختی هرچه تمام تر میگذراندم در تهران این شهر پر غوغا و پر از هیابانگ که یادآور روزهای فترت و شکست و درهم پاشیدگی اقتدار ملی و ایرانشهر است، تنها جایی را که ایمن یافتم و احساس آسودگی و رهایی از درد ورنج های زمانه می کردم، خانه استاد و نشست هایی بود که به همراه استاد می رفتم، تقریبا هفته ای دوبار شاید هم بیشتر؛ روز به روز بر اما و اگرهایم وپرسش هایم از تاریخ و زندگانی نژادایرانی افزوده می گشت و استاد با بردباری هرچه تمام تر به پرسش هایم پاسخ می گفت،من گاه با گستاخی در حالی که مشتانم را گره کرده و سیمایم از خشم بر افروخته شده بود، می پرسیدم، استاد چرا ما به این روز افتادیم؟ چه کسانی برای ما چنین روزهای تیره و تاری را تدارک دیدند، چرا نسل شما در برابر این بیدادگری ها و ستم ها ی ملی ایستادگی نکرد؟ راز سرگشتگی و عقب ماندگی ایرانیان در کجاست؟ آنان مگر چند نفربودند،مگرما آیین نداشتیم،مگر ما به آنان رسم راه زندگی کردن را نیاموخته بودیم؟ مگر آنان مهمان ما نبودند کدام میهمان را سراغ دارید که به میزبان خود این گونه خیانت و ستم کند؟ مگر آیین آن ها نمی گفت برابری و برادری ؟ مگر میزان برتری هر کس در سنجش تقوا و پرهیزگاری نبود؟ اسیر کشی در آیین جنگ آوران نبود؟ چرا زنان ما و دخترانمان به بردگی رفتند، ما که تاریخ و شکوه و عظمت داشتیم این ما بودیم که نخستین منشور حقوق بشر را برای هستی به ارمغان آوردیم، ما بودیم که تمدن وفرهنگ را روانه ی جهان بشری کردیم، نخستین دانشگاه ها بزرگ دنیا در ایران زمین بنیان گذارده شد،قانون ها و هنجارهای زیست، اشا و راستی را برای زندگانی بشری ما ایرانیان آزاده مدون و تدوین کردیم پس چگونه است که آن ها به ما لقب گنگ ونادان وعجم می دانند و خود را مولا و ما را بنده می گفتند؟ چرا یک ایرانی برابر یک یورش گر نمی توانست به زبان مادری خود سخن بگوید، سوار بر اسب بنشیند و یا با او دریک صف قرار بگیرد آیا این درآیین بود؟ به استاد می گفتم هیچ کس برای ما این موضوعات را شرح نداد و این پرسش ها را پاسخ نگفت،تاریخ نگاران گویی از بیان این واقعیت ها همگی درهراسند چرا آن ها حقیقت را برای جامعه ایرانی بیان نکردند؟ مگر رسالت هر نویسنده و مورخ و محقق تاریخ جز این است که تاریخ را بدون حب وبغض بنویسند؟... و استاد به من می نگریست و برای من می گفت، شرح می داد، ازخیانت ها،از زبونی ها و بی صفتی ها،ازترس و روحیه تقدیر گرای ما و از این که بیگانه نمی جنگید که پیروز شود بلکه شمشیر می زد که دست درازی کند به مال وناموس ما به همه آن چیزها یی که در طول زندگی ننگ آورش و در خواب ، آرزوی آن ها را داشت از تجاوز بیگانه و خیانت خودی می گفت و داستان شب ها و روزهای تیره و تاری که همگی بوی خون و خیانت را می دادند ... او می گفت و به من می نگریست شاید به خامیم و به گستاخیم و من می نوشتم، ظبط می کردم، گفته ها ی او را به کارگاه خرد خویش می بردم، داستان ها و روایت هایی را که تا آن وقت هیچ کس برای من بازگو نکرده بود از زبان استاد می شنیدم. استاد می گفت فرزندم هیچ گاه به جنگ با تاریکی نرو چرا که در سیاهی هیچ چیزی نیست جز تباهی و پلیدی و ظلمت، تو تنها یک وظیفه و رسالت برعهده داری که شمع را روشن کنی آن گاه که نور آمد روشنایی به همراه می آورد، آنگاهست که اهریمن ناگریزانه از درون و پیرامونت فرار خواهد کرد. به استاد می گفتم راز ماندگاری و جاودانگی ایرانزمین و مردمانش درچیست می گفت: کودکی من به دیروز بود و کودکی ازمن بفردا نشسته. می گفتم استاد چرا برای ما اینقدر از صلح می گویند، صلح با چه کسی آن که می خواهد خون و نژادت را آلوده سازد صلح با آن چه معنایی می دهد چرا سخن از پایداری و سلحشوری و دفاع در برابریورش بیگانه را برایمان خون ریزی و جنایت تعریف می کنند و بندگی را بر آزادگی بیشترمی پسندند، گویی روان ها همه زرد گون، چشم ها کم فروغ و ژن ها بیمارند،پاسخ می داد: نه سرور همه اینگونه نیستند بلکه پیروان طریقت ایزدی و اندامان نهضت مقاومت ملی (پان ایرانیسم) چنین نمی اندیشند، آنان جنگ را پذیره اند تا هستی هست زیرا که به جنگ هستی هست و او جنگ را آفرینش می دانست جنگی که همیشگی است و دایمی ،جنگی که کوشش توام با آزادگی و جاودانگی به همراه می آورد، پس انسان می زید چون به شکوه و هستی جاوید شدن و به دنبال ابردمرد گشتن، باور دارد و زندگی چنین برایم معنا یافت.از نوادر می گفت و توده ی مردم را مادر نوابغ می دانست می گفت: به توده داد باید داد، نه کرسی های فرمانفرمایی، توده مادر نوابغ است. می گفت من صدای حقیقت را شنیدم: عدالت در نابرابری است. در شبهای دراز زمستانی و درشهرک اکباتان و آن منزلی که جای جای آن بوی کتاب و نوشته میداد،برایم از رویدادها و حماسه ها و نبردهای جان باختگان راه ایران می گفت تا به من بیا آموزد که زندگی تنها زنده بودن نیست و زنده بودن زندگی می خواهد، از آریو برزن گفت که چگونه یکه وتنها در برابر صدها هزارتن ازسپاهیان دشمن مردانه ایستاد و جنگید، آریوبرزن هرگز نترسید نه از خود ونه ازمرگ ...از رشادت بابک برایم می گفت که چگونه آن گاه که دربرابرخلیفه عباسی یکی ازدستانش را جلاد قطع می کند با دست دیگر خون روان شده از تنش را به صورت می زند و در جواب پرسش خلیفه و راز آن کارمی گوید: تا دشمن گمان نبرد که چهره ام از ترس به زردی گراییده و تا خلیفه بداند که قهرمانان چگونه می میرند،ازدلاوری های رویگرزاده گستاخی به نام یعقوب و جوانمردی های او برایم داستان ها حکایت می کرد. همان که می گفت: یعقوب اگر نماند نمویم به ماتمش چرا که ایران و سیستان و رستم به جاست از کسی که در بستر هم مبارزه و رستاخیزرا از یاد نبرد بلکه : راه نجات ملت ایران را جنگ،جنگ و جنگ می دانست ودر بستر فریاد می زد بلی زنده باد جنگ.
و همچنان می گفت و من با هیجانی که خاص دوران جوانی بود به آن گفته ها دل می بستم و اکنون بعد از آن همه سال چقدر دلم برای آن گفته ها، آن لحن بیان،آن چشمانی که دو دو می زدند و تا ژرفای وجود آدمی را می کاویدند و تو از شرم و حیا می ترسیدی در آن ها زل بزنی ولی او چنان خیره به تو می نگریست که تو دیگر تاب نمی آوردی و سرپایین می آوردی ،سینه ی ستبر و چهارشانه و قدی بلند،دلم برای همه ی آن روزها ،آن دیدارهای بیادماندنی ،آن اشک های حسرت انگیز،گرفته. استاد که گویی مرا آیینه ی جوانی خویش می دید با همه آن تب و تابی که خود از دوران جوانی و درگیری های فراوانی که با دشمنان و مزدواران و وطن فروشان به یاد داشت، داستان زندگی رابازگو می کرد، برای همه ی آن روزها، سخت دلم تنگ شده است. واکنون که می نویسم تنها از روی یک احساس ناگزیر برای این که شاید کسانی که این گفتار را می خوانند با ویژگی های اندیشه های مردی آشنا شوند که می گفت:فرزندم من همچون غواصی هستم که ژرفای تاریخ و تمدن ایران زمین را تا عمق یکصد هزار سالگی پیموده ام،و هنوز به آخر آن نرسیده ام ،فرزندم غواص پیرشده و چشمانش یارای بیشتر دیدن را به او نمی دهند، من توان شنا کردن را از دست داده ام ولی راهی را که در این مدت و در این مسیر طوفانی طی کرده ام به شما شناسانده ام آن را ادامه بدهید من راه را به شما نشان دادم، جوان هستید و پرازانرژِی، نشاط و حرکت وآرمان پس می توانید بسیار بیشتر از من ادامه دهید. شاید برای نوربخش باید گفت وسرود: ناشناس آمد، ناشناس بزیست و ناشناس بمرد و فزون از آن چه دید بر چرخ فلک بارید که کوره ای از رنج بود که پخته شد وسوخت. روانش مینوی جاودان باد. ![]() شاگرد انوشه روان نوربخش رحیم زاده فنا در آرمان شاهین فراز دوست |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیوند نوشتار :مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گزارش دادگاه ابوالفضل عابدینی و کارگران هفت تپه در گفتگو با محمد اولیایی فر |
||
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
چند روز پیش نوشتاری با نام بیمارستان و دانشگاه جندی شاپور به شما پیشکش شد که پوشه پی دی اف مناسب چاپ آنرا می توانید دریافت کنید.
دریافت ۸ رویه ۱۱۷ کیلوبایت
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره اين تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد. بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم _________________________ نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!! www.paniran2.blogfa.com ________________________ ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. |
|
RSS آمار |
**********