![]() |
|
![]() |
|
محاکمه کارگران نیشکر هفت تپه را محکوم میکنیم طبق اظهارات وکیل مدافع جمعی از کارگران نیشکر هفت تپه، دادگاه انقلاب دزفول طبق ابلاغیه ای آقایان علی نجاتی، فریدون نیکو فرد، محمد حیدری مهر، جلیل احمدی و قربان علیپور را در روز سی ام آذر ماه به دادگاه جهت محاکمه احضار کرده است. بر اساس این ابلاغیه آقای ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار نیز به جرم مشارکت در اتهام تبلیغ علیه نظام، در این روز به دادگاه فرا خوانده شده است.
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران امروز 29 آذر ماه نشست هفتگي حزب پان ايرانيست همچون هفته هاي ديگر در اهواز در محل دفتر حزب برگزار گرديد. اين نشست كه شور و حال ديگري داشت با باشندگي سرور حجت كلاشي مسئول سازمان جوانان حزب و نيز همراهي سرور ارجمند مهندس هومن اسكندري نيز همراه بود. ميهمانان گرانقدر راه دراز را از تهران تا خوزستان پيمودند تا در ميان ديگر اندامان ميهن پرست خوزستان حضور داشته باشند.
برنامه بر پايه زمان بندي هميشگي ساعت 10.30 بامداد با نواي هميشه جاودان سرود ملي اي ايران آغاز شد. خوشامدگويي سرور دكتر ابراهيم ميراني عضو شوراي عالي رهبري و مسئول تشكيلات حزب در خوزستان به مهمانان و ديگر باشندگان ايرانپرست آغاز گر نشست اين هفته بود. سپس سرور حجت كلاشي آغاز سخن داد و پس از ابزار خرسندي از حضوري دوباره درميان ميهن پرستان درباره تحركات انيرانيان در ايران و بويژه خوزستان سخناني ايراد كردند و بر لزوم آرمان شناسي و شناخت ايران پاي فشردند و تاكيد داشتند پس از شناخت آرمان و منافع ملي دشمنان و مخالفان منافع ملي آشكار خواهند شد و بر همين اساس و چارچوب رفتارها و كوشش هاي ملي و ضد ملي در ايران شناسايي خواهد شد.سرور كلاشي از فشارهاي نيروهاي اطلاعاتي بر جوانان ميهن پرست همچون سرور ابدالفضل عابديني و ديگر ميهن پرستان به شدت انتقاد كرد.سخنراني سرور كلاشي چندين بار با تشويق باشندگان همراه بود. پس از سرور حجت كلاشي سرور مهندس هومن اسكندري نيز به سخنراني پرداختند. در ميان برنامه يكي از بانوان ميهن پرست نيز سروده اي در باره مردم ايران براي باشندگان خواندند.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
بیگانگان ، تجزیه ایران را پشت پرده فدرالیسم پنهان کرده اند
در پی باز شدن در گفتگو در باره فدرالیسم از سوی رسانه های خارجی و همچنین گفتگوی شاهزاده رضاپهلوی با برنامه یاران علیرضا میبدی و حمایت ایشان از این موضوع ،سرور منوچهر یزدی نوشتار ارزشمندی را روی تارنمای خود قرار دادند که با پروانه از ایشان آنرا در اینجا چاپ می کنیم.***
گام اول - شورشی بود که به رهبری روشنفکران چپ و راست آغاز و به فروپاشی نظام شاهنشاهی ایران انجامید و نابودی نظامات اداری و مدنی و اقتصادی و فرهنگی کشور و از هم گسیختگی بافت هویت ملی را در پی داشت. در این راه احزاب و گروههای سیاسی لنینی و دینی دست آموز قدرتهای سرمایه داری پیشگام و پرچمدار بودند و همچنانکه در سلسله مقالات کالبد شکافی روشنفکران نوشته ام ، مسلحانه به میدان آمدند و درسهای فرا گرفته نزد بیگانگان را در میهن خود پس دادند و با ارائه همه گونه خوش خدمتی به اربابان غیر ایرانی و بد رفتاری با ملت ایران از هیچ جنایتی دریغ نورزیدندگام دوم - حرکت به سوی فدرالیسم و آ نارشیسم و سپس تکه تکه کردن ایران است.در گام اول پس از پیاده شدن طرح توطئه بیگانگان و پیروزی انقلاب ، جنگ داخلی خونینی بین اصحاب انقلاب بر سر تصرف کرسی های قدرت در گرفت .... این نبرد آن چنان بیرحم بود که از فرزندان دینی نیز نگذشت ، جمعی ترور و عده ای در آتش انفجار و گروهی زنده بگور شدند ... از همان روز های آغازین روشنفکران چپی زود تر از زمان موعود دست خود را رونمودند و ادعای جدایی کردستان و خوزستان وترکمن صحرا ...را نمودند ولی نائره جنگ ایران و عراق همه این نوچه های تازه به دوران رسیده را به آغوش کشید ... زیرا تداوم جنگ در اولویت قرار داشت و اربابان زر و زور جهانی به سرعت به آرام کردن فرزندان خلف خود پرداختند و هر آن کس را هم که نا آرامی میکرد میکونوسی اش کردند .. زیرا تداوم جنگ در اولویت قرار داشت.....!!جنگ هشت ساله و قتل عام فرماندهان دلیر ایرانی وراندن نیروهای انسانی ارزشمند از صحنه خدمت و نابودی همه زیر ساخت های اقتصادی ، سبب حضور فقر و نابسامانی و تبعیض در جامعه شد ودر نتیجه ارزش های اخلاقی و فرهنگی و اقتصادی که ملت ایران در طول تاریخ به آن مباهی بود تحت فشار شعارهای شور انگیز "جنگ،جنگ تا پیروزی" به قربانگاه برده شد ... . با فروپاشی ارزشهای اخلاقی و دینی ، فساد بر همه ارکان کشور رخنه کرد و پایه های استوار خانه و خانواده بشدت آسیب دید ... حرمت های دینی شکسته شد ... مقامات روحانی را به سیاست و قدرت طلبی آلوده کردند ...بر کاخها نشستند و کوخ نشینان را به سخره گرفتند ... به حریم نوامیس مردم تجاوز کردند و دیوار بلند اعتماد عمومی را فرو پاشیدند ...دست در سفره مردم کردند و نان و قوت شان را به یغما بردند و سهم تلاش اورا بر سر بازار های غیر ایرانی به حراج گذاردند و از بیت المال به جنگاورانی هبه دادند که آتش بپاکنند و خواب و آرامش مردم جهان را بزدایند تا ارباب زر و زور را خوش آید و بر سر چاههای نفت حلقه زند .... تا صاحبان این ثروت خدادادی به دریوزگی و گدایی روی آورند...در ایران زمین ، جایگاه و پایگاه تیره ها و قوم ها و طوایف و ایلات و عشایر که قرنها بر یک پهنه غنوده بودند و در یک سفره دست دراز میکردند و غمها و شادیهایشان را با هم تقسیم میکردند ... نفیر گوناگونی زبان و مذهب و آیین را ساز کردند آنهم با تزویر و ریا که شما از یک امت اید... این ساز ناکوک شیعه و سنی - زرتشتی و مسلمان - یهودی و مسیحی - ایرانی و عرب - ووو بر روان وحدت ملی زخمهای عمیقی وارد کرد... سی سال بر آیین فرقه گرایی پای فشردند و برادران کردو بلوچ و آذری و ترکمن ما را رنجانیدند تا آنجا که فاصله ها روز به روز بیشتر و بیشتر شد... و در این آشفته بازار بیگانگان،باد بر آتش جدا سری دمیدند و ترویج گنندگان این نغمه شوم را به زر و زیور آراستند ...سفره هایشان را رنگین کردند ... بلندگوها برایشان تدارک دیدند تا آوای شوم شان به سراسر گیتی انعکاس یابد... پای رهبران مزدورشان را در تریبون صدای آمریکا و تلویزیون های غربی باز کردند تا همچون گذشته با خواندن سرود آزادی و دموکراسی ،خلق محروم را به خانه پدری بدبین سازند و یک بار دیگر تیشه آزادی را بدست مردم فریب خورده دهند تا بر ریشه های عمیق وحدت و هویت یک ملت کهنسال فرود آورد... تا ریشه از هم بگسلد و باغستان ایران به زاغستان انیرانی مبدل گردد و آنگاه است که جهانخواران، ایران را راحت تر خواهند بلعید زیرا ایران یک پارچه لقمه گلوگیری است که در همه تاریخ از گلوی "اسکندر" با همه جهانگیری اش و "عُمر" با همه تدبیرش و "چنگیز" با همه خشونتش وشیر پیر بریتانیا با همه اشتهایش پایین نرفت و امروز غول سرمایه داری با چنگال انگلیس و امریکا و روسیه به سراغ این سرزمین اهورایی آمده است تا دسترنج روشنفکران دینی و لنینی را تکه تکه ببلعد...بنابر این ملاحظه می فرمایید که بیگانگان به همه اهداف شان در گام اول رسیده و اقتدار ملت ایران سر بریده شد .... حال باید گام دوم را برداشت چون زمینه های افتراق و جدایی و بیکاری و فقر و فساد و اعتیاد و نابرابری و بی اخلاقی و بد اخلاقی و دورویی و دروغ و ریا و آدم فروشی و خیانت کاملا فراهم است و باید تخم لق فرو پاشی جغرافیایی ایران وسیله شخص یا اشخاصی در دهان باز فریب خوردگان شکسته شود که از جنس دیگری بوده ... و از محبوبیت نسبی بر خوردار باشند.و شگفتا ... شگفتا .. که برخی از فرزندان سوگند خورده به حفظ میراث این کهن دیار طعمه این دام می شوند و با ابراز نظرات خام و نپخته و غیر مسئولانه و مسلماً ندانسته ، آب به آسیاب طراحان ایرانستان می ریزند و مذاکره بر سر اصول مسلم تاریخی ایران را ، به حساب دمکراسی برای ایران منظور میکنند و فدرالیسم را راه رفع ستم قومی معرفی می نمایند.!!!و ما که در درون کشور ، سایه سیاه توطئه را بر بالای سرمان احساس میکنیم و زنگ خطر جدا سری را با پوست و گوشت و جانمان لمس میکنیم ناچاریم یک بار دیگر تاریخ فدرالیسم را بگشاییم و سر فصل های آن را یاد آور شویم تا این نخوانده تاریخها به خود آیند و بفهمند که ورود به افسانه فدرالیسم ، یعنی خروج از استقلال و تمامیت ارضی و هویت ملی و بس... .بگذارید برای اتمام حجت تصویر کشور های فدرال را ترسیم کنم بدین باور که شاهزاده رضا پهلوی در عشق به ایران و تمامیت ارضی کشور و پاسداری از هویت ملی و زبان پارسی همچنان پیشگام خواهند بود . تاریخ گواهی میدهد که در فدرالیسم پیوستن چند کشور مستقل به یکدیگر و ایجاد یک کشور بزرگتر هدف است نه تقسیم یک کشور به واحدهای کوچک و خود مختار ..!!سوئیس که یک کشور قدیمی فدرال است از قرن سیزده تا قرن شانزدهم به مدت سیصد سال از به هم پیوستن شهرهای مستقل قرون وسطایی به یکدیگر پدید آمد .در آمریکا از سال 1757میلادی – دوازده دولت علیه استعمار بریتانیا با یکدیگر متحد شدند و پس از پیروزی در جنگ های استقلال به صورت کنفدراسیون در آمد و پس از خرید مستعمرات فرانسه و تصرف مناطق مجاور در سال 1836 به بیست و پنج ایالت و در سال 1850 به 31 ایالت و در سال 1900 به 44 ایالت و در سال 1959 با افزایش آلاسکا و هاوایی به 50 ایالت افزایش یافت .در آلمان تا پایان قرن هیجدهم یکصد و بیست شاهزاده نشین کوچک و بزرگ حکومت می کردند و در سال 1816 تمام ایالت های آلمانی زبان به غیر از اتریش و پروس کنفدراسیونی تشکیل دادند – در سال 1815 کنگره وین – کشور فدرال آلمان را با 39 عضو به وجود آورد و 35 شاهزاده نشین به این اتحادیه پیوستند و در سا ل 1871 اتحاد کامل آلمان صورت گرفت .در هندوستان تا قبل از سال 1947 بیش از 500 شاهزاده نشین وجود داشت که هر یک دارای استقلال نسبی بودند . لازم به توضیح است که بیش از 95 درصد کشورهایی که با سیستم فدرال اداره می شوند از پیوستن واحدهای کوچکتر به یکدیگر به وجود آمده اند . و اما در باب فدرال شدن کشور ها بمنظور نیل به دموکراسی ذکر چند مثال ضروری است. سوئیس 500 سال پس از ایجاد آن کشور به تدریج دموکراسی در آنجا پی ریزی شد و در بسیاری از کشورهای فدرال هنوز دموکراسی وجود ندارد که نمونه های آن در آسیا و آفریقا فراوانند . امارات متحده عربی که کوچکترین کشور منطقه و فدرال نیز هست هنوز رنگ دموکراسی را ندیده ! خطرناک ترین کار سیاسی در یک کشوری که دموکراسی را تجربه نکرده این است که نسخه فدرالیسم برایش پیچیده شود زیرا معمولا در این مناطق سیاستمداران جاه طلب و گاه وابسته ای وجود دارند که حاضرند رئیس جمهور یک دهکده باشند ولی فرماندار یک کشور نباشند ..!اشتباه دیگر آن که عده ای گمان می کنند فدرالیسم سبب توسعه اقتصادی خواهد شد در حالی که جوامع عقب مانده فرهنگی هرگز یک شبه به توسعه اقتصادی دست نخواهند یافت .. اگر چنین بود کشورهای پاکستان و بنگلادش و آمریکای لاتین که سالهاست به استقلال سیاسی دست یافته اند امروز باید به شکوفایی اقتصادی رسیده باشند در حالی که برزیل در حال حاضر بیش ازدویست میلیارد دلار بدهی خارجی دارد – آرژانتین حدود 150 میلیارد دلار مقروض است – مکزیک با آنکه چاه نفت دارد 150 میلیارد دلار به دنیا بدهکار است – پاکستان و بنگلادش که هنوز در باتلاق فقر دست و پا می زنند .نکته قابل توجه آن که در کشورهای فدرال بیشترین در گیری های قومی و جنبش های جدایی طلب وجود داشته و دارد : مثلا در نیجریه از سا ل 1999 تا 2002 میلادی بیش از ده هزار نفر در در گیری های قومی کشته شده اند – در هندوستان درگیری های قومی و مذهبی هر ماه هزاران نفر را به خاک و خون می کشد . حوادث اخیر بمبئی و جنگ این کشور با پاکستان از ثمرات تجزیه قاره هند است.درگیری های قومی در هلند این کشور را به تجزیه کشانید و بلژیک خلق شد – تا قرن نوزدهم ما کشوری به نام بلژیک نداشتیم و هم اکنون این کشور از سه قوم فرانسه زبان، هلندی زبان و آلمانی زبان تشکیل شده که عدم سازش آنان با یکدیگر بلژیک را با بحران های جدی مواجه ساخته است .وا ما در ایران ....!!در ایران 16 میلیون آذری زندگی میکنند که دو میلیون نفر آنها فقط در تهران به سر می برند و بقیه در 4 استان آذربایجان غربی و شرقی و زنجان و اردبیل زندگی می کنند و در واقع سراسر ایران زمین سرای آن ها و خانه امن شان است و هرگز طالب حکومت فدرال نیستند . در خوزستان اقوام عرب و فارس کنار هم زندگی میکنند که هر گاه در این استان خود مختاری اعلام شود یک قوم به صورت اقلیت در خواهد آمد و ماجراها آفریده خواهد شد .حال فرض كنيم ایران فدرال شود، در آن صورت در خوزستان تكليف مردم بختياری و ترك تباران خوزستاني كه عرب نيستند و زبان، آداب و رسوم، پوشاك و خوراك شان با عرب ها، فرق دارد، چيست؟ آيا همچنان كه تاريخ گواهي مي دهد با ضربِ شمشير و تجاوز و قتل، آنها را به راه راست هدايت خواهند كرد؟ و يا بر اساس ادعاهايي كه عرب زبان هاي ايراني دارند، يك بار ديگر براي تصرف اراضي هرمزگان، سيستان و فارس، كه همه آنها غير عرب هستند به آن نواحي حمله خواهند برد تا حكومت خلق عرب تحقق يابد؟!و يا دولت فدرال كردستان با مردم اروميه، باكو، خوي، سلماس و ... چگونه كنار خواهد آمد و جواب پان توركيست ها كه نصف ايران را مطالبه مي كنند، چه خواهند داد؟ و يا بر عكس حكومت فدرال آذربايجان در مقابله با كردها كه آذربايجان غربي را كردنشين مي دانند، چه پاسخي جز گلوله براي آنها دارد؟ هنوز آقاي مايكل لِدين لب، تر نكرده، آقاي "هِجري" دبير كل سابق حزب دمكرات در سال گذشته اعلام كرد : " هيچگاه استقلال كردستان را به عنوان يكي از اشكال حق تعيين سرنوشت نه تنها رد نكرده بلكه از آن بعنوان حق مسلم و مشروع ملت كرد در همه بخش هاي كردستان ياد كرده است "منظور آقاي هجري از "همه بخش هاي كردستان" همان "الكردستان الكبري" مرحوم بارزاني است كه در بر گيرنده بخش بزرگي از آذربايجان، لرستان، كرمانشاهان و ايلام است ..."مگر مصاحبه آقای شرفی دبیر کل حزب دموکرات را در پاریس نشنیدید که اظهار داشت : چهار میلیون کردهای ایران که مرزهای شمال را با عراق در اختیار دارند ، هر آینه ایالات متحده گام هایی مهاجمانه تر در برابر ایران بردارد از آمریکا پشتیبانی خواهند کرد.آیا این قبیل سخنان جز در اثر دلگرمی وحمایت های "مایکل لدین" و "تیمرمَن" از دهان این روشنفکران نوظهور شنیده میشود ..؟مراجعه به سايت هاي گروه هاي تجزيه طلب پرده از اين حقيقت بر مي دارد كه چه معضل بزرگي سر راه اينگونه خيال پردازي ها وجود دارد . نامه "نظمي افشار" روشنفكر تجزيه طلب ترك به آقای هجري يكي ديگر از آن نشانه هایی است که پشت پرده خود مختاری و یا فدرال طلبی چه اندیشه های ایران بر باد دهی قرار دارد . ايشان مي نويسد:" بهتر است كردها چشم به سرزمين آذربايجاني ها ندوزند و جلوي اين داوري هاي بيمار گونه و آرزوهاي توسعه طلبانه و دور از تحمل را بگيرد ... !آقاي "حسن زاده" دبير كل سابق حزب دمكرات كردستان كه انشعاب كرد، در گفت و گويي با "پيك كردستان" به نظمي چنين پاسخ مي دهد:" هيچ كردي بخاطر هيچكس و هيچ ملتي دست از هيچ وجبي از خاك كردستان بر نخواهد داشت. مادامي كه در برابر دو امپراتوري ايران و عثماني مقاومت كرده و موجوديت ملي خود را پاس داشته، ممكن نيست از اين پس با تهديدهاي فردي چون نظمي افشار ترس به دل ما راه دهد و دست از يك ذره از خاك كردستان برداريم ... از ديدگاه ما سرزمين كردستان شامل تمام شهرها – مناطق – روستاها – دشت ها و كوه هايي كه در تقسيمات كشور، استان هاي كوردستان، كرمانشاه، ايلام و آذربايجان غربي ناميده شده است، را در بر مي گيرد ..."از سوي ديگر، آقاي چهرگاني روشنفكر [پان ترک]بريده از ايران در تارنماي خود چنين فرياد مي زند:" عموميت مردم كرد از شعور جمعي جهت زندگي اجتماعي و مسالمت آميز برخوردار نبوده و دچار ناهنجاري هاي اجتماعي متعدد مي باشند ..."همين بيمار رواني به آذربايجاني ها توصيه مي كند كه از ازدواج و داد و ستد با كردها پرهيز كنند .حزب استقلال آذربايجان جنوبي به كردها هشدار مي دهد ... "كه اگر مي خواهيد در صلح و آرامش همسايه باشيم بايد از اين ادعاهاي ماليخوليايي دست برداريد در غير اينصورت به آذربايجان اعلان جنگ مي كنيد كه آن هم به نفع شما نخواهد بود."حال بفرمایید در یک چنین بافت بهم تنیده و در هم فرو غلطیده ای چگونه میتوان حکومت فدرالی بوجود آورد و به آرامش و صلح فردای آن امیدوار بود؟ در پایان نمیدانم نیازی به یاد آوری نغمه های شومی که در باره نام خلیج فارس و یا ادعاها پیرامون جزایر سه گانه و یا سخن پراکنی هایی که توسط جبهه آزادی خلق عرب مستقر در لندن می شود هست یا خیر ولی بدانید هم اکنون در امارات متحده عربی نقشه جغرافیایی که در مدارس تدریس میگردد از استان های خوزستان و هرمزگان و بوشهر و فارس و دریای عمان با نام و عنوان عربستان یاد می شود.آقای میبدی ، شامه ما ایرانیانی که در درون آتش زندگی میکنیم بشدت نسبت به توطئه بیگانگان حساس است ، ما بدلیل حضور در فضای پر رمز و راز فعلی ، گاه صدای نفس کشیدن بیگانه را به گوش جان می شنویم و با چشمان باز سایه های پیاده نظام بیگانگان را در دل شب ایران می بینیم ، باور کنید بوی خیانت را از پشت همه آن الفاظ زیبا و مردم فریب استشمام می کنیم ، این کار از عهده شما هم میهنان دور از وطن ساخته نیست ، شما در آمریکا به فدرالیسم دل می بندید ولی ما از تکرار نام آن بر خود می لرزیم زیرا در آنجا پیشه وری ها نایابند ولی در ایران ستم دیده ما تا دلتان بخواهد پیشه وری و کیانوری و ریگی و رجوی و روزبه و شرفی و قطب زاده و بنی صدر و خلخالی و فردوست و مقدم و قره باغی و ووو آن هم از نوع روشنفکر و تحصیلکرده اش از زمین و زمان می جوشند که یک دستشان در جیب ملت و دست دیگرشان نزد اجنبی دراز است ، در آمریکا این همه احزاب چپ وراست تجزیه طلب از نوع جبهه آزادی بخش بلوچستان و جبهه آزادی بخش عربستان و جبهه خلق آذربایجان جبهه خلق ایران و جنبش اسلامی کردستان و حزب توده و حزب کومله و حزب دمکرات کردستان که سر در آخور بیگانه دارند وجود ندارند . ما می فهمیم همدردی شما با اقوام ایرانی به نیت دلجویی از کسانی است که از حاکمیت فرقه ای آسیب دیده اند ولی ارائه طریق های بدون مطالعه شما حکم همان دلسوزی هایی را دارد که سی سال قبل دوستان روزنامه نگار و یاران روشنفکر و شاعر و نویسنده شما نسبت به آزادی های از دست رفته ملت ایران می کردند......دیدید چگونه شیفتگی ژورنالیست های هم میهن ما و شما نسبت به حرکت خروشان آزادیخواهان ، کشور را اسیر امیال و مطامع بیگانگان کرد؟ دیدید از قفای فریادهای آزادیخواهان چه هیبت های سهمناکی قد بر افراشتند؟اکنون روزگار سی سال پیش است ، یکبار دیگر بازی با دموکراسی با شعار زنده باد حکومت فدرال به روی صحنه آمده ، آن هم با هنر نمایی هنر پیشگان قدیمی ، همان هنرمندان و روشنفکرانی که کشور را برای گام دوم آماده کرده اند ، سعی کنید آن گونه عمل نمایید که مجبور نشوید سی سال بعد اسناد و مدارک حضور و دخالت بیگانکان را در پروژه ایرانستان از پشت تریبون های آمریکایی فریاد بزنید.... دیگر فریب نخورید و بدانید بر اساس احکام بدون چون و چرای تاریخ ایران ، این کشور باید دارای قدرت مرکزی مقتدر باشد تا بتواند با انبوهی از توطئه ها و تجاوزات و سلطه گریها مبارزه و رفع شر کند.به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
کارگران معترض مسیر ۵ کیلومتری کارخانه تا استانداری را با پاي پیاده به دلیل عدم حمایت مدیران شرکت در به اختیار گذاشتن وسائل نقلیه پیمودند. این کارگران در حین راهپیمایی شعار معیشت "زندگی حق مسلم ماست را فریاد میزدند" گزارشگر : ابوالفضل عابدینی گفتگوي راديوفردا با وحيد فخرالدين كيل عابديني و كارگان نيشكر هفت تپه - دانلود ۱.۳ مگابايت به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
در پي تشكيل سنديكاي نيشكر هفت تپه در ابتداي ماه گذشته(۱ آبان) اداره اطلاعات از اين حركت كه براي نخستين بار در ۳۰ سال گذشته روي داده بود به شدت عصباني شده و اقدام به احضار سرور ابوالفضل عابديني و پنج تن از كارگران نيشكر هفت تپه كه از اعضاي اصلي سنديكا هستند،نمود. راديو فردا با دكتر وحيد فخرالديني وكيل ابوالفضل عابديني و كارگران نيشكر هفت تپه در اين باره گفتگويي انجام داده است كه مي توانيد آنرا از پيوند زير دانلود كنيد. دانلود ۱.۳ مگابايت بايگاني جستاري :بخش سرور ابوالفضل عابدینی به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
خجسته باد روز رهایی آذرآبادگان از چنگال مزدوران شوروی
خاطرات آیت اله طالقانی از علماي تهران که راهي زنجان شد تا گزارشي از وضعيت شهر تهیه کرده تا در نشريه آيين اسلام (با مديريت نورياني ) به چاپ برسد. حاصل اين سفر چند روزه که در آذرماه سال 1325بوده (زمان اشغال ایران به دست نیروهای حزب دمکرات پیشه وری با حمایت ارتش سرخ شوروی) متني است که در اينجامی بینید.
1.اين نامه ديني که در راه حقايق بار سنگيني را به دوش گرفته و در اين روزگار تيره و تار مسووليت توان فرسايي را عهده دار شده است در اين موقع باريک و هنگام تاريک که همه روزه در اثر اصطکاکهاي سياسي وقايع گوناگوني توليد ميشود يک وظيفه ديني و تکليف وجداني دارد که انجام آن براي قضاوت تاريخ بسيار موثر است و آن وظيفه در موضوع پيش آمد زنجان بيان حقايق و نشر حقايق وقايع حق و حقيقت است.آيين اسلام در اين سه سال زندگاني خود با همه نشيب و فرازهاي سياسي راست و چپ توانسته است که خود را کاملا بيطرف نگه داشته و به هيچ يک از سياستهاي امروزي خود را آلوده نکند و در ميان اين همه افراطها و تفريطها يک راه اعتدال (راه دين) را گرفته و پيش ميرود و از اين رو در تمام پيشآمدهاي سياسي فقط از نظر جنبه ديني وارد بحث شده است و اخيرا پس از سقوط زنجان و ورود قواي دولت به آن شهر، پاره انتشاراتي که از لحاظ ديانت مورد اهميت بود افکار متدينين را مشوش نمود اين بود که هيأت تحريريه اين اداره، دانشمند محترم آقاي سيد محمود طالقاني را براي رسيدگي به اوضاع آن سامان انتخاب نمودند و ايشان نيز رنج اين مسافرت را بر خود هموار نموده و چهارم آذر ماه جاري به طرف مقصود عزيمت نمودند و پس از يک سلسله تحقيقات دقيقه حقايق را چنان که بوده و شنيدهاند و اينک در تحت عنوان «مشاهدات من در زنجان» ذيلا انتشار داده ميشود و ما اميدواريم که هيچ يک از احزاب سياسي از ما نرنجند. ادامه نوشتار |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
خوشبختانه گستره ي اين خبر به اندازه اي بود كه رسانه اي مانند صداي آمريكا نيز ناگزير به بازتاب آن هر چند به صورت يك خبر كوتاه از سوي كوروش صحتي در يك برنامه غير سياسي مانند شباهنگ شد.(عصر ۱۷ آذرماه۱۳۸۷).هر چند كه اين خبر نيز از روي خبرگزاري حكومتي فارس نيوزكه با غرض ورزي نيز همراه بوده است ،خوانده شد. اين بخش را براي آن عده گذاشتم كه مدعي بودند اين خبر بسيار عادي بوده و هيچ رسانه اي آنرا بازتاب نداده است!بهتر است اينان نگاهي به گزارش تصويري مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و نيز خبرنامه امير كبير بياندازند. دريافت (۱.۸۴مگابايت) به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
فیلم برافراشته شدن پرچم پان ایرانیست در دانشگاه تهران - ۸۷/۱ مگابایت ویدئو گردهمایی اعتراضی دانشجویان در دانشگاه تهران -۹۲/۲ مگابایت آموزش دانلود فایل ( از مدیا فایر)
گزارشي كوتاه از حضور پان ايرانيست ها به مناسبت گراميداشت روز دانشجو فرمان آریا گزارش دانشجویان آزادیخواه ملی از تجمع شکوهمند "دانشگاه فریاد آزادی" 17 آذر 1387 در دانشگاه تهران +تصاویر تارنمای دانشجویان آزادیخواه ملی بيانيه دانشجویان آزادیخواه ملی به مناسبت روز دانشجو تارنمای تیرداد بنکدار بیانیه شورای دفاع از حق تحصیل به مناسبت روز دانشجو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران عکس های تارنما مجموعه فعالان حقوق بشر را هم ببینید.(درفش پان ایرانیست نیز میان عکس ها به چشم می خورد). کلیک کنید. گزارش گردهمایی را در اینجا بخوانید.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
روز دانشجو پرچم پان ایرانیست ها در دانشگاه تهران برافراشته شد گزارش : ابوالفضل عابدینی نصر آنچه امسال روز دانشجو را متمایز از سالهای گذشته کرده بود نخست برگزاری آن با تاخیر 24ساعته در روز 17 آذرماه و سپس حضور بی سابقه نیروها و گروهای ملی در دانشگاه تهران بود. صدها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران ساعت 11 صبح امروز ۱۷ آذرماه روبروی دانشکده ی فنی تجمع کرده وبه سنت هر ساله برای حمایت و ورود دانشجویانی که بیرون دانشگاه حضور داشتند و نیروهای امنیتی و انتظامی مانع ورود آنان به دانشگاه شده بودند، ساعت 12 با حرکت به سمت درب 16 آذر اقدام به شکستن قفل های این درب کرده و باعث ورود دیگر دانشجویان به داخل دانشگاه شدند.سپس با هماهنگی دفتر تحکیم وحدت روبروی دانشکده فنی تریبون آزاد دانشجویی برپا شد و دانشجویان با سر دادن شعارهایی نسبت به سیاست های دولت بو یژه طرح بومی گزینی دانشجویان و سهمیه بندی جنسیتی وفضای بسته دانشگاهها و سخنان تهدید آمیز وزیر علوم اعتراض کردند.در این مراسم مهدی عرب شاهی دبیر تحکیم وحدت ، شاهین زینعلی نماینده ائتلاف دانشجویان ملی آزادی خواه و خانم مهدیه گلرو نماینده کمیته ی دفاع از حق تحصیل سخنرانی کردند. نکته قابل توجه در دانشگاه تهران حضور بیشمار دانشجویان ملی به ویژه دانشجویان پان ایرانیست و بالا رفتن پرچم های این حزب در دانشگاه تهران بود . این مراسم ساعت 14 با حرکت دانشجویان به سمت درب اصلی دانشگاه به پایان رسید. عکس ها و فیلم ها تا ساعاتی دیگر روی تارنما قرار خواهد گرفت. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
دانلود همه آلبوم در يك فايل زيپ(فشرده) به گنجايش ۹ مگابايت آموزش دانلود فایل ( از مدیا فایر) به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
در سالهای اخیر برخی از کشورهای همسایه با خرید کتاب و آثار تحقیقی و تألیفی محققین و اساتید هنر و تاریخ هنر ایران و ترجمه و تبدیل این آثار به زبان عربی و ترکی اقدام به جعل تاریخ فرهنگ و هنر ایران زمین، تحت عنوان آثار تاریخی خود کرده اند. در این باره یک استاد نقاشی و مینیاتور ایرانی که هم اکنون در آمریکا به سر می برد گفت در سالهای اخیر یک کتاب دیگر نیز که هنر معماری و کاشیکاری ایرانی را هنر عربی و "اسلامیک آرت " معرفی کرده است با نام " اشکال الهندسیه العربیه " در برخی کشورهای عربی به چاپ رسیده که تا کنون آن را به 27 زبان دنیا ترجمه کرده اند و همسایگان ترک ما نیز هنر نقاشی ایرانی را هم اکنون در موزه " اسمتسونیا " در واشنگتن دی سی پایتخت آمریکا با نام ترکیش آرت به بازدیدکنندگان این موزه معرفی می کنند. وی گفت عربها اخیراً آمده اند تمام فوت و فن معماری سنتی ایرانی را در کتابی به هفت زبان زنده دنیا چاپ کرده اند و هر جا می نشینند می گویند این معماری مال ماست نه ایرانیها و این معماری، معماری عربی است. آن وقت ما اینجا نشسته ایم و زار می زنیم که معماری ایرانی مرده. عربها که تا دیروز اصلاً نمی دانستند ریاضی چیست، هندسه یعنی چه و اصلاً معماری نداشته اند حالا هر جا که می روند می گویند اشکال الهندسیه العربیه! وی با تایید اینکه همسایگان عرب ما هنرهای ایرانی را با نام خود در دنیا معرفی می کنند می افزاید: هنرمندان کشورهای پاکستان و افغانستان همیشه به وامگیری و الگوبرداری از هنر معماری ایرانی اذعان می کنند و خود من هم در سفر به این کشورها این مسئله را از نزدیک دیده ام، اما متاسفانه در کشورهای عربی با اینکه همه آن چیزی که در معماری استفاده می کنند نشئت گرفته از معماری ایرانی است آن را انکار کرده و متعلق به خود می دانند. وی افزود اعراب همسایه ما هیچ پیشینه ای در هنر معماری ندارند و با توجه به اینکه کار دست معماران ایرانی از هندوستان تا غربی ترین نقاط خاورمیانه وجود دارد منابع خود در این رشته را این آثار و همچنین تالیفات اساتید ایرانی قرار داده و مبادرت به نوشتن کتاب با نام معماری عربی کرده اند در حالی که تنها اعراب شمال آفریقا دارای یک معماری با هویت مستقل هستند که آن نیز به رغم نزدیکیهای جزئی تفاوتهای زیادی با معماری ما دارد و چندان هم قوی نیست. محمود فرشچیان درباره واکنش مسئولان سازمان میراث فرهنگی و سایر نهادهای مرتبط گفت : مسئولان در مورد این مسائل سکوت می کنند اما متاسفانه اعراب هیچ توجهی به این مسائل از خود نشان نمی دهند و با کار خود هنر ایرانی را مورد تهاجم قرار داده اند. وی افزود: ایران مانند یک گنجینه غنی و با ارزش از انواع هنرهاست و همسایگان ما چون می خواهند برای خود فرهنگ سازی کنند چنین کارهایی را انجام می دهند در صورتی که مسئولان و مراجع و اساتید هنر ایرانی باید با مرجع یابی مسائل رخ داده برای آن چاره اندیشی کنند. بن مايه:خبرگزاري مهر بايگاني جستاري :دسيسه هاي ضد ايراني به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
منافع ملي ايران در منطقه قفقاز مهندس هومن اسكندري
قرار گرفتن دريای مازندران در حد فاصل آسيای مرکزی و قفقاز و وجود منابع غنی و قابل توجه انرژی در آن، موجب افزايش توجه بازيگران بينالمللی به اين مناطق شده است .متأسفانه به علت عدم توانايی حاکميت فرقهای جمهوری اسلامی در ارائه نقش مثبت و توانمند منطقهای در آسيای مرکزي، حوزهی دريای مازندران و قفقاز، اين مناطق حياتی و استراتژيک جولانگاه قدرتهای بينالمللی و منطقهای ديگر قرار گرفته است. عملکرد حاکميت فرقهای جمهوری اسلامی در مناطق فوقالذکر نه تنها مبتنی بر منافع ملی و اهداف بلندمدت و استراتژيک ايران در اين مناطق نبوده، بلکه حتی به نظر میآيد دستگاه ديپلماسی خارجی ايران فاقد يک استراتژی مدون و روشن در اين حوزههای مهم و حياتی ملت ايران میباشد.در اين سلسله نوشتارها تلاش بر آن دارم تا ضمن بررسی اهميت منطقه قفقاز و توجه به مشترکات تاريخی و فرهنگی هزاران سالهی مردمان اين مناطق با ديگر اقوام جامعهی بزرگ ايرانی به راههای شناخت مسائل اساسی اين کشورها و راهکارهای کمک به احياء و رشد بنيانهای فرهنگي، فکری و هنری مردم اين مناطق و فراهم آوردن موجبات پيوستن دوبارهی آنها به جريان اصلی فرهنگ و تمدن ايرانی بپردازم. بدون ترديد خلاء قدرت ناشی از عدم حضور قدرت ملی ايران در اين مناطق، نه تنها ملت ايران را از پتانسيلهای موجود در اين مناطق محروم میسازد، بلکه بايد به اين مسألهی مهم و اساسی توجه داشت که بحران و نا امنی در اين مناطق، به صورت مستقيم و غير مستقيم بر امنيت ملی ما تأثير گذار است.اگر چه در اهداف و منافع کشورها و قدرتهای منطقهای و جهانی در آسيای مرکزي، دريای مازندران و قفقاز نوعی همبستگی و پيوستگی وجود دارد، منطقهی قفقاز جنوبی به جهت آن که دروازهی طبيعی ورود غرب به حوزهی دريای مازندران و آسيای مرکزی است، دارای اهميت استراتژيکی مضاعفی است که در ابتدا به آن میپردازيم . در ادامه نوشتار بخوانيد...ادامه نوشتار |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
خبر کشف چند تابوت باستاني دو هفته پیش (سه شنبه 28 آبان 1387) روی تارنماهای خبری جای گرفت.كليپي كوتاه که از این جسد این پادشاه درون تابوت گرفته شده را با گنجايش 413 کیلوبایت دانلود کنید. دانلود يكراست آسو صالح در حین عمليات تعريض جاده مسير شهرک حسن آباد- سنندج ، 5 قبر تاریخی کشف شدند. مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کردستان طبق کارشناسی های اولیه، قدمت این قبرها را 3 هزارسال تخمین زدند. در اين قبرستان كه مردگان به صورت چمباتمهاي دفن شده اند، اشيائي همچون نيزه هاي جنگي، دست بند مفرغي و کاسه هاي سفالي نيز کشف شده است. شاهدان عینی که در ساعات ابتدایی کشف این گورها قادر به دیدن آنها شدند، اظهار می دارند که یکی از این قبرها مربوط به یک پادشاه می باشد (فیلم کوتاه مربوط به آن در پائین آمده). این جسد به صورت سالم در یک تابوت قرار داده شده که لایه ی بیرونی آن را سرب و ساروج و لایه ی داخلی آن طلاکاری شده است. طول این تابوت دقیقاً به اندازه ی طول جسد می باشد. در کنار سر این جسد یک(یا دو) جعبه ی طلایی و با محتویات اشیایی از جنس طلا، در کنار آن یک نیزه و در روی سینه و میانه ی بدن آن دو شیه، یکی به شکل ماهی و دیگری به شکل عقاب قرار دارند. روی این دو صفحه کلماتی به زبان میخی حک شده است. همچنین در پشت سر جسد و بر دیواره ی تابوت، تصویری حک شده دیده می شود. نکته ی قابل توجه در این جسد، سالم بودن جسم است. این جسد حتی به شیوه ی مومیایی های کشف شده در پارچه ی قرار داده نشده و با این وجود تمام نقاط آن کاملاً سالم مانده اند. تصاویر مربوط به چهار جسد دیگر در تلویزیون محلی کردستان پخش شده، اما تصویر مربوط به این پادشاه تاکنون در تلویزیون جمهوری اسلامی و شبکه ی محلی کردستان پخش نشده است. به گفته ی مردم محلی، با توجه به اینکه سرقت آثار تاریخی کردستان همواره از سوی مسئولین نظام صورت گرفته است، این نگرانی وجود دارد که این جسد نیز همچون موارد دیگر به سرقت برود. خبرگزاری میراث فرهنگی هم گزارش داد: گورستاني با قدمت بيش از سه هزارسال در سنندج کشف شد. شش گور با بقاياي شش جسد چمباتمه زده متعلق به ساکنان بومي منطقه نيز در آن کشف شده است.کشف اين گورستان ازنظر تاريخي بسيار با اهميت است و کارهاي رسمي حفاري و مطالعات آن آغاز شده است. رييس سازمان ميراث کردستان ضمن تاييد اين خبرگفت :"اين گورستان در محور سنندج به روستاي حسن آباد در دامنه کوه آبيدر مشرف به سنندج کشف شده است." برگرفته از :ايران پرس نيوز به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران سرور ابوالفضل عابدینی -آریو پندار از یاران مبارز و دلاور ما در حزب پان ايرانيست بار دیگر به دادگاه حاکمیت فرقه ای احضار شد. بیانیه زیر از سوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران صادر شده است:
پيوند بيانيه در تارنماي رسمي فعالان حقوق بشر به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
به نام خداوند جان و خرد هشدار سازمان جوانان حزب پان ایرانیست نسبت به اقدامات امارات و سکوت دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی
ملت بزرگوار ایران ! توطئه های جدی و همه جانبه ای که از سوی کشور جدیدالتاسیس امارات و برخی از دوستان پان عربیستش نسبت به تمامیت سرزمینی ما بوقوع می پیوندد ,در غفلت پرسش برانگیز و بعضا خیانت بار دستگاه خارجه در مرحله ی بسیار حساس و جدی قرار گرفته است. این کشورها می کو شند با رفتارهای دقیق که با منطق حقوقی تنظیم می شود ادعاهای خود را در قبال جزایر ایرانی را در مجامع بین المللی زنده و فعال نگاه داشته و از سوی دیگر وهنی بر حاکمیت تاریخی ایران وارد ساخته و آنرا بعنوان اشغال متخاصمانه ی ایران از سال ۱۹۷۱ معرفی کنند. این حرکتهای موذیانه و خطرناک در قبال تمامیت ارضی سرزمینی مان با رفتار دستگاههای دیپلماتیک جمهوری اسلامی با همراهی یا سکوت ,تکمیل و پیگیری می شود.بنا به این دلایل بود که سازمان جوانان حزب پان ایرانیست طی بیانیه ی مورخه ی ۱۳/۹/۱۳۸۶خود در خطاب به ملت ایران ,مسوولیت دفاع از تمامیت ارضی و خنثی سازی توطئه های دشمنان را در حد توان بر عهده شناخت و بعد از چند نامه و هشدار بالاخره تصمیم به برگزاری تجمع اعتراض آمیزی در مقابل سفارت امارات متحده به مورخه ۱۰/۲/۱۳۸۷ گرفت .متاسفانه آنگونه که پیش بینی می شد این امر با مخالفت دستگاههای امنیتی و انتظامی و گویا وزارت خارجه مواجه شد و با پافشاری وطن پرستان به مرحله اجرا رسید که البته در کمال شگفتی با برخورد نیروهای انتظامی با مردم معترض مواجه شدیم تا نشان دهند که گروهی از حضور مردم در صحنه در بیم و نگرانی بسر می برند و از هشیاری مردم انتقام می گیرند .ازآنجائیکه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از درگیری میان مردم و نیروهای نظامی و انتظامی در مقابل سفارتی که به ملیت و هویت ما اسائه ادب می کند ابا داشت تا مبادا دستاویزی بدست دستگاههای دقیق دیپلماسی و تبلیغاتی امارات و قطر و ... بیافتد با شتاب تجمع پرشکوه و غرور آفرین ملی را پایان بخشید تا درگیریها در مقابل سفارت به وقوع نپیوندد و لذا تن مردم هشیار در خیابان ولیعصر و در فاصله ی اندکی از سفارت پذیرای باتومهای موتورسوارها شد تا دست کم مساله حفظ نظم و ترافیک تلقی شود. روزهای آتی شاهد تجمع و اعتراض سایر شهرهای ایران از جمله حرکت بسیار با شکوه تبریز در حمایت از تمامیت سرزمینی و نام خلیج فارس بود.در مقابل این حرکت دقیق مردمی دولت امارات نه تنها از کوششهای خود نکاست بلکه برنامه های منظم و حساب شده ی خود را پیگیری کرد و در مقابل , دستگاه دیلماسی ایران بیش از پیش از جایگاه ناشایسته خود دور افتاده و در واقع انفعال پیشه کرد .به شمه ی از این موارد اشاره می کنیم: 1)اتحادیه عرب در حضور آقای متکی وزیر خارجه و سپس امارات متحده عربی به تنهایی شکایتی علیه ایران به اتهام اشغال جزایر به سازمان ملل متحد تنظیم کردند تا اخلالی حقوقی بر روند آنچه اشغال جزایر از سوی ایران می نامند وارد کرده و اسناد تاریخی - حقوقی خود را برای مجامع بین المللی غنی تر کنند .پاسخ دستگاه دیپلماسی ایران بازدارنده و از منظر عزت نبوده است. 2)امارات که در سالهای اخیر توانسته حجم انبوهی از امکانات مالی و انسانی ما را جذب بازارهای اقتصادی و تولیدی خود کرده و سود سرشاری از این راه و نیز از طریق بازصادرات کالا به ایران ببرد,ضربات خود بر اقتصاد ایران را با فشارهای ناروا بر تجار و مسافران و سرمایه گذاران ایران که به نوعی پول و کار آنها با اقتصاد امارات گره خورده بود با محدود سازی فعالیت های آنها و گاها ایجاد شرط و شروط ناموجه برای ادامه فعالیت,تکمیل ساخت.حتی دولت امارات کوشید از طرق مختلف با استفاده از این ابزارها از حساسیت موضوع جزایر در داخل ایران بکاهد!و در ادامه ی این روند قدرت خود را به رخ شهروندان ایرانی بی پناه کشید تا حساب کار بدست اهالی ایرانی مقیم در این کشور بیاید .آنها در اقدامی توهین آمیز نسبت به عزت ,هویت و اخلاقیات ایرانی با مسافران یک هواپیما برخورد کردند که واکنش سرد و سست دستگاه دیپلماسی باعث شرم هر ایرانی است و خواهد بود .وزیر خارجه بعد از مدتی سکوت اعلام کرد"موضوع در دست پیگیری است و به مقامات اماراتی هم منعکس شده است"اظهارات مقتدرانه ی(!؟)این وزیر مملکت بر باد ده که سابقه ی سکوت در مقابل العطیه هنگامی که بصورت مکرر واژه مجعول و کذایی خلیج را بکار می برد در کارنامه ی خود دارد و البته اظهارات مشعشع او در قبال دریای مازندران ,که روی آقا خان نوری را سفید کرد ,چون ننگی در تاریخ به یادگار خواهد ماند ,مشخص نکرد دستگاهی که نمی تواند پاسخی مناسب به اقدامات موهن پلیس امارات نسبت به تیم ملی ,بازیکن و سرمربی تیم ملی بدهد و سخنگوی سابق و سفیر فعلی او در امارات می گوید باید به این مساله ی سیاسی از منظر ورزش نگاه کرد ,پیگیری هایش گره از چه کاری باز خواهد کرد. 3)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به دولت امارات هشدار می دهد که پرونده خود را در پیشگاه ملت ایران سنگین تر از این نکند و ادامه ی حیات نو پا و ضعیف خود را در معرض بادهای تند که ریشه خارهای تنومند تری را برکنده قرار ندهد !زنهار که از مظاهر عدل پروردگار انتقام است!از تک تک رفتارهای امارات بازخواست خواهیم داشت. 4)تکلیف امارات برای ما مشخص است ,آنها هم رویه ی سیاسی و راهبردی خود را در قبال ما تعریف کرده اند و ظاهرا قصد بازبینی در آنرا ندارند اما از این پس طرف ما و ملت ایران در این قضیه علاوه بر امارات دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی می باشد.سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به مسوولین هماهنگ با سیاستهای پان عربیست هشدار می دهد که رفتار آنان را زیر نظر دارد و مورد بازخواست ملی قرار خواهد داد .کوتاهی های دستگاه دیپلماسی بشدت پاسخ داده خواهد شد و از کانالها و ظرفیتهای قانونی نیز برای پیگرد آنها استفاده خواهد شد .دستگاه قضایی نیز باید به هوش باشد و این مساله را بعنوان اقدام علیه امنیت ملی پیگیری کند .دستگاههای امنیتی نفوذ های مرموز و احیانا هماهنگ با این سیاستها را باید کشف و معرفی و خنثی کند.همانطور باید پاسخگو باشد که افزایش فشارهای امنیتی در خوزستان بر روی پان ایرانیستها در حالی که فعالیت منطقه ای پان عربیستی بصورت هماهنگ پیگیری می شود از چه روست؟ 5)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از آحاد ملت ایران,استادان و پژوهشگران و اهل قلم و مطبوعات می خواهد که با پیوند معنا دار و هماهنگ آگاهی های عمومی را بالا برده و حساسیتهای لازم را به منصه ظهور برسانند . 6)ما سپاس خود را نسبت به کسانی که آگاهانه و هشیارانه مسائل ملی را پیگیرند و با هشدارهای لازم و به موقع ترفندهای هماهنگ دشمنان را ناکام می گذارند ,پیش کش می داریم. پاينده ايران سازمان جوانان حزب پان ایرانیست نهم آذرماه ۱۳۸۷ |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
ياران گرامي اسناد با اندازه بزرگ و كيفيت بالا اسكن شده اند براي خواندن آنها، ابتدا آنها را ذخيره كرده و سپس به سادگي بخوانيد.
بايگاني جستاري :اسناد حزب پان ایرانیست به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
ما "چه مي خواهيم؟" كتابي از سرور محسن پزشكپور(پندار) بنيان گزار پان ايرانيسم است كه در۱۹ سالگي نوشته اند و يكي از كتاب هاي بنيادين درباره انديشه پان ايرانيسم مي باشد. هم اكنون ويرايش اينترنتي آنرا آماده كرده و خواندن آنرا به همه دوست داران پان ايرانيسم پيشنهاد مي كنم. ۳۳۹ كيلوبايت - ۴۹ رويه- PDF دانلود يكراست دانلود از پيوند دوم(مديا فاير) آموزش دانلود فایل ( از مدیا فایر)
بخش آغازين کتاب ما چه می خواهیم: آغاز مبارزه ملی ما : آغاز کار نهضت ما بیشتر به پیروی از یک آرزوی قلبی بیان ناپذیر و احساس الهامی تاریخی شبیه بود تا پی ریزی و ایجاد تشکیلات اجتماعی . احساسی هم آهنگ داشتیم و همه را با خود یار می پنداشتیم ، براهی کشیده می شدیم که از آن بی خبر بودیم و تنها احترامی آمیخته به تقدیس از آن در قلب خود میافتیم . این احساس ما آمیختگی با تاریخ زندگی ملت ما داشت و تنها در این قسمت روشن تر و آشکار تر بوده ما ساده تر از هر مطلبی به این نکته واقف گشتیم که ایران کنونی میهن حقیقی ما نیست و ایرانیان کنونی تمام هم میهنان ما نیستند . این دانسته ساده اولین سنگ بنای اندیشه ما گشت و تنها دریچه بود از آن احساس درونی که به زبان می آمد تنها چراغی بود که درمیان آن همه تاریکی پرتویی ضعیف داشت . این اندیشه ساده چقدر محکم و مؤثر بود و چه نیرومند مغزها را با اندیشیدن و پی بردن راهنما گشت. صفت دیگریکه از همان ابتدا در میان یاران خود و تؤام با این احساس میدیدیم روحیه مبارزه جو و بی گذشت ما بود . در محیطی که سراسر ساخته دشمنان است خود را برای مبارزه هر اثر بیگانه ای آماده می دیدیم . ما پای بروی هر آنچه بود می گذاشتیم و از فراز آرمانها و آرزوهای خود بر صحنه نا باب زیست کنونی نظاره می کردیم همه مصمم یکدل و یکزبان فنای هر پلیدی را که هست خواستار بودیم . میخواستیم و میخواهیم که آیین ایران بزرگ ما با این نظام پست ارتباطی نداشته باشد و از لجنزار کنونی نشانه ای در خود نبیند . مبارزه ما آغاز شد با یک احساس بی شایبه ، با یک هدف سیاسی مشخص و انحراف ناپذیر و با یک روح رزمجو و بی پروا . آنچه وظیفه خود میدانستیم این بود که باید این احساس درونی را بیان کرد ، بر آن نامی گذاشت و این فرمان تاریخ و راه سرافرازی رابا شیوه ای شایسته آرمانخواهی به همگان عرضه داشت . ما به لزوم نهضتی قایل شدیم که منشأ حقیقی آن همان احساس بی شایبه اولیه باشد ، نهضتی که گفته های آن برای ملت ما بحکم تاریخ ما حقایقی غیر قابل انکار خواهد بود . ... دیگر در مقابل یک راه اجتماعی قرار گرفته بوریم چند وظیفه خطیر و بزرگ داشتیم: 1 ـ می بایست احساس هم آهنگ ملی را به بیانی که شایسته علوم اجتماعی زمان ما باشد بیان کنیم. 2 ـ می بایست در محیط خفقان آور خود ، در مقابل مردمانی که تشنه راه اصلاح بودند و چون غریقی به هر پر کاهی توسل می جستند دست آویز محکمی بوجود آوردیم می بایست راه حقیقی را به ملت خود آشکار کنیم . 3 ـ می بایست هسته نیرومند یک دستگاه رهبری را پدید آوریم که از یک سو عامل بیداری و آگاهی ایرانیان شود و از سوی دیگر آرمانخواهان را گرد هم آورد و قدرت اجتماعی مبارزات اساسی را تشکیل دهد . لازم بود آنچه را که به دلهای ما راه می یافت ، آنچه را که احساس می کردیم ، آنچه را که حقیقت نهضت ما بود همانگونه بی پیرایه و ساده بیان کنیم . کتابی که اکنون در اختیار شماست ، کتاب مختصر « ماچه می خواهیم »، بدین منظور به وسیله محسن پزشکپور در پاییز 1326 نوشته شد . هنوز تعداد نفرات ما از انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد که گرد هم می آمدیم و این کتاب را می خواندیم این کتاب از سودای دل ما حکایت میکرد براستی آنچه بود که می خواستیم نه پیش از آن چیزی داشتیم و نه پیش از آن در این باره چیزی میدانستیم . جنبش ما در پی ترجمه چند مرامنامه خارجی آغاز نشده بود ، تقلیدی ناشیانه از بیگانگان نبود بلکه نتیجه یک همدردی و هم آهنگی با خون و خواست ملتی بود که ما نیز جزیی از پیکر دردمند آن بودیم . جنبشی بود در سیر حیاتی ملت ما که در اعماق درون ما نیز اثری داشت و ما به سادگی این اثر را منعکس می ساختیم . « ما چه میخواهیم » یک نوشته و یک کتاب ساده نیست بلکه تأثیر یک نظام نهانی است که در اعماق تاریخ ملت ما سیر میکند و شایسته زندگی پر افتخاریست که بر ویرانه های نظام منحط کنونی بنا خواهد شد . بايگاني جستاري :دریافت(دانلود) کتاب ، آوا ، نما به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
بنا به اخبار رسيده آقاي اميررضا اميربختيار روز پنجشنبه 30 آبانماه 87 تلفني براي روز شنبه به ستاد خبري اطلاعات در اهواز احضار شد.ايشان ديروز شنبه 2 آذر 87 از ساعت 10 صبح بيش از ۵ ساعت مورد بازجويي با چشم بند قرار گرفت. اتهام تفهيم شده به ايشان "اقدام عليه امنيت ملي" مي باشد! امير رضا امير بختيار از کوشندگان جبهه ملي ايران در اهواز است كه ساليان گذشته نيز مورد بازجويي و تهديد عوامل حاكميت در استان قرار گرفته بود . واپسين مورد دستگيري ايشان در هفتم آبانماه 87 در روز جهاني کوروش بزرگ در پاسارگاد روي داد كه به همراه چند تن از ياران پان ايرانيست خوزستان و نيز سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان (آقاي مجتبا گهستوني) به مدت ۳ ساعت بازداشت و مورد بازجويي عوامل اطلاعاتي قرار گرفت. خبر احضار ايشان در بخش فارسي صداي آمريكا و نيز تارنماي كميته گزارشگران حقوق بشر ، خبرگزاری جبهه ملی ایران و خبرگزاري هاي ديگر بازتاب داده شد. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره اين تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد. بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم _________________________ نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!! www.paniran2.blogfa.com ________________________ ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. |
|
RSS آمار |
**********