تبليغاتX
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان

سالروز قتل داریوش فروهر از نخستین کوشندگان مکتب پان ایرانیسم

قتل داریوش فروهر همراه با همسرش پروانه اسکندری در کنار قتل نویسندگان دگراندیش دیگری مانند "پوینده" و "مختاری" لکه ننگی بر دامان حاکمیت فرقه ای

داريوش فروهر- پروانه اسكندري 

کلمات کلیدی:حزب ملت ایران، داریوش فروهر، پان ایرانیسم، جبهه ملی، دكتر مصدق، محسن پزشكپور

داریوش فروهر به سال ١٣٠٧ در یک خانواده مسلمان در اصفهان به دنیا آمد. او از 15 سالگی و پس از آشنایی با مصدق، زندگی سیاسی خود را آغاز کرد و در دوران فعالیت سیاسی خود، پیش از انقلاب ایران بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد. تجربه ١5 سال زندگی در زندان، او را سمبلی از مبارزه ساخت تا آنجا که برخی دوستان وی، زندان را خانه دوم او نامیدند.

داریوش فروهر در آذرماه ١٣٢٧ و در سن ٢٠ سالگی همراه دیگر کوشندگان “مکتب پان ایرانیسم ” شد که در آن زمان هسته مرکزی یک گروه سیاسی ملت‌گرا و مبارز بود. کمیته موقت رهبری متشکل از محسن پزشکپور ، حسن علی صارم کلالی ، محمد رضا عاملی تهرانی ، جواد تقی زاده و داریوش فروهر آغاز به فعالیت نمودند.

داریوش فروهر در یکی از سخنرانی های مکتب پان ایرانیسم دهه1320

سه سال بعد در یکم آبان ماه ١٣٣٠و در اوج مبارزات ضد استعماری ملت ایران  “حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم” از درون مکتب پان ایرانیسم كه در 15 شهریور 1326 تأسیس شده بود، بیرون و داریوش فروهر نیز به عضویت در کمیته موقت رهبری این حزب درآمد.کمیته موقت رهبری حسن علی صارم کلالی رابه دبیری حزب انتخاب نمود و پس ازانتقال محل زندگی ایشان به خراسان داریوش فروهر در سن ٢٣ سالگی به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد.

حزب از كسانی تشكیل می‌گردید كه برای ایجاد حكومتی بر پایه خواسته‌های تاریخی ایرانیان (پان ایرانیسم) گرد آمده‌اند  دارای جهان بینی ناسیونالیستی است و برای دست یافتن به استقلال كامل كشور سرسختانه می‌كوشد؛  هر گونه استعمار را دشمن می‌داند و از حق حاكمیت ملت‌ها در سراسر جهان پشتیبانی می‌كند.

تا سال ۱۳۳۲ بر بنیاد اندیشه پان‌ایرانیسم سه حزب تشکیل شد. حزب پان ایرانیست به رهبری محسن پزشکپور ، پرچمداران پان ایرانیسم به رهبری محمد مهرداد، حزب ملت ایران بر بنیاد پان ایرانیسم به رهبری داریوش فروهر.

در ۱۷ دی ماه ۱۳۳۰عده‌ای به رهبری محسن پزشکپور و زنده یاد دکتر محمدرضا عاملی تهرانی حزب پان ایرانیست را تشکیل دادند.

دلیل این انشعاب ها نحوه موضع گیری در مقابل دولت دكتر مصدق بود. حزب پان ایرانیست پس از قیام سی‌ام تیر 1331 ضمن انتقادهایی که به سیستم داشت هواداری از  پادشاه قانونی وقت و اصلاح نارسایی ها را پیش گرفت ؛ ولی، حزب ملت ایران با مصدق همراه شد و تا آخر از دولت او حمایت كرد. در كنگره سال 1340، عنوان پان ایرانیسم از نام حزب ملت ایران حذف گردید اما همچنان باور به پان ایرانیسم بنیاد جهان بینی حزب را تشکیل می داد. دلیل برداشتن واژه پان ایرانیسم تشابه اسمی با حزب پان ایرانیست و مشکلاتی بود که در این زمینه بوجود می آمد.

عمده ترین کوشش های زنده یاد داریوش فروهر مبارزه بی امان و رودرو با عوامل حزب خائن توده بود. در دوران مكتب پان ايرانيسم مبارزات پان ايرانيست ها در دبيرستان ها و دانشگاه تهران گسترش بسيار مي يابد كه عليه حزب توده قويترين حزب حاضر در صحنه مبارزات آن زمان كه ضمنا آشكارا وابستگي خود را به روس ها اعلام مي كرد دست به مبارزات پر دامنه اي مي زنند .

روانشاد فروهر در کنار دیگر پان ایرانیست ها بیشترین درگیری ها را با نیروهای وطن فروش و بویژه توده ای داشتند که اغلب آنها با زد و خوردهای گروهی شدید می انجامید. شعار همیشگی داریوش فروهر «پان ایرانیست، گورکن بلشویک (اشاره به حزب تود)» بو.:

همچون پان ایرانیست ها و دیگر نیروهای ملی، داریوش فروهر نیز در قیام مردمی برای ملی شدن صنعت نفت با تظاهرات وسیع حزب خود در پشتیبانی از دولت مصدق، همواره در صحنه حضور داشت. در اواخر شهریور سال 1333، تظاهراتی بر علیه قرارداد كنسرسیوم (امینی – پیج) انجام شد كه حزب ملت ایران در آن شركت فعال داشت.

حزب ملت ایران پس از 28 مرداد32، همچنان در سنگر مبارزه علیه رژیم پادشاهی باقی ماند و با نهضت مقاومت ملی همكاری كرد. در سال ١٣٣٩ و با تشکیل جبهه ملی دوم، داریوش فروهر اگرچه در زندان بود اما به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد.همچنین حزب ملت ایران در ایجاد جبهه ملی سوم (1344) نقش مهمی داشت. در فروردین 1348، به دنبال شناسایی استقلال بحرین از سوی دولت ایران، علاوه بر حزب پان ایرانیست که سرسختانه با جدایی بحرین مخالف بود و حتا گروه پارلمانی پان ایرانیست دولت وقت (هویدا) را استیضاح  کرد؛ تنها داریوش فروهر ، طی یك بیانیه‌ای مخالفت خود را با این امر اعلام كرد كه بلافاصله نیز دستگیر شد.

در سال 56 در آستانه انقلاب، با تأسیس جبهه ملی چهارم، در قالب این جبهه به فعالیت پرداخت، این جبهه در اموری مثل مبارزه سیاسی، انتشار بیانیه و تكثیر پیام‌های امام خمینی، نقش مهمی ایفا كرد و همكاری گسترده‌ای با دیگر گروههای انقلابی ضد رژیم داشت. به طور كلی حزب ملت ایران، در سال‌های پس از كودتا تا انقلاب 1357، به مبارزه قهرآمیز خود با رژیم شاه ادامه داد، به طوری كه رهبر آن، داریوش فروهر 14 بار به زندان افتاد.[3] 

اشتباه بزرگ

پس از انقلاب بزرگترین اشتباه زنده یاد فروهر که از دید برخی خیانتی نابخشودنی می باشد همکاری با دولت موقت و گرفتن سمت بود.

داریوش فروهر در ٢6 دیماه ١٣5٧ و همزمان با خروج شاه از ایران شاه از ایران، برای ملاقات با آیت‌الله خمینی عازم پاریس شد و ١6 روز بعد همراه آیت‌الله خمینی به کشور بازگشت. او بلافاصله پس از انقلاب، در ٢4 بهمن ١٣5٧ درکابینه دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان شرکت کرد و به عنوان “وزیرکار” در دولت موقت ایران مشغول به کار شد. او حقوقی بابت شغل وزارت دریافت نکرد و با استعفای دولت موقت نیز از فعالیت‌های اجرایی فاصله گرفت. در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فروهر خود را كاندیدا نمود كه توفیقی حاصل نكرد.[4]

داریوش فروهر همزمان با آغاز پاییز سال 60 به زندان رفت و پنج ماه زندان را نیز در کارنامه سیاسی پس از انقلاب خود به جای گذاشت. بنا به گفته دوستان و همراهان فروهر، این بازداشت پنج ماهه با کاهش ١5 کیلویی وزن وی همراه بود.

پس از استعفای دولت موقت و حوادث سال 1360 فعالیت حزب دچار ركود شد به نحوی كه فعالیت این گروه به جلسات مقطعی و اظهار نظر در مورد مسائل سیاسی كشور و انتشار بیانیه‌های مختلف محدود شد. پس از روی كار آمدن دولت اصلاحات (1376) فضای باز سیاسی برای فعالیت احزاب تا حدودی شكل گرفت و حزب ملت ایران نیز فعالیت خود را به طور نسبی افزایش داد.

در پاییز ۱۳۷۷ (یکم آذرماه) پروانه و داریوش فروهر از رهبران حزب ملت ایران در خانه خود در شهر تهران به دست مأموران سازمان اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی به قتل رسیدند. شرایط این قتل، فجیع و ددمنشانه بود. قتل فروهرها در کنار قتل شماری دیگر از نویسندگان دگراندیش مانند "پوینده" و "مختاری" موج خشم ایرانیان داخل و خارج از کشور را برانگیخت و افکار عمومی جهان را متوجه وضعیت حقوق بشر شهروندان ایران کرد. هم‌اکنون 10 سال از این رویداد می‌گذرد و تاکنون پرونده قضایی این قتل‌ها به فرجامی نرسیده و ناصر زرافشان، وکیل خانواده‌های قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای در زندان بسر می‌برد و پرونده مختومه اعلام شده، بی آنکه عاملان به کیفر برسند و ریشه‌های این قتل بطور علنی افشا گردند.

 

با ترور داریوش فروهر وهمسرش فعالیت حزب ملت ایران محدودتر شد و عملا سازمان کوچکش از هم پاشید چرا که باور بسیاری حزب ملت ایران در دو چهره خلاصه شده بود: داریوش و پروانه فروهر که آنان نیز ناجوانمردانه به دست قاتلین رژیم سلاخی شدند. تاكنون فعالیت حزب به صورت نشست ها محدود و مقطعی، اظهار نظر در مورد مسائل سیاسی كشور و انتشار بیانیه‌های مختلف، ادامه پیدا كرده است.

نمايي از مراسم خاكسپاري فروهرها

داریوش فروهر انسان میهن پرست و بزرگی بود که هر چند اشتباهات بزرگی در حمایت از شورش 57 داشت اما با خون خود این اشتباه و گناه را از خود زدود. روانش شاد باد.

یاری نامه:

1-  تاریخچه نهضت و مکتب پان ایرانیسم ؛ مهندس رضا کرمانی

2-  احزاب و جناح‌هاي سياسي امروز ؛ عباس شادلو

3- احزاب سياسي ايران ؛ محمود تربتي سنجابي

4- تاريخ سياسي بيست و پنج ساله ايران؛ غلام رضا نجاتي

5- دانشنامه آزاد ویکی پدیا 

 فیلم مستند قتل داریوش و پروانه فروهر ( ۵ بخش در يوتيوب)

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

چگونه مك كين و اوباما بر ضد ايران با هم متحد شده اند؟ این مقاله بسیار مهم است بخوانید...

هشداری که در غوغای انتخابات آمریکا گم شد

در حالیکه مبارزات انتخاباتی در آمریکا در جریان بود و به روزهای اوج خود نزدیک می شد گروهی از برترین مغزهای متفکر سیاسی آمریکا از هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات در فکرانباره ای بنام "مرکز سیاست های دو حزبی" (Bipartisan Policy Center) گرد هم آمدند تا در خصوص خطر ایران و نحوه برخورد با این کشور برنامه ای برای رئیس جمهور بعدی، هر کس که می خواهد باشد، تهیه کنند.

گزارش مزبور با عنوان "مواجهه با یک چالش، سیاست آمریکا در ارتباط با برنامه هسته ای ایران" در میان سکوتی حیرت انگیز تهیه و تدوین گردید و به اتفاق آراء توسط تمامی اعضاء مرکز مورد تصویب قرار گرفت. مغز متفکری که هدایت تهیه گزارش را بر عهده داشت کسی نبود مگر یک سوپرعقاب حامی اسرائیل یعنی آقای دنیس راس که من در این مقاله به تفصیل در مورد او سخن گفتم. دنیس راس از طراحان حمله به عراق و از یاران نزدیک یک نئوکان نه چندان خوشنام یعنی پال ولفوویتس است که در کابینه ریگان نیز زیر دست او انجام وظیفه می کرده است.

روح گزارش کمترین تفاوتی با سیاست های جورج بوش از خود نشان نمی دهد و شاید بتوان گفت که شدیدتر و تهاجمی تر هم هست. گزارش برای مقابله با فعالیت های هسته ای ایران پیشنهاد می کند که می بایست "مجموعه ای از سیاست های جدید، ضمیمه یکدیگر، شامل تمهیدات دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی" بطور همزمان بکار گرفته شود. "مواجهه با یک چالش" که توسط مایکل روبین (Michael Rubin) یک نئوکان افراطی فعال، و عضو فکرانباره انستیتوی آمریکن اینترپرایز (AEI) انشاء شده و توسط تمامی مشاوران رده بالای آقای اوباما از جمله دنیس راس، چارلز راب (Charles Robb) و اشتون کارتر (Ashton Carter) بدون کم و کاست مورد تائید و تصویب قرار گرفته است با لحنی که کاملا موازی و همسو با سیاست های جورج بوش بنظر می رسد می گوید: "باور ما این است که حمله نظامی گزینه ایست عملی و باید به عنوان آخرین راه حل برای متوقف نمودن فعالیت هسته ای ایران (در دستور کار) باقی بماند."

"مرکز سیاست های دو حزبی" در گزارش خود می افزاید، "پیشرفت تهران (در زمینه هسته ای) به این مفهوم است که حکومت بعدی آمریکا وقت کم و گزینه های کمتری برای برخورد با این تهدید در اختیار دارد." یکی از مواردی که صراحتا بعنوان حربه ای برای مقابله با ایران از آن نام برده شده، تحریم و جلوگیری از ورود بنزین به ایران است.

مسئله بسیار درخور اهمیت اینست که در این گزارش آشکارا کمترین اشاره ای به گزارش NIE که توسط ١۶ مرکز اطلاعاتی آمریکا تهیه گردیده و طی آن اعلام شده بود که ایران درگیر فعالیت های مربوط به ساخت سلاح های اتمی نیست، نشده است. این امر می تواند نمایانگر آغاز دورانی باشد که پرونده گزارش مذکور بسته شده اعلام می شود.

ظهور این "گروه توافق" و انحراف بارز آن از پیشنهادات و راه حل های گروه بیکر- همیلتون بار دیگر یادآور این واقعیت تلخ است که احتمالا تفاوت عمده اوباما با مک کین می تواند در روش رسیدن به نقطه نهائی و به عبارت دیگر "تاکتیک محض" بوده باشد. در حالیکه میلیون ها آمریکائی با آرزوی رسیدن به جهانی متفاوت در پشت کاندیدای دموکرات گرد آمدند. الیت قدرتمند آمریکائی در صدد است که از این موقعیت چشمگیر برای رسیدن به هدف نهائی یعنی دست زدن به یک تهاجم نظامی علیه ایران استفاده کند.

گزارش مواجهه با یک چالش با تکرار پی در پی خطر دستیابی ایران به سلاح اتمی، پیشنهاد می کند که رئیس جمهور جدید آمریکا باید بلافاصله و بدون فوت وقت، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس را تقویت کند. چشمهای انسان با خواندن یک بخش از گزارش از شدت حیرت گرد می شود چرا که کمترین همخوانی با شعارهای انتخاباتی اوباما ندارد. گزارش می گوید: "این امر (تقویت حضور نظامی در خلیج فارس) باید همان روز اولی که رئیس جمهور وارد کاخ سفید می شود آغاز گردد بخصوص که احتمالا جمهوری اسلامی و نیروها و جریانات وابسته به آن در تلاش خواهند بود که (عزم) حکومت جدید را محک بزنند. اتخاذ مواضع (نظامی) در خلیج فارس باید توسط آمریکا و متحدان آن و با فرستادن ناوگان و گروه های ضربت جدید و هم چنین مین روبها و ادوات دیگر جنگی شکل گیرد."

اما آنچه که در میان هیاهوی کر کننده انتخابات گم شد مقاله ای بود که در شب انتخابات در نیویورک تایمز منتشر گردید. مقاله نیویورک تایمز هشداری بود در خصوص این اجماع دو حزبی در واشنگتن و اینکه از این پس باید منتظر یک سیاست بسیار تهاجمی در ارتباط با ایران بود. مقاله از این سخن می گفت که در حالیکه مردم در غوغای مبارزات انتخابات و اخبار مربوط به آن غرق شده بودند، در پشت صحنه، برجسته ترین مشاوران مک کین و اوباما با یکدیگر به توافق رسیدند که رئیس جمهور بعدی خط مشی فشار و آماده شدن برای حمله نظامی را پی گیری کند.

در بخش آغازین مقاله مزبور که توسط خانم کارول گیاکومو (Carol Giacomo) و به عنوان نگاه سردبیر منتشر گردید می خوانیم: "آنچه که این روزها در واشنگتن مشهود است اینست که مطالعات، تحلیل ها و تفسیرها، ملاقاتها و جلسات، کنفرانس ها و بحث های داخل کنگره از سوی افرادی منطقی از هر دو حزب حول محور گزینه نظامی همراه با اقدامات جدید دیپلماتیک علیه ایران دور می زند."

مقاله نیویورک تایمز ما را از سخنان یکی از نزدیکترین مشاوران اوباما یعنی ریچارد دنزیگ (Richard Danzig) آگاه می کند که گفته است "حمله به ایران گزینه وحشتناکی است اما چه بسا که در یک جهان وحشتناک ما ناچار به انتخاب یک گزینه وحشتناک شویم."

خانم گیا کومو نویسنده طراز اول نیویورک تایمز اضافه می کند، آنچه که مرا نگران می کند اینست که ما درست در همان مسیر پیش از جنگ عراق گام برمی داریم. آنروزها در حالیکه همه ما در شوک حوادث ١١ سپتامبر بسر می بردیم در واشنگتن برنامه حمله به عراق ریخته می شد. پیش از آنکه آمریکاییها بدانند که چه چیزی در حال وقوع است حلقه های سیاسی به نتیجه رسیده بودند که باید صدام از میان برداشته شود. من که آنروزها خبرنگار سیاسی رویترز بودم امروز احساس مسئولیت می کنم که چرا هیچ کاری برای توقف این تجاوز فاجعه آمیز انجام ندادم.

بحران عظیم و بی سابقه اقتصادی امروز در آمریکا ممکن است که رنج و محنت میلیون ها انسان را رقم بزند اما برای گروهی که در واشنگتن نیروی تعیین کننده ای در تعیین سیاست آمریکا در امور خاورمیانه به شمار می روند موقعیتی است استثنائی که از شوک موجود در جامعه استفاده کرده و در میان سرسام ناشی از بحران موجود تکلیف خود را با حکومت ایران یکسره کنند، بی توجه به اینکه چگونه میلیون ها انسان در ایران و سپس در منطقه و حتی در خود اسرائیل آماج جنگی بی انتها و خونبار قرار می گیرند.

این جنگ، جنگ بر سر تصاحب زمین نیست که بتوان به سادگی با توافق و سازش آنرا به پایان آورد. جنگی است که نیروی محرکه آنرا ایدئولوژی تامین می کند و لذا در صورت آغاز، پایانی بر آن متصور نیست. بیهوده نبود که رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا هشدار داد که حمله به ایران باعث خواهد شد که ما نسل جدیدی از جهادی ها را خلق کنیم تا آنجا که نوادگان ما نیز در همین آمریکا خود را درگیر جنگ با دشمن خواهند دید.

فراموش نکنیم که نائومی کلاین در "دکترین شوک" با دقتی خیره کننده به ما در خصوص پدیده شوم شوک درمانی هشدار داده است. فضائی که امروز در آمریکا حاکم است زمینه دست زدن به یک شوک درمانی را مهیا کرده است.

مقاله جالب دکترين شوک را مي توانيد در اينجا مطالعه کنید.

سرچشمه:شهیر بلاگ 

با سپاس از دبیرخانه جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی که  این نوشتار را برای ما فرستاد. 

بايگاني جستاري :دسيسه هاي ضد ايراني

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

کودتاي خزنده ی قطر - ابوظبي براي به چنگ آوردن جزاير ايراني

يادداشتي از دکتر پيروز مجتهدزاده

توطئه ترور شخصيت من از سوي برخي و تلاش آنان براي سانسور کردن من در مطبوعات وضع را به صورتي در آورده است که من امروز حتي براي هشدار دادن به دولت کنوني در رابطه با خطر تظاهر دوستي شيوخ قطر و ابوظبي با تهران در راه واقعيت بخشيدن به يک کودتاي خزنده براي تصاحب جزاير تنب و ابوموسي، دشواري دارم.
اين دشواري تماماً ناشي از تلاش عوامل ياد شده براي سانسور کردن من در رسانه‌ها، به ويژه مطبوعات است. آقايان توجه ندارند که وقتي امارات متحده عربي اتحاديه عرب را وادار مي‌کند، وزير خارجه آقاي احمدي‌نژاد را احضار کرده و در حضور او عليه ايران به اتهام "اشغال جزاير تنب و ابوموسي" به سازمان ملل متحد شکايت مي‌نويسند و يا خود راساً و در راستاي همان اتهام عليه ايران، به سازمان ملل متحد شکايت مي‌برند، دوست ايران نيست، بلکه با اين گونه اقدامات خصومت بار، خود را دشمن سوگند خورده ايران معرفي مي‌کنند. ما بايد دقت کنيم که ابوظبي در همان حال مي‌کوشد به کمک عوامل شيخ قطر خود را دوست ايران معرفي کرده و در تلاشي آشکارا مزبوحانه مي‌کوشد دولت ايران را فريب داده و در وضعيتي قرار دهد که به خيال خود سندسازي‌هایي را براي به ثمر رساندن کودتاي خزنده خود و براي به چنگ آوردن جزاير ياد شده ايراني واقعيت بخشد. وزارت خارجه ما گويا توجه ندارد که ماجراي کشاندن آقاي احمدي نژاد به اجلاس سران شوراي همکاري خليج فارس در سال گذشته (1386) و انتشار بيانيه پاياني آن اجلاس توطئه‌اي بود که از طرف شيخ قطر و دست نشانده ضد ايرانيش "العطيه" در مقام دبيرکلي آن شوراي همکاري و عواملش در وزارت خارجه ايران تدارک ديده شد.
در بيانيه ياد شده آمد که "اين اجلاس" - اجلاسي که رئيس جمهور ايران در آن عضويت داشت - "جزاير تنب و ابوموسي را متعلق به امارات متحده عربي مي‌شناسد. يعني سند سازي در اين زمينه که رئيس‌جمهور ايران هم رسماً اعلام کرده است که جزاير تنب و ابوموسي به شيخ ابوظبي تعلق دارد جلوتر از آن، در دولت آقاي خاتمي، معلوم نيست که در نتيجه چه قول و قرارهائي قطر و ابوظبي به نيروهاي مسلح خود در ماه ژوئن 2004 دستور دادند به آب‌هاي ساحلي ايران در اطراف جزيره ابوموسي حمله برده و شماري از اتباع ايراني را از آن مناطق ربوده و به دوحه، ابوظبي و دوبي برده، آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده، محاکمه کرده و يک تن را هم کشتند و وزارت خارجه ايران همه مقررات و قوانين ملي و بين‌المللي را زير پا گذاشته و حتي از يک اعتراض مختصر نسبت به اين تجاوز مسلحانه هم خودداري ورزيد. ثبت اعتراض در اين موارد در سازمان ملل متحد مي‌تواند در پرونده‌سازي‌هاي دشمن موثر افتد، تا نه تنها جلوي تکرار جسارت را بگيرد، بلکه از استناد جستن نسبت به حادثه به عنوان "تلاشي ملي براي ايجاد انقطاع در اشغال جزاير توسط ايران" جلوگيري شود. از آن حيرت‌انگيزتر اينکه آقاي وزير خارجه وقت (دکتر خرازي) که از سفر خارج به تهران بر مي‌گشت، در فرودگاه مهرآباد به رسانه‌هاي ملي دستور داد در‌باره آن حادثه هيچ نگويند و ننويسند. چرا؟ معلوم نيست! هنوزهم نه کسي توضيحي در آن مورد داده است و نه کسي علاقه به شنيدن توضيحي از طرف ايشان نشان مي‌دهد. نامه‌هاي اعتراض من به مراجع بين‌المللي، به ويژه اتحاديه اروپا و عمل به مثل اعلام و تبليغ نشده سپاه پاسداران قطعاً نمي‌توانست ارزش حقوقي لازم را در پر کردن جاي خالي يک اعتراض رسمي دولتي را نزد سازمان ملل متحد داشته باشد.
در ادامه اين بحث لازم به يادآوري مي‌دانم که ابوظبي و قطر بازگشت قانوني جزاير سه گانه به ايران در نوامبر 1971 را "اشغال" آن جزاير از سوي ايران اعلام کرده و تبليغ مي‌کنند، و در نتيجه مطالعه بحث‌هاي حقوقي - تاريخي ما درباره تلاش ايران در 68 سال اشغال اين جزاير توسط بريتانيا (1903 تا 1971) به نام شيوخ شارجه و راس‌الخيمه براي ايجاد اعتراض به اشغال، اخلال در اشغال، و انقطاع در اشغال، مدتي است که به اين نتيجه رسيده‌اند که در اقدامي مزبوحانه، عمل به مثل کرده و در به اصطلاح اشغال اين جزاير توسط ايران اعتراض و اخلال و انقطاع ايجاد کنند. آنها با طرح شکايات واهي و غير منطقي از ايران به سازمان ملل متحد مي‌کوشند به خيال خود نسبت به "اشغال" جزاير توسط ايران "اعتراض" خود را به ثبت رسانده و مستند نمايند، مي‌کوشند با کشاندن رئيس‌جمهور جمهوري اسلامي ايران به اجلاس سران شوراي همکاري خليج فارس و صدور بيانيه ياد شده به نام رئيس جمهور ايران "اخلال" حقوقي خود در اشغال جزاير توسط ايران را به ثبت رسانده و سند سازي کنند، مي‌کوشند که از راه حمله نظامي به آب‌هاي ايران در اطراف ابوموسي و ربودن اتباع ايران "انقطاع" در اشغال اين جزاير توسط ايران را به ثبت رسانده و سندسازي کنند و حيرت انگيزتر از همه اين که نه تنها وزارت خارجه ايران به هيچ يک از اين موارد اعتراضي نکرده و نمي‌کنند و با عدم اعتراض به دشمنان ايران در قطر و ابوظبي خدمت مي‌کنند. با توجه به سوابق نژادپرستي‌هاي ضد ايراني عبد‌الرحمان العطيه و توطئه‌گري‌هاي اين فرد در مقام دبيرکل شوراي همکاري خليج فارس در راستاي اهانت‌هاي پوست کنده نسبت به مليت و هويت ملي ايران، تغيير نام خليج فارس، و تکميل توطئه‌هاي ابوظبي و قطر براي جدا کردن جزاير تنب و ابوموسي از ايران، حضور اين فرد در تهران علي الاصول مي‌بايستي به عنوان "عنصر نامطلوب" ممنوع باشد. ولي مي‌بينيم که نه تنها او با حضور وقيحانه در تهران اعلام مي‌کند که مي‌خواهد مواد دوازده گانه پيشنهادي آقاي رئيس جمهور را به ثمر رساند، به ريش ما مي‌خندد، در حالي که از يک طرف پيوستن ايران به شوراي همکاري خليج فارس در شکل کنوني مطلقاً به صلاح ما نيست و از طرف ديگر هيچ يک از مواد پيشنهاد دوازده گانه ياد شده اشاره‌اي به شروط ابتدائي هماهنگي‌هاي رسمي ايران با آنان، يعني "احترام به هويت ملي" و "احترام به يکپارچگي ملي و حقوق سرزميني" ايران ندارد. فراتر اينکه در خلال اين تظاهرهاي وقاحت آميز العطيه، وزير خارجه ما در کنار او نشسته و به احترام نژادپرستي‌هاي ضد ايراني او از خليج فارس به عنوان "خليج" ياد مي‌کند. از آن بدتر اين که آقاي وزير بطور کلي تجاهل ورزيده و توطئه ديگر العطيه و يارانش را تاييد مي‌کند در راستاي اعتلا يافتن ضربات شديد به ايران و اقتصاد ايران از سوي نقش تجاري و اقتصادي دوبي به عنوان جذب کننده ثروت‌هاي نقدي کشورما، جذب کننده نيرو و ابتکارات تجارتي ما، ضربت زننده به حيثيت و اخلاقيات ملي ما که ايرانيان را به فکر تاسيس بندر آزاد در کيش و قشم انداخته است تا جبران اين ضربات مهلک نسبت به ما شود
.
با توجه به اين حقيقت که امارات و شيوخ ياد شده حتي در محافل منطقه‌اي و بين‌المللي مرتباً از ترس مفرط خود از قدرت برتر ايران در خليج فارس سخن به ميان مي‌آورند، طبيعي است که جسارت آنان در حمله مسلحانه به آب و خاک ايران نمي‌توانست بدون هماهنگي‌هاي لازم از طريق عوامل‌شان صورت گرفته باشد، اين معني هنگامي مسلم شد که همه ما شاهد بوديم در فرداي آن حادثه وقتي آقاي خرازي از سفر خارج به فرودگاه مهرآباد وارد شد در همان فرودگاه به رسانه‌ها دستور داد که در اطراف آن حادثه و دلايل و نتايج دلخراشش چيزي نگويند! چرا؟ چون اجبار يافتن وزارت خارجه به اعتراض رسمي به سازمان ملل متحد مي‌توانست قول و قرارها را نافرجام ساخته و دچار همان سرنوشتي سازد که توطئه کشاندن ايران به عضويت اتحاديه عرب دچارش شد
!
به نظر مي‌رسد که دليل عمده عجله سران قطر و ابوظبي و عوامل آنان در به ثمر رساندن اين کودتاي خزنده ناشي از اين حقيقت است که در حال حاضر به دليل فروکش کردن نقش برتر عربستان سعودي در شوراي همکاري خليج فارس و در منطقه عربي خاورميانه فرصتي را براي شيخ قطر پيش آورده است تا با استفاده از قدرت مالي خود بتواند جاي خالي عربستان سعودی را در شورا و در سياست‌هاي منطقه‌اي پر کند و پيش از بازگشت عربستان سعودي بتواند توطئه ياد شده را به ثمر رساند و ادعاي پان عربيستي خود را در "شکست دادن ايران" در خليج فارس تبليغ نمايد. سياست‌هائي که عربستان سعودي در اين رابطه و در رابطه عمومي با ايران در خليج فارس داشته و دارد، سياست ايجاد موازنه‌هاي معقول براي حفظ صلح و امنيت منطقه به سود عام است. در ادامه همين استراتژي بوده است که سعودي‌ها پيوسته در قبال سياست‌هاي تند شوراي همکاري خليج فارس در قبال ايران نقش ترمز را ايفا کرده‌اند و حداقل در دو نوبت در 16 سال گذشته به گونه‌اي علني امارات متحده عربي را به دليل تلاش براي سياسي و بين‌المللي کردن ادعاهاي خود نسبت به جزاير تنب و ابوموسي سرزنش نمودند. در يک نوبت رياض به گونه‌اي کاملاً علني ابوظبي را به دليل "به خطر انداختن منافع و امنيت همگان در منطقه خليج فارس از راه پي‌گيري خصمانه ادعا نسبت به جزاير تنب و ابوموسي" سرزنش نمود. عربستان‌سعودي در حال حاضر به دليل مشکلات پيچيده‌اي که در روابطش با ايالات متحده پيدا کرده است، در سياست‌هاي جهاني، منطقه‌اي و محلي خود ترجيح مي‌دهد نوعي بي‌تحرکي را که آغاز کرده است، حفظ کند. اين بي‌تحرکي ناشي از پيچيدگي‌هاي فراواني است که در مناسباتش با ايالات متحده، در رابطه با توطئه مشترکش با دولت نواز شريف در پاکستان و سازمان سيا بروز کرد و تلاش توطئه گران در جهت اشاعه وهابي‌گري در کشورهاي مسلمان آسياي مرکزي و قفقاز که منجر به اختراع طالبان و القاعده و مفهوم "تروريزم" بين‌المللي شده است
. شيخ آزمند پان عربيست آل ثاني در قطر که هميشه خود را در رقابت سياسي با سعوديان در منطقه مي‌ديده است، اکنون مي‌کوشد از غيبت نسبي و مسلماً موقت سعوديان در سياست‌هاي منطقه‌اي، حداکثر بهره را ببرد تا بتواند خود را به عنوان قهرمان پان عربيسم "نجات دهنده جزاير تنب و ابوموسي از "استعمار فارس‌ها" و "اشغالگران جمهوري اسلامي ايران" معرفي کند. او در اين راه عجله دارد و العطيه در شوراي همکاري خليج فارس و ديگر عواملش را بسيج کرده است تا در اين راستا پرونده سازي نمايد و کودتاي خزنده خود را جهت واقعيت بخشيدن به آرزوي ابوظبي در زمينه دست اندازي به خاک ايران به ثمر رساند.
حقيقتاً جاي شگفتي دارد که وزارت خارجه ما مطلقاً متوجه اوضاع نيست از جمله اين واقعيت که قدرت‌هاي اصلي شوراي همکاري خليج فارس، يعني عربستان سعودي، عمان و کويت در اين رابطه‌ها مطلقاً فعال نيستند و اجازه مي‌دهند که ابوظبي که خود را دشمن رسمي کشور و ملت ما اعلام کرده است، با همکاري قطر که اساساً نه يک قدرت واقعي است و نه يک کشور واقعي، در آن شورا براي ما تعيين تکليف کنند.     تهران 19/8/1387

برگرفته از خبرگزاري کار ايران

بايگاني در بخش :دسيسه هاي ضد ايراني

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
با درود و به پایندگی ایران زمین

گزارش و عکس:میلاددهقان

نخستین همایش شاهنامه خوانی بختیاری 24 آبان ماه ۱۳۸۷ در اهواز برگزار شد. این همایش که با همت انجمن دوستداران میراث فرهنگی "تاریانا" خوزستان و با همکاری گروه "آذرخش بختیاری" و با مجوز اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهواز در تالار اجتماعات "گِیتِ بوستان" برگزارشد شاهد حضور بیش از سه هزار نفر ازعلاقمندان به شاهنامه بختیاری بود. 

                      
 برنامه که در ساعت 5 عصر با سخنان نایب رییس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان آغاز شد .مجتبی گهستونی با اشاره به سروده ای اندیشمند توس ، فردوسی بزرگ که سی سال از بهترین سالهای زندگی اش را برای نگارش سپری کرد تا زبان پارسی همچنان جاودانه بماند گفت: سروده یی که برخاسته از جان و اندیشه مردم ایران است و داستان هایش سینه به سینه و پشت به پشت در گذر پیشینه پر فراز و نشیب میهنمان ، جابه جا شده و امروز در دست من و تو قرار دارد. به همین دلیل در گذر سده ها ، این سروده ارزنده ، پاسدار زبان و ادب و فرهنگ ما بوده و به راستی نشانه " هویت ملی " ما ایرانیان است. ایشان با اشاره به اینکه انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان افتخار دارد ، شاهنامه خوانی بختیاری را به عنوان یکی از سه سبک برتر شناخته شده سرایش شاهنامه خوانی در ایران را به همشهریان عزیزعرصه نماید افزود: انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان بر آن است تا با تلاش برای ثبت این یادگار ملی به عنوان میراث معنوی ایرانیان در شمار فهرست آثار ملی به این شاهکار عظیم معنوی هویت دیگری بخشد.  
امیر آرمین دبیر همایش با خوشامد گویی به باشندگان با اشاره به اهمیت سنت شاهنامه خوانی در قوم بختیاری که ریشه در باورهای کهن و مجموعه آیین های باستانی ایران زمین دارد از تلاش همه کسانی که برای برگزار شدن این همایش کوشش نمودند سپاس گزاری کرد.
 

بهمن سلیمانی نخستین شاهنامه خوان از روستای سی مِیلی مسجد سلیمان بود که به اجرای برنامه پرداخت.پس از ایشان سامان فرجی شعر "میراث" از دفتر اخر شاهنامه ی زنده یاد مهدی اخوان ثالث را خواند و در ادامه خواننده جوان پاپ مهزیار همتی ترانه ی خلیج همیشه پارس را اجرا نمود.شاهنامه خوانان دیگر همایش آقای اسدی و نوربخش احمد زاده از ایذه ، پژمان طهماسبی و امیر مکوندی از سی میلی مسجد سلیمان ، بودند.

خانم مهشید نقاش زاده از مقام و شخصیت زن ایرانی و حضور همپای آنان کنار مردان در همه صحنه های اجتماع  و همچنین لزوم الگوبرداری زنان جامعه از فرهنگ غنی ایران وشخصیت های برجسته زنان در شاهنامه سخن گفته و درباره موسیقی شوشتری و مقام شاهنامه خوانی که در مایه شور و دشتی خوانده میشود توضیحاتی دادند که آقای محمدپورعلی نیز از روستای راهدار بخش رستم و اسفندیار را به شوشتری برای شرکت کنندگان اجرا کردند.

در میان برنامه ها قطعات دستمال بازی و نواختن ساز و دهل با شادی و همراهی بسیار گرم حاضرین همراه بود .

 

آقای عبدالعلی قصامی مجسمه ساز درباره ساخت مجسمه  فردوسی که نشان همایش نیز بود چنین گفت: تندیس فردوسی از جنس چینی است که5/7 تن وزن و سه متر ارتفاع دارد که با 4000 ساعت و سه ماه کار آمده شده است و قرار است با همکاری شورای شهر در یکی از میادین شهر اهواز نصب شود.

تصویری از مجسمه فردوسی اثر عبدالعلی قصامی


در ادامه برنامه گروه موسیقی کورش اسد پور، شیروان نصرالله پور(به سرپرستی استاد علی حافظی) ، گروه موسیقی امیرفریدون خردمهر و گروه موسیقی نوراله مومن نژاد به اجرای برنامه های خود پرداختند که اجرای دو آهنگ از زنده یاد مسعود بختیاری (بهمن علاالدین) توسط کوروش اسد پور با تشویق بسیار زیاد حاضرین همراه بود.

                               

از بخش های زیبای دیگر همایش، اجرای نقالی شاهنامه « بخش زال و رودابه » توسط بانوی شاهنامه خوان تهمینه باروتی بود.

تهمینه باروتی در حال اجرای نقالی شاهنامه

همچنین نقالی شاهنامه با اجرای زیبای نقال کم سن سال، نیوشا احمد زاده با استقبال گرم حاضرین و تشویق های پیاپی آنان همراه بود.نیشوشای نوجوان با مهارت و زیبایی بخش "گذشتن سیاوش از آتش" را اجرا کرد که با کف زدن چندین باره حاضرین در میان اجرا روبرو شد.                                               

نقال نوجوان شاهنامه نیوشا احمد زاده - پدر ایشان سمت راست دیده می شود

نخستین همایش شاهنامه خوانی بختیاری با پخش سرود غرور انگیز ملی "ای ایران" و برخواستن و هم صدایی جوانان به کار خود پایان داد.

نکته بسیار مهم در این همایش استقبال خوب مردمی و همراهی و ابراز احساسات پیاپی حاضرین در سال بود که نشان دهنده پتانسیل های بسیاری در این زمینه های برنامه های ملی است و امیدواریم سرآغازی بر همایش های بعدی باشد و شاهد چنین برنامه هایی با استان خوزستان در جهت گسترش فرهنگ ایرانی باشیم. در پایان از همه دست اندرکاران و مسئولین برگزاری سپاس گزاری می کنیم.

دختر بختیاری با لباس محلی بختیاری  

دختران بختیاری با لباس زیبای محلی 
 
  
 

برگرفته از: روزهای بی عزا (میلاددهقان)

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

یکی از هم میهنان کرد در رایانامه ای که برای من فرستادند پرسش هایی را در باره کردها بیان داشتند که در اندازه توان به کوتاهی به ایشان پاسخ دادم . ازآنجا که مایل بودم دیگر یاران و دوستان از این پرسش و پاسخ آگاهی یابند متن آن را در زیر آورده ام.

دوستان عزیز و رفقای گرامی سلام و درود و خسته نباشید به تک تک شما عزیزان. من یک سوال دارم خدمت شما همه احزاب ایرانی ، شما که اینقدر که برای خاک ایران تعصب دارید برای مردمانش هم تعصب دارید؟

" آرياگرامی هم میهن کرد من درود بر شما بسیار خرسند شدم از اینکه پیام مهر آمیز شما به من رسید. درددل هایی را که نوشته بودید می دانم و این زخم بر پیکر تیره کرد همیشه بوده و روزی به یاری یزدان و با همت ایرانیان بهبود خواهد یافت. درباره نوشته های شما سخن بسیار و پاسخ بس دراز است اما به چند مورد آن می پردازم.درباره ایران دوستی و اینکه چرا خاک برای ما این اندازه ارزش دارد و آیا مردم روی این خاک هم برای ما ارزش دارد می توانید این نوشتار من در پاسخ به یکی دیگر از هم میهنان را بخوانید. البته ایشان یک کمونیست است و با اندیشه های ملی مخالف است اما پاسخ همان است که برای ایشان نوشتم. برای خواندن روی پیوند روبرو کلیک کنید. پرسش چپ ، پاسخ راست !

پرسیده اید : چرا هر وقت به بک کرد برخورد می کنید فورا در ذهنتان یک تجزیه طلب خطور میکند و همیشه این کلام رو نوک زبانتان است؟

در بخش دیگر باید بگویم ما هیچ گاه کردها را جدایی خواه ندانسته و می دانیم وبذر این تفکر مسموم از سوی حاکمیت فرقه ای در میان جامعه ایرانی پاشیده می شود و میهن پرستان پان ایرانیست همیشه با این اندیشه مخالفت داشته اند.چرا که همیشه تلاش داشته است که بین اقوام ایرانی پیوند برقرار بنماید و یکی از آرنگ های ما "برپایی دولت اتحاد اقوام جامعه بزرگ ایرانی" است که بی شک کردهای گرُد سهم مهمی در آن دارند.در برابر این اندیشه حاکمیت فرقه ای قرار دارد که با انواع برچسب ها تلاش در ایجاد تفرقه دارد...بلوچ ها قاچاقچی... کردها آدم کش... افغانی ها دزد و....امیدواریم روزی این بذر کینه ونفرت برای همیشه در پهنه جامعه ی ایرانی بخشکد.

پرسیده اید چرا هر حکومت که سر کار می آید روز اول خشت مبارزه با کردها و ظلم کردن به کردها را می چیند؟

این به این دلیل است که هیچ گاه یک دولت کاملا آگاه به مسائل و باید ها و نباید های ملی بر سرکار نبوده است تا بیابد که مسئله کردها در کنار اقوام دیگر مسئله حیاتی ملت ایران است و همیشه افراد فاسد در این دستگاه ها تلاش در گسستن پیوند کردها با ایران و ایرانی بوده اند که البته همیشه نیز در این راه شکست خورده اند.از دید ما چاره مشکل در برپایی یک دولت پان ایرانیستی در جامعه ایرانی است که به همه حقوق تاریخی و ملی همه ایرانیان آگاه است.

چرا با کردها مانند اقوام دیگر در ایران برخورد نمی شود؟

هم میهن گرامی اتفاقا این حکومت با کردها مانند اقوام دیگر برخورد می کند! کدام تیره و قوم ایرانی از سوی حاکمین مورد احترام و پشتیبانی قرار گرفته که کردها چنین انتظاری دارند؟ شاید یکی از شوندهای این برخوردها نوای آزادی خواهی و حق طلبی کردهاست و اینکه هیچ گاه در برابر ظلم سرخم نکرده اند؛ که این گونه سرکوب ها را در پیش دارد و در یکی از دردناک ترین رویدادها جوان میهن پرست فرزاد کمانگر به اعدام محکوم می گردد(کلیک کنید: بیانیه حزب پان ایرانیست در حمایت از فرزاد کمانگر آموزگار کرد) البته این مورد بیشتر مربوط به سی سال حکومت فعلی جمهوری اسلامی است که اصولا با همه مردم از همه اقوام این برخورد را می کند و هیچ بخش از ملت ایران را از خود نمی داند چرا که خود این حکومت ماهیت غیر ایرانی و بیگانه با منافع ملی دارد. هنگامی که این تفکر بیگانه به ملیت بر مسند کار قرار گیرد بر پایه همان ناآگاهی تاریخی برخورد می کند که هوده و نتیجه آن ، پرسش امروز شما و بسیاری از هم میهنان دیگر است و این رنجشی که در نوشتارتان پیداست.

کردها بیشترشون در 4کشور پراکندن. ایران ، عراق ، سوریه ، ترکیه و قسمتی از ارمنستان و لبنان و اسراییل ولی بیشترشون رو ایران تعصب خاصی دارن اللخصوص کردهای عراق ولی متاسفانه ایرانی های دیگه رو کردها این حس رو ندارن و همشیه از خودشون می رونن و تردشون می کنن.می دونید همیشه کردها سپر و پاسدار مرزهای ایران بودن در هر زمانی و هر حکومتی که سر کار بوده مرزبانی از خاک جزو افتخارات ما بوده ولی متاسفانه هیچ نامی از کردها نمی برید. "با تشکر آریا"

آریای گرامی با بخشی از موارد برشمرده ی شما هم رای و با برخی مخالفم .اگر برخوردی بوده از جانب سیاست های غلط حکومتی بوده و نه مردم ایران که گفته اید کردها را از خود رانده اند؛ مردم در این بین نقشی نداشته اند در باره مرزبانی ایران نیز سخنی کاملا بجاست و از کردها و دیگر اقوام مرز نشین جز این چشمداشتی نیست. در پایان باید یادآوری کنم ، حساب حزب پان ایرانیست با هر حزب ناسیونالیستی دیگر در ایران جداست و حساسیت نسبت به سرنوشت کردهای همیشه ایرانی همواره یکی از اصول بنیادین در اندیشه ما بوده است. دوست گرامی در حزب پان ایرانیست همیشه دفاع از کرد به عنوان دفاع از شرافت ایرانی یاد می شود و هم میهنان کرد در رستاخیز ملی به پرچمداری حزب پان ایرانیست همیشه جلودار بوده اند و دراستان های کرد نشین همیشه کرد در صفوف آهنین میهن پرستان پان ایرانیست خودنمایی می کردند.شما اگر به بیش از 60 سال کوشش های حزب پان ایرانیست توجه کنید می بینید که ما همواره پشتیبان کردها به عنوان یکی از اصیل ترین اقوام جامعه بزرگ ایرانی بوده ایم و هیچ حزبی مانند ما پشتیبان کردها نبوده است.رهبر بزرگ کرد زنده یاد ملا مصطفا بارزانی که پیوند بسیار خوبی با سرور محسن پزشکور رهبر حزب پان ایرانیست و دیگر اندامان حزبی داشته است (از اینجا عکس سران حزب پان ایرانیست و ملامصطفا بارزانی را ببینید ) آرمان شاهنشاهی ایران را در سر می پروراند و یک پان ایرانیست بوده و برای کنگره پنجم حزب پان ایرانیست پیام تبریک هم فرستاد و همچنین این جمله ایشان همیشه به عنوان یک اصل از سوی ما بیان شده است : "هر جا کرد است آنجا ایران است. ملا مصطفا بارزانی". کردها فرهنگ و تاریخ مشترک با ایران داشته و تاریخ کردها از تاریخ ایران جدا نیست و پادشاهی مادها نیز از همین قوم بزرگ برخواسته است.دوست گرامی نکته مهم برای شما و دیگر خوانندگان گرامی است است: این جدایی ها و تفرقه ها در 200 سال گذشته باعث تیره روزی همه ایرانیان گردیده است و به همین دلیل اندیشه پان ایرانیسم در پی یک اتحاد همه اقوام ایرانی و بازگشت بخش های جدا شده ایران به آغوش مام میهن می باشد چرا که جز این نخواهیم توانست قدرت و اقتدار گذشته را بازیابیم و بتوانیم به مشکلات کنونی چیره شویم. تنها یک راه برای پایان دادن به سرگشتگی های نژاد ایرانی مانده است:

پان ایرانیسم آرمان ماست.

برای آگاهی بیشتر و دیدن تارنمای پان ایرانیست های کردستان روی بژی ایران کلیک کنید.

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاینده ایران

هرمز اردشیر همینجاست

شهر باستانی هرمز اردشیردر مسیرو مترو اهواز  

 

پس از مطرح کردن وجود لایه های باستانی ومقداری سفال های شکسته در میدان دروازه اهواز،محل احداث یکی از ایستگاههای قطار شهری در آذر سال 1386 که مطبوعات اقدام به چاپ مطلبی در این خصوص نمودند تا به امروز مسائل واتفاقات مختلفی به وقوع پیوست که در بخشی از این مطلب که بنا به ضرورت دیگری نوشته شده است خواهیم پرداخت. طی یک سال اخیر پس از طرح مسائلی پیرامون وجود شهر باستانی هرمز اردشیر در مسیر قطار شهری و دیگر محلات باستانی اطراف این پروژه علی رغم همکاری های متعددی که با انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان و دیگر تشکل های همسو مثل کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان صورت گرفت شاهد هجمه های مختلفی به اعضای هیئت مدیره انجمن بودیم. طی چند روز گذشته انعکاس مطالبی از سوی رئیس پروژه باستان شناسی کشورو مدیر عامل قطار شهری اهواز باعث شد سخنگو و نائب رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به طرح موضوعاتی پیرامون سخنان این دو مقام مسئول بپردازد. پاسخ قاطعانه انجمن به رئیس پژوهشکده باستان شناسی کشور که مدعی شده بود «در میدان دروازه آثاری از وجود هرمز اردشیر یافت نشده» در روزنامه صبح کارون وخبرگزاری ایسنا و بسیاری دیگر انعکاس یافت که در ادامه می خوانید:

**********

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان :

اظهارات رییس پژوهشکده باستان شناسی کشور بی اساس است اهواز چهار هزار سال تاریخ دارد چرا سازمان میراث فرهنگی اصل پرونده ثبتی هرمز اردشیر را منتشر نمی کند؟

 سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به اظهارات حسن فاضلی نشلی رییس پژوهشکده باستان شناسی کشور که به منظور بازدید از کاوش باستان شناسان در میدان دروازه به اهواز آمده بود واکنش نشان داد. مجتبی گهستونی گفت: فاضلی نشلی در حالی از انجام کاوش در منطقه دروازه برای یافتن بقایای شهر تاریخی هرمز اردشیر طی 2 ماهه گذشته سخن می گوید ، که انجام این کاوش ها از 20 روزگذشته آغاز شده است. وی گفت: من اعتقاد دارم که این مقام مسئول ماموریت دارد که پرونده هرمز اردشیر را برای همیشه ببندد، چرا که ایشان نمی خواهند قبول کنند که هرمز اردشیر در سال 1310 به شماره 43 ثبت شده و محدوده آن را درون شهر اهواز ذکر کرده است. چرا که ایشان در گفت و گوی خود با خبرنگاران گفته است: اين كاوش‌ها بر اساس اظهارات دوستداران ميراث فرهنگي انجام شد. از سوي اين افراد گزارش وجود يك شهر تاريخي كه آدرس دقيق آن مشخص نشده به سازمان ميراث فرهنگي كشور ابلاغ گرديد. گهستونی بیان داشت: باستان شناسان چگونه توانسته اند طی بیست روز مسیر 23 کیلومتری و 28 ایستگاه را که طبق قرارداد باید کاوش کنند بررسی نمایند و به این نتیجه برسند که این محدوده تاریخی نیست. مگر این باستان شناسان چند گمانه زده اند. سئوال من از آقای فریادیان مسئول هیات باستان شناسی این است که چرا به جای اینکه گمانه ها را به سمت جنوب ایستگاه یعنی از دروازه به سمت راه بند که در اصل بر روی تپه قرار دارد بزنند ، به سمت شمال که زمین تخت است هدایت کرده اند. وی در واکنشی دیگر به سخنان فاضلی نشلی که گفته بود بر اساس بررسی های ما و با ادامه روند کار برای ما ثابت شد که در منطقه مذکور و در ایستگاه مترو هیچ گونه اثر تاریخی وجود ندارد گفت: بررسی های ما و گفت و گو با آقای فریادیان این موضوع را ثابت کرد این تیم کارشناس که هیچ نیروی بومی در آن مشغول به کار نیست برای کار دیگری به خوزستان آمده اند. قطعا دعوت از خبرنگاران برای مشاهده یک سری مکان از قبل تعیین شده بدون آنکه خیلی از این عزیزان از محتویات ماجرا اطلاع داشته باشند اصلا وجاهت ندارد. گهستونی فعالیت مترو را به دلیل کم کاری سازمان میراث فرهنگی برای نجات بخشی شهری که از سوی این سازمان اعتقادی به وجود آن نیست را غیر واقعی عنوان کرد. این افراد مسئول اگر واقعا دلسوز تاریخ اهواز هستند بهتر است که محتویات اصلی اسناد پرونده هرمز ادشیر را که در سال 1310 به ثبت رسیده است را منتشر کنند تا همگان به حقیقت سخنان انجمن دوستداران تاریانا خوزستان که با هیچ کس حاضر نیست بر سر تاریخ معامله کند پی ببرند. سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان دریافت 30 میلیون تومان از قطار شهری برای انجام کاوش های باستان شناسی را بی اساس عنوان کرد و گفت: براساس پیگیری های صورت گرفته شده و اظهارات مدیرعامل فعلی قطار شهری اهواز در یک جلسه مشترک با انجمن و سخنان بعضی از نزدیکان رییس سازمان میراث فرهنگی خوزستان اعتبارات اختصاص به کاوش های باستان شناسی 200 میلیون تومان است. وی در ادامه با اشاره به سخنان این مقام مسئول که گفته بود كساني هم كه گفته‌اند در اين منطقه شهر هرمز اردشير وجود دارد، اشتباه كرده‌اند چون اين منطقه در طول دوران خود فاقد آثار تاريخي باارزش بوده است، گفت: در هر منبع تاریخی هر فرد غیر کارشناسی که مراجعه و مطالعه نماید مشخص می گردد که اهواز تاریخی 4 هزار ساله دارد و در زبان اَکدی و بابلی ، هل تم تی نامیده می شد و در زمان اشکانیان نام فعلی اهواز "تاریانا" بوده و در دوره ساسانی بعد از نبرد اردشیر بابکان با اردوان پنجم تاریانا توسط اردشیر اول تجدید بنا شد و نام این شهر به "هرمز اردشیر" تغیر یافت. این شهر در دوره ساخت به دو قسمت بازرگانان و پیشه وران و در قسمتی دیگر اشراف و ثروتمندگان زندگی می کردند که به بخش اول آن "هوجستان واجار" و به بخش دوم "هرم شیر" می گفتند. وی افزود: در زمان ورود اسلام به ایران ، هرم شیر توسط اعراب مورد حمله قرار گرفت و از بین رفت و بخش دیگر که هوجستان واجار نامیده می شد به دلیل رونق تجارت ، هوجستان واجار به نام عربی "سوق الاهواز" تغیر نام یافت. سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان تصریح کرد: تایید باستان شناسان اعزامی از تهران در چند مرحله به خصوص در تاریخ شانزدهم دی ماه مبنی بر باستانی بودن لایه ها ی مشاهده شده در میدان دروازه ، شکل گیری شهرها و تمدن های بزرگ در مجاورت رودخانه ها به خصوص رودخانه کارون ، وجود بقایای چندین سد بر روی رودخانه کارون به خصوص در زیر پایه های پل سیاه ، وجود گور دخمه در حصیر آباد، وجود تپه های باستانی در آسیه آباد و خرمکوشک ، وجود پایه ستون های متعدد در اهواز قدیم ( عامری) ، استقرار مناطق حصیر آباد، عامری، سخیریه و آسیه آباد بر روی تپه از جمله دلایل وجود یک شهر تاریخی در مسیر قطار شهری است. مجتبی گهستونی از مسئولین میراث فرهنگی درخواست نمود که به دلیل سیاست های غلط که روزی در آن خصوص غبطه خواهیم خورد ، میراث فرهنگی را قربانی نکند ، چرا که وظیفه سازمان میراث فرهنگی نجات بخشی و حفظ آثار و محوطه های باستانی است. وی یادآور شد که هم اکنون به طور شدید به سه تپه باستانی در حصیر آباد، خرمکوشک وچُنِیبِه اهواز خسارت وارد شده است.

آثار یافت شده در مسیر مترو اهواز(دروازه)   حفره های قنات در عمق چندین متری یافت شده در مسیر مترو اهواز

اما پاسخ به سخنان مدیر عامل قطار شهری که در تاریخ پنج شنبه 16 آبان ماه 1387انعکاس یافت :

1-      بیان سخنانی غیر کارشناسی و خلاف واقع از سوی مدیر عامل قطار شهری به هیچ وجه در شان فردی که خود خوزستانی است و ظاهراً دلش برای تاریخ فرهنگ این استان می سوزد نیست(اشاره به تیتر،ایستگاه دروازه محل دفن زباله بوده است).

2-      برابر بخشنامه 62180/10 مورخ 5/3/75 استانداری خوزستان کلیه دستگاههای دولتی قبل از اجرای پروژه های عمرانی موظف به استعلام از سازمان میراث فرهنگی در خصوص وجود یا عدم وجود آثار فرهنگی تاریخی در محدوده اجرای پروژه می باشند. متاسفانه قطار شهری اهواز به این وظیفه قانونی عمل نکرده است. اگر استعلامی هم انجام داده باشد ضرورت انتشار آن وجود دارد.

3-      یافت نشدن آثار و لایه های باستانی در منطقه دروازه ( که بر روی این موضوع اختلاف نظر وجود دارد) به معنای عدم وجود یک شهر باستانی نیست.

4-       انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا در اولین روزهای آغاز به کار باستان شناسان در مسیر قطار شهری ضمن تماس با رئیس هیات ،قول همکاری را برای به نتیجه رسیدن این موضوع داده که البته ایشان عنوان داشتند تا بعد از کاوش ها ومطالعات مورد نظر هیچ کس حق حضور در حین کاوش را ندارد( که البته وعده ایشان با حضور فاضلی نشلی وخبرنگاران محترم زیر پا گذاشته شد).

5-      مدیر عامل قطار شهری در بخشی از گفتگوی خود با صبح کارون اظهار داشته است که باستان شناسان بی غرض به اینجا آمده و گفته اند میدان دروازه باستانی نیست. این در حالی است که صورتجلسه 16/10/86 که با حضور 5 کارشناس زبده وباستان شناس برجسته سازان میراث فرهنگی کشور و 2تن از معاونان سازمان میراث فرهنگی خوزستان و 2 کارشناس مسئول قطار شهری امضا شده است بر باستانی بودن منطقه تاکید و به انجام گمانه زنی های باستان شناسی تاکید می کند.

6-       آیا مدیر عامل قطار شهری که سعی میکند خود را دلسوز میراث قلمداد کند نباید درگفت وگوی خود از دلسوزی انجمن تاریانا برای مشخص گردیدن واقعیت سخن می گفت: چگونه ایشان به خود اجازه می دهد که دوستداران میراث فرهنگی را مغرض وکارشناسان سازمان میراث فرهنگی را بی غرض معرفی کنند. آیا تلاش انجمن تاریانا ویا هر دوستدار میراث فرهنگی برای اطلاع رسانی،حفاظت وصیانت ار تاریخ ،فرهنگ وتمدن باشکوه ایرانی مغرضانه است.

7-       ایشان در بخشی از گفت وگوی خود اظهار داشته که طی گمانه زنی های متعدد، تکه های سفال مربوط به زمان حال است در حالی که سرپرست هیات کاوش چندین بار در دیدار با اعضای هیئت مدیره انجمن تاریانا گفته اند اگر چه اینجا هرمز اردشیر نیست اما سفال ها مربوط به دوره هخامنشی است .

8-      هلاکویی در بخش دیگری گفته میدان دروازه محل خرید و فروش سفال وکوزه بوده است که باید گفت: اگر این مکان اینگونه بوده است که ایشان فکر می کند پس چرا اثری از مغازه های سفال وکوزه فروشی نمی بینیم. شاید منظور ایشان محل های خریدو فروش کوزه وسفال مربوط به دوره ساسانی و اردشیر بزرگ می باشد که ظاهراً کارشناسان بی غرض سازمان میراث فرهنگی نتوانسته اند یا نخواسته اند قدمت آن را اعلام نمایند.

9-       وی در اظهار نظر غیر مستند دیگری گفته اند: در سال 1310 پژوهشگری از اهواز رد شده واز وجود شهر هرمز اردشیر خبر داده است. قابل توجه آقای هلاکویی اینکه در سال 1309 بعد از تصویب حفظ آثار ملی، ثبت آثار تاریخی کشور آغاز و در سال 1310 شهر هرمز اردشیر نه توسط پژوهشگری عبوری بلکه توسط هیات باستان شناسی فرانسوی که در خوزستان مشغول به کار بوده این شهر ثبت می شود. صدالبته اینکه شهر هرمز اردشیر را به طور کامل دیده اند ولی کسی نیست که با مراجعه به مرکز اسناد فرانسه ،اسناد و مدارک موجود این شهر را پیگیری نماید.

10-   اما ایشان در بخش دیگری از گفت وگوی خود سخن از انتشار گزارش نهایی کاوش بعد از بررسی کامل 24 ایستگاه یه میان آورده اند حال این سوال پیش می آید که چرا پس از بررسی یک گمانه ودر آغازین روزهای کاوش اقدام به جنجال خبری کرده وچرا آقای فاضلی نشلی که خود یک فرد علمی است تحمل نکرده و نتیجه کاوش را به بعد از فصل کاوش (که 45 روز است) موکول نموده است آیا این اقدام سازمان میراث فرهنگی ومصاحبه شما به عنوان مدیر عامل قطار شهری برای موج سازی وهجمه بر علیه دوستداران میراث فرهنگی ننبوده است. آیا این اقدام شما زمینه ای برای کسانی که همواره تلاش می کنند عنوان" گهواره تمدن "و"بهشت باستان شناسی" را از خوزستان بربایند فراهم نمی کند. به راستی اعلام تاریخی نبودن مسیر قطار شهری و پشت نیروگاه زرگان که ادعای دیگر انجمن تاریانا بوده است به معنای چیست؟

11-   انجمن تاریانا با مطالعه بیش از 60 منبع موثق تاریخی که برای مطالعه همگان موجود است وگفت وگو با کارشناسان وباستان شناسان بی غرض تر از کارشناسان مورد نظر آقای هلاکویی همچنان بر وجود شهر هرمزاردشیر در مسیر قطار شهری ودیگر محلات اطراف آن اعتقاد دارد.

12-   وجود گور دخمه های حصیر آباد وتپه های صنایع فولاد ،وجود تپه های باستانی در آسیه آباد،استقرار محلات قدیمی اهواز در حاشیه کارون وجود پل ساسانی (معروف به پل بندشادُروان) در زیر پایه های پل سیاه و وجود نهر "دستجرد" یا "دستگرد" در اهواز قدیم گواه وجود هرمز اردشیر ویا دیگر شهرهای تاریخی در اهواز فعلی را می دهد .

13-   مشاهده یک محوطه باستانی در خرمکوشک یک هفته پس از اظهارات آقای نشلی و یک روز پس از سخنان آقای هلاکویی که برای اولین بار در این جوابیه به آن اشاره می شود وهمچنین درخواست معاونت حفظ واحیای سازمان میراث فرهنگی خوزستان (متولی ثبت آثار) مبنی بر ضرورت ثبت پایه های پل ساسانی در زیر پل سیاه (واقع در رودخانه کارون) وهمچنین نجات بخشی پایه ستون های موجود در منطقه عامری همچنان گواه وجود شهر هرمز اردشیر در مناطق از پیش گفته شده را می دهد. در پایان ضمن تشکر رسانه های دیداری و شنیداری ومردم فرهیخته که دوستداران میراث فرهنگی را همراهی می کنند از کسانی که ناآگاهانه دوستداران میراث فرهنگی را تنها می گذارند درخواست داریم حداقل اگر حمایتی نمی کنند ، خیانت نکنند.

مجتبی گهستونی- سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاينده ايران

امضاهاي تومار اينترنتي (پتيشِن) خليج فارس از

 مرز يك ميليون گذشت..!

امروز تعداد امضاهاي پِتشين(تومار اينترنتي) براي پاسداشت نام تاريخي شاخاب (خليج پارس) از مرز يك ميليون امضا گذشت و اين دادنامه در بالاي فهرست ۱۰ پتيشن برتر جهاني جاي گرفت.بر همين اساس شركت گوگل بايد هر چه زودتر نسبت به برداشتن نام جعلي و غير حقيقي خليج عربي از برنامه گوگل اِرت خود اقدام كند. اين پيروزي را به همه ايرانپرستان شاد باش مي گوييم.

 1040۰۰۱Total Signatures

 
براي ديدن فهرست امضاها  روي خليج هميشه پارس كليك كنيد.
 
در همين باره در تريبون آزاد پان ايرانيست در خوزستان:
 
 به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

این نشریه از هرگونه مطلب سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علم و ادب که در آن منافع ملی باشد سخن می گوید؛ماهی یکبار به چاپ میرسد و نوشته های سودمند با امضای مشخص را می پذیرد. نام و امضا نزد حاکمیت ملت محفوظ می ماند. نسخه چاپی را از پان ایرانیست ها بخواهید.

 نسخه پی دی اف به گنجایش ۲.۱۶ مگابایت

دانلود یکراست             دانلود از پیوند دوم 

در شماره ۱۰۸ می خوانید:

گفتگوی سرور محسن پزشکپور در مورد جزایر سه گانه(بخش سوم)

خون شهدای سوم شهریور می جوشد...از سرور مهندس رضا کرمانی

منافع ملی ایران در منطقه قفقاز (بخش اول)...از سرور مهندس هومن اسکندری

نبرد بر سر هست و نیست (بخش سوم)... از سرور دکتر فرشید سیمبر

کالبد شکافی روشنفکران دینی(بخش پنجم)...از سرور منوچهر یزدی

نگاهی  گذرا بر تاریخچه پان ایرانیسم (بخش 64)...از سرور مهندس رضا کرمانی

اخبار حزبی

عملکرد حاکمیت فرقه ای و عدم شناخت منافع ملی در بحران قفقاز...از  سرور اتروپات

کشف سنگ نگاره های باستانی در مازندران

پرسش از تاریخ (بخش ششم )....از سرور شهرام یزدی

به انگیزه ی هشتم خرداد و سالروز شهادت علیرضا رئیس

 

**شماره های پیشین را از کتابخانه پان ایرانیست دریافت کنید**

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاينده ايران

شب نامه زیر که با دوزبان پارسی و عربی در اهواز پخش شده بود چند هفته پیش به دست ما رسید. در این شب نامه با تاکید بر این که عرب های خوزستان ریشه های یکسانی با عرب های غیر ایرانی ندارند و در واقع جزو امت غیر عرب می باشند پاسخ و واکنشی است به جدایی خواهان عرب که آتش تفرقه و جدایی بین عرب و غیر عرب را دامن می زنند. هر دو متن آن بدون کم و کاست پیش روی شماست:

.................................................. 

هوالحقّ 

إسمَعوا یا مَعشرَنا البطل تُسَمّی بالعرب الخوزستانی نحنُ  ناصحکم 

انتم قومٌ عزیزٌ فی عندالله تعالی ؛ بعضنا یقولون انتم عرب و شعبٌ من شعوب الامّة العربیة. ولیکن ما یصح َ و لاعندهم  مدالیل و مسانید لهذا لقول . فی الواقع نحن قوم من اولاد الّسام کما اولاد یعرب القحطان انّهم ایضا من اولاد الّسام و سمّاهم بالعرب. و نحن بابلیون و من الشعب الابراهیم علیه السلام و من اسماعیل و من اسحاق وایضا نحن من الشعب المحمّد رسول الله (ص) وعلی (ع) وفاطمه (س) ومن قوم بیت المطهر و ائمة الکرام و من الشعب عیسی و موسی و یعقوب و سلیمان ویوسف و یحیی و...لانّهم کل اولاد ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام . وماالحقیقه شعبنا ؟حقیقة شعبنا عبرانیاً .و العبرانیون عندعرب شعبٌ من الشعوب العجم .لهذا  یقولون ؛کلٌ اولاد الابراهیم و عندالعرب کلُ اولاد الاسماعیل عجمٌ،او عرب ُ عد نانیا او عربٌ مستعربه . یعنی عربٌ لیس العرب ، لیکن فی الحال الحاضر یهچی و یکلّم بلسان العربیه کما فی اازمن البعید یهچی و یکلم بالسان العبرانیه ومدتٌ من الایام الماضیه یهچی و یکلم بالسان الفهلوی ، فی عهد ملوک الساسان و فی عهد ما قبل . نحن من الشعب الابراهیم لانّ ابراهیم (ع) من مدینة الاُور فی المصرالبابل . الکلام ختم الکلام نحن لیس العرب! لانّ هذاالقول ، قولٌ سخیف . بل شعبٌ عجمیٌ  ولیکن لا من عجم الفارسیه ، بل عجم العبرانیه وهذا قولٌ قوّی .

ثمرة البحث : قوم العرب الخوزستانی لیس العرب ، لهذا لیس شعبٌ من شعوب الامّة العربیه .بل شعبٌ من شعوب  الا مّةالعجمیه. 
 

لُجنة الحوار فی بحوث القومیه 

...............................

ترجمه متن عربی: 

ای همقومان دلاور که به نام عرب خوزستانی شناخته شده اید ، ما خیر خواه شما هستیم .                      

شما قومی عزیز در نزد خدای بزرگ هستید .برخی از ما اعتقاد دارند که شمااز امت عرب هستید ، درحالیکه چنین سخنی درست نیست و با دلایل واسناد کافی مورد حمایت واقع نمی شود .درواقع ما قومی از فرزندان سام هستیم ، چنانچه فرزندان "یعرب ابن القحطان" نیز از فرزندان سام هستند و آنان را عرب حقیقی می نامند. ما بابلی هستیم و از ملت ابراهیم (ع) و از ملت اسماعیل و اسحاق علیهما السلام و همچنین از ملت محمد (ص) وعلی(ع) و فاطمه(س) واز قوم بیت مطهر و پاک و از ملت امامان پاک می باشیم واز ملت عیسی و موسی ویعقوب وسلیمان و یوسف و یحیا و....می باشیم. زیرا آنان همگی از فرندان ابراهیم هستند که آنانی که از فرزندان اسماعیل هستند نیز  در نزد عرب به نام عجمی که دوست دارد عرب باشد یا عرب عدنانی و عرب  مستعربه نامیده شده اند . پس حقیقت ملت ما چیست ؟حقیقت ملت ما عبرانی است، وملت عبرانی در نزد عرب ملتی از امّت عجم معرفی شده است . با این تفاوت که در حال حاضر به زبان عربی سخن می گوییم .چنانچه در گذشته های دور به زبان عبرانی سخن می گفتیم و حتی در زمانی از روزگاران گذشته در هنگام سلطنت ساسانیان و حتی پیش از آن به زبان پهلوی سخن می گفتیم .ما از ملت ابراهیم (ع) هستیم ، زیرا او اهل شهر اور از سرزمین بابل (عراق کنونی ) بود .درپایان تاکید می کنیم  که ما از ملل عرب نیستیم ، و هر کس می گوید ما عرب هستیم سخن بی پایه ای را برگزیده است .امّا ملت ما عجم است لیکن نه از ملت عجم فارسی ، بلکه از ملت عجم عبرانی و این سخنی پایدار و نیرومند است .

نتیجه این که: قوم عرب ِخوزستانی عرب نیست، به همین دلیل از ملل وابسته به امّت عربی به شمار نمی آید؛ به واقع این قوم از ملل عجم است ، بنابراین جزو امت عجم به شمار می آید.

  انجمن گفتگو پیرامون بحث های قومی

 به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

اگر تاكنون فايلي را غير مستقيم دانلود نكرده ايد آموزش دانلود فایل ( از مدیا فایر) را ببينيد.

اگر در دانلود فايل ها مشكل داريد پيام بگزاريد تا از راه ايميل براي شما بفرستم.

 

بخش پنجم- پرونده شرکت بزرگ اَلمَکاسِب - ۴.۵۷مگابايت

 http://www.mediafire.com/download.php?tkyj2udnmeg

 

بخش ششم- تخلفات در شرکت ایران خودرو - ۱.۹۸ مگابایت

http://www.mediafire.com/?dyqu10ukvzy

 

بخش هفتم - ایران خودرو ۲ (خودروهای کارشناسی)- ۵.۴۸ مگابایت

 http://www.mediafire.com/download.php?q4jyzmzqzyy

بخش 1 و 2         بخش 3 و 4 

بخش دانلود ها در اين تارنما

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
 

                                  

به نام خداوند جان و خرد

 پاينده ايران

     سازمان جوانان حزب پان ايرانيست ، شكل گيري " ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي " و وطن پرست را به اين فعالان دانشجويي كه پاسداري از حقوق و منافع فرهنگي و اجتماعي و تماميت سرزميني ملت ايران را سرلوحۀ برنامه هاي خود قرار داده اند ؛ و نيز به جامعۀ دانشجويي ايران شادباش مي گويد.

    دانشگاه جايگاه بسيار مهمي در توليد علم ، جستجوي حقيقت و و بيان حقيقت و ديدباني نسبت به چگونگي عملكرد و احوال جامعه و برسي كژيها و كاستي ها و نقادي از وضع موجود ، با توجه به آرمانها و ايده آلهاي لازم حيات ملي دارد و در پديد آوري زيربناي نظري حركت هاي آيندۀ يك ملت نقشي بارز مي بايست بر گرده بشناسد و آگاهانه آن را پي افكند. و در برابر موانع با گشاده زباني گردن فرازد ؛ و با كمك جامعه در رفع آنها به هر ميزان مقتضي بكوشد. حزب پان ايرانيست نيز در دوره اي از كوششهاي دراز دامن خود – تا ريخ بيش از 6 دهۀ معاصر ايران – و به ويژه در سالهاي قائلۀ فرقۀ دموكرات و كوششهاي ملي شدن صنعت نفت ، دانشگاه را سنگري براي دفاع از تمام حقوق ملت ايران و نيز بي اثر كردن توطئه هاي ايرا ن ستيزانه برگزيد و جانبازانه در ميان دنيايي از دشمنان قد برافراشت كه البته در آن زمان بدنۀ اين نيروي قدرتمند ملي اغلب متشكل از نوجوانان دبيرستاني و دانشگاهي بود. از اين دست حزب پان ايرانيست از اين نوع حركتهاي آگاهانه و وطن پرستانۀ دانشجويي كه با استقلال از قدرت سياسي حاكم و منازعۀ شخصي بر سر تقسيم آن –در شكل حكومتي يا حزبي- سرافرازي و شكوه و نيز استيفاي حقوق ملت ايران را وجه نظر خود قرار مي دهند ، اميدوارانه استقبال مي كند. حزب پان ايرانيست در راهي كه مقصدش قدرتمندي و سعادت ملت ايران و مصالح و منافع عام باشد ، در كنار شما و ديگر گروههاي دانشجويي خواهد بود. اگرچه طرح مباحثي  در نقد جريان هاي دانشجويي و نيز پرداختن به مباحث تئوريك و نظري آن  را ضروري مي دانستيم ، اما آگاهانه آن را به زماني ديگر واگذاشتيم. اميدواريم كه شاهد حركتهاي توأم با تدبير و خردمندانۀ شما دوستان آگاه ، در جامعه اي كه جريانهاي اجتماعي با هيجان شكل مي گيرند و به تندي فرو مي پاشند ، باشيم.

                                                                                   

                                                                                سازمان جوانان حزب پان ايرانيست

                                                                                                  9/8/87

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

نقض حقوق بشردر روز جهانی نوشته شدن فرمان حقوق بشر، کنار آرامگاه بنیانگزار حقوق بشر...!

گزارشی از بزرگداشت کوروش بزرگ در پاسارگاد...کوروش ببین که در وطن خویش غریب افتاده ایم...!

از چندی پیش بنا بود با دیگر دوستان میهن پرست خوزستانی در روز 29 اکتبر (هفتم آبان ماه) 1387 برابر با روز جهانی کوروش بزرگ در کنار آرامگاه شاهنشاه دادگستر گرد هم آییم.2547 سال پیش (539 پیش از میلاد) در چنین روزی فرمان حقوق بشر کوروش بزرگ به گوش مردم ستمدیده بابل و جهانیان رسید.چیزی که تا آنروز در آن دنیای وحشی روی نداده بود. رفتن به پاسارگاد و یادکرد آن بزرگ مرد وظیفه هر ایرانی و غیر ایرانی است که به انسانیت و عدل و داد معتقد است.

به هر روی در این چند روز در آنجا وقایعی رخ داد که دل هر ایرانی میهن پرست را به درد می آورد و همچون گذشته پرسش های بیشماری را در ذهن ها ایجاد می کند؟چرا باید چنین باشد...و اما در پاسارگاد چه گذشت؟

از همان ابتدای ورود به شیراز فهمیدیم که اداره اطلاعات با برگزاری مراسم بزرگداشت کوروش از سوی انجمن فرزندان آریایی به شدت مخالف است و اجازه این کار را نمیدهد همچنین به آقای ببراز بازوبندی گفته شده است که افراد بختیاری نباید با پوشش محلی بختیاری(چوقا- شلوار دِبیت و کلاه) در آنجا ظاهر شوند،! با این پیش درآمد ، بامدادهفتم آبان به تخت جمشید رفتیم تا از این بنای بزرگ یادگار شکوه ایران دیدن کنیم .

پس از بازدیدغروب همان روز به پاسارگاد رسیدیم .تعداد کم افراد حاظر در انجا که از روزهای عادی هم کمتر بود جلب توجه می کرد! جو به شدت امنیتی بود و از رفتن ما به درون محوطه از سوی ماموران حراست جلوگیری به عمل آمد و به ما گفته شد که بختیاری ها باید پوشش خود را عوض کنند  این مورد باعث دلگیری شدید " بهرام آبتین مسئول انجمن لربختیاری" شد. در همان چند دقیقه ای که روبروی درب ورودی پاسارگاد به انتظار پاسخ و همکاری ماموران بودیم مرتب از ما عکس بردای میشد. ماموران حاظر درآنجا به این بهانه که به ما دستور داده شده است از ورود ما به محوطه جلوگیری کردند و گفتند بختیاری ها برای نشان دادن خود و عرض اندام ، اغتشاش آمده اند و نباید با پوشش محلی بختیاری وارد محوطه شوند! وهمچنین اجازه نواختن ساز و دهل را ندارند که با این رفتار ناشایست، دوستان بختیاری ما از همانجا با نارضایتی و ناراحتی به اهواز و چهارمحال بختیاری برگشتند، اما گروه 20 نفره ما تصمیم گرفتیم تا فردا صبح صبر کنیم شاد بتوانیم از آرامگاه دیدن کنیم. پس از گفتگو با یکی از روستاییان برای اقامت شب در آنجا باز هم از سوی ماموران به ما گفته شد که صلاح نیست شب را در روستای پاسارگاد باشیم و ممکن است برای ما مشکل ایجاد شود! به هر ترتیب شب را در 15 کیلومتری پاسارگاد در سعادت شهر گذراندیم و فردا صبح هشتم آبان ساعت 9 جلوی درب ورودی محوطه باستانی پاسارگاد بودیم.

تعداد ماموران لباس شخصی و نیروی انتظامی از روز پیش کمتر بود ؛ برای ورود از همه ما کارت شناسایی خواسته شد و نشانی دقیق و حتی شماره تلفن و موبایل ها ما هم یادداشت شد. پس از طی این مراحل به درون محوطه هدایت شدیم و از همانجا 2 سرباز نیروی انتظامی و یک مامور حراست و یک فرد لباس شخصی به همراه ما تا کنار آرامگا آمدند.نمی دانم قرار بود ما 20 نفر در آنجا چه کنیم که اینگونه هراسان شده بودند. پس از ادای احترام به پدر ملت ایران کوروش بزرگ تصمیم به خواندن سرود ای ایران داشتیم که از سوی ماموران به ما گوشزد شد حق خواندن هیچ گونه سرود وترانه و بیانیه ای را نداریم! پس یکی از بانوان همراه ما از دوستان خواست که گرد هم آییم تا به تنهایی و با صدای آرام قطعه شعری را که برای کوروش بزرگ سروده است بخواند که باز هم از سوی سربازان و مامور حراست از این کار جلوگیری به عمل آمد اما ایشان شروع به خواندن شعر کرد تا به بخشی رسید که در آن اشاره می شد " پرچم شیرو خورشیی بی یال و دُم رها شد" مامور امنیتی که با لباس شخصی و جلیقه در کنار ما ایستاده بود با صدای بلند شروع به فریاد زدن نمود که پرچم شیرو خورشید سی سال پیش آتش گرفت، شیرو خورشید مرد و این جملات را با صدای بلند چند بار تکرار کرد و با کلمات توهین امیز  به حاضرین فحاشی نمود که من (میلاددهقان) و خانم آریانا وآقای امیر بختیار واکنش نشان دادیم و به ایشان گوشزد کردیم که این حق ماست که بسیار آرام بتوانیم در اینجا شعری بخوانیم و شما حق این برخود را با ما ندارید اما آن شخص به داد و فریاد خود ادامه داد که ما هم به شدت روبروی ایشان ایستادیم و از حق خود دفاع کردیم که در این هنگام تهدید شدیم که از اینجا بیرون نخواهیم رفت ؛ شما به ولایت فقیه ،رهبری، و مملکت توهین کردید؟؟؟!!! پس از تماس تلفنی دو مامور لباس شخصی به نزدیگ آرامگاه آمده خواستار این شدند که آقایان میلاددهقان،امیر رضا امیر بختیار ، آقای خلفی ، و بانوآریانا به دفتر حراست بیایند و به این ترتیب ما را با خود به دفتر حراست برده و به مدت 3 ساعت بازجویی کردند در این هنگام دیگر دوستان ما همراه با خانواده درون اتوبوس منتظر ما بودند. مسئول ارشد حفاظت که درون اتاق نشسته بود شخص محترم و متینی بود و در پی ارائه گزارش درگیری لفظی ما و ماموران به آن فرد لباس شخصی زیر دست خود که با مت برخورد کرده بود گفت ما با عقیده های شخصی این دوستان کاری نداریم. در مدت زمان بازجویی با یکی از ماموران لباس شخصی که رفتا محترمانه ای داشت گفتگو کرده و دلیل این رفتار آنان را جویا شدم و دریافتم آقایان از بهره برداری های سیاسی از این جریان می ترسند در صورتیکه حرکت ما و بودن ما در آنروز در آنجا به هیچ عنوان جنبه سیاسی نداشت و یک حرکت کاملا فرهنگی وایران دوستانه بوده چرا که اگر غیر از این بود به دنبال فراخوان یکی از کانال های ماهواره ای در روز 10 آبان در آنجا حاظر می شدیم. این نکته را به صراحت گفتیم که کار ما یک کار فرهنگی است و ما با خانواده صد ها کیلومتر آنطرف تر از خوزستان به عشق کوروش بزرگ در اینجا حاظر شده ایم اما خود آقایان با رفتار سیاسی شان باعث برداشت و بازتاب سیاسی گونه این رویدادها می شوند. پس از پرسش و پاسخ های طولانی فیلم دوبین هندی کم ما توقیف شد و تعدادی از عکس هایی که گرفته بودیم از سوی ماموران پاک شد. پس از آن گوشی های موبایل بررسی شدند تا خدای ناکرده از این رفتار آقایان و یا آن شعرخوانی فیلمی گرفته نشده باشد. یکی از دغدغه های ماموران حراست این بود که فیلم وعکسی از مراسم آنجا به بیرون و مشخصا به دست شبکه های ماهواره ای نیفتاده و مورد بهره برداری سیاسی قرار نگیرد.به هر روی مشخصات ما به طور دقیق و چندین بار در برگه های کاغذی و کامپیوتر آنجا یادداشت شد و مانند همیشه از چند زاویه مورد عکس برداری قرار گرفتیم . گفتن کلمه شیرو خورشید چه ایرادی داشت که آن فرد را این چنین بر آشفته کرد؟متاسفانه افرادی که در انجا به عنوان مامور گمارده شده اند اندکی از رفتار درست و مدیریت بحران در این موارد آگاهی ندارند و به محض برخورد با چنین شرایطی زود دست و پای خود را گم می کنند و تلاش می کنند با زور و تهدید و فحاشی شرایط را آرام کنند که دقیقا تاثیر معکوس دارد. چند نفر جوان میهن پرست که از استان دیگر به آنجا آمده اند چه خطری ممکن است داشته باشند که دوستان اطلاعاتی ما این اندازه هراسان می شوند. اگر بر فرض مثال فیلم و عکسی هم از گردهمایی های آنجا پخش شود باید مایه مباهات و افتخارهمگان باشد که این چنین میراث فرهنگی ایران از سوی فرزندانش گرامی داشته می شود. اگر آن مامور هتاک به ما اجازه داده بود شعر خوانده شود هیچ موردی اتفاق نمی افتاد و ما را هم از نوشتن این گزارش معاف می نمود. اما چرا باید از طبیعی ترین حقوق مان که خواندن شعر و سرود و ادای احترام و بزرگداشت در کنار آرامگاه کوروش بزرگ است محروم بمانیم؟ چرا باید به دوستان بختیاری برای پوشیدن لباس محلی بختیاری که نمادی از فرهنگ ایرانی است ایراد گرفت و از انها خواست که آنرا عوض کنند و در کجای قوانین ما چنین چیزی وجود دارد. چرا باید از نواختن ساز و دهل که سازهای محلی ایرانی هستند وبرای توریست ها بسیار جذاب خواهد بود جلوگیری شود. چرا در روزهای دیگر این موارد اتفاق نمی افتد و درست در روز کوروش بزرگ باید با این حرکت های غیر فرهنگی روبرو شویم و این خود دستاویز عده ای قرار گیرد که منتظر گرفتن ماهی از آب گل آلود هستند؟ چرا باید من، دوستان ما ، و خانواده های همراه باید بخاطر نگرش و عقیده خود مورد توهین و ناسزا قرار گیرند؟ بی شک فراخوان شهرام همایون در کانال یک در این برخوردها و احتمال زیاد بر خورد های روز جمعه 10 آبان بی تاثیر نبوده و نخواهد بود و من به عنوان یک ایرانی از استفاده ابزاری و سیاسی از نام و جایگاه کوروش بزرگ گله بسیار دارم و این مورد باعث شد برخلاف روزهای دیگر در آنجا به ما و دیگر ایران دوستان ساعاتی بسیار سخت بگذرد. پیامدهای این گونه حرکت های بی مورد و اشتباه از سوی اپوزیسیون خارج نشین و بی خبر از همه از جا، ما را هم بی بهره نگذاشت.

اما به هر دلیل و با هر بهانه ای شرم آور است که در روز صدور فرمان حقوق بشر در کنار آرامگاه کوروش هخامنشی نخستین پیام آور حقوق بشر به فرزندانش جفا شود و حقوق شان زیرپا گذاشته شود. در همه این مدت به پاسارگاد و آرامگاه سنگی کوروش که میان داربست های فلزی حبس شده بود نگاه می کردم که چگونه غریبانه در اینجا رها شده است و به این می اندیشیدم که کوروش بزرگ در باره این روزگار چه می گوید و در این روز بزرگ جهانی که مایه سربلندی ایران و ایرانی است به جای شادمانی از حضور ما در کنار خود و اینکه هزاران سال پس از درگذشتش، مردم میهنش به یاد او و در کنار او هستند باید فرزندانش را که کیلومتر ها راه را به عشق دیدار مزارش سپری کرده اند اینگونه دل آزرده بدرقه سازد.  کوروش ببین که من و تو در مام میهن چگونه غریب اوفتاده ایم...!

                   چشم براهِ روزهای بی عزا

                                                میلاد دهقان

                                                           پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

گفتگوی امیر رضا امیر بختیار درباره بزرگداشت کوروش بزرگ با صدای آمریکا

روز 7 آبان روز جهانی کوروش بزرگ گروهی از میهن پرستان خوزستان (پان ایرانیست - جبهه ملی- انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان "تاریانا "-انجمن فرهنگی لربختیاری) در پاسارگاد گردهم آمدند تا به کوروش بزرگ بنیانگذار حقوق بشر در جهان ادای احترام کنند.یار میهن پرست ما امیر رضا امیربختیار از شرکت کنندگان در مراسم بزرگداشت کوروش بزرگ درباره برخود نیروهای امنیتی با باشندگان و حواشی که در این روز رخ داد به جمشیدچالنگی در برنامه تفسیر خبر صدای امریکا گزارش می دهد:

زمان 4 دقیقه گنجایش 2.۱۶ مگابایت

دانلود

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاینده ایران

۲۹ اکتبر (۷آبان)روز جهانی کوروش بزرگ گرامی باد

  

سر از خاک بردار و ایران ببین که بی تو خراب است ایران زمین

 

متن فرمان کوروش بزرگ ترجمه دکتر ارفعی که بهترین و درست ترین ترجمه آن است. کلیک کنید

برای دانلود فیلمی کوتاه درباره کوروش بزرگ روی پاینده ایران کلیک کنید.

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

حزب پان ایرانیست به روایت اسناد

به پایندگی ایران زمین و با درود بر یاران گرامی و خوانندگان ارجمند

از امروز یک بخش دیگر به نام "اسنادحزب‌ پان‌ایرانیست‌ " به بخش های بایگانی جستاری این تارنما افزوده می شود. این اسناد از کتاب پان ایرانیست به روایت اسناد، تدوین شهلا بختیاری برداشته شده اند که در شهریور 1385 ،در 408 صفحه با قیمت 2600 تومان و با شمارگان بسیار کم 1000 جلد منتشر شد.اسناد این کتاب گویای کوشش ها و فعالیت های حزب پان ایرانیست از آغاز در دهه 30 تا انقلاب 1357 می باشد.

این کتاب از مجموعه کتابهای منتشر شده ی مرکز اسناد انقلاب اسلامی است و در دو بخش کلی است. بخش اول "مدخل پژوهشی" که یک بیوگرافی کامل از حزب و کوشش های آن است و بخش دوم و بزرگتر که بیش از سه چهارم کتاب می باشد ، "اسناد وتصاویر" نام دارد که همه اسناد و تصاویر بخش دوم به مرور زمان روی تارنما جای خواهد گرفت.شایان یادآوری است که کتاب دیگری نیز با نام "حزب پان ایرانیست" از آقای علی اکبر رزمجو در سال 1378 از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شد.چاپ دو کتاب از حزب پان ایرانیست نشانگر اهمیت این حزب در صحنه سیاست چند دهه اخیر ایران می باشد.

    به جزمعرفی کتاب که بخش های بسیار نادرستی درباره عملکرد و فعالیت حزب پان ایرانیست در آن امده است بقیه کتاب در برگیرنده اسناد ارزشمندی از حزب پان ایرانیست است که همگی در حکم تایید عملکرد درست آن می باشد.دو مورد کاملا نادرست و اشتباه در باره حزب با رنگ قرمز نشان داده است. 

تاریخ‌ معاصر ایران‌ بعد از سقوط‌ پهلوی‌ اوّل‌ از جریان‌های‌ متعدد سیاسی‌ حكایت‌دارد كه‌ در شكل‌گیری‌ آنها افراد و احزاب‌ مختلف‌ نقش‌ ایفا كرده‌اند. فضای‌ نسبتاً بازسیاسی‌ پس‌ از سقوط‌ رضاخان‌ و حوادث‌ ناشی‌ از اشغال‌ ایران‌ در شهریور 1320 به‌دست‌ نیروهای‌ متفقین‌، زمینه‌های‌ لازم‌ را برای‌ رشد و بالندگی‌ جمعیت‌ها، گروه‌ها واحزاب‌ سیاسی‌ فراهم‌ آورد. در دوران‌ حاكمیت‌ پهلوی‌ دوّم‌ احزاب‌ و گروه‌های‌ سیاسی‌ باهدف‌ مشاركت‌ در قدرت‌ یا پاسداری‌ از نظام‌ حاكم‌، پا به‌ عرصه‌ی‌ وجود گذاشتند. دراین‌ زمان‌ احزابی‌ پدید آمدند كه‌ با مد نظر قرار دادن‌ جریان‌های‌ مختلف‌ سیاسی‌ از جمله‌ناسیونالیسم‌ و با تأكید بر عنصر ایرانی‌ به‌ فعالیّت‌ می‌پرداختند. حزب‌ «پان‌ایرانیست‌» باتكیه‌ بر ناسیونالیسم‌ نژادگرا كوشید در وقایع‌ سیاسی‌ كشور سهمی‌ را به‌ خود اختصاص‌دهد؛ امّا پس‌ از كودتای‌ 28 مرداد، به‌ دلیل‌ دكترین‌ حزب‌ كه‌ نظام‌ شاهنشاهی‌ را به‌صورت‌ بهترین‌ تعریف‌ و مصداقِ ایده‌ی‌ خود پذیرفته‌ بود، گرایش‌ به‌ حاكمیت‌ در میان ‌پان‌ایرانیست‌ها رخ‌ نمود. این‌ امر سرفصلی‌ جدید در تاریخ‌ حزب‌ بود كه‌ فعالیّت‌های‌ آن‌را در قالب‌ اعتراض‌های‌ سیاسی‌ بروز داد. از دیگر فعالیّت‌های‌ آنان‌ توجه‌ به‌ مسائل‌ی‌نظیر بزرگداشت‌ سال‌روزهای‌ تأسیس‌، برگزاری‌ كنگره‌ها و تشكیلات‌ درونی‌ حزب‌ بود.حزب‌ در اواخر دهه‌ی‌ 1340 در مقابل‌ مشی‌ سیاسی‌ رژیم‌ مخالفت‌هایی‌ نشان‌ داد و به‌جدا شدن‌ بحرین‌ از ایران‌ معترض‌ بود، امّا با تأسیس‌ حزب‌ فراگیر رستاخیز در دهه‌ی‌بعد، رهبران‌ حزب‌ پان‌ایرانیست‌ نیز انحلال‌ حزب‌ را اعلام‌ كردند و به‌ جمع‌ آنان‌ پیوستند(دقیقا برعکس است بگونه ای که در این کتاب اسنادی دال بر عدم انحلال حزب و فعالیت های آن در هنگام پیوستن به حزب رستاخیز آمده است!).در حزب‌ پان‌ایرانیست‌، فقدان‌ تعریفی‌ دقیق‌ از فعالیّت‌های‌ حزبی‌، ناكارایی‌ ساختارتشكیلاتی‌ حزب‌ و تصمیمات‌ رهبران‌ كه‌ مشی‌ حزب‌ را تعیین‌ می‌نمود، عمر مبارزات‌سیاسی‌ حزب‌ را كوتاه‌ ساخت‌...!!! (اسناد همین کتاب و وجود حزب در صحنه کنونی کوشش های ملی «مانند گردهمایی 10 اردی بهشت1387 به فراخوان سازمان جوانان حزب »،خود گویای همه چیز است)

مركز اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، به‌ منظور معرفی‌ جریان‌ها و گروه‌های‌ فعّال‌ در تاریخ‌معاصر، چاپ‌ اسناد مربوط‌ به‌ حزب‌ پان‌ایرانیست‌ را به‌ سبب‌ ارتباط‌ آن‌ با رخدادهای ‌تاریخی‌، مهّم‌ دانسته‌ است‌.

 سند شماره 1

سند شماره 1 بخش دوم

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
 
رويه نخست
رايانامه
بايگاني
درباره اين تارنما
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________
شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد.
بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم

_________________________

نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!!
www.paniran2.blogfa.com
________________________
ایرانی .....
باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود .
ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد .
خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است .
اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید :

فلات ایران به زیر یک پرچم

##################
آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد.

پيوندهاي روزانه
اساسنامه حزب پان ایرانیست
دانلود تاريخچه نهضت- مكتب و حزب پان ايرانيست(pdf)
نرم افزار فیلتر شکن بسیار قوی v.p.n با استفاده آسان
برنامه فیلتر شکن فری گیت free gate بسیار قوی
شعارهای پان ایرانیستی نقش بسته بر روزنامه های ایران
تصاویر و فیلم حماسه 10 اردی بهشت روبروی سفارت امارات
برنامه فيلتر شكن جدید بسيار قوي فيلتر نشدنی پرقدرت قوی قوی
با پان ایرانیست آشنا شویم
بايگاني پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بايگاني جُستاري
یادواره ها،جشنها،روزهاي مهم تاريخ
فرهنگی اجتماعی
بیانیه هاي حزب پان ايرانيست
اخبار روز
نوشتارهاي پان ایرانیستي
دریافت(دانلود) کتاب ، آوا ، نما
دسیسه های ضد ايراني
پاسخ هاي پان ايرانيستي
بخش سرور ابوالفضل عابدینی
عهدنامه های ایران (جدید)
نوشتارهاي ناسيوناليستي
میراث فرهنگی
سرور ويدا دهقانيان
سروده هاي ميهني
ويدئوهاي بنياد پان ايرانيسم- تهران 1386
اسناد حزب پان ایرانیست
سروده هاي ميهني
آلبوم تصاوير پان ايرانيست
پيوندها
پان ایرانیست خوزستان2 بدون فیلتر
تارنماي رسمي حزب پان ايرانيست
کتابخانه ی حزب پان ایرانیست
وبلاگ رسمی حزب پان ايرانيست
پان ايرانيست دفتر اروپايي (انگليسي)
اخگر (سرور منوچهر یزدی)
پان ایرانیست تبریز (فرمان آریا)
پان ایرانیست کرمان
پان ایرانیست ارومیه
پان ايرانيست كردستان(بژی ایران)
پان ایرانیسم سرافراز ایستاده در تاریخ(سرور عابديني)
حماسه چالدران (سرور آتروپات)
اقتدارملی (سرور کیان مهر)
جوانان پان ايرانيست اراك
میهن و ملت (سرور برگزیده)
پايندگي (سرور پيشداد)
ایران شمالی (رسول اردبیلی)
دادگران پان ايرانيست
كاوه اهوازي (سروركاوه)
کشورهای پارسی زبان(سه گانه پارسی)
به ایران بیاندیشیم (سرور شاپور)
روزنامک (مسعود لقمان)
آذر ایران (سهند کريمي)
تاريخ, جشن ها و زبان پارسي (کوروش محسني)
ای ایران (آریو برزن)
ذوالقرنين (پاسخ به ناصر پور پيرار)
نشريه الکترونيکي زرتشت (کیوان افشین جو)
یاران ایران جوان (روزبه)
زرتشت وايران باستان (مهرداد پارسايي)
پايگاه پژوهشي آريابوم
پايگاه فرهنگي تاريخي کشور پر افتخار ايران زمين
ایران نامه (دکتر شاهین سپنتا)
همه گیتی تن است و ایران دل(ایران دخت)
آريا منش(داريوش)
کتابهاي رايگان فارسي
تاريخ و ادبيات ايران زمين(محسن قاسمي شاد)
آزرگشنسب
ايران زمين (آريو برزن)
سرزمین ما (اشکان)
پروفسور منوچهر جمالي
پایگاه اطلاع رسانی یادمانهای دشت پاسارگاد
حق و صبر (آنتي پور پيرار)
دانلود انواع نرم افزار
آنچه نمي خواهند شما بدانيد(سايت افشا بدون فيلتر)
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
من می‌اندیشم پس هستم (بهرام ساسانی)
تاریخ ایرانیان در این روز(دکتر نوشیروان کیهانی زاده)
به نام خداود خرد
اصغرآقا(اشعار کمدی سیاسی هادی خرسندی)
باهماد ٍآزرآبادگان جاوید
زرتشتی ایران(شهریار)
نشانی تارنماهای مختلف خبری و..
پژوهش های ایرانی(رضا مرادی قیاس آبادی)
درفش كاوياني (كتابخانه)
بردیا نیوز
انوش راويد
از ريشه ها تا ميوه ها(داراب)
تاريخ باستان(الهام)
بنیاد نیشابور(دکتر فریدون جنیدی)
سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران
بهرام مشيري
احمد کسروی
شاهنامه ی فردوسی
سرزمین پارسیان(فرید شولی زاده)
شاهنامه و ایران
دكتر حمید احمدی
تاریخ، عرفان، مذهب، زن (سارا)
پاسارگاد 2 (مريم)
تارنمای خبری تبریز نیوز(پیمان پاکمهر)
آنچه بايد بدانيد(كتاب خانه)
هوادان كانال يك
یاردبستانی(سرور نوشین جعفری)
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
خبرگزاری ایرانویچ
پاسداران فرهنگ ایران
ژنرال (طنز ضد پان ترک)
امروز برخیز (بچه های ایران)
جسم آزاد روح دربند (بردیا فروهر)
بنیاد ایران ما (فرزین رحیمی)
بلاگ نیوز
میرزای ایرانی
انعكاس اخبار،طنز،عكس،انتقاد
زنداني 209 (كيانوش سنجري)
آنتی پان ترک
تارنماي خبر ایران ب ب ب
رويداد (افشين)
آريانا (آريابد)
ايران جاودان (ساناز)
ايران برتر از همه (سياوش)
نژادگان (ساسان)
آرتش شاهنشاهی ایران
خاك و خون(اردشير)
پير خرابات (پرچم دار)
نسل سوخته (دنيل)
بهشت گمشده آرياييان (مهران)
مزرپرگهر‌ (بزرگمهر ايراني)
داريوش همايون
شرم نامه شاملو
تیرداد بنکدار
جستاری در گیتی (نازنین متین)
نسل خاموش2
نیمه گمشده من (آرش جهانشاهی)
ایران تالشستان
آينده روشن(مهدي رفعتي)
وبلاگ خبری ایران آزاد
پيش به سوي همبستگي ملي
سپنتا آرمئيتي (پيامبر)
فرزندان ایران زمین
در راه میهن‌(کوروش سپنتمان)
پارسوماش (مهردادوآرش)
ايران آزاد (مسعود)
خبرگزاري ايسنا - خوزستان
روزنامه نور خوزستان
اخبار فارسی - ایران و جهان
تاریخ ایران (امیرحسین)
چهره های ماندگار ایران زمین
سرور سالار سیف الدینی
تُکتم عیوقی
سمرقند (شاهزاده)
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان
زیباترین عکس ها از ایران
روزهای بی عزا (میلاددهقان)
جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران
هواداران کانال یک
ایران سرزمینم (نوید)
ایران . تاجیکستان . افغانستان
آمستريس
ايران باستان
كتابهاي رايگان فارسي
استوره گان (رامین)
جنبش ايران فردا
رضا فاضلي
مؤسسه مطالعات کشورهای وارث تمدن ایرانی
انجمن دوستی ایران و تاجیکستان
وارثان کوروش
مرکز پژوهش های کاریردی (دکتر تالع)
باهماد آزادگان
arabian gulf
خليج العربي
امضای تومار اینترنتی برای خلیج پارس
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی(حسین رمضانی)
ایران میهنم
مهر خوزستان
ديكشنري آنلاين انگليسي و فارسي
دانلود يوتيوب 1
دانلود يوتيوب 2
دانلود يوتيوب(تبديل فايل و پخش)
تبديل يوتيوب به فايل دلخواه
امید عطایی فرد
انقلاب به روايت تصوير
شهربَراز
خبرنامه اميركبير
انجمن زندانیان سیاسی
پخش آنلاین تلویزیون های ایران
رادیوی اینترنتی کانال یک به صورت زنده
بدون سانسور (فرهاد)
جمعيت خرد پيشه گان ريشه اي ايران
فاجعه هسته اي(دست اندركاران هسته اي ايران)
كتابهاي رايگان فارسي
پان ايرانيست در ياهو 360
لغت نامه دهخدا
مهر ميهن
دانشجويان آزاد انديش اصفهان
اتحاد ايرانيان
بهرين (سرور بابك)
كتاب فارسي
موسسه مطالعات روسيه، آسياي مركزي و قفقاز
ناگفته هاي انقلاب 57
وزارت خارجه اسراییل به زبان فارسی
آريابُد
آژانس ايران خبر
كاوه ايراني
همه چیز درباره گوگل به فارسی
زادگاه (امیر سپهر)
انجمن تخصصی فرهنگ و تمدن ایران زمین
ایران بان (فرزندان ایران زمین)
سرزمین سرد (میلاد روزخوش)
بانوي ايران زمين
پان ايرانيست بختياري (برديا بختياروند)
نشريه خبري تحليلي پژوهشي"طرح نو"
ميثاق آزاد
ای هرزه گیاه خاک ایران!
ستيز با خرافات (خِردوَرز)
خاطرات يك جنگاور آريايي
آزادي بيان و انديشه (كتابخانه)
حه وت كاني
آراسپ (بزرگمهر)
سرزمین سوخته (محسن)
راوي حكايت باقي(تاريخچه ترانه ها)
سرباز پان ايرانيسم (امير)
آنايوردوم ايران (عليرضا قره باغي)
روزنامه كارون (خوزستان)
سرباز وطن
ايراني آزاد (ميثاق آزاد)
نقده شهر مظلوم كردها
دانشجویان آزادیخواه ملی
عكس هاي ديديني از ايران
آنتي رجوي
ايران نوين (سرور همايون)
دانلود سخنراني هاي مذهبي
کتابهای ممنوعه (پيمان بزرگمهر)
نقشه هاي تاريخي خليج پارس
 








Powered by WebGozar


 RSS


آمار
آهنگ تارنما:ایران-استاد محمدنوري ________________________
 
**********  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب **********  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب