![]() |
|
![]() |
|
هموطن
حزب پانايرانيست اعلام صدور حكم اعدام براي معلم ايرانپرست كرد آقاي فرزاد كمانگر را قوياً محكوم نموده و از همه مسئولين قضايي و مدافعين حقوق بشر ميخواهد كه براي نجات جان اين معلم بيگناه كرد اقدام عاجل كرده و مانع از اجراي اين حكم ظالمانه شوند.
حزب پانايرانيست 28/4/87 |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پيرو فراخوان مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مبني بر برگزاري تجمعي مسالمت آميز در اعتراض به نقض حقوق بشر بالاخص اعتراض به حکم صادره براي فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر و درخواست از قوه قضائيه براي توقف و بازنگري در حکم صادره در مورد اين فعال مدني، مردم انسان دوست و صلح طلب از مناطق مختلفي چون سقز،بانه،قروه ،کامياران،دهگلان،مهاباد،مريوان،خرم آباد،بندرعباس،کرمانشاه و.. بصورت فردي و جمعي در محل تعيين شده يعني مقابل دادگستري شهر سنندج تجمع نمودند. برای دیدن تصاویر اینجا کلیک کنید. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
تارنما(وبلاگ) جديد ياران حزب پان ايرانيست http://pan-iranist.blogfa.com/ به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
سرور ويدا دهقانيان آزاد شد
ايدون باد بامداد ۲۶ تيرماه ۱۳۸۷ نوشتار هاي پيشين اين تارنما و بازتاب هاي خبر دستگيري سرور ويدا دهقانيان در تارنماهاي ديگر به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران نمایشگاه کاریکاتوری با موضوع اعتیاد در یکی از شهرهای خوزستان برگزار شد که در آن مفاخر ایران و هویت ملی به مسخره گرفته شد.
*اين گزارش چندروز پيش تر در تارنماي خبري سرشناس ايران پرس نيوز و ايران ب ب ب درج گرديد.* خبر برگزاري نمايشگاه در ايسنا با سپاس از ياران پان ايرانيست ما در رامهرمز
بازتاب در دنباله و فرياد از ايران به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران Azarbaijan Movement for Democracy and Integrity of Iran جنبش آذربایجان خواهان آزادی "ویدا دهقانیان" از زندان اوین است "ویدا دهقانیان" فعال فرهنگی و سیاسی آذری مقیم تهران در اعتراض به شرایط سخت و برخوردهای صورت گرفته در زندان اوین همچون سایر هم بندی های خود دست به اعتصاب غذا زده است. خبرهای منتشره در سایت های خبری و حقوق بشری حاکی از آن است که این شیر زن آذری ظهر روز آدینه 24 خرداد 1387 توسط نیروهای امنیتی در میدان ونک تهران دستگیر و تا به امروز در زندان اوین زیر انواع فشارهای روحی و روانی قرار دارد. از آن جا که رژیم جمهوری اسلامی دریافته است جنبش زنان آزاده با مطرح کردن خواسته های مدنی، انسانی و جهان شمول خود منجمله برابری تمام حقوق آن ها با مردان می تواند به رستاخیز ملی برای تغییرات اساسی و بنیادین بیانجامد در نتیجه تصمیم به سرکوب تمامی حرکت های آن ها گرفته است. به درستی ، زنان ما با الحام از مادرشان ایران، در طول سه ده حکومت غیر مردمی ثابت کردند که هرگز تسلیم قوانین قرون وسطائی حاکم بر آن ها نشده و نخواهند شد. "جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران " با محکوم نمودن بازداشت غیر قانونی خانم "ویدا دهقانیان" و تمامی فعالان حقوق بشر و زندانیان سیاسی و صنفی در ایران خواستار آزادی بدون قید و شرط آن ها بوده و از تمامی هم میهنان به ویژه از آذربایجانی ها در داخل و خارج دعوت می کند اعتراض های خود را به سازمان های حقوق بشری در تمام دنیا اعلام کنند. پاینده ایران و ملت ایران دبیرخانه جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران 11 جولای 2008 |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران دانلود بخشي از فيلم دادگاه تيمسار آيت محققي و افسران و درجه داران كودتاي نوژه زمان ۵۶ .۹ دقيقه در اين فيلم سرتيپ خلبان آيت محققي فرمانده كودتا چگونگي طرح بمباران خانه امام خميني و فرودگاه مهرآباد و اهداف ديگر براي سرنگوني جمهوري اسلامي را بيان ميكند.
دانلود با كيفيت خوب - 9.24 مگابايت دانلود با كيفيت پايين - 3.49 مگابايت اگر اينترنت پرسرعت داريد فيلم را آنلاين در يوتيوب ببينيد فهرست اسامي افسران ودرجه داران قيام 18 تير 1359 خیزش ارتش ايران در 18 تير ماه 1359 (نوشتار پيشين در همين تارنما)
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
به نام خداوند جان و خرد پاینده ایران
بنا به اخبار منتشره ,گروهی از بازداشت شدگان مورخه ی 24/3/1387 از جمله سرور ویدا دهقانیان در اعتراض به وضعیت بازداشت و نگهداری خود ,اقدام به اعتصاب غذا کرده اند .ضمن اعلام همراهی با یاران خود,سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با محکوم کردن نقض گسترده ی حقوق فعالان و زندانیان سیاسی - اجتماعی ,که در اشکال و انحای مختلف اعمال می شود ;نسبت به عواقب این رفتارهای غیر مسوولانه ,غیر دموکراتیک و غیر قانونی به شدت هشدار می دهد. سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با خطاب به ملت بزرگ ایران و فعالان و زندانیان سیاسی وطن پرست ,متذکر می شود که این سرزمین را هزاران هزار ایرانی آزاده و فداکار و جانباز در طول هزاران سال از آفات زمان پاس داشته اند و چه مشقتهایی که در این راه به جان خریده اند .چه خون دل ها خورده و چه شکنجه ها و دردهایی کشیده اند و چه جانهایی بدین راه سرفرازانه نثار کرده اند .به یاد می آوریم !در طول هشت سال دفاع مقدس ,فرزندان این آب و خاک با دستهای خالی به مصاف دشمنان شتافتند ;شهادت و نقص عضو را پیش چشم خود دیدند و دانستند اگر اسیر دست دشمن شوند در نبود هیچ حامی و پناهی در سکوت سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بین المللی در زندانهای دشمن با شکنجه هایی مخوف روبه رو می شوند .اما در تما م این مدت نه جبهه ها از سرباز خالی شد و نه رسالت پاسداری از وطن فراموش. امروز شما ای فرزندان ایران ,در میان 70 میلیون خانواده ی خود به سر می برید .خانواده ای که باید تک تک افرادش یارو یاور و پشت هم باشند و چنین نیز خواهد بود.ما بر خود وظیفه می دانیم که صدای دوستان خود را با بهره بردن از تمامی امکانات مشروع به گوش آزادگان و هموطنان خود برسانیم .نه زندان و نه شرایط سخت هیچ کدام مانعی جدی در راه آرمان سرفرازی ملت ایران نمی تواند باشد. امیدواریم مسببین این وضعیت با اصلاح عمل خود مانع از گسترش فضای بوجود آمده در داخل زندان به محیط خارج ازآن شوند. پاینده ایران سازمان جوانان حزب پان ایرانیست 18/4/1387 خورشیدی |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
کودتای نوژه – خیزش ارتش ايران در 18 تير ماه1359
قيام ١٨ تير ١٣۵٩يکی از تجليات با شکوه هم آهنگی ملت و ارتش ايران برای نجات کشور بشمار ميرود. اوج دلاوری ارتشيان را زنده يادان افسران و درجه داران ارتش شاهنشاهی ايران همراه با ميهن پرستان دلير در درون مرز نشان دادند. اين قيام به سبب توطئه بيگانگان و خيانت بيگانه پرستان، پيش از موفقيت نهائی به خون نشست و بيش از ٢٨٣ تن از دلاوران غيور ايران را به جوخه های تيرباران سپرد.حماسه ١٨ تيرماه ١٣٥٩ ، حماسه جانبازی دليرانی بودکه درتلاشی نوميدانه ولی مصمم برای نجات کشورشان ازسقوط به ظلمات قرون وسطائی، مرگی مردانه رابه جان خريدند در این برنامه بنا بود که با پرواز هواپیماها از پادگان شاهرخی بیت خمینی،فرودگاه امام و چندین نقطه حساس در تهران بمب باران و رژیم فلج شود که البته به دلایلی ناکام ماند. حتی يکنفر ازآنان ،چه زن وچه مرد، چه لشگری وچه کشوری،پيرو جوان، ازبالاترين رده های ارتشی گرفته تاسربازساده دربرابر دژخيمان اظهار عجز نکردوسرفرودنياورد. حماسه ای که اينان آفريدند يکی از غرورانگيزترين حماسه تاريخ ماپس از قيامهای پياپی دوقرن اول اسلامی دربرابرتازيان استيلاگربود. ريشهری قاضی ٢٤ ساعته که در اين مدت کوتاه حکم اعدام بيش از ٢٤٠ نفر را صادر کرد؛ درباره اين دليران قيام ١٨ تيرماه ميگويد: بطوريکه دربازجوئيهامشخص کرديم عناصراصلی کودتای نافرجام نوژه عبارت بودنداز: ساواکی ها؛ ماموران ضدانقلاب رژيم سابق؛ بهائی ها؛ تعدادی از دراويش وعده زيادی زنان فاحشه! قيام مردانه حماسه آفرينان ١٨ تير اصولا" بخت بسياری برای پيروزی نداشت زيراکه درآن هنگام منافع سياسی ونظامی واقتصادی وخصوصی بسياری؛ شکست چنين قيامی راايجاب ميکرد. ولی ترديد نداشته باشيم که همه ناگفته های اين فاجعه گفته خواهدشد؛ وهمه واقعيتهای اين حماسه شکوهمند که چگونه اين شيرمردان فداکار را دست وپابسته تسليم دشمنان کردند؛ به آگاهی آيندگان خواهد رسيد. سرگرد خلبان فرخزاد جهانگيری درجلسه دادرسی درپاسخ ريشهری گفت» : مابرای پول يابرای مقام دست به قيام نزديم. «.دراينصورت لازم نيست بپرسيد که ازکارمان پشيمان هستيم ويانيستيم؟ البته که نيستيم .
روایت میکنند که یکی از سربازان زیر فشار روانی شب پیش از عملیات جریان را با مادر خویش در میان می گزارد و او هم ماموران حکومتی را خبر میکند که البته این رواین چندان درست و مستند نیست و از سوی دیگر بسیاری با لاف وگزاف وبا تفاخر ادعاکردندکه کشف کودتای نوژه ازمفاخر آنها است. ابوالحسن بنی صدر رئيس جمهورملايان مدعی شدکه روزپيش از قيام (دوگروه سياسی) جريان رابه اواطلاع داده بودند. سرتيپ ظهيرنژاد ادعا کرد که يک ماه پيش اطلاعات مربوط به اين قيام به دفتراورسيده بودودوهفته بعد از آن ١٥ نفر در اين رابطه دستگيرشده بودند.مسعودرجوی اطمينان ميداد که (کودتا) را او لو داده است. وکيانوری رهبر حزب توده تاکيدداشت که اين اطلاعات رااولين بار اودراختياررژيم گذاشته است. ريشهری نيزمدعی بود که دانشجويان ازپنج ماه پيش اين برنامه رابه او خبرداده بودند. ابوشريف؛ مصطفی چمران و جواد باهنرهرکدام اين افتخار را مربوط به خودشان دانستندهر چه هست عوامل چپ و کمونیست ها در این باره تاثیر گزار بودهع اند. چهره بسياربارز اين گروه ٢٨٠ نفری سرتيپ خلبان آيت محققی است که ازنظرسلسله مراتب نظامی بعد از سپهبد سعيدمهديون مقام ارشدگروه بود و ازبهترين خلبانان ارتش شاهنشاهی بشمارميرفت. ويديوی ضبط شده جلسات دادرسی او توسط خود رژيم تهيه شده بود که مورداستفاده تبليغاتی قراربگيرد ؛بيانات آرام؛شمرده وروشن سرتيپ محققی که ازآغاز تاپايان آن هيچ جانشانی ازضعف درآن نميتوان يافت؛ نمونه غرورانگيزی ازطرزفکروسخن يک سربازشايسته ايران است.او در محاکمه خود به ريشهری ميگويد: يادم هست که دريک بازجوئی قبلی؛ بشماگفته بودم که ممکن بود در دو ساعت اول حداکثر ٢٠ % از ارتش و يامردم ازماحمايت کنند. ولی بعد ازدوساعت اول حداقل ٤٠ % حمايت خواهندکرد؛ تا غروب ٨٠ % و تا صبح روزبعد احتمالا %١٠٠" «. تصاویر تعدادی از اعدامیان نوژه
گوشه ای دیگر از تلاش های میهن پرستان ارتش شاهنشاهی برای سرنگونی رژیم ایران در سی سال گذشته: *زنده ياد سپهبد بقراط جعفريان يکی از اميران دلاور ارتش شاهنشاهی ايران بود که در بحبوحه شورش سال 57 به قصد فرو نشاندن آن دست بکوشش زد. شورشيان و حاميان بيگانه آنها اين امير دلاور را در حين پرواز با هلی کوپتر ميان دزفول و اهواز که بمنظور هم آهنگ کردن حرکت يگانهای تحت فرماندهی خود جهت عزيمت به سوی پايتخت و سرکوب شورشيان در حرکت بود به آتش بستند و بقتل رساندند. چه کسانی ايشان را بدون پشتيبان گذاشت و چه کسانی گلوله و تفنگ در اختيار اوباش و اراذل گذاشت؟! *زنده ياد ناخدا شهريار شفيق يکی از اولين افسران ارتش شاهنشاهی ايران بود که پس از شورش سياه سال 57 به مبارزه با جمهوری اسلامی برخاست و تلاش گسترده ای برای از بين بردن جنايتکاران و ترور آفرينان نمود.اما جنايتکاران اسلامی اين مرد دلاور را ترور کردند تا حرکت ارتشيان را در نطفه خفه کنند که البته موفق نشدند و دوستان و همرزمانش راه او را ادامه دادند. *زنده ياد سرتيپ جواد معين زاده، امير ارتش شاهنشاهی ايران بود که با ايجاد "ارتش رهائی بخش ايران" اولين سازمان(نظامی –سياسی) را بر عليه رژيم مذهبی ایران بنيان گذاشت . "آرا" ارگان رسمی اين سازمان در سال های ابتدائی شورش ۵٧ اولين نشريه مبارزان خارج از ايران بود که ميهن پرستانی را برای سرنگونی رژيم آخوندی در کنار هم قرار داد. *زنده ياد ارتشبد غلامعلی اويسی، از اميران ارتش شاهنشاهی بود که بر عليه رژيم جمهوری اسلامی قيام کرد. بسياری از ارتشيان و ميهن پرستان مبارز به حرکت اين امير نامدار پيوستند و گروهی از آنان نيز در پايگاهی در مرز های ايران مستقر شدند. اما او همراه برادرش غلامحسين اويسی با گوله مزدوران رژيم و ايادی بيگانه به قتل رسيد. *زنده ياد سرلشگر علاء الدين ناظم که به قصد سرنگونی رژيم قد علم کرده بود حرکت خود را به داخل ايران برد که تلاش های او با توطئه مزدوران بيگانه و رژيم خونخوار بی نتيجه ماند. *زنده ياد ارتشبد بهرام آريانا امير دلاور ديگر ارتش شاهنشاهی ايران بود که برای سرنگونی حکومت آخوندی با رشادت بپا خاست و در ترکيه حرکت رهائی بخش ايران را آغاز نمود؛ حرکت اين امير ايران پرست با توطئه حاميان حکومت آخوندی نا کام ماند. عمليات ربودن ناوچه تبرزين نيز از جمله تلاش هائی بود که به فرماندهی افسران نيروی دريائی شاهنشاهی انجام گرفت ولی بدليل عدم استقبال از جانب بعضی افراد بی نتيجه ماند. ويديوی دادگاه افسران ارتش در کودتای نوژه را میتوانید فردا از این تارنما دانلود کنید.در این فیلم تیمسار آیت محققی چگونگی طرح را بیان میکند. دانلود فیلم دادگاه کودتای نوژه (کلیک کنید) به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
"نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند . 209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي ! و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است ، خمير دندان ، صابون ، شامپو ، پتوهاي سياه بد بويت ، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند . شايد به دنبال ردي از لبخند ، اميد ، شادي ، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي ، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد ، مبادا به "خواب شيرين" رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد. به ديوارها که چشم ميدوزي به يادگاريهايي که ميهمانان قبلي سلولت از خود به جا گذاشته اند از عرب و ترک و کرد و بلوچ و معلم و کارگر و دانشجو گرفته تا فعال حقوق بشر و روزنامه نگار ، همه به اينجا سري زدند . گويي درون 209 عدالت در حق همه به طور مساوي اعمال شده است چون اينجا فارغ از قوميت ، فازغ از جنسيت ، فارغ از مذهب و فارغ از هرگونه طبقه اي همه به گونه اي مساوي به زندان مي آيند . از سلولهاي انفرادي تا سلولهاي عمومي تنها بيست تا سي متر فاصله است که بعضي ها چند ساله و بعضي ها چند ماهه طي ميکنند ، سلول عمومي يعني ديدن و حرف زدن با انسانهايي شبيه خودت يعني شنيدن صداي انسانهايي که بايد صدايشان شنيده شود ، سلول عمومي يعني نوشيدن يک ليوان چاي داغ يعني رفتن به حمام به دلخواه خودت ، سلول عمومي يعني اجازه اصلاح سر و صورت و براي بعضي ها يعني اجازه ديدن چشمان نگران عزيزان ، پشت ديوارهاي شيشه اي و براي من يعني رفتن به هواخوري بعد از ماهها ، بعد از ماهها براي اولين بار به هواخوري رفتم ، هقته اي سه بار و هر بار 20 دقيقه ، هواخوري اتاق کوچکي بود با ديوارهاي بلند و سقفي نرده کشي شده و مشبک ، براي من که آسمان و خورشيد را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگريسته بودم اينجا گويي آسمان را پشت ميله ها زنداني کرده بودند .خورشيد دزدکي به گوشه اي از هواخوري سرک کشيده بود و انگار او هم ميدانست که نبايد به ديوارهاي امنيت ملي نزديک شد ، دوربيني هم بالاي سرمان تند و تند ميچرخيد تا همه جا را زير نظر داشته باشد ، مبادا با خورشيد خانم نگاهي رد و بدل کنيم و چشمکي بزنيم که به حساب "ارتباط با بيگانگان" گذاشته شود و يا به نسيم بگوييم "حال همه ما خوب است" و اين خبر موجب "تشويش اذهان عمومي" گردد و ديوارهاي هواخوري نيز آنقدر لکه هاي ناشيانه رنگ بر آنها ديده ميشد که ديوارها را بد منظر کرده بود "هر چند که زيباترين ديوارها اگر ديوار يک زندان باشند باز شايسته تخريبند" . ديوارهاي 209 رسالت خطير خود يعني جدا کردن زندانيان از يکديگر را به خوبي انجام نداده بودند . اينجا ديوارها قاصد دوستي و نامه رسان شده بودند ، پس بايد مجازات ميشدند و هر هفته بر تن ديوار رنگ تيره تر ميکشيدند تا در نهايت روزي با سنگ سياه نقش پوشش کردند . ديوارهاي هواخوري براي زندانيان تخته سياه ، روزنامه ديواري و حتي ترک ديوار نقش صندوق پست را ايفا ميکرد و پيام زندانيان را به هم ميرساند . ديوارها پر بود از خبرها و اسامي دانشجوها ، آنها که از تير ماه 78 ، نه نه...!! ، دورتر... از 16 آذر آمده بودند ، آنها که سالهاست پاي ثابت انفراديها هستند و با جسارت تمام مينوشتند "دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد" و اسم دانشگاه خود را زيرش مينوشتند . جوان ديگري آرم ان جي اويشان را با ظرافت تمام روي ديوار طراحي ميکرد هر چند بار رنگ ميزدند اما او دوباره و چند باره ميکشيد و کساني هم طلب اخبار ميکردند . من هم روزي بر ديوار هواخوري نوشتم سلام ، با خودم گفتم "سلامت را نخواهند پاسخ گفت" ولي خيلي زود نوشتند ، "سلام شما؟!" و دوستي هايمان آغاز شد ، از دانشجوها گرفته تا زنداني القاعده اي که بعدها در رجايي شهر معلم زبان انگليسي ام شد ، کلي دوست "ديوارگي" پيدا کرده بود و روزي که انفراديها پر شده بود و جا براي تازه واردها کم آمد به ناچار خيلي ها را در يک سلول جمع کردند و انگار سالها بود که همديگر ار ميشناختيم . پلي تکنيکي ها ، تحکيم وحدت ، مسيحي ها ، ترک ، بلوچ ، کرد و... ، انگار سالها بود همديگر را ميشناختيم ، يکي آرايشگر ميشد يکي آشپز ، تا صبح مي نشستيم و از دردهاي جامعه ميگفتيم ، هر چند دردهايمان مشترک بود اما تا صبح صحبت ميکرديم و صبح ما را صداي گريه سيد ايوب زنداني بلوچ بغل دستي که سالها اينجا بود به خود مي آورد ، آنقدر کسي فريادش را نشنيده بود که به خدا نامه مينوشت و در هواخوري ميگذاشت و با صداي گريه او سکوتي سنگين بحث ما را خاتمه ميداد و گاهي صداي پاشنه کفش زني ما را به سکوت وادار ميکرد ، از فرط خوشحالي و هيجان از سوراخ کوچک در ، يا از لاي پره هاي رادياتور سلول 121 به بيرون نگاهي مي انداختيم ، زني بود که با چشماني بسته به سوي اتاق بازجويي ميبردنش ، چادري به سر داشت که دهها ترازو بر چادرش نقش بسته بود ، قامت او ترازوهاي عدالت را کج و معوج و نابرابر نشان ميداد . اين صداي آشناي پا، اعلام حضوري موقرانه بود تا به ما بگويد اينجا هم زندگي و مبارزه بي صداي پاشنه هاي بلند معنايي ندارد ، کمي تامل و ساعتي فکر کردن ميخواهد تا متوجه شوي همه يکي بوديم . اتاق بازجويي مان همان اتاقي بود که راننده هاي شرکت واحد و معلم ها بازجويي شده بودند ، ميز بازجويي همان ميزي بود که دانشجوها بر روي آن يادگاري نوشته بودند و تختي که من روي آن ميخوابيدم ، همان تختي بود که "عمران" جوان بلوچ قبل از اعدام رويش نوشته بود دلم براي کوير تنگ شده ، چشم بندمان هم همان چشم بندي بود که اعضاي کمپين يک ميليون "فرياد خاموش" به چشم داشتند ، پس نبايد غريبگي کرد و نبايد همديگر را فراموش کرد ، اينها همه يک جورهايي آشنايند ، اينجا همه چون شمايند ، راستي ، فکر کن شايد فردا نوبت تو باشد... معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام بند بيماران عفوني (5) زندان رجايي شهر کرج فرزاد کمانگر - 10/3/87 1-برتولت برشت - در هنگامه نازيها 2- "خون ارغوانها"سروده اي است از ارغوان هميشه سرخ بيژن جزني 3-شعر زيباي " سلام " سروده شاعر معاصر آقاي سيد علي صالحي برگرفته از :مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
ادوارنیوز: ويدا(فاطمه)دهقانيان ، از فعالين مدني و فرهنگي كه در روز 24 خرداد سال جاري حوالي ميدان ونك توسط نيروهاي امنيتي دستگير شده بود، با گذشت بيش از 15 روز همچنان در وضعيت نامعلومي به سر مي برد. بنا بر گزارش ها دهقانیان به همراه ديگر دستگيرشدگان در روز 24 خرداد ماه به بند 209 زندان اوين انتقال دادند ، اما كساني كه در اين بند همراه او بودند، پس از آزادي اعلام داشتند كه وي را از ما جدا كرده و به مكان نامعلومي انتقال دادند. خانواده او نيز مي گويند كه دخترمان تا كنون هيچ گونه تماسي با منزل نداشته و از اين بابت ابراز نگراني مي كنند.گفته می شود وی در خصوص حزب پان ایرانیست تحت بازجویی قرار دارد. برگرفته از :ادوار نيوز بازتاب در ايران ب ب ب به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
ویدا(فاطمه)دهقانیان از اعضای خانواده ی بزرگ پان ایرانیست ,روز جمعه مورخه ی 24/3/1387 در حوالی میدان ونک,با فرض احتمال شرکت در تظاهرات منعقد شده در پارک ملت علیه مفاسد اقتصادی ,از سوی مامورین لباس شخصی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.در حالی که دوازده روز از بازداشت این بانوی فرهیخته می گذرد ایشان دوبار با خانواده خود تماس داشته و سلامت خود را به اطلاع رسانده است. حزب پان ایرانیست نسبت به این نوع برخوردها هشدار داده و متذکر این نکته می شود که مردم خواهان برخورد با مفاسد اقتصادی و سیاسی می باشند و نه بازداشت افراد فرهیخته و پاک کردن صورت مساله . تعرض به حقوق مردم به بهانه ی تامین امنیت و بازداشت های بی ضابطه و برخوردهای خود سرانه ,فاقد توجیهات منطقی و بشدت مردود است.دستگاه امنیتی و قضایی می بایست با آزادی هر چه سریعتر افراد بی گناه این حادثه و از جمله سرور ویدا دهقانیان ,انگیزه و دلیل اصلی این قبیل برخوردها با مردم را شناسایی و ضمن اقدامات و برخوردهای لازم به افکار عمومی اطلاع رسانی کنند. حزب پان ایرانیست خواهان آزادی و بازگشت هر چه سریعتر بانوی اهل فرهنگ به آغوش خانواده ی بزرگ خود می باشد. پاینده ایران 4/4/1387 سازمان جوانان حزب پان ایرانیست *** بارتاب خبر دستگیری سرور دهقانیان در تارنماهای دیگر: فعالان حقوق بشر در ایران کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر انحمن زندانیان سیاسی ایران پرس نیوز دنباله اخبار گویا (گویا نیوز) سلام دمکرات تارنمای خبری ایران ب ب ب خبرنامه امیر کبیر شیر زن پان ایرانیست در انفرادی ۲۰۹ اوین به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
فعالان حقوق بشر در ايران تاريخ :4/4/87 محبوبه کرمي ، ويدا دهقانيان و جلال اقدامي هر سه از فعالان مدني بازداشت شده در تجمع 24 خرداد ماه در محدوده پارک ملت تهران ميباشند . هر چند حداقل بازداشت شدگان بيش از 250 تن اعلام شده اند اما وضعيت سه فرد مذکور متمايز و نگران کننده تر از سايرين ميباشد. ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین پیوند خبر در فعالان حقوق بشر در ایران به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین
![]() پس از گذشت 11 روز از بازداشت بانو ویدا دهقانیان از فعالین سیاسی –اجتماعی که در تاریخ 24 خردادماه سال جاری توسط وزارت اطلاعات دستگیرشده بود ، شب گذشته بار دیگر از بند نسوان اوین به بند 209منتقل گردید بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین دیروز ویدا دهقانیان پس ازدر پی اعتراض شدید به شرایط بسیار بد نگهداری زندانیان اوین با مسوولین این زندان درگیر می شود و نگهبانان زندان ایشان را به سلول انفرادی در بند 209 بازگرداندند تا مورد بازجویی های دوباره قرار گیرد. سرور ویدا دهقانیان یکی از بانوان دلاور عضو خانواده بزرگ حزب پان ایرانیست بوده که در سالیان گذشته همیشه در گردهمایی های اعتراضی در تهران حضوری فعال داشته است و به همین اتهام از سوی وزارت اطلاعات،که ادعای غیرقانونی بودن این اجتماعات را دارد ، بازداشت گردید.
بازداشت اخیر ایشان به دلیل شرکت در گردهمایی اعتراضی 24 خرداد ماه در پارک ملت تهران و در اعتراض به مافیا اقتصادی رخ داد.
بایسته است گفته شود اعضای حزب پان ایرانیست همیشه در گردهمایی های ملی در سراسر کشورحضوری فعال داشته اند که به همین شوند بار ها از سوی اداره اطلاعات بازداشت شده اند. به امید آزادی این بانوی دلاور و میهن پرست و همه عاشقان ایران زمین.
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
بهرام آبتين و اتهام بمب گزاري در سد سيوند...! صبح امروز شنبه اول تيرماه سال جاري از سوي بازپرسي شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز قرارعدم صلاحيت پرونده بهرام آبتين صادر و به وي اعلام شد . بهرام آبتين مسئول کانون فرهنگي لر بختياري ايرانيان است که در تاريخ 24اسفند ماه به همراه عده اي از اعضاي کانون در اعتراض به تغيير نام خليج پارس و ادعاهاي واهي شيخ نشين هاي حاشيه خليج فارس به خصوص امارات متحده ي عربي در مقابل سفارت امارات تجمعي اعتراض آميزبرگزار کردند ،که پس از اين تجمع آبتين مدت 48 ساعت در زندان اوين بازداشت و سپس آزاد شد. وي زماني که به اهواز برگشت در عصر چهار شنبه 28فروردين توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت شد و پس از 10 روز با سپردن وثيقه 300ميليون ريالي آزاد گشت . در مدت بازجويي از آبتين در اطلاعات خوزستان سوالاتي در خصوص بمب گزاري از وي شد که امروز بازپرس پرونده اش به وي اعلام کرد: محل وقوع جرم در استان فارس مي باشد زيرا بر اساس گزارشات اطلاعات خوزستان شما قصد بمب گزاري سد سيوند در سال 84 را داشتيد و به همين دليل ادامه رسيدگي پرونده در شيراز پيگري خواهد شد. گفتگوی صدای آمریکا با سرور ابوالفضل عابدینی پیرامون دستگیری بهرام آبتین (23 فروردين) پيوند : فعالان حقوق بشر در ايران
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
نشانی تارنما بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.comفرهاد طالع همبستگي تيرههاي ايراني در درازاي هزارهها، همواره مهمترين ضامن حفظ امنيت ملي در اين سرزمين بوده است. در درازاي تاريخ، تيرههاي ايراني با حفظ گويش و باورهاي گوناگون، احساس اشتراك در سرنوشت با ديگر تيرهها را، از دست ندادند. حتا در مواردي كه در برخي از مناطق ايران، زبان بيگانه جانشين گويش پيشين گرديد، هيچگاه سرنوشت خود را جدا از بقيه ندانستند. هر گروه، هر تيره و هر قوم، خود را بخشي از ملت ايران دانستند، يعني پديدهاي بزرگتر از جمع اعضاي آن. بدين سان هر تيره، سرنوشت خود را در سرنوشت ايران و نه جدا از آن ميدانست و ميداند. همبستگي ملي ايران، ضامن بقاي تيرههاي گوناگون ايراني، به عنوان يك ملت و پاسداري از واحد سياسياي بود كه در درازاي تاريخ، پهنهي جغرافياي آن، دستخوش تغيير گرديده است. شكلگيري «ملت» در ايران، چند هزاره پيشتر از زمان پيداش ملت در غرب صورت گرفت. برخلاف اصرار غربيان به منسوب كردن اين ملت به تيرهاي ويژه، مانند «پرسيا»، لازم است توجه شود كه اين ملت، هميشه خود را با نام ايراني مشخص كرده است. در سالهاي اخير، به خاطر قطبي شدن شديد جامعه در تمام ابعاد آن، ايران به سوي راديكاليسم رانده شده است. در حالي كه اقتصاد كشور، قدرت رقابتي خود را از دست داده است، فساد و شكاف طبقاتي، با شتاب و نسبت بيشتر افزايش يافته. پايههاي همبستگي ملي سست گرديده است. احساس اشتراك در سرنوشت، به دليل عدم احساس امنيت فردي و حقوقي، اجتماعي، نبود آزادي، تنرل سطح زندگي اقتصادي، سستي گرفته كه از نشانههاي آن، مهاجرت دستكم 3 ميليون ايراني است. از اين رو، امروز همبستگي ملي و در نتيجه امنيت ملي ايران، با چالشهاي سهمگين و فزاينده روبرو است. با اين چالش، تنها در قالب مردم سالاري آزادانديش ميتوان مقابله كرد. يعني تاسيس نظام سياسي، حقوقي و اقتصادي كه حقوق فردي، گروهي و اقليتها (در وجههاي متفاوت آن) را تضمين كرده و همزمان نظام حكمراني را به بازتاب ارادهي ملت، تبديل كند. تنها با ريشهگيري ارزشهاي مردم سالاري آزادانديش در كشور است كه از خطكشيها و جداييها بهوجود آمد. كاسته شده و در نتيجه همنوايي و نزديكي بيشتر ميشود. راهكار حل مسالمتآميز مسايل كه در كانون نظام دموكراتيك وجود دارد، به تدريج مصالحه را جانشين برخورد خواهد كرد. با شكلگيري جامعهي مدني و پويا، راه هرگونه تجاوز صاحبان قدرت به حقوق افراد و گروهها، سد خواهد شد. برپايي دولتي كه بر مبناي اصول مردم سالاري برگزيده شود، به معناي سروري و پيروزي اراده ملي، است كه برقراري حاكميت قانون و ساز و كار حسابرسي را همراه خواهد داشت. پس تنها در صورت تحقق اين امر، ميتوان انتظار داشت كه بازده اقتصادي در كشور افزايش يابد. ميتوان انتظار داشت كه در چنين شرايطي، دادگستري بيطرف و مسئول در برابر قانون، ريشه بدواند. تمامي اين عوامل، احساس سرنوشت مشترك و در نتيجه امنيت ملي ايران را پايدارتر خواهد كرد. مسالهي ايران در درجهي نخست مردم سالاري است. بدون روشن بودن دقيق مرزهايي كه قرار است مردمسالاري در آن شكل گيرد، برقراري و استحكام چنين نظمي با مانع مواجه خواهد شد. از هر عاملي كه كاركرد آن» به زيان استواري مردمسالاري تمام شود، بايد به شدت پرهيز كرد. پهنهي جغرافيايي واحد سياسي براي برقراري مردمسالاري بايد مشخص و معلوم باشد. پس، شرط استقرار مردمسالاري در يك واحد سياسي، در برگيري تمامي آن واحد و همكاري بخشهاي مختلف آن است و نه ايجاد تنش ميان بخشهاي مختلف آن. بدينسبب، در بسياري از كشورهاي جهان، مانند روسيه و يا گرجستان، بدون در نظر گرفتن عوامل گوناگون ديگر، تا موضوع بخشهاي جداييطلب حل نشود، امكان پاگيري مردمسالاري پايدار، دور از دسترس خواهد بود. از سوي ديگر، طرح مسايل غير واقعي و ضروري كه سبب انحراف و يا كاهش نياز عمومي به برقراري نظم مردمسالاري آزادانديش شود، نتيجهاي به جز طولاني كردن بدون دليل بحران همبستگي نخواهد داشت. تيرههاي ايران آيا تيرههاي گوناگون ايراني با مسالهاي جز از آنچه كه تمامي ملت ايران با آن دست به گريبان است، يعني نبود حاكميتها روبرو است؟ آيا خواستي واقعي و خودجوش براي سرنوشتي جدا از پيكرهي ملي ايران وجود دارد؟ آيا مسايلي از اين دست كه طرح ميگردد، خواست واقعي تيرههاي ايراني است و يا تنها بازتابي است از برداشتهايي كه با واقعيات تاريخي ايران همخواني ندارند؟ در اين باره تنها ميتوان به دو واقعه، در بحرانيترين دوران سياسي، اجتماعي و اقتصادي ايران، پس از جنگ جهاني دوم اشاره كرد و بر مبناي تجربههاي تاريخي به نتيجهگيري رسيد. نخست، هرچند گفتهاي است تكراري، اما بايد اين حقيقت را در نظر گرفت كه قدرتهاي استعماري به ويژه بريتانيا و شوروي، براي كاستن از همبستگي ملي، هميشه بر تفرقهافكني و جدايي اقوام در ايران كوشيدهاند. آنان هميشه از ستمي كه بر اقوام ايراني رفته است، سخن گفتهاند، اما هرگز از راهحل آن كه برقراري مردمسالاري است سخني نگفتهاند. با وجودي كه نظام حكومتي انگلستان، دموكراسي ليبرالي و شوروي در پي برپايي ديكتاتوري پرولتاريا، و در نتيجه، در دو قطب مخالف هم بودند، اما همواره ما شاهد همنوايي و همكاري آنان بر ضد منافع و همبستگي ملي ايران به بهانه حمايت از «مليتهاي ايراني»، بودهايم. وقايع آذربايجان را در سالهاي 24 و 25 كه با مداخلهي مستقيم ارتش سرخ به وجود آمد، در نظر آوريم. حكومت خودمختار مورد نظر شوروي در آذربايجان و كردستان، چيزي بيش از يك تشكيلات دستنشانده نبود كه به بهانهي اعادهي حقوق از دست رفته ملتهاي جداگانه، با زباني متمايز؟! انجام گرفت. در اين توطئه، انگلستان همراه با شوروي (و البته همراه با همكاري سرسپردگان وابستگان داخلي هر دو كشور)، با تمام توان وارد شدند. اين همگامي به قدري شديد بودكه سفير وقت آمريكا در ايران چندين بار اين مطالب را به واشنگتن ابراز ميدارد. به يك سند توجه كنيم: در تاريخ 10 ژانويه 1946 (20 دي 1324) در بحبوحهي وقايع آذربايجان، سفير آمريكا در تهران، دربارهي فعاليتهاي دو متحد كشور خود در جنگ جهاني، به اين جمعبندي ميرسد: «دولت انگلستان، امكان برقراري توازن در برابر آذربايجان خودمختار تحت سلطه روسيه را به وسيله خوزستان خودمختارِ تحت سلطه انگلستان تصور ميكند»1 بايد توجه كرد كه هيچكدام از دو قدرت استعمارگر، احترام به حقوق بشر، دموكراسي و حاكميت قانون را تجويز نميكنند. هر دو خودمختاري و ضربه زدن به همبستگي ملي را راه نجات «ملتهاي تحت ستم» ميدانند. در اين باره ابراهيم حكيمي، نخستوزير به تقيزاده، سفير ايران درا نگليس و نماينده ايران در سازمان ملل در تلگراف رمزي به تاريخ 10/11/24 مينويسد: «... سفير انگليس موافقت نميكند و ميخواهند دولت به زبانهاي تركي، كردي و عربي كه نام آنها را اقليت گذاردهاند رسميت دهد...»2 بدون وارد شدن به دلايل شكست چنين توطئهي نيرومندي كه با همنوايي دو قدرت فاتح جنگ جهاني و عمال داخلي آنان بر ضد همبستگي ملي و تماميت اراضي ايران شكل گرفته بود، واكنش «ملتهاي تحت ستم» برخلاف انتظار آنان بود. با خروج نيروي نظامي شوروي، حيات حكومت خودمختار كه از كمترين حمايت مردمي هم برخوردار نبود، به سرعت در هم پيچيده شد و فرو پاشيد. وقايع آذربايجان ثابت كرد كه همبستگي ملي، ضمن دارا بودن ريشهاي بسيار كهن، از توان بيشتري نسبت به اختلاف در زبان محاورهاي برخوردار است. همچنين، در حمله صدام به ايران كه در يكي از بحرانيترين دوران تاريخ معاصر ايران اتفاق افتاد، بار ديگر ثابت شد كه اختلاف در زبان ميان تيرههاي ايراني، دليلي بر جداييخواهي نيست. با اينكه نيروهاي نظامي عراق توانست به سرعت خود را به دروازههاي اهواز برساند، كمترين همبستگي از جانب ايرانيان عرب زبان با نيروهاي متجاوز مشاهده نشد. اين مردم شهرها و روستاهاي خوزستان بودند كه بيش از رسيدن نيروهاي نظامي ايران، در مقابل اين تجاوز به طور خودجوش دست به مقاومت زدند. پارهاي از اين نيروها، عرب زبان بودند. لازم است توجه شود كه ايرانيان عرب زبان و ديگر تيرههاي ايراني، در اين واقعه يك بار ديگر همبستگي ملي خود را به نمايش گذاردند اما در بارهي برخي گروههاي سياسي تشنهي قدرت، قضيه عكس بود. فدراليسم و مردمسالاري چگونه ميتوان اين همبستگي را استحكام بخشيد؟ پاسخ به اين پرسش عبارت است از برقراري نظام مردمسالاري آزادانديش كه حقوق فردي و گروهي را حفظ كرده و با خود دادگستري مستقل را به ارمغان آورد. اما بايد در نظر داشت كه ارزشهاي آزادانديشي. حافظ حقوق فردي است نه آنكه حقوق بيشتري را براي برخي ضمانت كند. هر نوع خطكشي و جدايي به همراه خود خواستهايي جدا و بيش از بقيه، طلب ميكند. تقسيمات كشوري به صورت فدراليسم و در صورت حادتر آن، با مناطقي خودمختار، خواستار قدرتي بيش از ديگر نقاط كشور خواهند شد. به تجربهي فدراليسم در آمريكا كه جامعهاي است ليبرال با دموكراسي جا افتاده، نگاه ميكنيم. در آمريكا با اتحاد كلنيها، در محدودهي خاصي، ايالتها به وجود آمدند و از اتحاد ايالات، كشور به وجود آمد. بر اين مبنا، ايالات بدون توجه به جمعيت و يا توان توليدي، به صرف اينكه يك واحد حقوقي مجزا بودند، بسياري از امتيازات خود را حفظ كردند. هر ايالت داراي دو نماينده در مجلس سناست و دورهي نمايندگي شش سال است. شهر واشنگتن به عنوان پايتخت، بيطرف بوده و نمايندهاي ندارد. بدينسان كاليفرنيا با جمعيت 33871648 نفر داراي دو نماينده (و يا هر 17 ميليون نفر يك نماينده) و ايالت وايومينگ با 493782 (و يا هر 247 هزار نفر يك نماينده)، نيز دو نماينده دارند.3 به عبارت ديگر هر فرد در ايالت وايمينگ 69 برابر يك آمريكايي كه در ايالت كاليفرنيا زندگي ميكند، قدرت تاثيرگذاري بر انتخابات را دارد. قدرت تاثيرگذاري يك فرد در ايالت وايومينگ، بر انتخابات مجلس سنا چندين و چند برابر تاثيرگذاري فردي است كه در شهر واشنگتن زندگي ميكند. اگر از جنبهي اقتصادي نگاه كنيم به همين نتيجه، ميرسيم. كاليفرنيا ششمين قدرت اقتصادي جهان و با يك تريليارد و سيصد و سي ميليارد دلار توليد ناويژهي داخلي، همانقدر در مجلس سنا حضور دارد كه ايالت ورمونت با 18 ميليارد دلار توليد ناويژه داخلي. شهر واشنگتن با 60 ميليارد دلار توليد ناويژه داخلي، هيچگونه حضوري در مجلس سنا ندارد.4 در انتخابات رياست جمهوري در سال 2000، نامزد انتخاباتي كه بالاترين راي را در سطح كشور به دست آورد، به مقام رياستجمهوري دست نيافت. كسي كه بالاترين امتياز انتخاباتي ايالات را به دست آورد به اين مقام انتخاب شد. روشن است كه فدراليسم در آمريكا، به حريم دموكراسي كه تضمين كننده برابري در حق انتخاب كردن و شدن دارد، تجاوز كرده است. بايد توجه كرد كه مرزبندي ايالات مختلف آمريكا بر مبناي قومي و زباني نبود. اما با اين همه امتيازات زيادي را براي خود حفظ كرده است. ميتوان تصور كرد كه اگر عامل قومي و زباني هم در آن مداخله داشت، تضمين حقوق بيشتر، تا كجا ميتوانست پيش رود. به نمونههاي كبك در كانادا و باسك در اسپانيا توجه شود كه به نظر ميرسد حتا خودمختاري هم ديگر، كافي نيست. پايه خودمختاري و يا فدراليسم، عبارت از مجزا بودن و امتيازات ويژه داشتن است. از اين رو، هميشه اين مساله با يك دسته مسايل اقتصادي، همراه است كه در نهايت، حق ويژه نسبت به درآمد كشور و سهم بيشتر در هزينه كردن آن است. امروزه اين امر به شدت خود را در عراق نشان ميدهد، بدون اينكه بخواهيم همبستگي ملي در عراق را با ايران بسنجيم. قسمتهاي كردنشين خواستار تمامي درآمد و يا حداقل بخش عمدهي درآمد نفت هستند. همچنين، خواستار درآمدهاي گمركي منطقه خود كه همجوار كشورهاي ديگر است، ميباشند. اين تقسيم درآمد بدون در نظر گرفتن اولويتهاي كشور است. يا اين حقيقت كه بسياري از نقاط داراي منبع درآمد خاص نبوده و براي ايجاد اشتغال در آن مناطق، نياز به سرمايهگذاري بيش از معمول دارد كه تنها دولت مركزي خواهان انجام آن است. نمونه بارز در ايران بلوچستان است كه منابع طبيعي همترازي مانند نفت نداشته و سرمايهگذاران خصوصي، شايد رغبت كمي براي سرمايهگذاري دارند. از سوي ديگر، خوزستان ميتواند در مورد تنها منبع ارزي كشور ادعاي بسيار بالايي داشته باشد. اين حركت درست برعكس خواست ملت ايران كه كاستن از كانونهاي تنش باشد، حركت ميكند زيرا به دنبال خود اختلاف درآمد بالاتري در نقاط مختلف كشور، به همراه خواهد آورد. مسايل ديگر اقتصادي مانند نظام مالياتي و طريق تقسيم آن، برخورد و تعارض آن با دولت مركزي از ديگر موارد است. مسايل حقوقي كه هرگونه خطكشي و در نهايت امتياز بر مبناي قومي و زباني ايجاد ميكنند و جدايي دستگاههاي حافظ نظم عمومي و اجراي قانون و تقسيم آن به وظايف در حد دولت فدرال و مركزي، كانون مساله آفرين دايمي خواهد بود. قدرت دولت مركزي به طور دايم به چالش طلبيده خواهد شد. دوبارهكاري، تعارض و برخورد، اجتنابناپذير خواهند بود. موارد اختلاف بين قوانين محلي و مركزي چگونه حل خواهد شد؟ آيا قوانين مركزي بر قوانين فدرال برتري خواهند داشت يا خير؟ اگر پاسخ مثبت باشد كه باز هم «ستم بر ملتها»؟! پابرجاست. اگر قوانين محلي دست بالا را داشته باشد كه در آن هنگام، ايالات مختلف داراي قوانين متفاوت خواهند بود. اين امر هماكنون در آمريكا هر روزه مشاهده ميشود. به عنوان نمونه قوانين ازدواج، طلاق، سرپرستي كودكان، تقسيم دارايي خانواده در هنگام طلاق و بسياري از موارد ديگر در ايالات مختلف متفاوت است كه خود مسايل بسياري ايجاد كرده است. حقوق «اقليتها» در اين واحدهاي خودمختار و «تحت ستم» قرار گرفتن آنان، مسالهاي خواهد بود كه دور از تصور نيست. تقسيمات كشوري مردمسالاري آزادانديش پايدار بايد از پايين، يعني از محل زندگي ريشه دوانده تا به سطوح بالاتر برسد. تقسيمات كشوري در اجراي گسترش دموكراتيك امور و تمركززدايي، بايد در سطح زيستگاه باشد. اداره هر زيستگاه در محل و ضامن آن شوراي محلي خواهد بود. بدينترتيب، دو پايه اصلي مردمسالاري كه مشاركت و آزادسازي باشد، خواهد توانست در درازاي زمان ريشه دوانده و به سوي سطوح بالاتر حركت كند. نبايد تنها وجه آزادسازي را در نظر گرفت و مشاركت كه مفهوم آن از سطح محلي آغاز ميگردد، به دست فراموشي سپرده شود. بدون مشاركت همه جانبه ملت، مردمسالاري لنگ خواهد زد. پس، تقسيمات كشوري برپايهي جلب مشاركت عمومي و تمركززدايي بايد انجام گيرد و در نهايت با هدف افزايش همبستگي ملي كه بتواند جامعه را آماده پاسخگويي به توان بالقوه ايران، نمايد انجام گيرد. جهان پيشرفته، در حال ادغام بيشتر در يكديگر و ايجاد همبستگي بيشتر، ميان جوامع خود هستند. روند اين جهان در جهت برداشتن خطكشيهاست. به نمونهي اروپا توجه كنيم. كشورهاي اين قاره تا پايان جنگ دوم جهاني، سدهها در نبردهاي خونين و خانمان برانداز درگير بودند. با برقراري مردمسالاري آزادانديش و پاگيري اقتصاد بر مبناي بازار در اروپاي غربي، اين كشورها توانستند در آغاز بازار مشتركي براي كالاهاي خود به بوجود آورند كه در حال حاضر تبديل به اتحاديه اروپا شده است. كشورهاي اروپاي شرقي كه تنها تا پانزده سال پيش در مقابل نيروهاي غربي صف كشيده بودند، برخي از آنان اكنون وارد اين اتحاديه شدهاند. مردمسالاري توانسته است همبستگي لازم براي برداشتن گمركات، آزادي بازرگاني و سرمايهگذاري، آزادي حركت نيروي كار و در بخش عمدهاي از آن برقراري نظام يكسان پولي را فراهم كند. مردمسالاري، نيروي محرك براي برداشتن امتيازات، مرزها و كاستن دايم از خطكشي را فراهم كرده است. در ميان اين كشورها، با وجود تمام خصومتهاي تاريخي و قتلعامهاي صورت گرفته در گذشته نه چندان دور، اينك در سايه مردمسالاري، همبستگي رو به استحكام است. ما در ايران اين همبستگي را از گذشتههاي بسيار دور داشته و داريم كه با ملات تاريخي هزاران ساله، پرتوان و استوار شده است. وظيفهي ما، كوشش در نگاهداري اين موهبت است كه به آساني به دست نيامده است. در پرورش آن بايد بكوشيم. خواست تاريخي ملت ايران يعني دسترسي همزمان به استقلال و آزادي در سايه استحكام همبستگي ملي است كه به نوبه خود در گرو، ريشهگيري مردم سالاري است. ايران وظيفه دارد كه نه تنها مردمسالاري را در چهارچوب مرزهاي سياسي خود برقرار كند، بلكه در راستاي افزايش امنيت ملي، با تمام توان در برقراري مردمسالاري در كنار مرزهاي خود كوشش كند. چنين امري در حال حاضر بسيار دور از دسترس است. از اين گفته، كوچكترين نظري درباره تغيير مرزها و يا ادعاي سرزميني نبايد برداشت شود. اما بر مبناي منافع دراز مدت ملي و دفاع از حقوق تيرههاي ايراني كه در خارج از مرزهاي سياسي كشور زندگي ميكنند (به طور مشخص بايد از آذريها و كردها نام برد) بايد به كوشش پيگير خود ادامه دهد. ايران و تمامي منطقه به برقراري مردمسالاري و حكومت قانون، بيش از هر چيز ديگر نياز دارند.
پينوشتها: 1ـ اسناد وزارت خارجه آمريكا، 791.91/1.1046 Telegram, The Ambassador in Iran (Murray) to Secretary of State, Tehran, January 10, 1946 2ـ نمره 4910 كه طي شماره 225 در تاريخ 10/11/1384 در وزارت خارجه به ثبت رسيده است. 3- آمار سرشماري رسمي آمريكا، بر مبناي موقعيت آوريل سال 2000 4ـ US Bureau of Economic Analysis
برگرفته از :مركز پژوهش هاي كاربردي
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره اين تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد. بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم _________________________ نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!! www.paniran2.blogfa.com ________________________ ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. |
|
RSS آمار |
**********