تبليغاتX
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان

وقتی بغداد لرزید...!

به ياد شهيد راه ايران سرلشكرعباس دوران

«عباس دوران« سال 1329 در شهر شيراز ديده به جهان گشود. دوران كودكي، نوجواني و جواني را در شيراز گذراند. وي پس از ديپلم در سال 1349 به خدمت سربازي مي رود و بعد از بازگشت، به دليل علاقه اي كه به يادگيري فن خلباني و خدمت به ميهن دارد در 1351 وارد دانشكده خلباني نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران شد. پس از طي نمودن دوره مقدماتي پرواز در ايران براي ادامه تحصيل و فراگيري دوره تكميلي خلباني به كشور آمريكا اعزام گرديد. با توجه به استعداد فوق العاده در كم ترين زمان موفق به گرفتن نشان و گواهينامه خلباني شده و به ايران بازمي گردد و با درجه ستواندومي در پايگاه هوايي همدان مشغول به خدمت مي شود. هنگامي كه جنگ تحميلي آغاز شد، وي در پست افسر خلبان شكاري و معاونت عمليات فرماندهي پايگاه سوم شكاري شاهرخي (نوژه) انجام وظيفه مي كرد.

¤جنگ تحميلي آغاز مي شود

در سي و يكم شهريور سال 1359 نيروي هوايي عراق در يورشي ناجوانمردانه تعداد زيادي از مواضع ايران را بمباران مي كند. عباس هم همانند ديگر خلبانان شجاع نيروي هوايي به مقابله با دشمن پرداخت.
پس از مدتي عباس براي ادامه پروازهاي جنگي به پايگاه ششم شكاري بوشهر منتقل شد. هنوز چندي نگذشته بود كه طرح عمليات مرواريد ارائه مي شود كه بر اساس آن تصميم گرفته مي شود كه نيروي هوايي و نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در اين عمليات به صورت مشترك عمل كنند.
بدين لحاظ بهترين خلبانان پايگاه انتخاب مي شوند. در بين انتخاب شدگان نام دليراني همچون سرلشكر شهيد عباس دوران، سرلشكر شهيد حسين خلعتبري، سرلشكر شهيد سيدعليرضا ياسيني و سرگرد شهيد حسن طالب مهر به چشم مي خورد.

¤در كم تر از چند ساعت، دو ناو عراقي شكار عباس شدند

عمليات در تاريخ 7.9. 1359 شروع مي شود. در همان ساعات ابتدايي نبرد، در يك عمليات متحورانه عباس دو ناوچه نيروي دريايي عراق را در حوالي اسكله «الاميه» و «البكر» سرنگون كرد. تا پايان عمليات، دوران و همرزمانش مرتبا هواپيما عوض مي كردند. بطوريكه بعد از فرود، دوران از هواپيما پياده مي شد و به هواپيماي ديگري كه مسلح بود سوار مي شد و به نبرد ادامه مي داد. عباس بي نهايت شجاع بود. آن روزها سخت ترين مأموريت ها را قبول مي كرد. در اين عمليات به او كه درحال پرواز بود اطلاع دادند بايد عمليات نيمه تمام رها شود، كه عباس قبول نكرد و با رشادت تمام اين دو اسكله را نابود ساخت. چنان چه مي گفتند و به اثبات هم رسيده نيروي دريايي عراق را سرهنگ خلبان عباس دوران و سرهنگ خلبان خلعتبري به نابودي كشاندند.

¤ پرواز نكردن براي من مثل مردن است

به دليل رشادت هاي فراواني كه عباس از خود بروز داده بود، علاوه بر يك درجه دوره اي كه به او تعلق مي گرفت يك درجه تشويقي نيز گرفت و به درجه سرهنگ دومي مفتخر شد. درهمين اوصاف فرماندهان تصميم مي گيرند كه با انتقال او و سپردن يكي از پست هاي حساس ستادي در تهران، از تجربيات او استفاده بيشتري كنند كه دوران نمي پذيرد و مي گويد:
- پرواز نكردن براي من مثل مردن است.
هيچ گاه در طول پرواز صحبت نمي كرد و هميشه مي گفت:
- اگر از مسير منحرف شده و يا حالت نامتعادلي داشتم، با من صحبت كنيد، خودتان هم مواظب اطراف باشيد.
همچنين بسياري از دوستانش از زبان او شنيده بودند كه اگر روزي هواپيماي من مورد هدف قرار گيرد، هرگز آن را ترك نمي كنم و با آن به قلب دشمن حمله ور مي شوم.
زماني كه اسراييل به لبنان حمله كرد، وي اولين خلباني بود كه آمادگي خود را جهت نبرد با صهيونيست ها اعلام كرد.

¤ خياباني در شيراز به نام عباس دوران

در يكي از روزهاي بهار سال 1360 مسئولين شهر شيراز تصميم مي گيرند به خاطر رشادت ها و دلاوري هاي عباس دوران، يكي از خيابان هاي شهر شيراز را به نام او كنند؛ لذا از دوران دعوت مي شود تا در مراسم شركت كند و او نيز قبول كرده و به آن جا مي رود كه از دوران به شايستگي تقدير مي شود.
چون او ضربات مهلكي به دشمن وارد نموده بود، هميشه عوامل نفوذي دشمن قصد ترور وي را داشتند كه يكي از اين موارد هم در همين زمان بود كه خوشبختانه اين ترور عقيم ماند.
¤درد دل خود عباس
دلم نمي خواهد از سختي ها با همسرم حرفي بزنم. دلم مي خواهد وقتي خانه مي روم جز شادي و خنده چيزي با خودم نبرم؛ نه كسل باشم، نه بي حوصله و خواب آلود تا دل همسرم هم شاد شود. اما چه كنم؟ نسبت به همه چيز حساسيت پيدا كرده ام. معده ام درد مي كند. دكتر مي گويد فقط ضعف اعصاب است. چطور مي توانم عصباني نشوم؟ آن روز وقتي بلوار نزديك پايگاه هوايي شيراز را به نام من كردند، غرور و شادي را در چشم هاي همسرم ديدم. خانواده خودم هم خوشحال بودند. حواله زمين را كه دادند دستم، من فقط به خاطر دل همسرم گرفتم و به خاطر او و مردم كه اين همه محبت دارند و خوبند پشت تريبون رفتم. ولي همين كه پايم به خانه رسيد، ديگر طاقت نياوردم. حواله زمين را پاره كردم، ريختم زمين. يعني فكر مي كنند ما پرواز مي كنيم و مي جنگيم تا شجاعت هاي ما را ببينند و به ما حواله خانه و زمين بدهند؟
بايد با زبان خوش قانعش كنم كه انتقال به تهران، يعني مرگ من. چون پشت ميزنشيني و دستور دادن براي من مثل مردن است.( هشتم تير 1360)

¤ ضربه اي مهلك برپيكره دشمن

در آستانه عمليات بيت المقدس، دشمن دست به تحركات گسترده اي زده بود و مرتبا نيرو و تجهيزات به جبهه هاي جنوبي ارسال مي كرد. لذا از سوي نيروي هوايي تدبيري انديشيده شد تا ضربه اي كاري به دشمن وارد شود لذا بعد از كسب اطلاعات لازم و تهيه نقشه هاي پروازي، تصميم بر اين شد كه در يك عمليات گسترده هوايي عقبه دشمن از جمله نفرات و تجهيزات آنها از ارتفاع بالا بمباران شديد شود.
در 29 اسفند سال 1360 طرح آغاز شد و دوران به عنوان ليدر يا همان فرمانده دسته پروازي انتخاب و 15 نفر از خلبانان تيزپرواز ارتش جمهوري اسلامي ايران نيز انتخاب شدند. بعد از توجيهات لازم توسط دوران، همگي به پرواز درآمدند و با هدايت او مواضع دشمن به سختي بمباران شد و راه براي فتح خرمشهر هموار گرديد.

¤120 پرواز عملياتي در 22 ماه

عباس دوران در طول 22 ماه حضور در جنگ 120 پرواز عملياتي داشتند. آنهايي كه اهل پرواز هستند مي دانند كه غيرممكن است. شايد هيچ خلباني پيدا نشود كه توانسته باشد از عهده اين كار برآيد و اين در آن زمان يك ركورد در نيروي هوايي محسوب مي شد. در بين نيروي هاي دشمن نيز دوران خيلي معروف بود و زهرچشمي از عراقي ها گرفته بود كه عراقي ها آرزوداشتند او را اسير كنند.
¤ همسر دوران: در حق عباس كم لطفي شده است
«نرگس خاتون دلي روي فر» همسر شهيد خلبان عباس دوران در گفت و گويي اظهار داشت:
- عباس دوران در طي دو سال اول جنگ بيش از 120 پرواز و عمليات برون مرزي داشته است كه كارشناسان مسائل پروازي اذعان داشته اند چنين آماري حتي در جنگ هفت ساله ويتنام هم وجود نداشته است.
وي با اشاره به آخرين ديدار عباس دوران با خانواده خود گفت:
- آخرين مرتبه اي كه قرار شد عباس به عمليات بمباران پالايشگاه «الدوره» برود، «اميررضا» هشت ماه و نيم بيشتر نداشت و صحبت هاي ما مثل همه موارد مشابهي بود كه عباس به عمليات مي رفت. اما بعدها متوجه شديم فقط به يكي از دوستانش گفته بود كه احتمالاً اين آخرين پرواز من است و مي خواهم در صورتي كه برنگشتم تو اولين كسي باشي كه خبر شهادتم را به خانواده ام مي دهي.
در زمان جنگ عباس دوران در پايگاه بوشهر بود كه از او دعوت كردند تا به تهران برود ولي او قبول نكرد و به همدان رفت زيرا از پشت ميز نشستن خوشش نمي آمد و دوست داشت هميشه در تكاپو و پرواز باشد.
همسر عباس دوران با اشاره به خصوصيات اخلاقي شهيد مي گويد:
- عباس دوران هميشه ساكت و محجوب بود و در ميان هشت فرزند خانواده اش و حتي اقوام از محبوب ترين افراد بود.
وي همچنين با گله مندي اظهار داشت:
- در حق عباس دوران بسيار كم لطفي شده است. طي اين سال ها كسي چندان به موضوع شهادت او نپرداخته است و شما كم تر جايي يا برنامه و حتي نشريه اي مي بينيد كه در آن سخني از عباس به ميان آمده باشد. حتي آخرين عمليات او كه به گفته بسياري از صاحب نظران از لحاظ سياسي، بين المللي و نظامي در درجه بسيار بالايي از اهميت قرار داشت، هنوز هم ناشناخته مانده است.

گفتگو با تيمسار كاظميان كمك خلبان شهيد عباس دوران


شهيد عباس دوران از دسته آناني است كه در هفت پيمان حزب پان ايرانيسم در باره آنان آمده است:

شادباد !شاد باد! شاد باشید ای شهیدان راه ایران که به قرن ها در دل دشت ها .کوه ها و دریاهای میهن به خون خود کفن پوشیده  و خفته اید. نام شما و یاد شما،افتخار ماست و درس زندگی ما.

 به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

هموطن        

حزب پان‌ايرانيست اعلام صدور حكم اعدام براي معلم ايران‌پرست كرد آقاي فرزاد كمانگر را قوياً محكوم نموده و از همه مسئولين قضايي و مدافعين حقوق بشر مي‌خواهد كه براي نجات جان اين معلم بي‌گناه كرد اقدام عاجل كرده و مانع از اجراي اين حكم ظالمانه شوند.

 


پاينده ايران

حزب پان‌ايرانيست

28/4/87

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پيرو فراخوان مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مبني بر برگزاري تجمعي مسالمت آميز در اعتراض به نقض حقوق بشر بالاخص اعتراض به حکم صادره براي فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر و درخواست از قوه قضائيه براي توقف و بازنگري در حکم صادره در مورد اين فعال مدني، مردم انسان دوست و صلح طلب از مناطق مختلفي چون سقز،بانه،قروه ،کامياران،دهگلان،مهاباد،مريوان،خرم آباد،بندرعباس،کرمانشاه و.. بصورت فردي و جمعي در محل تعيين شده يعني مقابل دادگستري شهر سنندج تجمع نمودند.
تجمع مذکور از ساعت ده صبح طبق اعلام با جمعيتي بالغ بر سصيد نفر از اقشار مختلف جامعه آغاز و تا ساعت ده و بيست دقيقه جمعيت به بيش از هزارنفر افزايش يافت ، در اين هنگام نيروهاي انتظامي و لباس شخصي در محدوده محل تجمع حاضر گرديدند . به دليل ماهيت مسالمت آميز تجمع ، رويکرد مجموعه و برخورد مناسب نيروي انتظامي و همچنين وساطتت تني از مسئولين براي پايان دادن به تجمع بطوري که تجمع مذکور بدون برخورد ، خشونت و تنش به پايان رسد ، با قرائت قطعنامه پاياني تجمع که در آن از قوه قضائيه و نمايندگان مجلس خواستار پاسخگويي و تجديد نظر در حکم فرزاد کمانگر شديم ، تجمع را ناچاراً به پايان برديم ، اين در حالي بود که حداقل جمعيت حاضر بيش از هزار نفر رسيد و به دليل فاصله هاي زماني و مکاني کماکان هزاران نفر از مردم نيز در راه بودند
.
همچنين عليرغم احضار تني از فرهنگيان به نامهاي ، نعمت محمدي ، رحمت محمدي ، محمد باقر پيري ، هوشنگ يوسفي ، صابر قبادي و تني ديگر از فرهنگيان سنندج و کامياران در روزهاي گذشته به اداره اطلاعات و درخواست عدم شرکت در تجمع روزجاري ، فرهنگيان استان کردستان پرحضورترين شرکت را در تجمع روزجاري به نمايش گذاشتند .
همچنين تجمع مذکور شاهد تصاوير
متعددي از فرهاد وکيلي ، علي حيدريان ، ياسر گلي ، هانا عبدي انور حسين پناهي و تني ديگر از زندانيان سياسي و فعالان مدني استان کردستان بود و حضور خانواده هاي اين زندانيان در اين تجمع مشترکاً پيام پايان دادن به نقض حقوق بشر و آزادي زندانيان وجداني را به نمايش گذارد.
همچنين بدينوسيله ضمن پوزش از تمامي مردم دلسوز و آزادانديشي که براي اعلام حمايت
از زندانيان مدني و بالاخص فرزاد کمانگر از مناطق بعضاً بسيار دور مراجعه نمودند و به علت بعد مسافت با اندکي ديرکرد و زماني که تجمع پايان يافته بود رسيدند تنها دليل پايان زودهنگام تجمع را جلوگيري از تنش و درگيري و به پايان بردن مسالمت آميز تجمع بر اساس ماهيت آن اعلام مينمائيم.
اميدواريم حضور اعتراض آميز هزاران آزادانديش در تجمع امروز و اعتراض به نقض حقوق بشر مورد توجه مسئولين مربوطه قرار گيرد . مسلماً تجمع امروز پيام صلح طلبي ، مسالمت جويي و اقتدار جامعه مدني را به جهانيان منتقل مينمايد.

برای دیدن تصاویر اینجا کلیک کنید.

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاينده ايران

تارنما(وبلاگ) جديد ياران حزب پان ايرانيست

http://pan-iranist.blogfa.com/

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاينده ايران    نشانی تارنمابدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

سرور ويدا دهقانيان آزاد شد

شب گذشته سرور ويدا دهقانيان از زندان اوين آزاد شد.ايشان كه در ۲۴ خرداد ماه گذشته هنگام شركت در گردهمايي اعتراضي به مفاسد اقتصادي در پارك ملت تهران، از سوي وزرات اطلاعات در حوالي ميدان ونك دستگير گرديده بود ساعت ۱۰.۳۰ شب گذشته با قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون توماني از زندان آزاد شد. سرور دهقانيان از بانوان پرتلاش حزب پان ايرانيست به هنگام آزادي پس از ۳۳ روز انفرادي در زندان وحشتناك اوين و بيخبري از بيرون، با روحيه عالي خود باعث شگفتي ياران پان ايرانيست گرديد كه ساعت ها پشت در زندان به انتظار آزادي او بودند.وي درازاي زمان بازداشت با خواندن سرود اي ايران در زندان، باعث روحيه دادن با زندانيان مي گرديد وهم چنين به دليل اعتراض به وضع بد زندانيان با زندانبانان درگير شد كه به انفرادي هاي ۲۰۹ انتقال داده شد . آزادي ايشان را به همه هموندان خانواده بزرگ پان ايرانيست شاد باش گفته و آزادي ديگر زندانيان سياسي را از اهوراي ايران زمين خواستاريم.برسد آن روزكه هيچ ايراني ميهن پرستي پشت ميله هاي زندان نباشد.

 ايدون باد      بامداد ۲۶ تيرماه ۱۳۸۷

نوشتار هاي پيشين اين تارنما و بازتاب هاي خبر دستگيري سرور ويدا دهقانيان در تارنماهاي ديگر

بخش ويدا دهقانيان

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاينده ايران

نمایشگاه کاریکاتوری با موضوع اعتیاد در یکی از شهرهای خوزستان برگزار شد که در آن مفاخر ایران و هویت ملی به مسخره گرفته شد.

شروخورشيد نماد ملت ايران چگونه به بازي گرفته شده است!!؟؟


این نمایشگاه از تاریخ 6 تا 18 تیر ماه 1387 در شهرستان رامهرمز زیر نام "موسسه تجسمی نوهنران رامهرمز " و در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار گردید. مطصفا نورافروز ، محمد شکری و مهدی فَتلاوی افراد کاریکاتوریستی بودند که آثارشان در این نمایشگاه به تماشا گزارده شده بود. مصطفا نوافروز فردی مشکل دار و معتاد به مواد مخدر بوده که با دستگاه ارشاد اسلامی رامهرمز همکاری نزدیک دارد و در سالهای گذشته نیز کاریکاتورهایی در جهت مسخره کردن و بی اعتبار نمودن تاریخ و فرهنگ ایران در نمایشگاه هایی از این گونه داشت که همان زمان با برخورد شدید جوانان ایران دوست روبرو گردید. وی در این نمایشگاه با کشیدن کاریکاتور بزرگان ایران زمین همچون امیر کبیر،حكيم خيام نيشابوري ،سنگ برجسته های هخامنشی(داریوش اول)،و پرچم پرغرور شیروخورشید و... تلاش در مخدوش کردن هویت ایرانی داشت. مهدی فتلاوی نیز جوانکی است که با کشیدن کاریکاتور خیام و آرش کمانگیر که در حال پرتاب گل خشخاش به جای تیر است خشم بسیاری از بازدید کنندکان میهن دوست رامهرمزی را برانگیخت.شوربختانه در زمانه ای که دست های تجاوز به سوی ایران دراز است (مانند شرکت آمریکایی گوگل که تلاش در جای گزینی نام مجعول خلیج عربی به جای نام تاریخی خلیج فارس دارد و همچنین ادعای واهی شیخک نشین های عربی خلیج فارس نسبت به جزایر سه گانه ایران و...)عده ای خود فروخته و مزدور با این حرکات آب به آسیاب دشمنان ایران می ریزند.از اداره ارشاد اسلامی هم انتظاری نیست که در اندیشه هویت ملی باشد. در هنگامه ی جشن باستانی تیرگان که باید جانفشانی آرش کمانگیر را برای فرزندان این آب و خاک یادآوری کرد اینگونه مورد تمسخر قرار میگیرد و آن تیر که خاک ایران را نگاهبانی کرد جایش را به گل خشخاش می دهد...از این گونه حرکات نباید به سادگی گذشت چرا که این نمایشگاه بی محتوا دست کمی از فیلم ضد ایرانی 300 ندارد امیدواریم مسئولین امر به این نکته توجه داشته باشند و گرامیانی که تریبونی در اختیار دارند اين افراد را رسوا سازند تا بار دیگر به خود جرات عبور از خطوط قرمز ملی را ندهند.
دریغ و سد افسوس از این روزگا غریب؛ هرچند كه پرونده ی این افراد تا روز داوری نزد ملت ایران گشوده خواهد ماند...

*اين گزارش چندروز پيش تر در تارنماي خبري سرشناس ايران پرس نيوز و ايران ب ب ب درج گرديد.* 

خبر برگزاري نمايشگاه در ايسنا                  با سپاس از ياران پان ايرانيست ما در رامهرمز

آرش كمانگير سرباز فداكار ايران زمين

سهراب سپهري

حكيم خيام نيشابوري

سنگ برجسته شاهان هخامنشي

بازتاب در دنباله و فرياد از ايران

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران

Azarbaijan Movement for Democracy and Integrity of Iran 
بانو ویدا دهقانیان 
 

جنبش آذربایجان خواهان آزادی "ویدا دهقانیان" از زندان اوین است 

"ویدا دهقانیان" فعال فرهنگی و سیاسی آذری مقیم تهران در اعتراض به شرایط سخت و برخوردهای صورت گرفته در زندان اوین همچون سایر هم بندی های خود دست به اعتصاب غذا زده است.

خبرهای منتشره در سایت های خبری و حقوق بشری حاکی از آن است که این شیر زن آذری ظهر روز آدینه 24 خرداد 1387 توسط نیروهای امنیتی در میدان ونک تهران دستگیر و تا به امروز در زندان اوین زیر انواع فشارهای روحی و روانی قرار دارد.

از آن جا که رژیم جمهوری اسلامی دریافته است جنبش زنان آزاده با مطرح کردن خواسته های مدنی، انسانی و جهان شمول خود منجمله  برابری تمام حقوق آن ها با مردان می تواند به رستاخیز ملی برای تغییرات اساسی و بنیادین بیانجامد در نتیجه تصمیم به سرکوب تمامی حرکت های آن ها گرفته است.

به درستی ، زنان ما با الحام از مادرشان ایران، در طول سه ده حکومت غیر مردمی ثابت کردند که هرگز تسلیم قوانین قرون وسطائی حاکم بر آن ها نشده و نخواهند شد.

"جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران " با محکوم نمودن بازداشت غیر قانونی خانم "ویدا دهقانیان" و تمامی فعالان حقوق بشر و زندانیان سیاسی و صنفی در ایران خواستار آزادی بدون قید و شرط آن ها بوده و از تمامی هم میهنان به ویژه از آذربایجانی ها در داخل و خارج دعوت می کند اعتراض های خود را به سازمان های حقوق بشری در تمام دنیا اعلام کنند. 

پاینده ایران و ملت ایران

دبیرخانه جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران

11 جولای 2008 

تارنمای ایران آذر

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

 نشانی تارنمابدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

پاينده ايران

دانلود بخشي از فيلم دادگاه تيمسار آيت محققي و افسران و درجه داران كودتاي نوژه زمان ۵۶ .۹ دقيقه

در اين فيلم سرتيپ خلبان آيت محققي فرمانده كودتا چگونگي طرح بمباران خانه امام خميني و فرودگاه مهرآباد و اهداف ديگر براي سرنگوني جمهوري اسلامي را بيان ميكند.

سپهبد مهدیون سرتیپ محققی و دوتن دیگر از درجه داران نیروی هوایی

دانلود با كيفيت خوب - 9.24 مگابايت           دانلود با كيفيت پايين - 3.49 مگابايت

 اگر اينترنت پرسرعت داريد فيلم را آنلاين در يوتيوب ببينيد

فهرست اسامي افسران ودرجه داران قيام 18 تير 1359 

خیزش ارتش ايران در 18 تير ماه 1359 (نوشتار پيشين در همين تارنما)
 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

نشانی تارنمابدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

                      

بنا به اخبار منتشره ,گروهی از بازداشت شدگان مورخه ی 24/3/1387 از جمله سرور ویدا دهقانیان در اعتراض به وضعیت بازداشت و نگهداری خود ,اقدام به اعتصاب غذا  کرده اند .ضمن اعلام همراهی با یاران خود,سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با محکوم کردن نقض گسترده ی حقوق فعالان و زندانیان سیاسی - اجتماعی ,که در اشکال و انحای مختلف اعمال می شود ;نسبت به عواقب این رفتارهای غیر مسوولانه ,غیر دموکراتیک و غیر قانونی به شدت هشدار می دهد.

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با خطاب به ملت بزرگ ایران و فعالان و زندانیان سیاسی وطن پرست ,متذکر می شود که این سرزمین را هزاران هزار ایرانی آزاده و فداکار و جانباز در طول هزاران سال از آفات زمان پاس داشته اند و چه مشقتهایی که در این راه به جان خریده اند .چه خون دل ها خورده و چه شکنجه ها و دردهایی کشیده اند و چه جانهایی بدین راه سرفرازانه نثار کرده اند .به یاد می آوریم !در طول هشت سال دفاع مقدس ,فرزندان این آب و خاک با دستهای خالی به مصاف دشمنان شتافتند ;شهادت و نقص عضو را پیش چشم خود دیدند و دانستند اگر اسیر دست دشمن شوند در نبود هیچ حامی و پناهی در سکوت سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بین المللی در زندانهای دشمن با شکنجه هایی مخوف روبه رو می شوند .اما در تما م این مدت نه جبهه ها از سرباز خالی شد و نه رسالت پاسداری از وطن فراموش.

امروز شما ای فرزندان ایران ,در میان 70 میلیون خانواده ی خود به سر می برید .خانواده ای که باید تک تک افرادش یارو یاور و پشت هم باشند و چنین نیز خواهد بود.ما بر خود وظیفه می دانیم که صدای دوستان خود را با بهره بردن از تمامی امکانات مشروع به گوش آزادگان و هموطنان خود برسانیم .نه زندان و نه شرایط سخت هیچ کدام مانعی جدی در راه آرمان سرفرازی ملت ایران نمی تواند باشد.

امیدواریم مسببین این وضعیت با اصلاح عمل خود مانع از گسترش فضای بوجود آمده در داخل زندان به محیط خارج ازآن شوند.

                                                                                            پاینده ایران

                                                                            سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                                                    18/4/1387 خورشیدی

بخش بيانيه هاي حزب پان ايرانيست

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

کودتای نوژه – خیزش ارتش ايران در 18 تير ماه1359

سرتیپ خلبان آیت محققی 


 کارنامه ارتش ايران در هنگامه شورش سال ١٣۵٧(١٩٧٩) توسط گروهی از ارتشيان خائن خدشه دار شد. دو سال بعد گروه ديگری از افسران ميهن پرست و رشيد ايران آبروی بجوب رفته را باز خريدند. گروهی از ارتشيان که امروز بعد از ٢۵ سال مدعی هستند که بدلايل سياسی مجبورشدند تن به ذلت مصالحه با جمهوری اسلامی و بيعت با خمينی بدهند پشيمان شده و ميخواهند خود را تبرئه نموده و عمل اشتباه خود را به نعل و ميخ بزنند. ارتشيان کسانی بودند که ميتوانستند براحتی جلوی رژيم را گرفته و مانع ورود هواپيمای  مردی که ايران برای او "هيچ" بود بشوند. 

قيام ١٨ تير ١٣۵٩يکی از تجليات با شکوه هم آهنگی ملت و ارتش ايران برای نجات کشور بشمار ميرود. اوج دلاوری ارتشيان را زنده يادان افسران و درجه داران ارتش شاهنشاهی ايران همراه با ميهن پرستان دلير در درون مرز نشان دادند. اين قيام به سبب توطئه بيگانگان و خيانت بيگانه پرستان، پيش از موفقيت نهائی به خون نشست و بيش از ٢٨٣ تن از دلاوران غيور ايران را به جوخه های تيرباران سپرد.حماسه ١٨ تيرماه ١٣٥٩ ، حماسه جانبازی دليرانی بودکه درتلاشی نوميدانه ولی مصمم برای نجات کشورشان ازسقوط به ظلمات قرون وسطائی، مرگی مردانه رابه جان خريدند در این برنامه بنا بود که با پرواز هواپیماها از پادگان شاهرخی بیت خمینی،فرودگاه امام و چندین نقطه حساس در تهران بمب باران و رژیم فلج شود که البته به دلایلی ناکام ماند. حتی يکنفر ازآنان ،چه زن وچه مرد، چه لشگری وچه کشوری،پيرو جوان، ازبالاترين رده های ارتشی گرفته تاسربازساده دربرابر دژخيمان اظهار عجز نکردوسرفرودنياورد. حماسه ای که اينان آفريدند يکی از غرورانگيزترين حماسه تاريخ ماپس از قيامهای پياپی دوقرن اول اسلامی دربرابرتازيان استيلاگربود.

ريشهری قاضی ٢٤ ساعته که در اين مدت کوتاه حکم اعدام بيش از ٢٤٠ نفر را صادر کرد؛ درباره اين دليران قيام ١٨ تيرماه ميگويد: بطوريکه دربازجوئيهامشخص کرديم عناصراصلی کودتای نافرجام نوژه عبارت بودنداز: ساواکی ها؛ ماموران ضدانقلاب رژيم سابق؛ بهائی ها؛ تعدادی از دراويش وعده زيادی زنان فاحشه!

قيام مردانه حماسه آفرينان ١٨ تير اصولا" بخت بسياری برای پيروزی نداشت زيراکه درآن هنگام منافع سياسی ونظامی واقتصادی وخصوصی بسياری؛ شکست چنين قيامی راايجاب ميکرد. ولی ترديد نداشته باشيم که همه ناگفته های اين فاجعه گفته خواهدشد؛ وهمه واقعيتهای اين حماسه شکوهمند که چگونه اين شيرمردان فداکار را دست وپابسته تسليم دشمنان کردند؛ به آگاهی آيندگان خواهد رسيد.

سرگرد خلبان فرخزاد جهانگيری درجلسه دادرسی درپاسخ ريشهری گفت» : مابرای پول يابرای مقام دست به قيام نزديم. «.دراينصورت لازم نيست بپرسيد که ازکارمان پشيمان هستيم ويانيستيم؟ البته که نيستيم .

جلسه دادگاه

روایت میکنند که یکی از سربازان زیر فشار روانی شب پیش از عملیات جریان را با مادر خویش در میان می گزارد و او هم ماموران حکومتی را خبر میکند که البته این رواین چندان درست و مستند نیست و از سوی دیگر بسیاری با لاف وگزاف وبا تفاخر ادعاکردندکه کشف کودتای نوژه ازمفاخر آنها است. ابوالحسن بنی صدر رئيس جمهورملايان مدعی شدکه روزپيش از قيام (دوگروه سياسی) جريان رابه اواطلاع داده بودند. سرتيپ ظهيرنژاد ادعا کرد که يک ماه پيش اطلاعات مربوط به اين قيام به دفتراورسيده بودودوهفته بعد از آن ١٥ نفر در اين رابطه دستگيرشده بودند.مسعودرجوی اطمينان ميداد که (کودتا) را او لو داده است. وکيانوری رهبر حزب توده تاکيدداشت که اين اطلاعات رااولين بار اودراختياررژيم گذاشته است. ريشهری نيزمدعی بود که دانشجويان ازپنج ماه پيش اين برنامه رابه او خبرداده بودند. ابوشريف؛ مصطفی چمران و جواد باهنرهرکدام اين افتخار را مربوط به خودشان دانستندهر چه هست عوامل چپ و کمونیست ها در این باره  تاثیر گزار بودهع اند.

چهره بسياربارز اين گروه ٢٨٠ نفری سرتيپ خلبان آيت محققی است که ازنظرسلسله مراتب نظامی بعد از سپهبد سعيدمهديون مقام ارشدگروه بود و ازبهترين خلبانان ارتش شاهنشاهی بشمارميرفت.

ويديوی ضبط شده جلسات دادرسی او توسط خود رژيم تهيه شده بود که مورداستفاده تبليغاتی قراربگيرد ؛بيانات آرام؛شمرده وروشن سرتيپ محققی که ازآغاز تاپايان آن هيچ جانشانی ازضعف درآن نميتوان يافت؛ نمونه غرورانگيزی ازطرزفکروسخن يک سربازشايسته ايران است.او در محاکمه خود به ريشهری ميگويد:

يادم هست که دريک بازجوئی قبلی؛ بشماگفته بودم که ممکن بود در دو ساعت اول حداکثر ٢٠ % از ارتش و يامردم ازماحمايت کنند. ولی بعد ازدوساعت اول حداقل ٤٠ % حمايت خواهندکرد؛ تا غروب ٨٠ % و تا صبح روزبعد احتمالا %١٠٠" «.  

تصاویر تعدادی از اعدامیان نوژه

سپهبد مهدیون

     

     

گوشه ای دیگر از تلاش های میهن پرستان  ارتش شاهنشاهی برای سرنگونی رژیم ایران در سی سال گذشته: 

*زنده ياد سپهبد بقراط جعفريان يکی از اميران دلاور ارتش شاهنشاهی ايران بود که در بحبوحه شورش سال 57 به قصد فرو نشاندن آن دست بکوشش زد. شورشيان و حاميان بيگانه آنها اين امير دلاور را در حين پرواز با هلی کوپتر ميان دزفول و اهواز که بمنظور هم آهنگ کردن حرکت يگانهای تحت فرماندهی خود جهت عزيمت به سوی پايتخت و سرکوب شورشيان در حرکت بود به آتش بستند و بقتل رساندند. چه کسانی ايشان را بدون پشتيبان گذاشت و چه کسانی گلوله و تفنگ در اختيار اوباش و اراذل گذاشت؟!

*زنده ياد ناخدا شهريار شفيق يکی از اولين افسران ارتش شاهنشاهی ايران بود که پس از شورش سياه سال 57 به مبارزه با جمهوری اسلامی برخاست و تلاش گسترده ای برای از بين بردن جنايتکاران و ترور آفرينان نمود.اما جنايتکاران اسلامی اين مرد دلاور را ترور کردند تا حرکت ارتشيان را در نطفه خفه کنند که البته موفق نشدند و دوستان و همرزمانش راه او را ادامه دادند.

*زنده ياد سرتيپ جواد معين زاده، امير ارتش شاهنشاهی ايران بود که با ايجاد "ارتش رهائی بخش ايران" اولين سازمان(نظامی –سياسی) را بر عليه رژيم مذهبی ایران بنيان گذاشت . "آرا" ارگان رسمی اين سازمان در سال های ابتدائی شورش ۵٧ اولين نشريه مبارزان خارج از ايران بود که ميهن پرستانی را برای سرنگونی رژيم آخوندی در کنار هم قرار داد.

*زنده ياد ارتشبد غلامعلی اويسی، از اميران ارتش شاهنشاهی بود که بر عليه رژيم جمهوری اسلامی قيام کرد. بسياری از ارتشيان و ميهن پرستان مبارز به حرکت اين امير نامدار پيوستند و گروهی از آنان نيز در پايگاهی در مرز های ايران مستقر شدند. اما او همراه برادرش غلامحسين اويسی با گوله مزدوران رژيم و ايادی بيگانه به قتل رسيد.

*زنده ياد سرلشگر علاء الدين ناظم که به قصد سرنگونی رژيم قد علم کرده بود حرکت خود را به داخل ايران برد که تلاش های او با توطئه مزدوران بيگانه و رژيم خونخوار بی نتيجه ماند.

*زنده ياد ارتشبد بهرام آريانا امير دلاور ديگر ارتش شاهنشاهی ايران بود که برای سرنگونی حکومت آخوندی با رشادت بپا خاست و در ترکيه حرکت رهائی بخش ايران را آغاز نمود؛ حرکت اين امير ايران پرست با توطئه حاميان حکومت آخوندی نا کام ماند. عمليات ربودن ناوچه تبرزين نيز از جمله تلاش هائی بود که به فرماندهی افسران نيروی دريائی شاهنشاهی انجام گرفت ولی بدليل عدم استقبال از جانب بعضی افراد بی نتيجه ماند. 

ويديوی دادگاه افسران ارتش در کودتای نوژه را میتوانید فردا از این تارنما دانلود کنید.در این فیلم تیمسار آیت محققی چگونگی طرح را بیان میکند.

دانلود فیلم دادگاه کودتای نوژه (کلیک کنید)

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

 

"نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود
"¹

هنگامي که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوين را خواندم آنچه را از اين زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و يا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه "خون ارغوانها"²در ذهنم تجلي دوباره يافت . خيلي دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهاي 209 و انفرادي هاي آن بويي غريب و ناآشنا را حس ميکردم با خودم گفتم شايد اين بوي زندان ، بوي خفقان و بيداد باشد .
چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند
تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند .
209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه
کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي !
و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت
برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است ، خمير دندان ، صابون ، شامپو ، پتوهاي سياه بد بويت ، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند . شايد به دنبال ردي از لبخند ، اميد ، شادي ، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي ، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد ، مبادا به "خواب شيرين" رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد.
به ديوارها که چشم ميدوزي به يادگاريهايي که ميهمانان قبلي سلولت از خود به جا
گذاشته اند از عرب و ترک و کرد و بلوچ و معلم و کارگر و دانشجو گرفته تا فعال حقوق بشر و روزنامه نگار ، همه به اينجا سري زدند . گويي درون 209 عدالت در حق همه به طور مساوي اعمال شده است چون اينجا فارغ از قوميت ، فازغ از جنسيت ، فارغ از مذهب و فارغ از هرگونه طبقه اي همه به گونه اي مساوي به زندان مي آيند .
از سلولهاي انفرادي تا سلولهاي عمومي تنها بيست تا سي متر فاصله است که بعضي ها چند ساله و بعضي ها چند ماهه طي ميکنند ، سلول عمومي يعني ديدن و حرف
زدن با انسانهايي شبيه خودت يعني شنيدن صداي انسانهايي که بايد صدايشان شنيده شود ، سلول عمومي يعني نوشيدن يک ليوان چاي داغ يعني رفتن به حمام به دلخواه خودت ، سلول عمومي يعني اجازه اصلاح سر و صورت و براي بعضي ها يعني اجازه ديدن چشمان نگران عزيزان ، پشت ديوارهاي شيشه اي و
براي من يعني رفتن به هواخوري بعد از ماهها ، بعد از ماهها براي اولين بار به هواخوري رفتم ، هقته اي سه بار و هر بار 20 دقيقه ، هواخوري اتاق کوچکي بود با ديوارهاي بلند و سقفي نرده کشي شده و مشبک ، براي من که آسمان و خورشيد را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگريسته بودم اينجا گويي آسمان را پشت ميله ها زنداني کرده بودند .خورشيد دزدکي به گوشه اي از هواخوري سرک کشيده بود و انگار او هم ميدانست که نبايد به ديوارهاي امنيت ملي نزديک شد ، دوربيني هم بالاي سرمان تند و تند ميچرخيد تا همه جا را زير نظر داشته باشد ، مبادا با خورشيد خانم نگاهي رد و بدل کنيم و چشمکي بزنيم که به حساب "ارتباط با بيگانگان" گذاشته شود و يا به نسيم بگوييم "حال همه ما خوب است" و اين خبر موجب "تشويش اذهان عمومي" گردد و ديوارهاي هواخوري نيز آنقدر لکه هاي ناشيانه رنگ بر آنها ديده ميشد که ديوارها را بد منظر کرده بود "هر چند که زيباترين ديوارها اگر ديوار يک زندان باشند باز شايسته تخريبند" .
ديوارهاي 209 رسالت خطير خود يعني جدا کردن
زندانيان از يکديگر را به خوبي انجام نداده بودند . اينجا ديوارها قاصد دوستي و نامه رسان شده بودند ، پس بايد مجازات ميشدند و هر هفته بر تن ديوار رنگ تيره تر ميکشيدند تا در نهايت روزي با سنگ سياه نقش پوشش کردند . ديوارهاي هواخوري براي زندانيان تخته سياه ، روزنامه ديواري و حتي ترک ديوار نقش صندوق پست را ايفا ميکرد و پيام زندانيان را به هم ميرساند . ديوارها پر بود از خبرها و اسامي دانشجوها ، آنها که از تير ماه 78 ، نه نه...!! ، دورتر... از 16 آذر آمده بودند ، آنها که سالهاست پاي ثابت انفراديها هستند و با جسارت تمام مينوشتند "دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد" و اسم دانشگاه خود را زيرش مينوشتند . جوان ديگري آرم ان جي اويشان را با ظرافت تمام روي ديوار طراحي ميکرد هر چند بار رنگ ميزدند اما او دوباره و چند باره ميکشيد و کساني هم طلب اخبار ميکردند . من هم روزي بر ديوار هواخوري نوشتم سلام ، با خودم گفتم "سلامت را نخواهند پاسخ گفت" ولي خيلي زود نوشتند ، "سلام شما؟!" و دوستي هايمان آغاز شد ، از دانشجوها گرفته تا زنداني القاعده اي که بعدها در رجايي شهر معلم زبان انگليسي ام شد ، کلي دوست "ديوارگي" پيدا کرده بود و روزي که انفراديها پر شده بود و جا براي تازه واردها کم آمد به ناچار خيلي ها را در يک سلول جمع کردند و انگار سالها بود که همديگر ار ميشناختيم . پلي تکنيکي ها ، تحکيم وحدت ، مسيحي ها ، ترک ، بلوچ ، کرد و... ، انگار سالها بود همديگر را ميشناختيم ، يکي آرايشگر ميشد يکي آشپز ، تا صبح مي نشستيم و از دردهاي جامعه ميگفتيم ، هر چند دردهايمان مشترک بود اما تا صبح صحبت ميکرديم و صبح ما را صداي گريه سيد ايوب زنداني بلوچ بغل دستي که سالها اينجا بود به خود مي آورد ، آنقدر کسي فريادش را نشنيده بود که به خدا نامه مينوشت و در هواخوري ميگذاشت و با صداي گريه او سکوتي سنگين بحث ما را خاتمه ميداد و گاهي صداي پاشنه کفش زني ما را به سکوت وادار ميکرد ، از فرط خوشحالي و هيجان از سوراخ کوچک در ، يا از لاي پره هاي رادياتور سلول 121 به بيرون نگاهي مي انداختيم ، زني بود که با چشماني بسته به سوي اتاق بازجويي ميبردنش ، چادري به سر داشت که دهها ترازو بر چادرش نقش بسته بود ، قامت او ترازوهاي عدالت را کج و معوج و نابرابر نشان ميداد . اين صداي آشناي پا، اعلام حضوري موقرانه بود تا به ما بگويد اينجا هم زندگي و مبارزه بي صداي پاشنه هاي بلند معنايي ندارد ، کمي تامل و ساعتي فکر کردن ميخواهد تا متوجه شوي همه يکي بوديم .
اتاق بازجويي مان  همان اتاقي بود که راننده هاي شرکت واحد و معلم ها بازجويي شده بودند ، ميز بازجويي همان ميزي بود که دانشجوها بر روي آن يادگاري نوشته بودند و تختي که من روي آن ميخوابيدم ، همان تختي بود که
"عمران" جوان بلوچ قبل از اعدام رويش نوشته بود دلم براي کوير تنگ شده ، چشم بندمان هم همان چشم بندي بود که اعضاي کمپين يک ميليون "فرياد خاموش" به چشم داشتند ، پس نبايد غريبگي کرد و نبايد همديگر را فراموش کرد ، اينها همه يک جورهايي آشنايند ، اينجا همه چون شمايند ، راستي ، فکر کن شايد فردا نوبت تو باشد...

معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام
بند بيماران عفوني
(5)
زندان رجايي شهر کرج
فرزاد کمانگر
- 10/3/87


1-برتولت برشت - در هنگامه نازيها
2
-
"خون ارغوانها"سروده اي است از ارغوان هميشه سرخ بيژن جزني
3-شعر زيباي
" سلام " سروده شاعر معاصر آقاي سيد علي صالحي

برگرفته از :مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
 

جشن باستانی تیرگان بر ایرانیان خجسته باد

جشن تیرگان بر پایه دو روایت:

روایت نخست:نبرد تِشتَر و اَپوش در آسمان ایران‌ زمین

تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی

تشتر، ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم؛ که شتابان به سوی «فراخکرت» بتازد
چون آن تیر ِدر هوا پَران که آرش تیرانداز - بهترین تیرانداز ایرانی -
از کوه «اَیریو خشتوثَ» به سوی کوه «خوانونـَت» بیانداخت ...

آنگاه آفریدگار اهوره مزدا بدان دمید، پس آنگاه [ ایزدان ] آب و گیاه، مهر فراخ چراگاه، آن [ تیر ] را راهی پدید آوردند.

اوستا - تشتر یشت، کرده ی چهارم

«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر»(تِشتـَر- تیر- شباهنگ - شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.

فرتور آرش کمانگیر

 


ادامه نوشتار
+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاينده ايران

ادوارنیوز: ويدا(فاطمه)دهقانيان ، از فعالين مدني و فرهنگي كه در روز 24 خرداد سال جاري حوالي ميدان ونك توسط نيروهاي امنيتي دستگير شده بود، با گذشت بيش از 15 روز همچنان در وضعيت نامعلومي به سر مي برد.

بنا بر گزارش ها دهقانیان به همراه ديگر دستگيرشدگان  در روز 24 خرداد ماه به بند 209 زندان اوين انتقال دادند ، اما كساني كه در اين بند همراه او بودند، پس از آزادي اعلام داشتند كه وي را از ما جدا كرده و به مكان نامعلومي انتقال دادند. خانواده او نيز مي گويند كه دخترمان تا كنون هيچ گونه تماسي با منزل نداشته و از اين بابت ابراز نگراني مي كنند.گفته می شود وی در خصوص  حزب پان ایرانیست تحت بازجویی قرار دارد.

برگرفته از :ادوار نيوز

 بازتاب در ايران ب ب ب

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاینده ایران

نشانی تارنمابدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

ویدا(فاطمه)دهقانیان از اعضای خانواده ی بزرگ پان ایرانیست ,روز جمعه مورخه ی 24/3/1387 در حوالی میدان ونک,با فرض احتمال شرکت در تظاهرات منعقد شده در پارک ملت علیه مفاسد اقتصادی ,از سوی مامورین لباس شخصی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.در حالی که دوازده روز از بازداشت این بانوی فرهیخته می گذرد ایشان دوبار با خانواده خود تماس داشته و سلامت خود را به اطلاع رسانده است.

حزب پان ایرانیست نسبت به این نوع برخوردها هشدار داده و متذکر این نکته می شود که مردم خواهان برخورد با مفاسد اقتصادی و سیاسی می باشند و نه بازداشت افراد فرهیخته و پاک کردن صورت مساله .

تعرض به حقوق مردم به بهانه ی تامین امنیت و بازداشت های بی ضابطه و برخوردهای خود سرانه ,فاقد توجیهات منطقی و بشدت مردود است.دستگاه امنیتی و قضایی می بایست با آزادی هر چه سریعتر افراد بی گناه این حادثه و از جمله سرور ویدا دهقانیان ,انگیزه و دلیل اصلی این قبیل برخوردها با مردم را شناسایی و ضمن اقدامات و برخوردهای لازم به افکار عمومی اطلاع رسانی کنند.

حزب پان ایرانیست خواهان آزادی و بازگشت هر چه سریعتر بانوی اهل فرهنگ به آغوش خانواده ی بزرگ خود می باشد.

                                                             پاینده ایران

                                                             4/4/1387

                                                           سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

***

بارتاب خبر دستگیری سرور دهقانیان در تارنماهای دیگر:

فعالان حقوق بشر در ایران   کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر   انحمن زندانیان سیاسی

 ایران پرس نیوز    دنباله    اخبار گویا (گویا نیوز)       سلام دمکرات     تارنمای خبری ایران ب ب ب   

  خبرنامه امیر کبیر     شیر زن پان ایرانیست در انفرادی ۲۰۹ اوین

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

فعالان حقوق بشر در ايران

تاريخ :4/4/87
شماره :821 - 87

                                                

محبوبه کرمي ، ويدا دهقانيان و جلال اقدامي هر سه از فعالان مدني بازداشت شده در تجمع 24 خرداد ماه در محدوده پارک ملت تهران ميباشند . هر چند حداقل بازداشت شدگان بيش از 250 تن اعلام شده اند اما وضعيت سه فرد مذکور متمايز و نگران کننده تر از سايرين ميباشد.
جلال اقدامي 30 ساله ، برادر زنداني سياسي سابق جعفر اقدامي از اعضاي اين مجموعه ميباشد که هم اکنون در سلول انفرادي در بند 240 زندان اوين به سر ميبرد ، اين مجموعه گزارشاتي را مبني بر بدرفتاري با ايشان دريافت نموده است . وي فارغ از اينکه به اتهام شرکت در تجمع که حتي خود وي نيز عنوان ميدارد که در حاشيه تجمع و بدليل بازداشت کور و دسته جمعي دستگير شده است به خاطر فعاليتهاي برادر خود تحت فشار قرار گرفته است.
همچنين محبوبه کرمي ، 40 ساله ، ژورناليست و از اعضاي کمپين يک ميليون امضا که پس از بازداشت و انتقال به زندان اوين به بند 209 وزارت اطلاعات منتقل و با انتقال به سلول انفرادي تحت فشار قرار گرفته است و ايشان نيز فارغ از اتهام فاقد وجاهت مبني بر شرکت در تجمع در مورد فعاليتهاي کمپين و ساير مسائل غير مرتبط با علل بازداشت مورد بازجويي قرار گرفته است ، وي همچنان تحت فشار روحي و رواني و در بند 209 زندان اوين به سر ميبرد.
ويدا (فاطمه) دهقانيان 30 ساله و از فعالان سياسي و از دستگير شدگان روز و تجمع مذکور ميباشد ، وي نيز فارغ از اتهامات وارده منجر به بازداشت به بند 209 وزارت اطلاعات منتقل گرديده است ، وي هم اکنون در سلول انفرادي به سر مي برد و بعلت عضويت در حزب پان ايرانيست تحت بازجويي قرار گرفته است .
اين مجموعه عليرغم نگراني از وضعيت صدها بازداشت شده اخير در تجمع موسوم به 24 خرداد وضعيت سه فرد ياد شده را بعنوان وضعيت خاص ، بلاتکليف و تحت فشارهايي خارج از علل بازداشت عنوان ميدارد و خواهان پايان برخورد غيرقانوني با اين افراد ، دادن اجازه تماس و تسريع در روند رسيدگي به وضعيت اين افراد که خواهان آزادي آنان هستيم ميباشد.

دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
سه شنبه ۴ تیرماه ۱۳۸۷ برابر با 24-06-2008

ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین

پیوند خبر در فعالان حقوق بشر در ایران

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاینده ایران
ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین
 
بانو ویدا دهقانیان

پس از گذشت 11 روز از بازداشت بانو ویدا دهقانیان از فعالین سیاسی –اجتماعی که در تاریخ 24 خردادماه سال جاری توسط وزارت اطلاعات دستگیرشده بود ، شب گذشته بار دیگر از بند نسوان اوین به بند 209منتقل گردید 

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین دیروز ویدا دهقانیان پس ازدر پی اعتراض شدید به شرایط بسیار بد نگهداری زندانیان اوین با مسوولین این زندان درگیر می شود و نگهبانان زندان ایشان را به سلول انفرادی در بند 209 بازگرداندند تا مورد بازجویی های دوباره قرار گیرد. سرور ویدا دهقانیان یکی از بانوان دلاور  عضو خانواده بزرگ حزب پان ایرانیست بوده که در سالیان گذشته همیشه در گردهمایی های اعتراضی در تهران حضوری فعال داشته است و به همین اتهام از سوی وزارت اطلاعات،که ادعای غیرقانونی بودن این اجتماعات را دارد ، بازداشت گردید.
بازداشت اخیر ایشان به دلیل شرکت در گردهمایی اعتراضی 24 خرداد ماه در پارک ملت تهران و در اعتراض به مافیا اقتصادی رخ داد.
بایسته است گفته شود اعضای حزب پان ایرانیست همیشه در گردهمایی های ملی در سراسر کشورحضوری فعال داشته اند که به همین شوند بار ها از سوی اداره اطلاعات بازداشت شده اند. به امید آزادی این بانوی دلاور و میهن پرست و همه عاشقان ایران زمین.
 
 

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

نشانی تارنمابدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

بهرام آبتين و اتهام بمب گزاري در سد سيوند...!

 

صبح امروز شنبه اول تيرماه سال جاري  از سوي بازپرسي شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز قرارعدم صلاحيت پرونده بهرام آبتين صادر و به وي اعلام شد . بهرام آبتين مسئول کانون فرهنگي لر بختياري ايرانيان است که در تاريخ 24اسفند ماه به همراه عده اي از اعضاي کانون در اعتراض به تغيير نام خليج پارس و ادعاهاي واهي  شيخ نشين هاي حاشيه خليج فارس به خصوص امارات متحده ي عربي در مقابل سفارت امارات تجمعي اعتراض آميزبرگزار کردند ،که پس از اين تجمع آبتين مدت 48 ساعت در زندان اوين بازداشت و سپس آزاد شد. وي زماني که به اهواز برگشت در عصر  چهار شنبه 28فروردين توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت شد و پس از 10 روز با سپردن وثيقه 300ميليون ريالي  آزاد گشت . در مدت بازجويي از  آبتين در اطلاعات خوزستان  سوالاتي در خصوص بمب گزاري از وي شد که امروز بازپرس پرونده اش به وي اعلام کرد: محل وقوع جرم در استان فارس مي باشد زيرا بر اساس گزارشات اطلاعات خوزستان شما قصد بمب گزاري سد سيوند در سال 84 را داشتيد و به همين دليل ادامه رسيدگي پرونده در شيراز پيگري خواهد شد.
بهرام آبتين خود را يک فعال فرهنگي و مدافع ميراث  باستاني ايران مي داند و هر گونه ارتباط با بمب گزاري و يا عمليات خرابکارانه  را رد کرده و مي گويد: اين اتهام يک تهمت بي پايه و اساس است و هر کس مرا مي شناسد به خوبي مي داند که از کودکي عاشق ايران و ايراني بودم و هيچگاه به براندازي و قيام مسلحانه اعتقاد نداشتم.

گفتگوی صدای آمریکا با سرور ابوالفضل عابدینی پیرامون دستگیری بهرام آبتین (23 فروردين)

پيوند : فعالان حقوق بشر در ايران

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

نشانی تارنما بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

فرهاد طالع

همبستگي تيره‌هاي ايراني در درازاي هزاره‌ها، همواره مهم‌ترين ضامن حفظ امنيت ملي در اين سرزمين بوده است. در درازاي تاريخ، تيره‌هاي ايراني با حفظ گويش و باورهاي گوناگون، احساس اشتراك در سرنوشت با ديگر تيره‌ها را، از دست ندادند. حتا در مواردي كه در برخي از مناطق ايران، زبان بيگانه جانشين گويش پيشين گرديد، هيچ‌گاه سرنوشت خود را جدا از بقيه ندانستند. هر گروه، هر تيره و هر قوم، خود را بخشي از ملت ايران دانستند، يعني پديده‌اي بزرگ‌تر از جمع اعضاي آن. بدين سان هر تيره، سرنوشت خود را در سرنوشت ايران و نه جدا از آن مي‌دانست و مي‌داند.

همبستگي ملي ايران، ضامن بقاي تيره‌هاي گوناگون ايراني، به عنوان يك ملت و پاسداري از واحد سياسي‌اي بود كه در درازاي تاريخ، پهنه‌ي جغرافياي آن، دستخوش تغيير گرديده است. شكل‌گيري «ملت»‌ در ايران، چند هزاره پيش‌تر از زمان پيداش ملت در غرب صورت گرفت. برخلاف اصرار غربيان به منسوب كردن اين ملت به تيره‌اي ويژه، مانند «پرسيا»، لازم است توجه شود كه اين ملت، هميشه خود را با نام ايراني مشخص كرده است.

در سال‌هاي اخير، به خاطر قطبي شدن شديد جامعه در تمام ابعاد آن، ايران به سوي راديكاليسم رانده شده است. در حالي كه اقتصاد كشور، قدرت رقابتي خود را از دست داده است، فساد و شكاف طبقاتي، با شتاب و نسبت بيش‌تر افزايش يافته. پايه‌هاي همبستگي ملي سست گرديده است. احساس اشتراك در سرنوشت، به دليل عدم احساس امنيت فردي و حقوقي، اجتماعي، نبود آزادي، تنرل سطح زندگي اقتصادي، سستي گرفته كه از نشانه‌هاي آن، مهاجرت دستكم 3 ميليون ايراني است. از اين رو، امروز همبستگي ملي و در نتيجه امنيت ملي ايران، با چالش‌هاي سهمگين و فزاينده روبرو است.

با اين چالش، تنها در قالب مردم سالاري آزادانديش مي‌توان مقابله كرد. يعني تاسيس نظام سياسي، حقوقي و اقتصادي كه حقوق فردي، گروهي و اقليت‌ها (در وجه‌هاي متفاوت آن) را تضمين كرده و همزمان نظام حكمراني را به بازتاب اراده‌ي ملت، تبديل كند. تنها با ريشه‌گيري ارزش‌هاي مردم سالاري آزادانديش در كشور است كه از خط‌كشي‌ها و جدايي‌ها به‌وجود آمد. كاسته شده و در نتيجه هم‌نوايي و نزديكي بيش‌تر مي‌شود. راهكار حل مسالمت‌آميز مسايل كه در كانون نظام دموكراتيك وجود دارد، به تدريج مصالحه را جانشين برخورد خواهد كرد. با شكل‌گيري جامعه‌ي مدني و پويا، راه هرگونه تجاوز صاحبان قدرت به حقوق افراد و گروه‌ها، سد خواهد شد. برپايي دولتي كه بر مبناي اصول مردم سالاري برگزيده شود، به معناي سروري و پيروزي اراده ملي، است كه برقراري حاكميت قانون و ساز و كار حساب‌رسي را همراه خواهد داشت. پس تنها در صورت تحقق اين امر، مي‌توان انتظار داشت كه بازده اقتصادي در كشور افزايش يابد. مي‌توان انتظار داشت كه در چنين شرايطي، دادگستري بي‌طرف و مسئول در برابر قانون، ريشه بدواند. تمامي اين عوامل، احساس سرنوشت مشترك و در نتيجه امنيت ملي ايران را پايدارتر خواهد كرد.

مساله‌ي ايران در درجه‌ي نخست مردم سالاري است. بدون روشن بودن دقيق مرزهايي كه قرار است مردم‌سالاري در آن شكل گيرد، برقراري و استحكام چنين نظمي با مانع مواجه خواهد شد. از هر عاملي كه كاركرد آن» به زيان استواري مردم‌سالاري تمام شود، بايد به شدت پرهيز كرد. پهنه‌ي جغرافيايي واحد سياسي براي برقراري مردم‌سالاري بايد مشخص و معلوم باشد.

پس، شرط استقرار مردم‌سالاري در يك واحد سياسي، در برگيري تمامي آن واحد و همكاري بخش‌هاي مختلف آن است و نه ايجاد تنش ميان بخش‌هاي مختلف آن. بدين‌سبب، در بسياري از كشورهاي جهان، مانند روسيه و يا گرجستان، بدون در نظر گرفتن عوامل گوناگون ديگر، تا موضوع بخش‌هاي جدايي‌طلب حل نشود، امكان پاگيري مردم‌سالاري پايدار، دور از دسترس خواهد بود. از سوي ديگر، طرح مسايل غير واقعي و ضروري كه سبب انحراف و يا كاهش نياز عمومي به برقراري نظم مردم‌سالاري آزادانديش شود، نتيجه‌اي به جز طولاني كردن بدون دليل بحران همبستگي نخواهد داشت.

تيره‌هاي ايران

آيا تيره‌هاي گوناگون ايراني با مساله‌اي جز از آن‌چه كه تمامي ملت ايران با آن دست به گريبان است، يعني نبود حاكميت‌ها روبرو است؟ آيا خواستي واقعي و خودجوش براي سرنوشتي جدا از پيكره‌ي ملي ايران وجود دارد؟ آيا مسايلي از اين دست كه طرح مي‌گردد، خواست واقعي تيره‌هاي ايراني است و يا تنها بازتابي است از برداشت‌هايي كه با واقعيات تاريخي ايران هم‌خواني ندارند؟ در اين باره تنها مي‌توان به دو واقعه، در بحراني‌ترين دوران سياسي، اجتماعي و اقتصادي ايران، پس از جنگ جهاني دوم اشاره كرد و بر مبناي تجربه‌هاي تاريخي به نتيجه‌گيري رسيد.

نخست، هرچند گفته‌اي است تكراري، اما بايد اين حقيقت را در نظر گرفت كه قدرت‌هاي استعماري به ويژه بريتانيا و شوروي، براي كاستن از همبستگي ملي، هميشه بر تفرقه‌افكني و جدايي اقوام در ايران كوشيده‌اند. آنان هميشه از ستمي كه بر اقوام ايراني رفته است، سخن گفته‌اند، اما هرگز از راه‌حل آن كه برقراري مردم‌سالاري است سخني نگفته‌اند. با وجودي كه نظام حكومتي انگلستان، دموكراسي ليبرالي و شوروي در پي برپايي ديكتاتوري پرولتاريا، و در نتيجه، در دو قطب مخالف هم بودند، اما همواره ما شاهد هم‌نوايي و همكاري آنان بر ضد منافع و همبستگي ملي ايران به بهانه حمايت از «مليت‌هاي ايراني»، بوده‌ايم.

وقايع آذربايجان را در سال‌هاي 24 و 25 كه با مداخله‌ي مستقيم ارتش سرخ به وجود آمد، در نظر آوريم. حكومت خودمختار مورد نظر شوروي در آذربايجان و كردستان، چيزي بيش از يك تشكيلات دست‌نشانده نبود كه به بهانه‌ي اعاده‌ي حقوق از دست رفته ملت‌هاي جداگانه، با زباني متمايز؟! انجام گرفت. در اين توطئه، انگلستان همراه با شوروي (و البته همراه با همكاري سرسپردگان وابستگان داخلي هر دو كشور)، با تمام توان وارد شدند. اين همگامي به قدري شديد بودكه سفير وقت آمريكا در ايران چندين بار اين مطالب را به واشنگتن ابراز مي‌دارد. به يك سند توجه كنيم: در تاريخ 10 ژانويه 1946 (20 دي 1324) در بحبوحه‌ي وقايع آذربايجان، سفير آمريكا در تهران، درباره‌ي فعاليت‌هاي دو متحد كشور خود در جنگ جهاني، به اين جمع‌بندي مي‌رسد: «دولت انگلستان، امكان برقراري توازن در برابر آذربايجان خودمختار تحت سلطه روسيه را به وسيله خوزستان خودمختارِ تحت سلطه انگلستان تصور مي‌كند»1 بايد توجه كرد كه هيچ‌كدام از دو قدرت استعمارگر، احترام به حقوق بشر، دموكراسي و حاكميت قانون را تجويز نمي‌كنند. هر دو خودمختاري و ضربه زدن به همبستگي ملي را راه نجات «ملت‌هاي تحت ستم»‌ مي‌دانند. در اين باره ابراهيم حكيمي، نخست‌وزير به تقي‌زاده، سفير ايران درا نگليس و نماينده ايران در سازمان ملل در تلگراف رمزي به تاريخ 10/11/24 مي‌نويسد: «... سفير انگليس موافقت نمي‌كند و مي‌خواهند دولت به زبان‌هاي تركي، كردي و عربي كه نام آن‌ها را اقليت گذارده‌اند رسميت دهد...»2

بدون وارد شدن به دلايل شكست چنين توطئه‌ي نيرومندي كه با هم‌نوايي دو قدرت فاتح جنگ جهاني و عمال داخلي آنان بر ضد همبستگي ملي و تماميت اراضي ايران شكل گرفته بود، واكنش «ملت‌هاي تحت ستم» برخلاف انتظار آنان بود. با خروج نيروي نظامي شوروي، حيات حكومت خودمختار كه از كم‌ترين حمايت مردمي هم برخوردار نبود، به سرعت در هم پيچيده شد و فرو پاشيد. وقايع آذربايجان ثابت كرد كه همبستگي ملي، ضمن دارا بودن ريشه‌اي بسيار كهن، از توان بيشتري نسبت به اختلاف در زبان محاوره‌اي برخوردار است.

هم‌چنين، در حمله صدام به ايران كه در يكي از بحراني‌ترين دوران تاريخ معاصر ايران اتفاق افتاد، بار ديگر ثابت شد كه اختلاف در زبان ميان تيره‌هاي ايراني، دليلي بر جدايي‌خواهي نيست. با اين‌كه نيروهاي نظامي عراق توانست به سرعت خود را به دروازه‌هاي اهواز برساند، كم‌‌ترين همبستگي از جانب ايرانيان عرب زبان با نيروهاي متجاوز مشاهده نشد. اين مردم شهرها و روستاهاي خوزستان بودند كه بيش از رسيدن نيروهاي نظامي ايران، در مقابل اين تجاوز به طور خودجوش دست به مقاومت زدند. پاره‌اي از اين نيروها، عرب زبان بودند. لازم است توجه شود كه ايرانيان عرب زبان و ديگر تيره‌هاي ايراني، در اين واقعه يك بار ديگر همبستگي ملي خود را به نمايش گذاردند اما در باره‌ي برخي گروه‌هاي سياسي تشنه‌ي قدرت، قضيه عكس بود.

فدراليسم و مردم‌سالاري

چگونه مي‌توان اين همبستگي را استحكام بخشيد؟ پاسخ به اين پرسش عبارت است از برقراري نظام مردم‌سالاري آزادانديش كه حقوق فردي و گروهي را حفظ كرده و با خود دادگستري مستقل را به ارمغان آورد. اما بايد در نظر داشت كه ارزش‌هاي آزادانديشي. حافظ حقوق فردي است نه آن‌كه حقوق بيش‌تري را براي برخي ضمانت كند. هر نوع خط‌كشي و جدايي به همراه خود خواست‌هايي جدا و بيش از بقيه، طلب مي‌كند. تقسيمات كشوري به صورت فدراليسم و در صورت حادتر آن، با مناطقي خودمختار، خواستار قدرتي بيش از ديگر نقاط كشور خواهند شد.

به تجربه‌ي فدراليسم در آمريكا كه جامعه‌اي است ليبرال با دموكراسي جا افتاده، نگاه مي‌كنيم. در آمريكا با اتحاد كلني‌ها، در محدوده‌ي خاصي، ايالت‌ها به وجود آمدند و از اتحاد ايالات، كشور به وجود آمد. بر اين مبنا، ايالات بدون توجه به جمعيت و يا توان توليدي، به صرف اين‌كه يك واحد حقوقي مجزا بودند، بسياري از امتيازات خود را حفظ كردند. هر ايالت داراي دو نماينده در مجلس سناست و دوره‌ي نمايندگي شش سال است. شهر واشنگتن به عنوان پايتخت، بي‌طرف بوده و نماينده‌اي ندارد. بدين‌سان كاليفرنيا با جمعيت 33871648 نفر داراي دو نماينده (و يا هر 17 ميليون نفر يك نماينده) و ايالت وايومينگ با 493782 (و يا هر 247 هزار نفر يك نماينده)، نيز دو نماينده دارند.3 به عبارت ديگر هر فرد در ايالت وايمينگ 69 برابر يك آمريكايي كه در ايالت كاليفرنيا زندگي مي‌كند، قدرت تاثيرگذاري بر انتخابات را دارد. قدرت تاثيرگذاري يك فرد در ايالت وايومينگ، بر انتخابات مجلس سنا چندين و چند برابر تاثيرگذاري فردي است كه در شهر واشنگتن زندگي مي‌كند. اگر از جنبه‌ي اقتصادي نگاه كنيم به همين نتيجه، مي‌رسيم. كاليفرنيا ششمين قدرت اقتصادي جهان و با يك تريليارد و سيصد و سي ميليارد دلار توليد ناويژه‌ي داخلي، همان‌‌قدر در مجلس سنا حضور دارد كه ايالت ورمونت با 18 ميليارد دلار توليد ناويژه داخلي. شهر واشنگتن با 60 ميليارد دلار توليد ناويژه داخلي، هيچ‌گونه حضوري در مجلس سنا ندارد.4

در انتخابات رياست جمهوري در سال 2000، نامزد انتخاباتي كه بالاترين راي را در سطح كشور به دست آورد، به مقام رياست‌جمهوري دست نيافت. كسي كه بالاترين امتياز انتخاباتي ايالات را به دست آورد به اين مقام انتخاب شد. روشن است كه فدراليسم در آمريكا، به حريم دموكراسي كه تضمين كننده برابري در حق انتخاب كردن و شدن دارد، تجاوز كرده است. بايد توجه كرد كه مرزبندي ايالات مختلف آمريكا بر مبناي قومي و زباني نبود. اما با اين همه امتيازات زيادي را براي خود حفظ كرده است. مي‌توان تصور كرد كه اگر عامل قومي و زباني هم در آن مداخله داشت، تضمين حقوق بيش‌تر، تا كجا مي‌توانست پيش رود. به نمونه‌هاي كبك در كانادا و باسك در اسپانيا توجه شود كه به نظر مي‌رسد حتا خودمختاري هم ديگر، كافي نيست.

پايه خودمختاري و يا فدراليسم، عبارت از مجزا بودن و امتيازات ويژه داشتن است. از اين رو، هميشه اين مساله با يك دسته مسايل اقتصادي، همراه است كه در نهايت، حق ويژه نسبت به درآمد كشور و سهم بيش‌تر در هزينه كردن آن است. امروزه اين امر به شدت خود را در عراق نشان مي‌دهد، بدون اين‌كه بخواهيم همبستگي ملي در عراق را با ايران بسنجيم. قسمت‌هاي كردنشين خواستار تمامي درآمد و يا حداقل بخش عمده‌ي درآمد نفت هستند. هم‌چنين، خواستار درآمدهاي گمركي منطقه خود كه هم‌جوار كشورهاي ديگر است، مي‌باشند. اين تقسيم درآمد بدون در نظر گرفتن اولويت‌هاي كشور است. يا اين حقيقت كه بسياري از نقاط داراي منبع درآمد خاص نبوده و براي ايجاد اشتغال در آن مناطق، نياز به سرمايه‌گذاري بيش از معمول دارد كه تنها دولت مركزي خواهان انجام آن است. نمونه بارز در ايران بلوچستان است كه منابع طبيعي‌ هم‌ترازي مانند نفت نداشته و سرمايه‌گذاران خصوصي، شايد رغبت كمي براي سرمايه‌گذاري دارند. از سوي ديگر، خوزستان مي‌تواند در مورد تنها منبع ارزي كشور ادعاي بسيار بالايي داشته باشد. اين حركت درست برعكس خواست ملت ايران كه كاستن از كانون‌هاي تنش باشد، حركت مي‌كند زيرا به دنبال خود اختلاف درآمد بالاتري در نقاط مختلف كشور، به همراه خواهد آورد. مسايل ديگر اقتصادي مانند نظام مالياتي و طريق تقسيم آن، برخورد و تعارض آن با دولت مركزي از ديگر موارد است.

مسايل حقوقي كه هرگونه خط‌كشي و در نهايت امتياز بر مبناي قومي و زباني ايجاد مي‌كنند و جدايي دستگاه‌هاي حافظ نظم عمومي و اجراي قانون و تقسيم آن به وظايف در حد دولت فدرال و مركزي، كانون مساله آفرين دايمي خواهد بود. قدرت دولت مركزي به طور دايم به چالش طلبيده خواهد شد. دوباره‌كاري، تعارض و برخورد، اجتناب‌ناپذير خواهند بود. موارد اختلاف بين قوانين محلي و مركزي چگونه حل خواهد شد؟ آيا قوانين مركزي بر قوانين فدرال برتري خواهند داشت يا خير؟ اگر پاسخ مثبت باشد كه باز هم «ستم بر ملت‌ها»؟! پابرجاست. اگر قوانين  محلي دست ‌بالا را داشته باشد كه در آن هنگام، ايالات مختلف داراي قوانين متفاوت خواهند بود. اين امر هم‌اكنون در آمريكا هر روزه مشاهده مي‌شود. به عنوان نمونه قوانين ازدواج، طلاق، سرپرستي كودكان، تقسيم دارايي خانواده در هنگام طلاق و بسياري از موارد ديگر در ايالات مختلف متفاوت است كه خود مسايل بسياري ايجاد كرده است. حقوق «اقليت‌ها» در اين واحدهاي خودمختار و «تحت ستم» قرار گرفتن آنان، مساله‌اي خواهد بود كه دور از تصور نيست.

تقسيمات كشوري

مردم‌سالاري آزادانديش پايدار بايد از پايين، يعني از محل زندگي ريشه دوانده تا به سطوح بالاتر برسد. تقسيمات كشوري در اجراي گسترش دموكراتيك امور و تمركززدايي، بايد در سطح زيست‌گاه باشد. اداره هر زيستگاه در محل و ضامن آن شوراي محلي خواهد بود. بدين‌ترتيب، دو پايه اصلي مردم‌سالاري كه مشاركت و آزادسازي باشد، خواهد توانست در درازاي زمان ريشه دوانده و به سوي سطوح بالاتر حركت كند. نبايد تنها وجه آزادسازي را در نظر گرفت و مشاركت كه مفهوم آن از سطح محلي آغاز مي‌گردد، به دست فراموشي سپرده شود. بدون مشاركت همه جانبه ملت، مردم‌سالاري لنگ خواهد زد. پس، تقسيمات كشوري برپايه‌ي جلب مشاركت عمومي و تمركززدايي بايد انجام گيرد و در نهايت با هدف افزايش همبستگي ملي كه بتواند جامعه را آماده پاسخ‌گويي به توان بالقوه ايران، نمايد انجام گيرد. جهان پيش‌رفته، در حال ادغام بيش‌تر در يك‌ديگر و ايجاد همبستگي بيش‌تر، ميان جوامع خود هستند. روند اين جهان در جهت برداشتن خط‌كشي‌هاست.

به نمونه‌ي اروپا توجه كنيم. كشورهاي اين قاره تا پايان جنگ دوم جهاني، سده‌ها در نبردهاي خونين و خانمان برانداز درگير بودند. با برقراري مردم‌سالاري آزادانديش و پاگيري اقتصاد بر مبناي بازار در اروپاي غربي، اين كشورها توانستند در آغاز بازار مشتركي براي كالاهاي خود به بوجود آورند كه در حال حاضر تبديل به اتحاديه اروپا شده است.

كشورهاي اروپاي شرقي كه تنها تا پانزده سال پيش در مقابل نيروهاي غربي صف كشيده بودند، برخي از آنان اكنون وارد اين اتحاديه شده‌اند. مردم‌سالاري توانسته است همبستگي لازم براي برداشتن گمركات، آزادي بازرگاني و سرمايه‌گذاري، آزادي حركت نيروي كار و در بخش عمده‌اي از آن برقراري نظام يكسان پولي را فراهم كند. مردم‌سالاري، نيروي محرك براي برداشتن امتيازات، مرزها و كاستن دايم از خط‌كشي را فراهم كرده است. در ميان اين كشورها، با وجود تمام خصومت‌هاي تاريخي و قتل‌عام‌هاي صورت گرفته در گذشته نه چندان دور، اينك در سايه مردم‌سالاري،‌ همبستگي رو به استحكام است.

ما در ايران اين همبستگي را از گذشته‌هاي بسيار دور داشته و داريم كه با ملات تاريخي هزاران ساله، پرتوان و استوار شده است. وظيفه‌ي ما، كوشش در نگاهداري اين موهبت است كه به آساني به دست نيامده است. در پرورش آن بايد بكوشيم. خواست تاريخي ملت ايران يعني دست‌رسي هم‌زمان به استقلال و آزادي در سايه استحكام همبستگي ملي است كه به نوبه خود در گرو، ريشه‌گيري مردم سالاري است.

ايران وظيفه دارد كه نه تنها مردم‌سالاري را در چهارچوب مرزهاي سياسي خود برقرار كند، بلكه در راستاي افزايش امنيت ملي، با تمام توان در برقراري مردم‌سالاري در كنار مرزهاي خود كوشش كند. چنين امري در حال حاضر بسيار دور از دسترس است. از اين گفته، كوچك‌ترين نظري درباره تغيير مرزها و يا ادعاي سرزميني نبايد برداشت شود. اما بر مبناي منافع دراز مدت ملي و دفاع از حقوق تيره‌هاي ايراني كه در خارج از مرزهاي سياسي كشور زندگي مي‌كنند (به طور مشخص بايد از آذري‌ها و كردها نام برد) بايد به كوشش پيگير خود ادامه دهد. ايران و تمامي منطقه به برقراري مردم‌سالاري و حكومت قانون، بيش از هر چيز ديگر نياز دارند.

 

پي‌نوشت‌ها:

1ـ اسناد وزارت خارجه آمريكا،

791.91/1.1046 Telegram, The Ambassador in Iran (Murray) to Secretary of State, Tehran, January 10, 1946

2ـ نمره 4910 كه طي شماره 225 در تاريخ 10/11/1384 در وزارت خارجه به ثبت رسيده است.

3- آمار سرشماري رسمي آمريكا، بر مبناي موقعيت آوريل سال 2000

US Bureau of Economic Analysis

 

برگرفته از :مركز پژوهش هاي كاربردي

 

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
 
رويه نخست
رايانامه
بايگاني
درباره اين تارنما
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________
شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد.
بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم

_________________________

نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!!
www.paniran2.blogfa.com
________________________
ایرانی .....
باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود .
ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد .
خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است .
اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید :

فلات ایران به زیر یک پرچم

##################
آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد.

پيوندهاي روزانه
فهرست نوشتارهای پان ایرانیست خوزستان
دانلود تاريخچه نهضت- مكتب و حزب پان ايرانيست(pdf)
نرم افزار فیلتر شکن بسیار قوی v.p.n با استفاده آسان
برنامه فیلتر شکن فری گیت free gate بسیار قوی
شعارهای پان ایرانیستی نقش بسته بر روزنامه های ایران
تصاویر و فیلم حماسه 10 اردی بهشت روبروی سفارت امارات
برنامه فيلتر شكن جدید بسيار قوي فيلتر نشدنی پرقدرت قوی قوی
با پان ایرانیست آشنا شویم
بايگاني پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بايگاني جُستاري
یادواره ها،جشنها،روزهاي مهم تاريخ
فرهنگی اجتماعی
بیانیه هاي حزب پان ايرانيست
اخبار روز
نوشتارهاي پان ایرانیستي
دریافت(دانلود) کتاب ، آوا ، نما
دسیسه های ضد ايراني
پاسخ هاي پان ايرانيستي
بخش سرور ابوالفضل عابدینی
عهدنامه های ایران (جدید)
نوشتارهاي ناسيوناليستي
میراث فرهنگی
سرور ويدا دهقانيان
سروده هاي ميهني
ويدئوهاي بنياد پان ايرانيسم- تهران 1386
اسناد حزب پان ایرانیست
سروده هاي ميهني
آلبوم تصاوير پان ايرانيست
پيوندها
پان ایرانیست خوزستان2 بدون فیلتر
تارنماي رسمي حزب پان ايرانيست
کتابخانه ی حزب پان ایرانیست
وبلاگ رسمی حزب پان ايرانيست
پان ايرانيست دفتر اروپايي (انگليسي)
اخگر (سرور منوچهر یزدی)
پان ایرانیست تبریز (فرمان آریا)
پان ایرانیست کرمان
پان ایرانیست ارومیه
پان ايرانيست كردستان(بژی ایران)
پان ایرانیسم سرافراز ایستاده در تاریخ(سرور عابديني)
حماسه چالدران (سرور آتروپات)
اقتدارملی (سرور کیان مهر)
جوانان پان ايرانيست اراك
میهن و ملت (سرور برگزیده)
پايندگي (سرور پيشداد)
ایران شمالی (رسول اردبیلی)
دادگران پان ايرانيست
كاوه اهوازي (سروركاوه)
کشورهای پارسی زبان(سه گانه پارسی)
به ایران بیاندیشیم (سرور شاپور)
روزنامک (مسعود لقمان)
آذر ایران (سهند کريمي)
تاريخ, جشن ها و زبان پارسي (کوروش محسني)
ای ایران (آریو برزن)
ذوالقرنين (پاسخ به ناصر پور پيرار)
نشريه الکترونيکي زرتشت (کیوان افشین جو)
یاران ایران جوان (روزبه)
زرتشت وايران باستان (مهرداد پارسايي)
پايگاه پژوهشي آريابوم
پايگاه فرهنگي تاريخي کشور پر افتخار ايران زمين
ایران نامه (دکتر شاهین سپنتا)
همه گیتی تن است و ایران دل(ایران دخت)
آريا منش(داريوش)
کتابهاي رايگان فارسي
تاريخ و ادبيات ايران زمين(محسن قاسمي شاد)
آزرگشنسب
ايران زمين (آريو برزن)
سرزمین ما (اشکان)
پروفسور منوچهر جمالي
پایگاه اطلاع رسانی یادمانهای دشت پاسارگاد
حق و صبر (آنتي پور پيرار)
دانلود انواع نرم افزار
آنچه نمي خواهند شما بدانيد(سايت افشا بدون فيلتر)
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
من می‌اندیشم پس هستم (بهرام ساسانی)
تاریخ ایرانیان در این روز(دکتر نوشیروان کیهانی زاده)
به نام خداود خرد
اصغرآقا(اشعار کمدی سیاسی هادی خرسندی)
باهماد ٍآزرآبادگان جاوید
زرتشتی ایران(شهریار)
نشانی تارنماهای مختلف خبری و..
پژوهش های ایرانی(رضا مرادی قیاس آبادی)
درفش كاوياني (كتابخانه)
بردیا نیوز
انوش راويد
از ريشه ها تا ميوه ها(داراب)
تاريخ باستان(الهام)
بنیاد نیشابور(دکتر فریدون جنیدی)
سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران
بهرام مشيري
احمد کسروی
شاهنامه ی فردوسی
سرزمین پارسیان(فرید شولی زاده)
شاهنامه و ایران
دكتر حمید احمدی
تاریخ، عرفان، مذهب، زن (سارا)
پاسارگاد 2 (مريم)
تارنمای خبری تبریز نیوز(پیمان پاکمهر)
آنچه بايد بدانيد(كتاب خانه)
هوادان كانال يك
یاردبستانی(سرور نوشین جعفری)
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
خبرگزاری ایرانویچ
پاسداران فرهنگ ایران
ژنرال (طنز ضد پان ترک)
امروز برخیز (بچه های ایران)
جسم آزاد روح دربند (بردیا فروهر)
بنیاد ایران ما (فرزین رحیمی)
بلاگ نیوز
میرزای ایرانی
انعكاس اخبار،طنز،عكس،انتقاد
زنداني 209 (كيانوش سنجري)
آنتی پان ترک
تارنماي خبر ایران ب ب ب
رويداد (افشين)
آريانا (آريابد)
ايران جاودان (ساناز)
ايران برتر از همه (سياوش)
نژادگان (ساسان)
آرتش شاهنشاهی ایران
خاك و خون(اردشير)
پير خرابات (پرچم دار)
نسل سوخته (دنيل)
بهشت گمشده آرياييان (مهران)
مزرپرگهر‌ (بزرگمهر ايراني)
داريوش همايون
شرم نامه شاملو
تیرداد بنکدار
جستاری در گیتی (نازنین متین)
نسل خاموش2
نیمه گمشده من (آرش جهانشاهی)
ایران تالشستان
آينده روشن(مهدي رفعتي)
وبلاگ خبری ایران آزاد
پيش به سوي همبستگي ملي
سپنتا آرمئيتي (پيامبر)
فرزندان ایران زمین
در راه میهن‌(کوروش سپنتمان)
پارسوماش (مهردادوآرش)
ايران آزاد (مسعود)
خبرگزاري ايسنا - خوزستان
روزنامه نور خوزستان
اخبار فارسی - ایران و جهان
تاریخ ایران (امیرحسین)
چهره های ماندگار ایران زمین
سرور سالار سیف الدینی
تُکتم عیوقی
سمرقند (شاهزاده)
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان
زیباترین عکس ها از ایران
روزهای بی عزا (میلاددهقان)
جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران
هواداران کانال یک
ایران سرزمینم (نوید)
ایران . تاجیکستان . افغانستان
آمستريس
ايران باستان
كتابهاي رايگان فارسي
استوره گان (رامین)
جنبش ايران فردا
رضا فاضلي
مؤسسه مطالعات کشورهای وارث تمدن ایرانی
انجمن دوستی ایران و تاجیکستان
وارثان کوروش
مرکز پژوهش های کاریردی (دکتر تالع)
باهماد آزادگان
arabian gulf
خليج العربي
امضای تومار اینترنتی برای خلیج پارس
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی(حسین رمضانی)
ایران میهنم
مهر خوزستان
ديكشنري آنلاين انگليسي و فارسي
دانلود يوتيوب 1
دانلود يوتيوب 2
دانلود يوتيوب(تبديل فايل و پخش)
تبديل يوتيوب به فايل دلخواه
امید عطایی فرد
انقلاب به روايت تصوير
شهربَراز
خبرنامه اميركبير
انجمن زندانیان سیاسی
پخش آنلاین تلویزیون های ایران
رادیوی اینترنتی کانال یک به صورت زنده
بدون سانسور (فرهاد)
جمعيت خرد پيشه گان ريشه اي ايران
فاجعه هسته اي(دست اندركاران هسته اي ايران)
كتابهاي رايگان فارسي
پان ايرانيست در ياهو 360
لغت نامه دهخدا
مهر ميهن
دانشجويان آزاد انديش اصفهان
اتحاد ايرانيان
بهرين (سرور بابك)
كتاب فارسي
موسسه مطالعات روسيه، آسياي مركزي و قفقاز
ناگفته هاي انقلاب 57
وزارت خارجه اسراییل به زبان فارسی
آريابُد
آژانس ايران خبر
كاوه ايراني
همه چیز درباره گوگل به فارسی
زادگاه (امیر سپهر)
انجمن تخصصی فرهنگ و تمدن ایران زمین
ایران بان (فرزندان ایران زمین)
سرزمین سرد (میلاد روزخوش)
بانوي ايران زمين
پان ايرانيست بختياري (برديا بختياروند)
نشريه خبري تحليلي پژوهشي"طرح نو"
ميثاق آزاد
ای هرزه گیاه خاک ایران!
ستيز با خرافات (خِردوَرز)
خاطرات يك جنگاور آريايي
آزادي بيان و انديشه (كتابخانه)
حه وت كاني
آراسپ (بزرگمهر)
سرزمین سوخته (محسن)
راوي حكايت باقي(تاريخچه ترانه ها)
سرباز پان ايرانيسم (امير)
آنايوردوم ايران (عليرضا قره باغي)
روزنامه كارون (خوزستان)
سرباز وطن
ايراني آزاد (ميثاق آزاد)
نقده شهر مظلوم كردها
دانشجویان آزادیخواه ملی
عكس هاي ديديني از ايران
آنتي رجوي
ايران نوين (سرور همايون)
دانلود سخنراني هاي مذهبي
کتابهای ممنوعه (پيمان بزرگمهر)
نقشه هاي تاريخي خليج پارس
 








Powered by WebGozar


 RSS


آمار
آهنگ تارنما:ایران-استاد محمدنوري ________________________
 
**********  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب **********  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب