![]() |
|
![]() |
|
پاینده ایران
گوگل ارت(Google Earth) عبارت «خلیج عربی» را در کنار نام «خلیج فارس» اضافه کرد!
تبریز نیوز:سرویس جهان:رادیو زمانه - پژمان اکبرزاده: گوگل ارت (Google Earth) درتازهترین نسخهي خود، عبارت «خلیج عربی» را در کنار نام «خلیج فارس» اضافه کردهاست.
در تصاویر ماهوارهای «گوگل ارت»، پیشتر تنها عنوان «خلیج فارس» به کار برده میشد ولی در زمان بزرگ نمایی تصویر منطقه، گهگاه این عبارت به «خلیج» تغییر پیدامیکرد. کاربرد تصاویر ماهوارهای «گوگل ارت» اخیراً در فعالیتهای پژوهشی و رسانههای جهانی، گسترش فراوانی یافته است.در پی اضافه شدن نام «خلیج عربی» در کنار «خلیج فارس»، درتارنمای تبادل نظر کاربران گوگل ارت، این اقدام، به بحثهای زیادی دامن زده است.
در حال حاضر، در گوگل ارت، چنانچه ماوس رایانه روی عبارت «خلیج عربی» قرار گیرد،گه گاه پنجرهای باز میشود که در آن نوشته شده: "در ایران و بیشتر دنیا به عنوان"خلیج فارس" شناخته میشود ولی به عنوان "خلیج عربی" هم شناخته شده است و برخیمنابع نیز آن را "خلیج" مینامند.".
تصمیم تازهي «گوگل ارت» هنوز واکنش رسمی نهادهای دولتی یا مستقل ایرانی را درپی نداشته است.
از بابت قرار دادن عبارت «خلیج عربی» در کنار نام «خلیج فارس»، اقدام کمابیش مشابهی از سوی سازمان نشنال جئوگرافیک در اطلس سال 2004 این سازمان صورت گرفت. نشنال جئوگرافیک، دلیل اضافه کردن این نام در کنار عنوان تاریخی «خلیج فارس» را "مصطلح شدن"آن عنوان کرد. این حرکت در پی واکنش ایرانیان مهاجر و در پی آن ها، واکنش مقامهای رسمی ایران، به حذف نام «خلیج عربی» از نسخه اینترنتی اطلس منتهی شد ولی نشنال جئوگرافیک در نقشهي اینترنتی منطقه، یادداشتی با این مضمون اضافه کرد:"نام تاریخی و متداول تراین آب راه، خلیج فارس است با این حال برخی آنرا خلیج عربی می نامند".
سازمـان ملل متحـد در دوبیانیـه،نام "خلیـج فـارس" (Persian Gulf) را به عنوان تنها نام رسمی این آب راه اعلام کرده است. در خارج از ایران نیز، یک انجمن غیردولتی اینترنتی با عنوانPersian Gulf Onlineبه کوشش برای حفظ نام تاریخی این آب راه مشغول است.
به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي
پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
سرورعابديني از زندان آزاد شد
بخش سرور عابديني كه گزارش ها و گفتگو هاي پيشين در آن قرار گرفته است.
به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
۲۹ سال پس از اعلام آب و برق رایگان و پول نفت که به در خانه ها خواهد آمد..!!
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
چند سالي است زماني كه به روز۲۶بهمن (14 فوريه) نزديك مي شويم هياهوي جوانان در شهر تماشايي است. از اين فروشگاه به آن فروشگاه براي خريد هديه اي فانتزي و كادويي شيك و لوكس در رفت و آمد هستند.اگر از آنان بپرسي كه روزوالنتاين چه روزي است تاريخچه آن را بخوبي براي شما بازگو مي كنند اما نمي دانند كه ايرانيان باستان زماني بسيار پيشتر همين روز را در تاريخ خويش داشتند .اما ابتدا ببينيم داستان والنتاين خارجي چيست و سپس جشن سپندارمزگان چه بوده كه امروز از آن سخن مي گوييم: در قرن سوم ميلادي در روم باستان همزمان با اپراتوري ساساني در ايران ،سزار كلوديوس دوم فرمانروايي مي كرد كه انديشه هاي عجيبي داشت. او مي گفت كه سربازان مجرد بهتر پيكار مي كنند و از اين رو ازدواج را براي سربازان رومي ممنوع كرده بود و همچنين به هيچ كشيشي اجازه نميداد كه عشاق جوان را به عقد همديگر در آورد.در اين ميان يك كشيش به نام والنتيوس(والنتاين) مخفيانه پيوند ازدواج را ميان سربازان و دختران محبوبشان انجام مي داد.كلوديوس پس از آگاهي از اين خبر كشيش والنتاين را به زندان مي اندازد.كشيش در زندان دلبسته ي دختر زندانبان مي گردد.پس از محاكمه، كشيش به جرم جاري كردن عقد ميان عاشق ها،به مرگ محكوم شده و با قلبي عاشق اعدام مي گردد. از آن پس والنتاين به عنوان شهيد راه عشق معروف مي گردد و كم كم در باور مردم اروپا اين روز به نام روز والنتاين جاودانه مي گردد و عشاق در اين روز به نشانه مهر به يكديگر هديه هايي مي دهند. اما آيا شما از موضوع آگاه هستند كه قرن ها پيش از اين رويداد خود ايرانيان روز عشق داشتند!؟ما ايرانيان به عنوان ملتي كه هميشه جشن و سرورو پايكوبي داشته اند در نزد جهانيان زبانزد بوده ايم حدود دوهزار سال پيش از والنتاين روزي به نام روز عشق يا همان جشن "سپندارمزگان" يا "اسفندار مزگان" داشته ايم كه در گاهنامه(تقويم) جديد ايراني همزمان يا 29 بهمن يعني سه روز پس از والنتاين خارجي! .چرايي اين روز به عنوان روز عشق اينگونه بوده كه در ايران باستان هر ماه سي روز بوده كه افزوده براين كه هر ماه يك نام دارد هر روز نيز يك نام داشته است. هر گاه نام روز با نام ماه برابر مي گرديد آن روز را جشني بزرگ مي گرفتند.براي نمونه روز 16 هر ماه به نام مهر است و چون روز مهر با ماه مهر همزمان است جشن مهرگان در شانزدهم مهرماه است.روز اولِ ماه "روز اهورامزدا"، روز دوم روز بهمن"(تندرستي،انديشه)، روز سوم "اَردي بهشت" به معني راستي و پاكي،روز چهارم شهريور يعني"شاهي و فرمانروايي آرماني،روز پنجم "سپندارمز" بوده است.سپندارمز لقب ملي زمين و به معني گستراننده،مقدس،فروتن و زمين نماد عشق است زيرا با فروتني و گذشت به همه عشق مي ورزد،زاينده است و همه را چون مادري در دامان پرمهر خود مي پرورد. به همين دليل در فرهنگ باستان "اسپندارمزگان" را به عنوان نماد عشق مي پنداشتند. بر ما ايرانيان است جشني را كه ريشه در تاريخ و فرهنگ كهن سال و با شكوه مان دارد گرامي داشته و از اين پس به جاي روز 26 بهمن يا والنتاين خارجي، روز 29 بهمن يا جشن تاريخي و ايراني اسپندارمزگان را گرامي بداريم. پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
تصاویری تلخ از اعدام ارتش ایران،اعدام های انقلاب،امیران ارتش ایران که به جوخه های عدام سپرده شدند.همان های که امام فرموده بوداگر به مردم بپیوندند آنها را خواهد بخشید و با آنها کاری ندارد. بینندگان گرامی این پست سنگین است وباز شدن این صفحه ممکن است کمی به درازا بکشد اما با شکیبایی و دقت آنرا بخوانید و ببنیید و فیلم ها انتهای نوشتار را هر گونه که می توانید دانلود کرده و ببینید تا برخی حقایق بر شما آشکار گردد. سخنرانی امام خمینی به مناسبت سالگرد تولد حضرت محمد (ص) در سال ۱۳۶۱ ما خلیفه میخواهیم که دست بِبُرد و حَدّ بزند و رَجم کند. یوم الله واقعی روزی است که امیرالمومنین علیه سلام شمشیرش را کشید و خوارج را از اول تا به آخر درو کرد و تا به آخر کشت. ایام الله روزهایی است که خداوند تبارک و تعالی یک زلزله ای وارد میکند، یک سیلی را وارد میکند، یک طوفانی وارد میکند، به این مردم شلاق میزند که آدم بشوید. امیرالمومنین اگر بنا بود مسامحه کند شمشیر نمیکشید تا ۷۰۰ نفر را یکدفعه بکشد. در حبسهای ما هم بیشتر این اشخاص هستند که مفسدند. اگر ما اینها را نکشیم هر یکیشان که بیرون برود آدم میکشد. اصلاً آدم نمیشوند اینها( همان شد که در تابستان ۶۷ همه زندانیان سیاسی را قتل عام کردند).... شما آقایان علما چرا فقط سراغ احکام نماز و روزه میروید؟ چرا هی آیات رحمت را در قرآن میخوانید و آیات قتال را نمیخوانید؟ قرآن میگوید بکشید، بزنید و حبس کنید. چرا فقط شما همانطرفش را گرفته اید که صحبت از رحمت میکند؟ رحمت مخالفت با خدا است... محراب یعنی محل حرب یعنی مکان جنگ. از محرابها باید جنگ پیدا شود. چنانکه بیشتر جنگهای اسلام از محرابها پیدا می شد. پیغمبر شمشیر داشت تا آدم بکشد. ائمه ما همگی چندی نظامی بودند. همگی جنگی بودند. شمشیر میکشیدند آدم می کشتند... همانطور که رسول الله دست میبرید، حد میبرید، رجم میکرد و همانطور که یهود بنی قریظه را چون جماعتی ناراضی بودند قتل عام کرد. اگر رسول الله فرمان داد که فلان محل را بگیرید، فلان خانه را آتش بزنید، فلان طایفه را از بین ببرید، حکم به عدل نموده است... زندگی بشر را با قصاص تامین کرد، زیرا حیات توده زیر این قتل قصاصی خوابیده است. با چند سال زندان کار درست نمیشود. این عواطف کودکانه را کنار بگذارید! ما خلیفه میخواهیم که دست ببرد و حد بزند و رجم کند. کمونیست کثیف و خائن به ملت ایران (آیت اله)کیانوری نوه شیخ فضل اله نوری مرتجع دروان مشروطه هم ضمن تعریف و تمجید از امام که در روزنامه کیهان چاپ شد به ایشان هشدار می دهد که حواست به کودتای ارتش باشد!!شگفتا که همه دشمنان ملت ایران پشت سر امام صف کشیده اند
در زیر باران گلوله های داغ پاشیده بر این خاک بذر هزاران باغ آنان که بی پروا جان را فدا کردند در شوره زار تن جنگل به پا کردند در بستر تاریخ از خون این یاران حماسه می جوشد از چشمه عصیان آن لحظه که دژخیم فرمان آتش داد سیلاب آزادی با خون براه افتاد در لحظه ی اعدام معراج این یاران فریادشان این بود پاینده باد ایران
دانلود فیلم محاکمه تیمسار رحیمی توسط ابراهیم یزدی(17 مگابایت) حتما ببینید (بخش کوتاه) دوستان گرامی این فیلم را که گنجایش کمی هم دارد(1 مگابات) حتماً ببینید که مجاهدین خلق چگونه دست خود را در خون گوسفند می زنند و با شعارهای انقلابی از جنایت های شاه دم می زنند و مردم ساده را تحریک می کنند!(با سپاس فراوان از سرور حجت) (پیوند دوم برای دریافت ) در صورت دانلود نشدن هر یک از فیلم ها و یا فیلتر شدگی پیوندها، پیام بگزارید تا از راه ایمیل برای شما بفرستم. دانلود سخنان امام خمینی که با تصویر میکس شده (۷ مگابایت) بخش های پیشین در باره شورش ۵۷ انقلاب به روایت تصویر - بخش نخست انقلاب به روایت تصویر - بخش دوم انقلاب به روایت تصویر - بخش سوم
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران خائنین به ملت ایران را بشناسیم خوب نگاه کنید این همان ابراهیم یزدی است...دبیر کل نهضت(خائنین به) آزادی کالبد شکافی نهضت آزادی به قلم سروردکتر منوچهر یزدی را بخوانید.
این یکی از همه شگفت انگیزتر است که حزب خیانتکار توده که سر در آخور شوروی داشت به جمهوری اسلامی رای مثبت دهد!!!!!حزبی کمونیستی که خدا را منکر است چگونه با اسلام گرایان همراه می گردد؟ آقایان باز هم بگویید توطئه ای در کار نبوده است. کنفرانس گوادالوپ برای سرنگونی اقتدار ملت ایران توهم است؟
لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید رستم و گودرز کو اسفندیاران را چه شد؟ زیر سم لشکر ضحاک پشت من شکست کاوه لشکر شکن کو شهسواران را چه شد؟
انقلاب به روایت تصویر - بخش نخست انقلاب به روایت تصویر - بخش دوم
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
فروپاشي اقتدار ملت ايران قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي؟! پيامي از محسن پزشكپو(پندار) تهران ـ امرداد ماه 1379 چندي پيش در اجتماعي بزرگ از همة كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران كه حتي بسياري از بانوان وابسته به بيت هاي رهبري سابق و لاحق نيز حضور داشتند، رهبر نظام جمهوري اسلامي شرح مبسوطي پيرامون چگونگي و دلائل و آثار طرح فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق بيان نمود، ايشان در اين اظهارات مبسوط نتيجه گرفتند كه: «... اين سيد اولاد پيغمبر (خاتمي) گورباچف نيست و نظام جمهوري اسلامي هم اتحاد جماهير شوروي نمي باشد...» به نقل از مضمون پيرامون اين مهم بيان مطالبي چند ضرور است: 1ـ زماني پيش از آن، مقارن بود با برپايي كنفرانس سران هفت كشور صنعتي جهان يعني دولت هاي «آمريكا، انگليس، ژاپن، آلمان، ايتاليا، فرانسه و كانادا» كه بهتر است اين هفت دولت را به نام ديرين آن ها كه براي ما ايرانيان و بسياري از كشورهاي جهان ستم كشيده و همة غارتگران و غارت شدگان جهان روشن است عنوان كشورهاي استعماري بيان كنيم يعني رؤساي دولت هاي شركت كننده در كنفرانس جنايتكار گوآدولوپ، كنفرانسي كه در آن تصميم جهان استعمارگر براي براندازي مديريت وقت ملت ايران در زير عنوان « بردن شاه » و آوردن دوره اي: « آنچه آنان انقلاب مي ناميدند» انجام شد. در اين كنفرانس كه محور اصلي آن هفت دولت استعماري و غارتگر فوق الذكر هستند در كنار صندلي هاي سران دولت هاي هفت گانة مزبور «صندلي هشتم» يعني صندلي ديگري قرار دادند كه قبلاً آقاي يلتسين روي آن تكيه زد و اكنون پوتين رئيس جمهور وقت دولت فدرال روسيه بر آن صندلي قرار مي گيرد؟! ادامه نوشتار |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
دانلود سخنرانی خمینی و وعده های شیرین آب و برق مجانی انقلاب به روایت تصویر بخش نخست حکومت الله برجهان...که با دروغ آغاز شد اینها نمونه ای از گفتار بانیان و هواداران دگرگونی شوم بهمن ۱۳۵۷ بوده اند. ببینید و قضاوت کنید آیا جریانی که با نام انقلاب وبا دروغ و فریب مردم آغاز می گردد می تواند درست و با راستی ادامه یابد یا باید همچنان با فریب و نیرنگ باشد ؟؟ اگر تصاویر روشن نیستند ذخیره کنید و سپس نگاه کنید در اندازه ای هست که بتوان نوشته ها را خواند
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
دانلود سخنرانی خمینی (فایل زیپ شده)
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
اماما رفتي و آرزوهايت برآورده نشد! دريافت فايل سخنان سيد روح الله خميني
ياران گرامي چارچوب فايل هاMp3 است و گنجايش آن ها بسيار كم شده و براحتي با اينترنت كم سرعت نيز دريافت ميگردند.اين سخنان را بدقت گوش دهيد تا روزهاي آينده آنچه كه دراين سخنان براي ملت فريب خورده ايران گفته شد با آنچه از چند روز پس از آن رخ داد را با زبان تصوير بسنجيم...
12بهمن 1357 در بهشت زهرا در مورد آب وبرق مجاني در مورد پيوستن ارتشيان به انقلابيون
به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
امام آمد متن سخنان آيت الله خميني در بهشت زهرا در روزهاي آينده ديدن از تارنما را فراموش نكنيد با تصاویر اعدام های ارتشیان و فیلم و صداهای فراموش نشدنی تا روز واقعه(۲۲ بهمن) بروز می شویم
ما علاوه بر اينكه زَندگي مادي شما را ميخواهيم مرفه بشَد، زَندگي معنوي شمارا هم ميخواهيم كه مرفه باشد! شما به معنويات احتياج داريد.. معنويات مارا بردند اينها ! دلخوش نباشيد كه مسكن فقط ميسازيم. آب و برق را مجاني ميكنيم(!). اتوبوس را مجاني ميكنيم(!). دلخوش به اينمقدار نباشيد! معنويات شما را .. روحيات شما را ..عظمت ميديم ..شما را به مقام انسانيت ميرسانيم.. اينها شما را منحط كردند.. اينقدردنيا را پيش شما جلوه دادند كه خيال كرديد همه چيز اين است! ما هم دنيا را آباد ميكنيم هم آخرت را! يكي از اموري كه بايد بشد همين معناست كه خواهد شد. اين دارايي از غنايم اسلام است و مال ملت است و مستضعفين .. و من امر كردم به مستضعفين بدهند و خواهند داد! و پس از اين هم تغييرهاي ديگر در امور خواهد حاصل شد لاكن يه قدري بايد تحمل كنيم .به اين نغمه هاي باطل گوش نكنيم! اينها حرف ميزنن، ما عمل ميكنيم!!! اونها شمارو ميخوان دلسرد كنن از اسلام! اسلام پشتيبان شماست! ما پس از اين راجع به بانكها هم طرحهايي داريم كه از اون وضع رقت بار برگردد. از اون وضع استعماري برگردد. ما بايد تمام اين كاخهاي اين وزارتخانه را .. وزارتخانه ها را كه ميليونها ميلياردها (!) مال ملت دَرش ثبت شده است، بايد اينها تبديل بشَد به كيف معتدل اسلامي! اين فرم فرم خارجيست، فرم اجنبي است! فرم طاغوت است .. در دادگستري كاخ درست شده است ،لاكن دادگستري نيست، دادخواهي نيست، فقط كاخ است!!! بانكها به تدريج بايد تعديل بشد و ربا به كلي قطع بشد! من بايد به مصادر امور بگم كه .. اخطار كنم (!) كه اينقدر ضعف نفس به خرج نديد! دنبال اين نباشيد كه فرم غربي پيدا كنيد! بيچارگي ما اين است كه دنبال اين هستيم كه فرم غربي پيدا كنيم (!)، دادگستري ما دادگستري غربي باشد، قوانين ما قوانين غربي باشد.! اينقدر ضعيف النفس نباشيد! اونهايي كه فرم غربي را بر فرم الهي ترجيج ميدن اينها از اسلام اطلاع ندارد! اونهايي كه ميگن نميشد اسلام را در اين زمان پيدا كرد براي اينكه اسلام را نشناختند! نميفهمن چي ميگن! ما مبارزه با فساد ميكنيم. فحشا را قطع ميكنيم .مطبوعات را اصلاح ميكنيم ! راديو را اصلاح ميكنيم تلويزون را اصلاح ميكنيم سينما ها را اصلاح ميكنيم ! . تمام اينها به فرم اسلام بايد باشد. تبليغات تبليغات اسلامي، وزارتخانه ها وزارتخانه هاي اسلامي، احكام احكام اسلام، حدود اسلام را جاري ميكنيم. خوف از اينكه غرب نمي پسندد نميكنيم، غرب ما را خار كرد غرب روحيات ما را از بين برد. ما را غربزده كردند! ما اين غربزدگي را ميزدائيم تمام آثار غرب را، تمام آثار فاسده ، تمام اخلاق فاسده غربي را تمام نظرات باطله غربي را......خواهيم زداييد ما يك مملكت محمدي ايجاد ميكنيم....." به اميد ايراني آباد وآزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
جشن سَدِه از جشن هاي باستاني ايران زمين و يكي از جشن هاي آتش است كه از اهميت زيادي برخوردار بوده است.جشن سده را به پيدايش آتش به دست هوشنگ پيشدادي نسبت داده اند كه فرزانه ي توس حكيم ابوالقاسم فردوسي در شاهنامه ي خويش از آن داستان بدين گونه ياد كرده است: یکی روز شاه جهان سوی کوه
پرشكوه ترين جشن سده پس از يورش تازيان به ايران زمين، در زمان آل زيار و به دست مردآويز (مردآويج) در سپاهان(اسفهان) به سال ۲۸۱ خورشيدي انجام پذيرفت. مردآویز به عنوان چهره درخشان تاریخ نهضت های ملی بیداری ایرانیان که اندیشه ای جز دستیابی به استقلال ملی و انقراض خلافت عباسی نداشت در بهمن ماه سال 281 خورشیدی در سپاهان ، دستور داد تا با هدف زنده کردن آیین های کهن ایرانی ، جشن سده در دو سوی زاینده رود ، آن چنان که شایسته نام کشور کهنی همچون ایران است، برگزار شود. برای برگزاری جشن، بزرگان ، بازرگانان ، امیرزادگان ، کشاورزان و مردمی که توانایی داشتند در فراهم آوردن هیمه و خار و مواد سوختنی و نفت اندازی و آتش افروزی و آتش بازی و تهیه خوراک های گوناگون و می ناب ایرانی مشارکت داشتند و به فراخور چندین بار هیزم گرد آورند. از دامنه کوه بزرگی که مشرف بر دشت سپاهان است تا فراز آن را از هیمه و خار پوشاندند چنان که چون بر آن هیمه آتش افکنند همه کوه به یک باره غرق در نور و شادی شود .در گرداگرد شهر نیز تا آن جا که مقدور بود « گز » توده ساختند و تنه های بزرگ نخل های خشکیده را از میان تهی ساخته و میان آن را از نفت و قیر پر کرده و با میله های آهنی به هم پیوند کردند. برفراز این تنه های نخل ، شمع هایی چون ستون قراردادند که فتیله هایی به ضخامت شمع های بزرگ داشت . در سراسر دشت زاینده رود و اطراف سپاهان ، بلندی ، تپه ، کوه و تل خاکی باقی نبود که از پشته های خار و هیمه گز و تنه نخل های پرشده از نفت و قیر ، پوشانده نباشد. بادبادک هایی به شکل پرنده های مختلف ساختند و هوا کردند که به دنبال خود فانوس یا شمع های فروزان را به بالا می بردند و در آسمان می درخشیدند . به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
(نوشتارهایی که در درباره خدمات حکومت پهلوی ها در این تارنما درج می گردد چه بسا مایه رنجش گروهی از خوانندگان شود. نخست اینکه این رویداد ها تاریخی است و باید به برخی از آنها چه خوب و چه بد(مانند روز واقعه 7 2بهمن ) پرداخته شود تا نسل جوان از آنچه در گذشته روی داده است آگاهی یابد.دوستان گرامی فراموش نکنید 53 سال حکومت پهلوی اول و دوم جزیی از تاریخ ماست و ما به روایت این تاریخ می پردازیم اگر مستند و درست می گوییم که هیچ... ولی هر آنجاکه پا از جاده ی انصاف بیرون نهاده ایم و یا دروغ نوشته ایم پاسخ دهید و در بخش پیام ها بنویسید.همانگونه که می بینید بخش پیام های تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان مانند دیگر تارنماهای سیاسی دارای تاییدیه نیست و می توانید آزادانه و با اخلاق پاسخ های خود را در برابر دید همگان بگزارید.) قدرت من قدرت شماست و قدرت شما قدرت یکپارچگی ملت ایران است که امروزه در دنیا مورد احترام قرارگرفته است محمدرشا شاه پهلوی در سخنرانی 6 بهمن
شرط الزامی و تخطی ناپذير تحقق يک دموکراسی واقعی در هر کشوری، اين است که آن کشور از اقتصادی نيرومند و سالم برخوردار باشد، و تا وقتيکه چنين پشتوانه ای برای آن تامين نشده باشد دموکراسی آن دموکراسی گرسنه ها و فقيرها، يعنی دموکراسی تشريفاتی بيشتر نخواهد بود. در سال 1922 ميلادی، ايران و ايرانيان با روی کار آمدن حکومت پهلوی در ايران آزمايش مشروطيت را با پی ريزی يک اقتصاد مدرن و منطبق با شرائط جهان قرن بيستم، و نه شرائط قرون وسطائی دوران قاجار، پايه های يک انقلاب واقعی يعنی تبديل شدن به يک قدرت منطقه ای بطور موفقيت آميز را تجربه کرد؛ قدرتی که در ستون فقرات دنيای غرب احساس شد و لرز بزرگی بر اندام آنها افکند.آنچه در سال 1357 در ايران پيشرو و پويا و بسيار موفق آنروز روی داد و به اصطلاح انقلاب 22 بهمن نام گرفت ازهمه جهات يک بازگشت قهقرائی به سوی قرون وسطی بود، از نظر اقتصادی نيز پيروی از اين فلسفه نبوغ آميز رهبر کبير انقلاب بود که «اقتصاد مال خر است، و اسلام از اين شوخی ها ندارد». ميان آنچه انقلاب مشروطيت يکصد سال پيش ايران اعلام کرد و در دنباله آن به استناد تاريخ دو مرد تاريخی در دوران پهلوی بنيان انقلاب پيشروئی را در ايران گذاشتند که با آنچه در 27 سال پيش انقلاب اسلامی ايران ناميده شد، بصورتی بکلی خلاف انتظار، تفاوت هست. بگذاريد اين تفاوت را از زبان کسی که منطقا هيچ ايرانی توقع شنيدن آنرا از جانب چنين کسی ندارد، بشنويم. زيرا وی سالها سفير تام الاختيار کشوری بوده است که ايرانيان آن را در پشت سر همه آخوند ها و همه توطئه ها و دسيسه های مذهبی خاور ميانه و بخصوص ايران ديده اند و همچنان می بينند. وی در يکی از ديدار های خود با محمد رضا شاه پهلوی، با لحن ظاهرا شوخی از شاه شنديده بود: «عجيب است که غالب مردم ايران معتقدند که اگر ريش يک آخوند عاليمقام را بالا بزنند زيرا آن خواهند خواند « Made in England » .! همين "سفير کبير فقيد" علياحضرت ملکه انگلستان، که نقشی اساسی در وا داشتن شاه به خروج از ايران ايفا کرد؛ يعنی Sir Anthony Parsons در کتابی بنام "غرور و سقوط" که بعد از مرگ محمد رضا شاه در سال 1984 در لندن منتشر کرده است می نويسد: «در تمام کتاب خودم، در اشاره به حوادث سال 1979 ايران اصطلاح انقلاب را به کار بردم، زيرا وسعت آن زلزله سياسی که در آنزمان در اين کشور روی داد کمتر از انقلاب فرانسه و انقلاب روسيه نبود. و با وجود اين، با ارزيابی عميق تری در اينباره، ميتوانم صريحا اظهار عقيده کنم که از چهار قرن پيش تا به امروز تنها يک انقلاب واقعی در ايران صورت گرفته است، و آن انقلابی است که به دست رضا شاه پهلوی آغاز شد و بدست محمد رضا شاه ادامه يافت، زيرا در تعبير من مفهوم يک انقلاب از ميان بردن يک نظم کهنه اجتماعی و برقراری يک نظم تازه و کاملا مخالف با نطام کهنه شده پيشين است، و اين درست همان کاری است که به دست رضا شاه انجام گرفت. در اجرای اين انقلاب، بافت سياسی کهنه ايران تغيير يافت. ارتشی مدرن با معيار های امروزی بوجود آمد که عنصر اصلی استقرار امنيت و استحکام سازمان های کشوری بود. قدرت ارتجاعی طبقه روحانيون تضعيف شد و يک دولت مرکزی نيرومند با سازمان های حکومتی دنيای نو بوجود آمد. و مهمتر از همه قدم های نخستين به جانب تبدليل سيستم قرون وسطائی اقتصاد بازار به يک سيستم اقتصاد مدرن صنعتی برداشته شد. اين تحول بخصوص در دوران فرزند او، محمد رضا شاه، در ابعادی بسيار وسيع تر و با شتابی بسيار بيشتر ادامه يافت، بطوری که ايران از صورت يک کشور عقب مانده کشاورزی بصورت کشوری با اقتصاد نيرومند و با سرويس های مصرفی و صنايع بنيادی پيشرفته و در عين حال برخوردار از آموزش عمومی و خدمات فراگير بهداشتی در آمد.» بر اين اساس، آنچه در سال های 1978 و 79 در ايران انجام گرفت يک انقلاب نبود، بلکه يک ضد انقلاب بود، برای بازگرداندن آن ساختار قرون وسطائی که 60 سال پيش از آن رضا شاه با آن به مبارزه برخاسته بود. و اين ضد انقلاب ظاهرا توانست چرخ زمان را به مدت لااقل 60 سال به نفع بيگانگان بخصوص انگلستان و کشور های استعمار گربه عقب برگرداند. و بازيگر اين تئاتر سياسی قرن ملايان و مذهبيون و به اصطلاح روشنفکران بوده اند. آنچه در پيوست می آید نمادی از يک انقلاب است که به حق بايستی آنرا بزرگترين دگرگونی به سود ملت دانست نه آنچه در 22 بهمن1357 (روزواقعه) رخ داد. نوشته:محمدرضا شاه پهلوی آریامهر بخش سوم :انقلاب سفید تا 1953 دوازده سال می گذشت که برای بقای ایران جنگیده بودم. قصد داشتم 25 سال دیگر برای تامین بقا و پیشرفت کشور وقت صرف کنم و اینک مایلم مراحل اساسی این مبارزه را تشریح کنم. در سرتاسر این مدت همواره تنها به یک هدف فکر می کردم که نه فقط هرگز آن را پنهان ننموده ام بلکه بر عکس علنا درباره اش سخن گفته ام و آن هدف این بود که ایران را به ملتی متجدد مبدل سازم و نخست رفاه مادی ملتمان را به صورتی فراهم اورم که روی کره خاکی شایسته داشتن آن می باشند و در همان حال، آرمان های اخلاقی و روحی انان را تقویت و حفاظت کنم. نخستین هدف ها: می دانستم که خواسته هایم با منافع نیرومند کسانی که حیاتشان به فقر و جهل مردم وابسته است در تضاد می باشد. ولی به رغم فشارهای خارجی و بی ایمانی و تخصیص نادرست منابع مالی عمومی و بی لیاقتی بعضی از حکومت هایمان، سرسختانه به تعقیب وظیفه ای که متعهد به آن بودم ادامه دادم. طی سی وهفت سال هیچ چیز مرا از انجام وظیفه ام باز نداشت نه گلوله تپانچه و نه رگبار مسلسل.در سال 1943 با وجود جنگ جهانی که در جریان بود و با وجود مشکلات دردناکی که بر من هجوم آورده بود تاکید کردم با توجه به موجبات واقعی و ریشه های بدبختی های عمیقمان باید به این پنج هدف برسیم: * نان برای همه * مسکن برای همه * پوشاک برای همه * بهداشت برای همه * آموزش و پرورش برای همه از تذکر این اهداف به دولت هایی که در پی هم آمدند و رفتند هرگز فروگذار نکردم و سرانجام ناچار شدم حصول این اهداف را با انقلاب سفید بر آنها تحمیل کنم.باید به خاطر داشت که تا تحولات 1960 من به جز فرماندهی کل قوا قدرت قانونی دیگری نداشتم. به محض اینکه قدرت انحلال پارلمان را به دست آوردم یعنی پس از سقوط مصدق می توانستم مراقب باشم که دولتهای جدید و میهن پرستی سر کار بیایند. با تعقیب 5 هدف فوق رفته رفته برنامه کامل تر و پر محتوی تری را طراحی کردم و در عین حال ضرروی ترین نیازها و و اقعی ترین امکاناتمان را در نظر گرفتم. به این ترتیب بود که نوزده اصل انقلاب سفید یکی پس از دیگری شکل گرفتند. سرانجام تراز پرداخت ها متعادل شد می دانیم که چرا نخستین برنامه هفت ساله ما که می بایست بین سالهای 1949 تا 1956 عملی گردد فروپاشید. ایران برای مصدق ویرانگر بهای گزافی پرداخت کرد. دومین برنامه هفت ساله که در سال 1954 آ؛از شد حاوی بخشی از برنامه اول بود و هزینه آن در حدود 70 میلیارد ریال ( اندکی کمتر از یک میلیار دلار) برآورد شده بود. در اصل برنامه دوم نیز می بایست از درآمد نفت تامین مالی بشود و لذا می بایست از منابع نفت و گازمان به نحو صحیحی بهره برداری کنیم و میان درآمد و هزینه تعادل برقرار شود. با وقوف بر این نکته برای تحقق برنامه به مدرنیزه کردن زیر بنای کشاورزی اولویت داده بودم. به همین جهت ایجاد سدها و نیروگاه های هیدروالکتریک و شبکه کاملی از کانال های آب رسانی و کارخانه های تولید کود شیمیایی در اولویت قرار گرفتند. طول خط آهن ما تا سال 1985 سه برابر شد در همان سال ما 5000 کیلومتر راه آسفالته و 30000 کیلومتر جاده های درجه دو داشتیم. به علاوه اینها، 2400 کیلومتر از خطوط لوله سراسری ایران نیز مورد بهره برداری قرار گرفت.می شد گفت که ایران به یک کارگاه بزرگ ساختمانی تبدیل شده بود.در همان سال نه تنها دیگر کسری تراز پرداخت نداشتیم بلکه برای نخستین بار در تاریخ ایران جدید مازاد مثبتی هم در آن دیده می شد. ارزش صادرات مان 4 میلیارد ریال بیش از وارداتمان بود. اصلاحات ساختاری «ما شیوه اختناق افکار و سلب آزادی های فردی و اجتماعی را برای پیشرفت ظاهری خود برنگزیده ایم. به عکس آنچه ما به عنوان اصول کار خویش برای آینده در نظر گرفته ایم اصلاحات وسیع اجتماعی، سازندگی اقتصادی، توام با اقتصاد دموکراتیک، پیشرفت های فرهنگی، همکاری بین المللی، احترام به معتقدات معنوی و به آزادی های فردی و اجتماعی است....» در 9 ژانویه 1963در برابر اولین کنگره تعاونی های کشاورزی که در تهران تشکیل شد نخستین شش اصل لازم برای انقلاب را ارائه نمودم: * اصلاحات ارضی: تقسیم زمین میان کسانی که در آن کار می کنند. * ملی کردن جنگل ها و مراتع * تبدیل کارخانه های دولتی به شرکت های سهامی و فروش سهام آنها به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی * مشارکت کارگران در سود کارخانه ها * اصلاح قانون انتخابات. مشارکت همگانی و به خصوص زنان در انتخابات. *ایجاد سپاه دانش از سربازان وظیفه فارغ التحصیل تا در روستاها به تدریس بپردازند.این برنامه در اصل برنامه ای عملی بود و در پاسخ به نیازمندی های ما و متناسب با ذهنیت و سنت هایمان و بر اساس اهمیت طراحی شده بود. این شش نکته یا اصل با سیزده اصل دیگر که نخست بر اساس امکاناتمان و سپس در پاسخ به نیازهای تازه ای که از این رهگذر پیدا شده بود کامل گردید. * ایجاد سپاه بهداشت. ( 21 ژانویه 1964). دانشجویان فارغ التحصیل پزشکی و دندان پزشکی مشمول خدمت وظیفه و پرستاران و غیره به رایگان به خدمت و آموزش در روستاها می پرداختند. * ایجاد سپاه ترویج و آبادانی( 23 پتامبر 1964) مشمولان وظیفه برای مدرنیزه کردن کشاورزی در روستاها و شهرها به خدمت می پرداختند. اعضای این سه سپاه مشترکا به سپاهیان انقلاب مشهور شدند. زنان و دختران داوطلب به آنان کمک می کردند.در قانون پیش بینی شده بود که در صورت کمبود داوطلب دختران جوان برای خدمت به میهن در یکی از سپاه ها به خدمت احضار شوند ولی همیشه داوطلب کافی، و اگر نگوییم بیش از اندازه موجود بود. * تاسیس دادگاه های روستایی مشهور به خانه های انصاف * ملی شدن آب ها * نوسازی و عمران شهری با همکاری سپاه ترویج آبادانی در 1975 این اصول اضافه شد: * فروش تا حداکثر 49 درصد سهام کارخانه های بزرگ به کارگران. سهام این کارخانه ها را کارگران بااستفاده از اوراق قرضه دولتی که به آنان داده می شد خریداری می کردند و از محل درآمد کارخانه این وام را می پرداختند. (ماه اوت) * حمایت از مصرف کننده مبارزه با تورم و گرانفروشی از طریق کنترل قیمت ها. * آموزش و پرورش رایگان و اجباری هشت ساله و ادامه آن مشروط به اینکه فارغ التحصیلان مازاد این هشت سال را که در دبیرستان و دانشگاه ها تحصیل کرده اند به کشور خدمت کنند.(ماه دسامبر) * تغذیه رایگان برای مادران نیازمند و نوزادان تا سن دو سالگی.(ماه دسامبر) * شمول تامین اجتماعی و مستمری دوران پیری به همه ایرانیان .(ماه دسامبر) و سرانجام در سال 1977 دو اصل جدید دیگر هم به کار گرفته شد: * مبارزه با معاملات سوداگرانه ارضی و اموال غیرمنقول این اصل به منظور جلوگیری از افزایش بی رویه قیمت زمین و آپارتمان و اجاره بها و ... بود. * مبارزه با فساد و رشوه خواری.
دانلود سخنان شاه فقید در مورد انقلاب سپید شاه و مردم(MP3 به گنجایش 600 کیلو بایت و زمان 3.5 دقیقه)
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
نتایج نگرسنجی
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی
پاینده ایران
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
با دسيسه هاي استعمار انگليس: ۱۵۰ سال پيش در چنين روزي سرزمين آريانا (افغانستان) از ايران جدا شد.
شكست هاي ايران از روسيه و بسته شدن عهدنامه هاي ايران و گلستان تركمانچاي و به دنبال آن نفوذ سياسي روسيه در دربا ايران،باعث نگراني و تشويش سردمداران دولت انگليس و حكومت هند گرديد،براي همين بايسته بود هر چه زودتر افغانستان به صورت حايل و حد فاصل و حريم امنيت هندوستان در آيد. در همه پيمان هاي كه در فاصلهء سالهاي 1800 تا 1814 ميان دولت هاي ايران و انگليس بسته شده،انگليسيها همواره هرات را جزء جدايي ناپذير ايران شناخته اند.اما همين كه ناپلئون در اروپا شكست خورد انگليس پس از بيست سال توانست نفس راحتي بكشد، سياست خود را دگرگون نموده تصميم گرفت هرات و بلوچستان را از ايرن جدا سازد و حريم امنيت جديد براي هندوستان به وجود آورد و به منظور اجراي اين سياست،شروع به تحريك و اغواي افغانها عليه ايران نمود. اغتشاش و شورش قبايل افغان به تحريك انگليس،به دليل درگيري فتحعلي شاه قاجار در جنگ ايران و روس بي پاسخ مانده بود. همين كه دوره دوم جنگ هاي ايران و روس به پايان رسيد فتحعلي شاه متوجه شورش ايلات شرقي شد و در سال 1831ميلادي/ 1209 خورشيدي عباس ميرزا مامور سركوب ياغيان گرديد. وي توانست تا 1833م/1211خ خراسان و سيستان و بلوچستان را آرام كند،ولي چون كامران ميرزا، امير هرات از پرداخت خراج سالانه و فرمان برداري از دولت ايران خودداري كرد،عباس ميرزا پسر خود،محمد ميرزا را مامور محاصره ي هرات كرد.در اثرپشتكار محمد ميرزا كار تصرف هرات نزديك به پايان يافتن بود كه خبر مرگ ناگهاني عباس ميرزا و فرمان دشمني محمّد ميرزا از سوي فتحعلي شاه مانع يكسره شدن كار هرات گرديد. قضيه ي هرات با مرگ فتحعلي شاه خاتمه نيافت."سيمونيچ" وزيرمختار روس،محمّد شاه را به محاصره ي هرات تشويق كرد(1837م/1215خ) ولي محاصره ي هرات به دليل تحريكات و كارشكني هاي "مك نيل" وزيرمختارانگليس و به دنبال آن اولتيماتوم دولت انگليس مبني بر اينكه اگر دولت ايران دست از محاصره ي هرات برندارد دولت انگليس وارد جنگ خواهد شد(1)،دست از محاصره ي هرات برداشت(سپتامبر1838م/آبان ماه 1216خ). نامه محمدشاه به هنگام ترك هرات به سپاهيان خود، دربرگيرنده ي نكات جالبي است كه روحيه او را نمايان مي كند. وي در قسمتي از اين نامه مي نويسد: توپچيان مخلص و سربازان فدوي و سواران جرار بدانيد كه مردن با غيرت و مردانگي، به ذات پاك احديت، بهتر از هزار سال زندگي با تملق است و به قوت اسدالله الغالب، من شما را چنين دانسته و مي دانم كه از همه قشون هاي دول خارجه، تابدارتر زحمت و غيور و ديندار و پاي آبروي دولت را به كارتر مي باشيد. هر چه دارم، براي شما مي خواهم؛ نه دربند خانه و اطاق هاي با زينت و لذت و خوشگذراني هستم. همين قدر از خدا طالبم اذيت هايي كه از همسايگان ازبك و تركمانان به خراسان رسيد، پس بگيرم و ذلت به هيچ كس نكنم. اين منتهاي لذت من است.پس از برطرف نمودن خطر از هرات(2)،انگليس قراردادي با كامران ميرزا منعقد كرده و حكومت وي را بر پايه همين قرارداد به رسميت شناخت(اوت 1839/1217خ). اين كار پيش درآمد جدايي افغانستان بود. آشكارا مساله ي هرات بين ايران وانگليس حلّ شده بود تا اينكه يارمحمّدخان اميرهرات مي ميرد و پسرش صيد محمدخان به جاي او مي نشيند(1851م/1229خ).هواداري ناصرالدين شاه از صيدمحمدخان و فرمان برداري او از دربار ايران،دولت انگليس را در مورد سرنوشت هرات بيمناك ميكند،و براي نگاهداشتن منافع خود در هندوستان، به "سر جان مك نيل" كاردار خويش در تهران دستور بستن قراردادي با دولت ايران را مي دهد تا به كلّي دست و بالِ ايران از هرات بريده گردد. مهدي بامداد در جلد چهارم شرح حال رجال ايران،ضمن شرح حال ميرزا آقاخان نوري مي نويسد:«پس از كشته شدن ميرزا تقي خان اميركبير و روي كارآمدن ميرزا آقاخان نوري به دست بيگانگان،نخستين كاري كه در سال1853 ميلادي/1231خ به سود دولت انگلستان و به ضرر ايران كرد و ميرزا تقي خان در هنگام صدارت خويش به هيچ روي زير اين دست خيانت هاي بين اين دو نمي رفت،قراردادي منحوس شده در 15 ربيع الثاني 1269 قمري/1231 خورشيدي با نايب سرهنگ "يوستين شيل" (3) مامورفوق العاده و وزير مختارپادشاهي انگلستان در دربار ايران بست و قبول كرد كه دولت ايران از حق قشون كشي به هرات(يكي از چهار شهر خراسان بزرگ) ممنوع باشد...» به هر روي در اثر فشار انگليس و اصرار ميرزا آقاخان نوري(4)، ناصرالدين شاه سندي را امضا كرد كه به موجب آن، دولت ايران متعهد مي شد فقط در صورتي كه نيروهايي از قندهار و كابل و يا نقاط ديگر به هرات تجاوز كنند قشوني براي دفاع از آن شهر بفرستد و پس از دفع دشمن وختم غايله،نيروي اعزامي برگردد و در مقابل،دولت انگليس هم متعهد مي شد كه در امور داخلي هرات به هيچ وجه دخالت ننمايد و در صورت مداخله ي دولت انگليس در امور هرات،اين سند باطل خواهد شد.(5) نمي توان پنداشت كه ميرزاآقاخان نوري ان قدر نادان و احمق بود كه ارزش مُهره ي هرات را در نَردِ سياست ِروز نمي دانست و يا از خيانت خود آگاه نبود. شايد به قول دكترابوالقاسم طاهري،آيا وي در تنگنايي بود كه به حكم ضرورت مي بايست پاداش دو وزير مختار انگليس،"فرانت و شيل" را بپردازد؟ سندي كه ميرزاآقاخان نوري تحويل "شيل" داد و ريشه ي اختلاف هاي بعدي ميان دولت ايران و انگليس شد و در برگيرنده ي شش تعهد بود.بر اساس اين شش بند:افزون بر اين اينكه اندازه ي دخالت ايران در فرستادن نيروي نظامي براي حفظ استقلال هرات در برابر متجاوزان احتمالي آشكار و اندازه مي گرديد، دولت ايران عهد مي كرد كه نماينده ي سياسي دايمي در هرات نگاه ندارد و حكمران هرات نيز از آن پس نماينده اي در تهران نداشته باشد. بجز اين اينها،دولت ايران بدون قيد و شرط پيمان مي بست كه كلّيه اميران هرات را كه در ايران در زندان بودند،آزاد كند و بعد از اين به هيچ روي يه افراد مشكوك به مخالفت با سيّد محمدخان امان ندهد. بدين روي در ۲۵ ژانويه ۱۸۵۷ ميلادي برابر با چهارم بهمن ماه ۱۳۲۱خورشيدي درادامه دسيسه هاي ضد ايراني جهان استعمار با تحميل زور و امضاي عهدنامه ي هرات ،بخشي ديگر از خاك ايران زمين از مام ميهن جدا افتاد تا همچنان چنگال استعمار كثيف انگليس ايران را پاره پاره نمايد،اما آريانا هنوز ايراني ست. ما همچنان تاكيد مي كنيم: پان ايرانيسم تنها راه نجات ايران به هنگام ضعف و فترت وجدايي.... پانويس: 1. در همين هنگام ناوگان انگلستان تشكيل شده از پنج فروند كشتي جنگي به فرماندهي دريادار "سرفردريك مِيت لَند"sir Fredrick Meitland وارد آب هاي ساحلي ايران شده و جزيره خارك را اشغال نمودند. 2. بر اساس فصل دهم عهدنامه ي تركانچاي، روس ها مي توانستند در هر كجاي ايران كه دلشان مي خواست كنسول تعيين كنند و به همين دليل انگليس مايل نبود ايران هرات را در اختيار داشته باشد ،چرا كه تصرف هرات پيش در آمدي بر گرفتن همه ي افغانستان بود و اي كار به روس ها اين امكان را مي داد كه در آن حدود دخالت كند. 3.justin sheill از افسران انگليسي و اموزگار سپاهيان ايران و يكي از دسيسه گران بر ضد اميركبير بود. 4.به گفته ي محمد محمود(نويسنده كتاب بسيار ارزشمند تاريخ روابط ايران و انگليس)،ميرزا آقا خان قباله ي هرات را_ كه انگليس دروازه هندوستانش مي ناميد_به نام انگليسي ها سجل كرد و واگزار نمود. 5.در مورد مساله هرات نگاه كنيد به مخزن الوقايع، مقدمه. به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
دانلود کتاب طرح مختصری از فرهنگ ایران نوشته پروفسور آرتورکریستین سِن این کتاب در مورد تحولات فرهنگی و سیاسی در ایران تا پیش از جنگ جهانی دوم می باشد که در سال 1937 به دست پروفسور آرتور کریستین سن نوشته شد. پروفسور کریستین سن(1945-1875) استاد دانشگاه کپنهاگ ، عضو آکادمی سلطنتی دانمارک(آکادمی علوم و ادبیات) وعضو آکادمی سلطنتی بریتانیای کبیر(آکادمی زبان و فرهنگ آسیایی)بوده است.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره اين تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد. بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم _________________________ نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!! www.paniran2.blogfa.com ________________________ ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. |
|
RSS آمار |
**********