تبليغاتX
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان

مجسمه لنين آخرين نماد حكومت كمونيستي شوروي در تاجيكستان به انباري رفت.

شهردار دوشنبه پايتخت تاجيكستان از انتقال مجسمه ولاديمير لنين كه در بوستان مركزي شهر دوشنبه قرارداشت خبر داد. اين مجمسمه به انبار موسسه هنر در دوشنبه برده شد و به جاي آن تنديس حكيم ابوالقاسم فردوسي توسي قرارداده شد. از زمان سرنگوني حكومت تزاري در روسيه و پيروزي بلشويك ها در اكتبر1917 و تسلط كمونست ها بر بخش هاي جدا شده از ايران مانند بخارا ضربات سهمگيني بر فرهنگ ايراني مردمان آن سامان وارد آمد اما پس از فروپاشي شوروي و امروز شاهد بيداري برادران خود در آنسوي مرزها هستيم.

در همين راستا بايد افزوده شود كه امامعلی رحمانف، رئیس جمهورتاجیکستان نيز در دیدار با فرهنگیان تاجیک درآستانه نوروز86، خواسته بود از این پس او را "امامعلی رحمان" بگویند. ايشان خواستار برانداختن پسوندهای روسی از نام و نسب تاجیکان شد.نام و نسب تاجیکان از زمان برپا شدن حکومت اتجاد جماهیر شوروی سابق در آسیای میانه با پسوندهای روسی " اف " و " یف " و " اوا " و " يونا " همراه است و برخی صاحب نظران این امر را بی احترامی به هویت ملی تاجیکان می دانند.نامهای عربی و پارسی با پسوندهای روسی در قلمرو شوروی پیشین که گهگاهی موجب سردرگمی می شود، درواقع بیانگر هویت مردمانی است که عمدتا مسلمان بوده و طی دویست تا 300 سال اخیر به زیر سلطه روسها (اتحاد جماهیر شوروی) در آمدند.نام گذاری به شیوه ملی یا محلی در تاجیکستان گرایشی تازه نیست و دستکم از زمان پرسترویکا و و گسترش اندیشه های آزادی خواهی در اتحاد شوروی آغاز شده است.یکی از مفاد قانون درباره به رسمیت درآوردن زبان فارسی تاجیکی که برای نخستین بار در سال 1989 تصویب شد، احیای تدریجی روشهای ملی نام گذاری در تاجیکستان را در مد نظر دارد.

درود بر ميهن پرستي و شرف تاجيك هاي ايراني كه هنوز عشق به سرزمين مادري و نمادهاي فرهنگ رساي آن در دلشان مي جوشد. آقايان حاكميت فرقه اي كمي هم از برادران مان در آنسوي مرزهاي پوشالي ياد بگيريد.

 

 

به اميد ايراني آْياد و آزاد در سايه حاكميت ملي

پاينده ايران

 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

فاجعه اي ديگر در حاكميت فرقه اي:

ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیاه نور سنندج زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج به قتل رسید.

                               

ابراهیم لطف اللهی به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه 16 دی ماه 1386 بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است.

طبق گزارشات رسیده اين دانشجو بر اثرشکنجه درحین بازجویی اداره اطلاعات جانش را ازدست داده و مسئول بازجویی وی در اداره اطلاعات سنندج، شخصی  نام "مهدی مولاولی" با نام مستعار "هاتفی" است که گروه وی از سال1378تاکنون در کردستان فعال بوده و بسیاری از محکومین در کردستان با این قصاب روبرو شده اند. نامبرده متولد "سریش آباد" ااز توابع قروه است. انتظار می رود نامبرده به عنوان "جنایت علیه بشریت" و "شکنجه تا سرحد مرگ" به محافل و سازمان های حقوق بشر معرفی گردد. مولاولی جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان می باشد. 

جزييات ديگر اين رخداد جنايت كارانه را در ادامه نوشتار بخوانيد:

 


ادامه نوشتار
+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

 

طبیعت حقیر است، پست است. چون مطابق  برنامه ای از قبل ریخته شده رشد میکند و ماندگاری دارد، چون تصمیم گیرنده نیست، اراده ندارد. انسان هم پست و حقیر است اگر مانند جوهرطبیعی خود رفتار کند. چه آنوقت برده میشود، آنوقت پادوئی میکند، آنوقت برای لقمهء نانی خود را می فروشد. درست به این دلیل نیز فرهنگ و سیستمهای فرهنگی اهمیت پیدا میکنند. نه برای اینکه شعر بگوئیم. نه برای اینکه خوب بنویسیم. نه برای اینکه به حقایق عالم پی به بریم. نه برای اینکه معنی خلقت و زندگی را مورد پرسش قرار دهیم. نه برای اینکه باورها را نهادین کنیم و با مراسم دینی و مراجع و سمبلهای فرهنگی پاسخ دشواریهای زندگی را به عقبا موکول کنیم. خیر! فرهنگ برای این بوجود آمده است تا با مدد آن انسان خود را از این پوستهء پست و حقیر طبیعی برهاند، تا به این فضای تنگ و بی اراده پشت کند و بر سرنوشت از قبل تعیین شدهء خود چیره شود، آنطور که میخواهد بال و پر بزند، خود را ورای طبیعت ببرد، تا صاحب رأی و خرد شود، تا شرایط جمع نشینی را فراهم کند، تا بوسیلهء مراجع فرهنگی و چارچوبهای رفتاری و کرداری ثبات جامعه را تضمین نماید، تا بر دنیای آفریده حاکم گردد.چنین فراگردی را که قرن ها عمر دارد و با پیچ و خمهای متعددی همراه بوده است، تکامل انسان گویند. تکاملی که از حقارت به آدمیت سو دارد. اما در این کوشش باید حقارت را از رذالت فرق گذاشت. انسان حقیر با تربیت و آموزش می تواند یاد بگیرد طبیعت خود را شکل بدهد، تا پیچ و مهره بدست دپگران نباشد، تا وسیله نگردد، تا اراده داشته باشد، تا با عقل و شعور عمل کند، تا فرای طبیعت باشد. اما بعضی ها هستند که به قول سعدی نا اصل اند. تربیت در آنها کاری نیست. با همهء کوششی که بشود باز آدمیت پیشه نمی کنند که انسان باشند، همه را دوست بدارد و به همه مهر بورزند، از کین و آز به پرهیزند که به خصوص از اصول زندگی ایرانیان است. به واقع این گونه افراد آدم نیستند بلکه شکلک آدم را در می آورند. اینها رذل اند.

این رذالت را ما بصورت "افشاء گری " سالهاست در فعالیتهای  حزب توده ملاحظه میکنیم، که نه تنها ضد انسانیت است بلکه بیانی از نقض حقوق بشر نیز می باشد. متاسفانه پند روزگار هم هنوز بما نیآموخته است این "افشاء گری" توده ای را لعنت کنیم، چرا که این افشاء گری فاجعه ایست که ملیونها جوان را در گورستانها خوابانیده و یا از کشور فراری داده و یا آوارهء جهانی ساخته است.

حفظ حرمت انسانی ارزشی است که اگر زنان ایران نمی توانند آن را درک کنند، لایق سنگسار شدن هستند، لایق اسباب عیاشی مردان و شهوت طلبی ایشان اند. لایق نه دانشگاه رفتن که در مکتب خانه نشستن اند. زنی که در فرانسه و یا بلژیک و یا شهر دیگری غربی زندگی میکند چطور به خودش اجازه میدهد، گستاخانه بر کسانی بتازد که اسباب تحصیل و آموزش او را فراهم ساخته اند. اگر رضاشاه و محمدّ رضا شاه نبودند شما از شدّت تراخم کور بودید. شما نمی دانستیتد فرنگ کجاست. شما نمی توانستید بخوانید و بنویسید. شما در یک کوره ده ،صیغه ی چندم یک بدبخت و بیچاره ی دیگری بودید که از شماها در جالیزها و مزارع کوچک و بزرگ خویش بیگاری می کشید. عظمت اصلاحاتی که به دست پهلوی ها صورت گرفت به حدّی است که نظام اسلامی با همهء کوششی که کرد نتوانست آن را از بین ببرد؛ مدارس را نتوانست برچیند؛ مجلس را نتوانست ببندد؛ زنها را نتوانست خانه نشین کند؛ حجاب اسلامی را نتوانست درتمام کشور مرسوم نماید؛ میز و صندلی را نتوانست کنار بگذارد؛ وزارتخانه ها را نتوانست تعطیل کند؛ ارتش را نتوانست از بین ببرد و بالاخره جلوی آزادگی و رهایی زنان را از زنجیر اسارت مردان نتوانست بگیرد. درست اینجاست که زنان مبارز این چنینی هرگز نه مبارزه را فهمیده اند و نه حقوق حقه ی خود را می شناسند و نه سزاوار این اند که به آنها اصلأ زن گفت. زنان واقعیِ مبارز هیچ گاه اینها را در صفوف خود راه نخواهند داد. چه، آنها که می خواهند با لطمه زدن به دیگران اسم و رسمی پیدا کنند، مشتی زالو صفت، بی عرضه و بی کفایتند. این عناصر جایی در جامعهء پویا و زحمت کش فردای ایران ندارند. زیرا اینها همیشه میخواهند بدون عرق جبین مالک همه چیز ما بشوند. خصلتی که آخوندی است، خصلتی که زنان دعا نویس و رمال و شیاد نیز داشتند. لدا این زنان شاباجیهای رمال و شیاد عهد نظام جمهوری اسلامی ایران اند و سزاوار داشتن لقب "خانم" نستند. اینها رذل هائی هستند که باید به آنها تنها بی حیا گفت.

دکتر ن. واحدی ـ مونیخ، دسامبر2007

 

به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي

پاينده ايران

                                                

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
 

رفتن درست یا نادرست؟

شاهنشاه آريامهر آخرين دقايق در خاك ميهن-فرودگاه- 26 دي ماه 1357

دیو چو بیرون رود فرشته در آید؟؟؟

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

 

تندروها(واشنگتن، تل آويو، پاريس)سازوبرگ جنگ با ايران را فراهم مي آورند

 

نوشته: سِليگ اس. هريسون Selig S. HARRISON (رئيس برنامه آسيا در مرکز سياست بين الملل در واشينگتن)

از جمله نوشته ها: درسايه افغانستان: ناسيوناليزم بلوچ و وسوسه هاي شوروي، بنياد کارنجي براي صلح بين الملل، واشنگتن ، ۱۹۸۰

برگردان متن:  منوچهر مرزبانيان

آقاي برنار کوشنر گفته است که «بايد خود را آماده بدترين حالت سازيم» و بدترين حالت نزد وي « جنگ است». اين گفته وزير امور خارجه [فرانسه] در باره ايران که انتقادهاي فراواني را هم برانگيخته، پرتوي بر چرخش تازه ديپلوماسي فرانسه انداخته ( سرمقامه اين ماه را مطالعه فرمائيد) و بيش از همه تائيدي بر آن است که ايالات متحده دست زدن به عمليات نظامي عليه جمهوري اسلامي را به طور بسيار جدي در نظر گرفته. در واقع به رغم تمام احتياط هاي معمول و پيچ و تاب هاي لفظي در ضرورت سخت کوشي در طريق ديپلوماسي، کاخ سفيد با صدور مجوز براي عملياتي در داخل کشور «که به خونريزي نيانجامد» و نيز با ياري رساندن به گروه هاي تجزيه طلب عرب و کرد و بلوچ و آذري هم اينک هم آتش مخالفت با ايران را شعله ورتر ساخته است. اين مداخله جوئي خلاف حقوق بين الملل که هيچ نشاني از پشتيباني از مخالفين دموکرات با خود ندارد به «تند روهاي» رژيم حاکم برايران فرصت داده است که موقعيت خويش را استوار سازند و به اذيت و آزار روشنفکران و دموکرات ها بپردازند. با اينهمه سردمداران رژيم در تهران فکر مي کنند که گشودن راه مذاکره با واشنگتن ممکن است. اما لازمه آن پذيرفتن اصل گفتگو درباره تمام موضوعات مورد اختلاف ميان آمريکا و ايران است و باز به اين شرط که واشنگتن از قصد خويش براي «تغيير رژيم» دست بردارد.

***

در نبردي که در صحن دولت بوش درباره سياست ايالات متحده در قبال ايران در گرفته است دو اردوگاه روياروي يکديگر صف آرائي کرده اند. در يک سو ريچارد چيني و همپيمانانش در وزارت دفاع (پنتاگون) و کنگره چنگ و دندان نشان مي دهند که سرنخ آنها را کميته امور عمومي آمريکا و اسرائيل (ايپاک) در دست دارد و بر بمباران نه فقط کارخانه غني سازي اورانيم نظنز بلکه همچنين بر کوبيدن پادگان هاي نظامي ايران نزديک مرز عراق پافشاري مي کنند. در برابر آنها کونداليزا رايس وزير امور خارجه ايالات متحده مايل است با تحکيم و گسترش گفتگو با تهران درباره برقراري ثبات در عراق که در ماه مه در بغداد آغاز شد پیمودن طريق ديپلوماسي ادامه يابد. اما در عوض تعويق تصميم گيري درباره گزينه نظامي، وي ناگزير به مصالحه خطر آفرين تشديد عمليات سري به قصد بي ثبات کردن جمهوري اسلامي تن درداد که رئيس جمهور آمريکا نيزبا صدور فرماني در پايان آوريل ۲۰۰۷ آنرا تائيد کرده است (۱).

ايالات متحده ده سالي است که انجام اين عمليات سري را دنبال کرده اما با نبود پوششي رسمي، سازمان مرکزي اطلاعات آمريکا (سيا) آنرا تاکنون فقط به پادر مياني واسطه هايش پيش برده است. براي نمونه پاکستان و اسرائيل اسلحه و پول به دست گروه هاي ياغي در جنوب شرقي و شمال غربي ايران رسانده اند که در آنجا اقليت هاي سني بلوچ و کرد دير زماني است با قدرت مرکزي شيعه مذهب فارس به پيکار برخاسته اند. مجوزي که رئيس جمهور [آمريکا] در ماه آوريل صادر کرد، تشديد دامنه عملياتي را مجاز مي شمارد که چنانچه «به خونريزي نيانجامد» مأموران آمريکائي مي توانند مستقيما به آنها دست يازند. علاوه بر گسترش سخن پراکني هاي تبليغاتي، کوشش در پخش اطلاعات گمراه کننده و استخدام تبعيديان ايراني در اروپا و آمريکا به منظور تشجيع مخالفت سياسي، اينک در برنامه تازه جنگ اقتصادي، خصوصا دست بردن در نرخ برابري ارز و اقدامات ديگري برتری يافته اند که به درد ايجاد اختلال در فعاليت هاي اقتصادي و بانکي و تجاري ايران مي خورند.

محتواي فرمان جديد پس از گزارش به کميسون هاي اطلاعاتي دو مجلس کنگره که قانون آنرا مقرر داشته آشکار گرديد و اين رويداد اينک مضمون اصلي تمام گفت و شنود ها در تهران است. به نحو شگفت آوري هم محافظه کاران و هم اصلاح طلبان يک دل اند که درست هنگامي که راه بر امکان يک همکاري واقعي در عراق و افغانستان ميان دو کشور گشوده مي شد افشاي اين سند بي وقت و نابجا بوده است. مسئولان بلند پايه وزارت امور خارجه، شوراي امنيت ملي، دفتر رئيس جمهور احمدي نژاد و «صلاح انديش هاي» گوناگون ايراني هم داستان اند که برقراري ثبات در اين دو کشور در حقيقت با منافع تهران همسو است. اينها تشريح مي کنند که همکاري با ايالات متحده فقط در ازاء عادي کردن تدريجي مناسبات ميان دو کشور امکان دارد که خود براين فرض استوار است که واشنگتن از استراتژي خويش در «براندازي حکومت» دست بردارد.

به نظر آقاي امير محبيان سردبير روزنامه محافظه کار رسالت، در عراق «ايالات متحده همانند روباهي است که به تله افتاده. آيا رواست که ما روباهي را آزاد کنيم که [مي دانيم] مي خواهد ما را بدرد؟ چنانچه ايالات متحده سياست خود را تعديل کند، همکاري [ميان دو کشور] ممکن است». در سوي ديگر طيف روزنامه نگاران، به تصديق محمد عطريان فر سردبير روزنامه هم ميهن از نزديکان هاشمي رفسنجاني که در آغاز ماه سپتامبر ۲۰۰۷ به رياست مجلس خبرگان (۲) برگزيده شد «حال و هوا در اينجا به مذاکره و برقراري روابط گرايش دارد. مردم خواستار ثبات اند. از شعار "مرگ بر آمريکا" ديگر کاري بر نمي آيد و رهبران ما اين را خوب دريافته اند. تعارضي که بچشم مي خورد آنست که دو حکومتي که دشمن يکديگرند در عراق و افغانستان مصالح مشترک دارند».دست اندرکاران کشور نخواستند به اين پرسش مستقيما پاسخ دهند که آيا تهران از سازمان هاي شيعي در عراق پشتيباني مي کند يا خير. آقاي علاءالدين بروجردي رئيس کميسيون روابط خارجي مجلس از واشنگتن به سبب حمايت از بعثي ها و ديگر عناصر سني خرده مي گيرد و بدون پرده پوشي اعلام مي کند که ايران قبول تفوق و برتري شيعيان در بغداد را چون ضرورتي براي دستيابي به ثبات مي داند و شرط نخست هرگونه همکاري ميان واشنگتن و تهران.

به زعم اين روزنامه نگاران و بسياري از مخاطبان رسمي شايد يک حرکت مهم کاخ سفيد [در جهت خشنود کردن حکومت ايران] آن باشد که سازمان شبه نظامي مجاهدين خلق را که در عراق استقرار يافته است برچيند. اين گروه در جنگ عليه ايران (۱۹۸۸- ۱۹۸۰) از صدام حسين پشتيباني کرد و هر چند بدنبال تجاوز آمريکا اسلحه را از دست ۳۶۰۰ پيکارجوي اين سازمان گرفته اند اما هنوز به صورت گروهي در پايگاه هائي گرد آمده اند. دستگاه هاي امنيتي آمريکا براي مأموريت هاي جاسوسي و خرابکاري در ايران و بازجوئي از ايرانياني که متهم به کمک به شبه نظاميان شيعي در عراق هستند آنها را به کار مي گمارند و تا همين چندي پيش از فرستنده هاي راديوئي و تلويزيوني در عراق نيز برخوردار بودند. اما پس از فشارهاي تهران بر بغداد اکنون اين فرستنده ها را به لندن منتقل کرده اند. با اينهمه در سال ۱۹۹۷ هنگامي که محمد خاتمي ميانه رو به رياست جمهوري برگزيده شد، وزارت خارجه آمريکا به نشانه آشتي جوئي مجاهدين خلق را به جرم نقض گسترده حقوق بشر به فهرست سازمان هاي تروريستي افزوده بود ... آنها همچنان در اين فهرست جاي دارند.

آقاي عباس ملکي مشاور شوراي امنيت ملي شرح مي دهد که برچيدن اين نيروهاي شبه نظامي کنشي بسيار معني دار خواهد بود. اما آقاي علي رضا جعفرزاده رئيس شوراي ملي مقاومت، پيشخوان سياسي مجاهدين مدام در برنامه هاي شبکه تلويزيوني محافظه کار فاکس نيوز ظاهر مي شود و نقشي همانند احمد چلپي هنگام آماده کردن [افکار عمومي] براي تجاوز به عراق را بر عهده گرفته است و مي کوشد پشتيباني کنگره را براي اقدامي نظامي عليه ايران همراه سازد.ناميدن مجاهدين همچون سازماني تروريستي، عزم دولت کلينتون براي گشايش گفتگو با تهران را نمايان مي ساخت. هنگامي که آقاي نيوتن گينگريچ رئيس وقت مجلس نمايندگان توانست اعتباري به مبلغ ۱۸ ميليون دلار براي عمليات سري که «به خونريزي نيانجامد» را به قصد «برانگيختن جايگزيني رژيم کنوني ايران» از تصويب نمايندگان بگذراند، کاخ سفيد سازمان مرکزي اطلاعات (سيا) را به دور انديشي و احتياط وادار ساخت. اما دولت بوش با شتاب راه ديگري پيش گرفت. آقاي چيني که همان نظرات آقاي گينگريچ را دارد توانسته است چند شکاک را قانع کند که هرچه بيشتر تهران را در تنگنا بگذارند در مذاکرات به قصد متوقف ساختن برنامه ايران براي غني سازي اورانيم برگ هاي برنده بيشتري به دست واشنگتن خواهد افتاد.

همدستي پاکستان

دولت تازه سر کار آمده آمريکا براي دستگرمي به طرح بايگاني شده دخالت هائي که «تا به حد خونريزي پيش نرود» جان تازه اي دميد و آنرا بيشتر هم گسترش داد؛ سپس در فوريه ۲۰۰۶ اعتباري به مبلغ ۷۵ ميليون دلار را براي «ترويج آزادي بيان و آزادي جابجا شدن مردم ايران» از تصويب کنگره گذراند. سرانجام در پي تداراک سري به قصد انجام عمليات ايذائي نظامي عليه رژيم برآمد.سهل تر از همه آن بود که پاکستان و اسرائيل را همراه سازند که اسلحه و پول بدست گروه هاي ياغي برسانند که همانوقت ها هم در مناطق بلوچ و کرد نشين فعال بودند. سازمان هاي اطلاعاتي پاکستان اسلحه و پول به جنبش مخالف جندالله تحويل دادند. در سال هاي ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ اين گروه مسلح که در بلوچستان پايگاه دارد، با زنحيره اي از شبيخون ها در زاهدان و در جنوب شرقي کشور تلفات جاني سنگيني به يگان هاي پاسدار وارد ساخت. روز ۲ آوريل ۲۰۰۷ صداي آمريکا مصاحبه اي با آقاي عبدالمالک ريگي رهبر اين جنبش پخش کرد و طي آن وي را «رئيس مقاومت مردمي در ايران» معرفي نمود. بسياري از کساني که با ناسيوناليزم بلوچ (۳) آشنائي دارند و ما با آنها تماس گرفتيم رشته هاي پيوند ميان آقاي ريگي و دستگاه اطلاعاتي پاکستان را تأييد کرده اند. يک خبرنگار کانال تلويزيوني آ ب ث نيز اين ادعا را درست خوانده است.(۴)

دستگاه اطلاعاتي اسرائيل (موساد) هم پنجاه سالي مي شود که با کرد هاي ايران و عراق در تماس است. وجود اين ارتباط حاکي از صحت اطلاعاتي است که سيمور هرش روزنامه نگار آمريکائي گزارش کرده که با آنکه حزب حيات آزاد در کردستان ايران (پژاک) به حزب کارگران کرد ترکيه (پ کا کا) وابسته است که واشنگتن و آنکارا هر دو آنرا سازماني تروريستي قلمداد مي کنند، دستگاه اطلاعاتي اسرائيل «آموزش و تجهيزات» براي پيشمرگان اين حزب فراهم مي آورد (۵). يک کارمند بلند پايه کرد در مصاحبه اي با لي اندرسون روزنامه نگار اعلام کرده است که پژاک از پايگاه هائي در کردستان عراق بهره مي گيرد تا «به پشتيباني مخفيانه ايالات متحده (۶)» به ايران يورش برد. حکومت تهران به تلافي چندين بار پايگاه هاي اين گروه در کردستان عراق را بمباران کرده که اعتراض مقامات بغداد را برانگيخته است.

از لحاظ اقتصادي در خوزستان، استان جنوب غربي کشور و توليد کننده ۸۰% نفت خام کشور است که تهران با جدي ترين خطر بالقوه تهديدات تجزيه طلبي روبروست. شيعه مذهبان عرب اين استان با ساکنان کناره ديگر اروند رود (شط العرب) هويت قومي و مذهبي يگانه اي دارند. فاصله اهواز مرکز استان خوزستان تا بصره بيش از ۱۲۰ کيلومتر نيست که نيروهاي اشغالگر بريتانيا آنجا را پايگاه خود کرده اند، هرچند کنترل اين شهر و استان آنرا اينک به عراقي ها سپرده اند.از ديدگاه تاريخي اين منطقه،شگفتي آور نيست که حکومت تهران دستگاه هاي اطلاعاتي بريتانيا مستقر در بصره را به دسيسه چيني براي به آشوب کشيدن اين استان متهم سازد. در سال ۱۸۹۷ اميران عرب خوزستان به پشتيباني نظاميان و شرکتهاي نفتي انگليس اين استان را از ايران جدا کردند تا از آن تحت الحمايه اي «عربستان» نام و فرمانبر لندن دست و پا کنند که تا پيش از سال ۱۹۲۵ به سرزمين ايران باز گردانده نشد. تاکنون جناح هاي جدائي طلبي که در پهنه استان پراکنده اند نتوانسته اند نيروي نظامي متحدي همانند جندالله بلوچستان به وجود آورند و هيچ نشانه اي هم در دست نيست که ثابت کند اينها کمکي از خار ج دريافت کرده اند. اما همين ها مرتبا ضربات مهلکي به نيروهاي امنيتي دولتي را سازماندهي و تأسيسات نفتي را منفجر مي کنند. چندين جناح در ميان آنها برنامه هاي تبليغاتي به زبان عربي از طريق فرستنده هائي پخش مي کنند که در کشورهاي خارجي استقرار يافته اند. نهضت ملي آزاديبخش احواز [!] که طرفدار استقلال است يک شبکه ماهواره اي بنام احواز تي وي دارد که شماره نمابري در کاليفرنيا را روي صفحه تلويزيوني خود نشان مي دهد (۷). شبکه ماهواره اي ديگري بنام الاحواز تي وي که گردانندگان آن نيز تبعيديان ايراني مقيم کاليفرنيا هستند، به جامعۀ مودت بريتانيا و احواز [!] وابسته که خواستار استقلال منطقه اي براي استان در چهارچوب ايراني فدرال است. (۸)

نزديک به نيمي از ۷۵ ميليون دلاري که واشنگتن در سال ۲۰۰۶ تخصيص داده است خرج صداي آمريکا و راديو فردا و فرستنده هاي ديگري مي شود که تبعيديان ايراني مي گردانند. بيست ميليون دلار نيز به کوشندگان غير دولتي حقوق بشر در ايران و ايالات متحده مي رسد. نيکولاس برن معاون وزارت خارجه اذعان دارد که «فرستادن اين پول ها بطور مستقيم به تهران کاري بس دشوار است. از اينرو ما با سازمان هاي عرب و اروپائي براي پشتيباني از گروه هاي دموکرات در درون کشور کار مي کنيم (۹)». يکي از ايرانياني که سال گذشته در يکي از کارگاه هائي که ايالات متحده در دوبي براه انداخته است شرکت کرده به "نگار عظيمي" روزنامه نگار ايراني– آمريکائي گفته که «آنجا اردوگاهي آموزشي براي تربيت انقلابيوني به سبک جيمز باند بود.(۱۰)

دست کم به چهار دليل تکاپو ها به منظور بي ثبات کردن جمهوري اسلامي و ايجاد تنگناهاي اقتصادي براي واداشتن اين رژيم به دست کشيدن از برنامه هسته اي خويش در جهت خلاف هدف مورد نظر پيش مي روند:

1- اين اقدامات پيش از هر چيز بهانه اي به دست هواداران گزينش سياستي سفت و سخت داده است تا هم ايرانياني را به ستوه آورند که در داخل کشور به نفع آزاد سازي رژيم به فعاليت پرداخته اند و هم روشنفکران داراي مليت دوگانه ايراني و آمريکائي را بيازارند که به بازديد کشورشان مي آيند، مانند خانم هاله اسفندياري از «مرکز بين المللي وودرو ويلسون براي دانش پژوهان» که سه ماه تمام به اتهامات مبهم جاسوسي در زندان به سر برد.

2- واشنگتن با دادن کمک به اقليت هاي سرکش قومي بهانه اي به دست رئيس جمهور احمدي نژاد داده است تا خود را در قباي مدافع اکثريت فارس بپيچد، که با ۴۴% جمعيت کشور در واقع خود اقليت قومي است.

3- ديگر آنکه آقاي احمدي نژاد مي تواند گناه دشواري هاي اقتصاي را که اساسا از ناکارداني و سؤ مديريت وي برخاسته است به گردن تضييقات خارجي بياندازد.

4- و سرانجام آنکه لازمه هرگونه مذاکره اي که بتواند به مصالحه هائي بيانجامد که ثبات و پايداري عراق و افغانستان را در پي داشته باشد دقيقا پايان بخشيدن به تکاپوها به قصد برانگيختن شورش و طغيان و نيز خودداري رئيس جمهور جورج دبليو بوش از انجام تهديدي است که روز ۲۸ اوت ۲۰۰۷ بر زبان آورده بود تا به «فعاليت هاي مرگبار تهران» در عراق «پاسخ داده شود».

به يقين چنانچه تعديلي در صف آرایی نظامي ايالات متحده در خليج فارس پيش نيايد حتي با کاهش فشارها نيز احتمال اندکي وجود دارد که بتوان به مصالحه اي در باره مسئله هسته اي دست يافت. با اينهمه چنانچه اسرائيل بستن همزمان تأسيسات هسته اي ديمونا را مي پذيرفت، شايد تعليق فعاليت هاي غني سازي نطنز امکان پذير مي بود (۱۱). آقاي علي رضا اکبري معاون وزير دفاع در دولت آقاي خاتمي مي پرسد «در حالي که ناوهاي هواپيمابري به خليج فارس مي فرستيد که همه نشانه ها گواهي مي دهند که به سلاح هاي هسته اي تاکتيکي مجهز اند چگونه مي توانيم درباره زدودن سلاح هاي هسته اي گفتگو کنيم. و باز وقتي خود شما از گفتگو در باره ديمونا سرباز مي زنيد چگونه انتظار داريد که ما به مذاکره تن در دهيم

فشار هاي آمريکا بسيار بيش از آنکه پايه هاي رژيم را بلرزه درآورده باشد، کاسه صبر مردم ايران از هر گرايشي را لبريز کرده است. به يقين مجازات هاي اقتصادي از کمک هاي سري به شورشيان بسيار کارآمد تر است. اما فقط هفت بانک از چهل بانک اروپائي و آسيائي که با ايران داد و ستد دارند در پاسخ به درخواست واشنگتن از روابط خود با ايران روي گردانده اند. ايران مبادلات بين المللي خود را بيش از پيش از طريق چهارصد موسسه مالي مستقر در دوبي انجام مي دهد که بيشتر آنها عرب اند.رقم تجارت ميان ايران و امارات متحده عربي امسال به نزديک يازده ميليارد دلار رسيد و استوارت له وي معاون وزارت خزانه داري ايالات متحده هنگامي که (درسخنراني روز ۷ مارس گذشته در دوبي) به تهديد اقدام تلافي جويانه عليه شرکت هائي که با ايران داد و ستد مي کنند سر و دست تکان مي داد در واقع آب در هاون مي کوبيد. دولت بوش به تازگي دست به اقداماتي زده که بيشتر به زيان شرکت هائي است که با پاسداران انقلاب اسلامي و بنياد ها (تشکيلاتي که روحانيون مي چرخانند) معامله مي کنند اما نتايج بدست آمده تاکنون بسيار ناچيز بوده است.همانگونه که يک سفير اروپائي مورد احترام که پيش از اين در تهران مأموريت داشته است خاطر نشان ساخته «همه اين کارها به چه دردي مي خورد؟ چه خاصيت که مدام دستمال سرخي را تکان دهيم که خون ورزو را بيشتر به جوش مي آورد اما وي را از پاي در نمي آورد.»

پانويس ها:

۱- ويژه نامه «توفان بر فراز ايران»، منيير دو وآر [شيوه نگرش- از انتشارات لوموند ديپلوماتيک] شماره ۹۴ ژوئن– ژوئيه ۲۰۰۷ را مطالعه فرمائيد. http://www.monde-diplomatique.fr/mav/93/

۲- مجمعي از روحانيون، مسئول گزينش ولي فقيه و نظارت بر اعمال وي. در حال حاضر آيت آلله خامنه اي اين سمت را دارد.

۳- نگاه کنيد به درسايه افغانستان: ناسيوناليزم بلوچ و وسوسه هاي شوروي، بنياد کارنجي براي صلح بين الملل، واشنگتن،

۱۹۸۰  In Afghanistan’s Shadow: Baluch Nationalism and Soviet Temptations Carnegie Endowment for international Peace, Washington,1980

۴- برايان راس و کريستوفر ايشام ، ABC News، ۳ آوريل ۲۰۰۷.

۵- «اقدام بعدي»، نيويورکر، نيويورک، ۲۷ نوامبر ۲۰۰۶.

۶-  «آقا بزرگ»، نيويورکر، نيويورک، ۵ فوريه ۲۰۰۷.

۷- رصد گاه رسانه هاي جهان بي بي سي (bbc world media monitoring) ، ۴ ژانويه ۲۰۰۶.

۸- الاحواز نيوز، جامعه مودت بريتانيا و احواز، ۱۱ فوريه ۲۰۰۶: http://www.ahwaz.org.uk ۹- شوراي سياست خارجي، نيويورک ۱۱ اکتبر ۲۰۰۶.

-  «واقعيت هاي سخت قدرت نرم»، نيويورک تايمز مگزين ۲۴ ژوئن ۲۰۰۷.

۱۱- براي اطلاع از بحث و گفتگوئي گسترده تر درباره سازش هسته اي با ايران مقاله «چانه زني از ياد رفته» را در ورلد پاليسي ژورنال [فصل نامه سياست جهاني]، واشنگتن دي سي، زمستان ۲۰۰۶ مطالعه فرمائيد.

 

برگرفته از :تارنمای فارسی لوموندو دیپلماتیک

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

 

 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاینده ایران

نخستین شماره نشریه دانشجویی ایران زمین که از سوی دانشجویان میهن پرست و آذربایجانی دانشگاه تهران منتشر می شود به دست ما رسید.این نشریه را در تهران و تبریز از کتاب فروشی ها بخواهید.

                                          ایران زمین

***********

تارنمای تبریزنیوز دوباره آغاز به کار نمود

خبر مسرور کننده ی دیگر این که خبرگزاری تبریزنیوز دوباره راه اندازی گردید . این پایگاه که به دست میهن پرست آذری "پیمان پاکمهر" در تبریز هدایت می شود از سال ۸۵ فیلتر شده بود. پیمان پاک مهر عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ،عضو فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران IFJ و عضوانجمن صنفی روزنامه نگاران آذربایجان شرقی می باشد.

نشانی جدید خبرگزاری تبریز نیوز     http://tabriznews.ir

از سوی جوانان پان ایرانیست خوزستان به پیمان پاکمهر در تبریز نیوز و پیمان اسدزاده در نشریه ایران زمین شادباش می گویم.

                                        

به امید ایرانی آباد وآزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

می خواهم در این کشت زار گریه کنم… 
 

سرور گرانمایه جناب دکتر منوچهر یزدی 

با درود فراوان و آرزوی تندرستی و پیروزی برای شما  

نوشتارهای شما سرور گرانمایه درباب کالبد شکافی جریان روشنفکری و نیز احزاب درایران بسیار آموزنده و گفتاری تامل برانگیز است، چنانچه قلم شما، اندیشه ی هر فرد خویشکارو وطن پرستی را با پرسش های گوناگون و علامت سووال های فراوان روبرو خواهد کرد. ازهمین روی و با توجه به عنوان این جستار که خود تشریحی است بسیار درد آور بر دیدگاه ها و عملکرد های کسانی که سالیان سال سخن از آزادی و حقوق بشر می زدند،اما به محض این که بوی خوش قدرت را شنیدند، چنان تصفحیه حساب هایی خونین به راه انداختند که بی گمان تاریخ این سرزمین چنین روزهایی را کمتر به چشم دیده بود، گویی زمانه به عقب بازگشته بود و قرون تاریکی و نادانی که بشریت سالیان سال است از آن روزها فاصله گرفته بود به خانه ما و عصر ما یعنی دوران شکوفایی خرد و اندیشه و گسترش دانش در کهکشان های این هستی بزرگ گام نهاد بود.آری همان گونه که به تناوب در نوشته های خود آورده و تکرار کرده اید، نسل جوان جامعه ایرانی باید بیش از گذشته تاریخ میهنش را مطالعه نموده تا هرچه بیشتر بتواند دربزنگاه های تاریخ که با خود تند بادهای سخت حوادث تاریخی را به همراه دارد و با انباشت فکری و فرهنگی که دراندیشه نموده، راه را ازچاه شناخته ودرتصمیم گیری خود نه چونان هنگامه ی واقعه هولناک 57 آزمون سختی را پس ندهد و از نسلی که درآن زمان با توجه به آموزش و پرورشی که به هر روی تا حدود زیادی خودشناسانه و به نظر نگارنده وطن پرستانه، آرمان خواهانه ، نوع دوستانه، خویشکارانه و پاسدار آیین و باورهای عرفی جامعه بود،تبدیل به نسلی سرخورده و تمام آرزوها و آرمان های خود را برباده فنا داده، نشود و یا همچون نسل من در وادی گمگشتگی و بی سرانجامی به انتظار آینده ای نامعلوم و مبهم، شب روزخویش را از سر بگذراند، آری جستارهای شما تلخ وگزنده و برای من و هم نسلانم می تواند بسیارمفید و راهبردی باشد،اگر که هنوز گوش شنوایی و چشم بصیرتی باقی مانده باشد!! چرا که حوادثی که بر توده ی مردم در این 28 ساله حاکمیت فرقه ای رفته، چنان روح و روان ملت ایران را خسته و رنجور ساخته که گویی دیگر نای و توانی برای آنان باقی نمانده است.چشمان من با جوانی که در بهترین روزهای زندگی حوصله ی خودم را هم ندارد، با دختر جوانی که می خواهد ازجاده زندگی پیاده شود، با زنی که فقر وتنگدستی ،زندگی و کانون گرم خانوده اش را از او گرفته و به امید یافتن سرپناهی به آن سوی مرزهای آبی می رود و برای رهایی ازتنهایی و بی کسی تن می فروشد، بامعتادی که می گوید جامعه از من بیمار و معتاد تر است،با دانشجویانی که زمانی مظهر آرمانخواهی و دادگری در جامعه ایرانی بودند و اکنون غرق در تزریق و سرنگ و تازه تر کراک وشیشه شده اند،با استاد دانشگاهی که به دوراز چشمان شاگردانش مسافر کشی می کند تا زندگی کند که نمیرد،با کارگرجوانی که به تازه گی پیمان زناشویی را بسته و با یک مراسم ساده عقد، همسرش را به خانه ی بختِ نداشته آورده و درد و رنج خود را از زندگی چنین بیان می کند: آنقدر فقیرم که کفر از هر طرف به سویم روانه است چرا که مدت یک هفته است که من و نو عروسم فقط آب ونان می خوریم تا شاید سیر شویم، با دانشجوی مبارز وآگاهی که توانسته با سختی و رنج و در خانواده ای فقیر و تهیدست مدارج علمی را طی کند ولی به هنگام مصاحبه و بهتر بگویم گزینش دستگاه های تفتیش عقاید قرون وسطایی و تنها به دلیل عشق و علاقه به میهن و به گناه ارتباط با نهضت مقدس پان ایرانیسم از حق خدادادی و قانونی تحصیل محروم شده است و دستگاه حاکمیت به وی لقب ستاره دار (همچون ستاره هایی که بر سینه یهودیان در جنگ دوم زده می شد)، می دهند ، آری چشمان با همه این توده های سرگشته و عاجز شده از سختی های روزگار آشنا است. سرور گرامی اگرشما عصبانی هستید بخاطر از دست رفتن آن شکوه و عظمت برای نابودی و اعدام ارتش ایران،برای گوشه نشینی، تبعید و به زندان رفتن وطن پرست ترین عناطر جامعه ایرانی، برای اینک به روزگاری نه چنادن دور ریاست دانشگاه تهران یعنی قلب علم و اندیشه میهن را،ناتل خانلری ها،حکمت ها،عالیخانی ها و... را بر عهده داشتند و اکنون به دست بنیادگرا ترین کسان که همه چیز و همه کس را تنها از سوراخ تنگ ایدئولوژی مخوف خویش می بینند و سعی در اسلامی کردن فیزیک و شیمی و در نهایت علم و دانش که مقوله ایست جهانی بودند ،همچنان شب ها را در آرزوی تحقق اقتصاد توحیدی سحر می کنند و در یک کلام فروپاشی و اعدام مدیریان وطن پرست جامعه بزرگ ایرانی را به چشم دیده و شما به نمایندگی از این نسل قلم بر داشته و پرده ها را کنار زده و سیاه کاران و خائنان را که گرگانی  درپوستین گوسفند بودند را برای جوان ایرانی هویدا و آشکار ساختید واما من که پرخشجویانه و به عنوان یک جوان عاصی و معترض و گستاخ،  می پرسم وهمه را نقد می کنم و به نقد می کشم،علاوه بر اینکه عصبانی هستم، سخت کم طاقت هم شده ام وبرای رهایی و یافتن سرپناهی به دنبال دلیل و پاسخ به پرسش هایم به نوشتارهای شما روبرو می شوم و علت بدبختی ملتم را،راز بیچارگی نسل خویش را،علت افسوس و عذاب وجدان داشتن نسل شما را،از این که دیگرخروشی و جوششی بر نمی خیزد،علت مخالفت های وطن پرستان را با حاکمیت فرقه ای را می فهمم و در می یابم،بله نوشتار شما به من کمک فروان کرد تا بتوانم تا حدود زیادرنج ودرد هایم را کاسته شود.

بله آن هایی که سالیان سال مورد اعتماد و وثوق ملت بودند تو زرد از آب در آمدند آن ها نقاب از چهره برداشتند، نشان دادند که سیما و روحشان چگونه در تسخیر اندیشه های اهریمنی و انیرانی درآمده،بله سرور یزدی همه ما که در صف مخالف با اینان هستیم در واقع اپوزان اهریمن و تاریکیم و وسخت بودن جنگ با تاریکی را شما بهتر از همه ما می دانید و این موضوع را به خوبی دریافتید که با تاریکی نمی شود جنگید، بلکه باید روشنایی را آورد و آفتاب را عیان کرد و شما شمع را روشن کردید.همان گونه که بارها نوشته بودید آنان ظاهر روشنفکر مآب آزادی خواه و مبارز و انقلابی و در صف مبارزان با رژیم گذشته قرار گرفته بودند تا به ما درس رهایی و استقلال و آزادی بدهند آری بدبختانه همه آن سران و انقلابیون دو آتشه که یکی پرچم سرخ به دست داشت و دیگر علم ابوالفضل، یکی بی خدا و دیگری با خدا،یکی مسلمان ترمز بریده و دیگری کافر از همه اعتقادات و اندیشه های الهامی دست کشیده ،بله همگی با همه این اختلافات و دیدگاه های صد درصد متضاد، دست به دست هم دادند تا فرشته را این بار نه از آسمان که از پاریس به ایران بیاورند تا دیو را از میهن بیرون کنند.

عجب، نسل شما، قدرت فهم و درک تشخیص دیو وفرشته را نداشت وشما از این موضوع سخت عصبانی هستید و من اعتراف می کنم که نسل شما از نسل من بیشتر احساس گناه می کند.  آری انقلابیون هر کدام سر در آخور یک اردوگاه یکی در دانشکاه پاتریس لومبومبا  دانش آموخته و لقب آیت خدا گرفته بود و دیگری در سوربون مهد دانش و ترقی واپسگرایی را فرا می گرفت و علی را لنین می دید و و ابوذر را چه گورا ، و دیگری را در آمریکا به اخوان مسلمین گره می خورد،این ها به روزگاری نه چندان دور، همگی قهرمان و سربازان فداکار وطن از سوی ملت شناخته شده بودند ولی وقتی اکنون کارنامه ی سیاه آنان، بازی های پلیدی که بر سر این مردم آورند و دادگاه های نظامی و صحرایی که برای پاسداری از آرمان های انقلابی شان به راه انداختند تا آموزه های کرملین و دایی یوسف را به عینه اجرا کنند فاش می شود، همه ما دچار سرگیجه می شویم. باور بفرمایید با کسانی روبرو شده ام که همچنان روبه کرملین و پشت به وطن میخوابند. داستان غم انگیزی که شما برای آگاهی هم نسلان من می نویسید به نسل ما آموخته که :آنان قهرمان نبودند،آنان فداکار نبودند،آنان تنها بی وطن بودند. تجربه ای سخت که به مرگ نسلها انجامید. و مرا و شما را ماتم نسل ها سوخته است و همین سوختن و نابودی نسل و نژاد ایرانی باعث شده که هم نسل من و هم نسل شما به چاره جویی بیفتیم و علاج کنیم واقعه و حادثه ای را که در بهمن ماه سرد همه را کباب و سرخ کرد.

باید نوشت و گفت برای ایران و برای آنانی که از پس نسل ما می آیند شاید زندگی برای نسل آینده چنین تیره و تار نباشد و این بزرگترین رسالتی است که ما بر عهده داریم و شما سرور گرامی با آگاهی کامل و با شجاعت تمام در این راه گام نهادید و تمام خطرات را به جان دل خریدارید. بی گمان تاریخ را اگر تنها فاتحان می نوشتند امروز دیگری یادی از دلاوری های جانبختگان راه میهن نبود و همه آن فداکاری ها در غبار روزگارفراموش می شدند پس هنوز جای امیدی است که تاریخ به قلم  شما و هم اندیشانتان برای ایران و ایرانی رویداد هایی را بازگو خواهد نمود که از هر جهت می تواند پس از آن آموزنده و آیینه عبرتی باشند برای همه نسل های نژاد ایرانی.

در این راستا چنین می اندیشم که با  همکاری سایر دوستان و با پخش این جزوات بوسیله ی سایت های اینترنتی و نیز جزوات با تیراژ بسیار بالا و همراه با کیفیت مناسب برتعداد خوانندگان این نوشتارها افزوده شود، اگر که کوشش شود و این مقالات به صورت کتابی جداگانه ها و در فصل ها و بخش های از هم مجزا شده، تهیه گردد بی گمان برتاثیر گذاری این نوشته ها و همچنین قابل استناد شدن این نوشته ها دربحث ها و گفتگوهایی که در میان گروه های مختلف سیاسی پیش خواهد آمد، می افزاید. به هرروی با وجود امکانات محدود کنونی، نبود هیچ گونه سخنگاهی و تریبونی برای نهضت مقدس پان ایرانیسم و حزب سرفراز پان ایرانیسم، نداشتن حتی یک نشریه و روزنامه، می توان با بهره گیری از نشریات بیرون کشور و البته معتقد به مبارزات تاریخی و سرنوشت ساز حزب پان ایرانیست با ایرانیان در تبعید آن سوی مرزهای آبی و خاکی، ارتباط لازم را برقرار کرد. بی گمان نقش سروران ساکن در سرزمین های بیگانه ها بسیار حایز اهمیت خواهد بود البته از شبکه های رادیو وتلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور هم می توان برای انعکاس این مقالات بهره های لازم را برد.  

پانویس مدیرتارنما:از چندی پیش نوشتارهای سرور دکتر یزدی به صورت جزوات پی دی اف در حال آماده شدن می باشد تا در این تارنما و نیز در تارنمای کتابخانه پان ایرانیست در اختیار علاقه مندان قرار گیرد. 
 

پاینده ایران

فنا در آرمان

شاهین فرازدوست

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
به مناسبت هفدهم دی ماه 1314 روز برداشتن حجاب به دستور رضا شاه بزرگ

       زنان پيش از برداشتن حجاب به دستور رضاشاه

گردآوری : مزدک 

كشف حجاب در ايران پديده‌اي شگرف بود که حرف و حدیث های و تاثیرات آن تا زمانه ی کنونی ادامه یافته و ناشي از افکار مترقی و تجدد خواهانه ی رضا شاه بزرگ سازنده ی ایران نوین بود . در آن دوره اقدامات زیادی از سوی این مرد بزرگ انجام پذیرفت از جمله اين اقدامات مي‌توان به تأسيس مدارس جديد و تعلیمات ابتدایی اجباری ، فرستادن تحصيل كردگان به فرنگ، تأسيس كانون‌ها و انجمن‌هاي روشنفكري، برپایی نظام آموزشي نوین و از همه مهمتر برداشتن حجاب بانوان و رهنمون نمون آنها به درون فعالیت های اجتماعی اشاره کرد. رضا شاه تعصبات بیهوده مذهبی با ریشه های  1400 ساله اسلامی واپس گرای حاكم بر جامعه ايراني را مانعي جدي بر سر راه فرآيند مدرن‌سازي مي‌پنداشت، پس از سفر خارجي‌اش به تركيه و دیدار با آتاتورك در 12 خرداد 1313، تحت تأثير اقدامات تجددگرايانه قرار گرفت. از اين رو پس از بازگشت به ايران عزم خود را براي مدرن نمودن جامعه ايراني جزم نمود .

درباره انتخاب و پيشنهاد روز هفده دي ماه به رضاشاه در خاطرات دو عنصر اصلي مراسم يعني وزير معارف و نخست‌وزير وقت تفاوت‌هايي مشاهده مي‌شود؛ چنان‌كه هر دو مي‌كوشند پيشنهاد اين روز به شاه را به خود منتسب سازند. در هر حال پس از ارائه چنين پيشنهادي به شاه وي اظهار مي‌دارد: «بايد اين موضوع در هيأت وزراء مطرح شود و به تصويب برسد... اين مسأله ساده‌اي نيست؛ خيلي مهم است و بايد حتماً انجام شود. منتها اين انقلاب بزرگ بايد با فكر و تدبير صورت بگيرد» اين سخنان حاكي از نگراني شاه از نتيجه عمل است؛ اما ترديدي در انجام عمل نيست. محمود جم نيز در خاطراتش از ترديد و نگراني خود و ساير اعضاي هيأت دولت ياد كرده، مي‌نويسد: «مهمترين نگراني كه نه تنها (گريبانگير) من، بلكه گريبانگير ساير اعضاء دولت نيز بود، مسأله عكس‌العمل افراد متعصب در برابر اين اقدام بود»(1)

خبر اين نگراني و ترديد در انجام طرح به شاه مي‌رسد و او ضمن تأييد آن اظهار مي‌كند: «ممكن است اقداماتي عليه اين كار صورت بگيرد و مسأله عفت و نجابت زن را پيش بكشند، اما نجابت و عفت زن به چادر مربوط نيست. مگر ميليون‌ها زن بي‌حجاب كه در ممالك خارجه هستند، نانجيبند؟ از اين گذشته همسر من و دختران من در اين كار پيش قدم هستند.: «زن ايراني بايد به هر قيمتي كه شده است از اين چادر سياه آزاد شود... براي آزادي زنان ايراني هر گونه مانعي را از سر راه آن‌ها برخواهم داشت... (چادر) دشمن ترقي و پيشرفت مردم است».(سخنان رضاشاه خطاب به محمود جم)(2)  اصرار رضاشاه و مصمم بودن او در اجراي طرح بي‌سابقه خويش از اين جملات به خوبي پيداست.از اين رو بخشنامه كشف حجاب جهت تصويب رضا شاه در تاريخ 27 آذر 1314 از طرف رئيس‌الوزرا به دربار فرستاده شد تا در اول دي سال دستور العمل اجراي غير رسمي قانون كشف حجاب به تمام ولايات ايران ارسال گردد. آن‌گاه رضا شاه علت شركت خانواده خود را در جشن آن روز بيان مي‌كند:«شركت همسر و دختران من در جشن دانشسراي مقدماتي بدون حجاب بايد سرمشق همه زنان و دختران ايراني مخصوصاً خانم‌هاي شما وزراي مملكت باشد.» (3).

رضا شاه بزرگ پیش از رفتن به مراسم به نزدیکان خود می گفت: امروز ننگ بی آبروی و بی غیرتی را برای خود به جان می خرم اما این کار را برای آینده ی ایران می کنم، زن ایرانی باید آزاد و رها گردد و به درون اجتماع بیاید. این سخنان از یک رو به اخلاق مرد شرقی با ویژگی غیرت و تعصب به زن و دختر خود و از سوی دیگر به اندیشه های متجدد این مرد بزرگ برای ایران باز می گردد.

بنا بود رضا شاه بزرگ در روز هفدهم دي ماه 1314 براي اعطاي گواهينامه فارغ‌ التحصيلان به دانشسراي عالي برود و در آن روز خبر برداشته شدن حجاب را به ملت بدهد؛ قبل از مراسم هفده دي قرار بود كه بانوان بدون چادر و حجاب و حتي روسري (چارقد) در مراسم حاضر شوند، اما به واسطه نگراني از برانگيخته شدن احساسات مخالفين در آخرين روزها تصميم گرفته شد كه بانوان به كلي سربرهنه نباشند، بلكه كلاه بر سر بگذارند و به آن ترتيب در مراسم حضور يابند (4). با اين تمهيدات و آماده باش قبلي نيروهاي امنيتي، روز هفدهم دي‌ماه سال 1314 كه در تاريخ پوشش و حجاب زن ايراني مقطع سرنوشت‌سازي به شمار مي‌رود، فرا رسيد. در اين روز «از ساعت‌ها قبل دو سلماني مردانه در يكي از اتاق‌هاي دانشسرا آماده كار بودند؛ مو شانه مي‌كردند، اضافه‌ها را مي‌زدند و سر خانم‌ها را چون تازه از زير چادر درآمده بود و جلوه‌اي نداشت به سبك مردانه مي‌آراستند» (5). در اين روز دانشسراي مقدماتي شكل ديگري پيدا كرده بود. «محصلين و معلمان و مديران مدارس در صف‌هاي منظم منتظر ورود رضا شاه به اتفاق خانواده‌اش بودند. مراسم به مناسبت اعطاي دانشنامه به بانواني كه از دانشسرا فارغ التحصيل مي‌شدند، منعقد گرديده بود و موقع و مكان بسيار مناسبي براي اعلام تصميم (كشف حجاب) بود» (به نقل از محمد رضاشاه پهلوي به مناسبت 17 دي‌ماه1314)(6 ).بالاخره پس از مدتي انتظار «رضاشاه به اتفاق ملكه و دو دخترش كه رفع حجاب كرده بودند و لباس اروپائي به تن داشتند، در دانشسراي مقدماتي حضور يافت و ضمن اعطاي ديپلم‌ها به محصليـن، كشـف حجـاب را رسماً اعلام كرد: شما زنها بايد اين روز را كه روز سعادت و موفقيت شماست روز بزرگي بدانيد و از فرصتي كه بدست آورد‌ه‌ ايد براي خدمت به كشور خود از آن استفاده كنيد... شما خواهران و دختران من حالا كه داخل جامعه شده‌ايد و براي پيشرفت خود و كشورتان اين قدم را برداشته‌ايد بايد بفهميد كه وظيفه شما اين است كه براي كشور خودتان كار كنيد، سعادت آينده در دست شماست.» (7)

تصويب و ابلاغ قانون كشف حجاب بيش از پيش جامعه روحانيت را با محدوديت مواجه كرده بود، اعتراضات علما و روحانيون و برخی مخالفتهاي مردمي را نيز در سراسر كشور و در شهرهايي نظير قم، اصفهان و شيراز در پي داشت که تصمیم قاطع رضا شاه و برخورد شدید حكومت از جمله عواملي به شمار مي‌آيند كه نه تنها اين اعتراضات را ناكام گذاشتند بلكه رضاشاه را نيز مصمم به اجراي كشف حجاب نمودند.

محمود جم در خاطرات خود در ارتباط با نظر رضا شاه نسبت به مراسم هفده دي در دانشسراي مقدماتي مي‌نويسد: «(رضاشاه) مرا احضار فرمودند و گفتند... ما ميله‌هاي زندان را شكستيم. حالا خود زنداني كه آزاد شده است، وظيفه دارد كه براي خودش به جاي قفس، خانه قشنگي بسازد... دقت كنيد كه اين قبيل مراسم و جلسات تكرار شود تا خانم‌ها مرتب در آن‌ها حضور يابند و بيشتر با آداب و رسوم اجتماع و معاشرت عادت كنند» (8).روزنامه تجدد، در فرداي آن روز نوشت: «قرن‌ها زنان اين كشور در حالت خمود و مذلت به سر برده و در حقيقت نيمي از پيكر اين اجتماع فلج و از كار افتاده بود. ديروز به اين سيه بختي و جهالت خاتمه داده شد» (9).

در پایان بد نیست دیدگاه روح الله خميني رهبر مرتجع و بنیادگرای انقلاب اسلامي در این مورد را نیز بدانیم: «در رژيم طاغوتي پهلوي آن ظلمي كه به بانواني كه مقيد بودند به اينكه بر طبق اسلام عمل كنند و موافق آنچه كه اسلام امر كرده ذي خودشان را قرار دهند، در آن زمان رضا شاه به وضعي و در زمان محمد‌رضا به وضع ديگر. و بحمدالله بانوان ايران مقاومت كردند و جز يك دسته‌اي كه جزء دار و دسته خود آنها بودند! و غربزده بودند و با رژيم او مناسب بودند، ساير خواهرها مقاومت كردند. بنابراين اسلام در ايران زنده شد، آن خدمتي كه به بانوان كرده است و خواهد كرد ارزشش به اندازه‌اي است كه نمي‌توانيم ما توصيف كنيم. اگر نبود اين انقلاب و نبود اين تغيير و تحولي كه در ايران واقع شده بود، بعد از چند سال ديگر اثري از اخلاق اسلامي در ايران نبود.» (10) 

سرچشمه ها:

1-«خاطرات صدرالاشراف»، ، انتشارات وحيد، 1364

2-«خاطرات صدرالاشراف»

3- «خاطرات صدرالاشراف»

4- «رستاخيز»، شماره 511، (16 دي‌ماه 2535)

5- «زن روز»، شماره 45، (شنبه 11 دي‌ماه 1344)

6-«رستاخيز»،همان

7- آوری، پيتر،«تاريخ معاصر ايران»، ج2، رفيعي مهرآبادي، تهران، انتشارات مدرسه عطايي، 1366.

8-«رستاخيز»، همان

9- «تجدد ايران»، شماره 1802، (19 دي‌ماه 1314)

10- خمینی،روح الله،«صحيفه نور»، ج 18، ص 261 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  به مناسبت هفدهم دی 1314 روز آزادی زنان ایرانی به همت رضا شاه بزرگ 
 
 تهنیت باد ز من بر تو زن آزاده 
ذات حق بر تو چنین شأن و کرامت داده 
هفده دی بُوَد و نوبت آزادی زن  
آن خدنگی که بر اندام عدوش افتاده  
زان شهنشاه عظیم، رهبر نیکو افکار 
پدر مام وطن، کو بود از زن زاده 
آمده است رحمت آزادگی ات در آن سال 
خوش طنینی که ملکزادِ ازل سر داده  
بزدود از سر زنهای وطن ظلم سیه چادر را 
گفت زان پس که تویی چون پدرت آزاده 
آن که خواهد که تو در بند اسارت مانی 
کی چشیده است شراب مدنی زان باده 
نام انسان نتوان داد به چنین مردانی 
که به مطبخ بدهند، جا به زنِ فرزانه  
مدنی نیست ره و کیش چنین مردانی  
که ز همسر طلبند طفل و غذا آماده  
همه ی فکرت او هست که زن در برزخ 
روزگارش به ستم بگذرد و صد ناله  
چون عدو گشت ورا دین تهی از رأفت  
شده محزون و گلوگاه ش پر از غمباده 
تا رضا شاه کبیر یوغ ستم را برداشت  
بر لب خصم ازین غیظ دو صد فریاده 
کرده چادر چو به گورو به اجل داده حجاب 
گوهر عفت زن بوده ز پیش آماده  
که رود پاک تر از پیش به میدان نبرد  
و بدوزد لب بد خواه و عدو بر یاوه  
آن زمان رفت کلاغ سیه از عرصه برون  
نقشِ تابنده زن، گشت به ایران زاده 
چون شد از همت شاهنشه شاهان ز زنان  
طوق ننگین اسارت به حقیقت پاره 
شاد شد مومنی و گفت به صد لحن نکو 
تهنیت باد ز من بر تو زن آزاده
 
 
محترم مومنی روحی

پانزدهم دی ماه ۱386

هلند 

برگرفته از :https://iranbbb.org

 

 17 دی، رهایی ِ خورشید ِ زیبایی از اسارت ِ دیو ِ سیاهی

نوشتاري پيرامون ۱۷ دي از تارنماي طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی (برديا سپند)


 

به امید ایرانی آباد وآزاد در سایه حاکمیت ملی 

پاینده ایران 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
 

بنيانهاي فلسفي خشونت و شرّ 

ميان فيلسوفان، حكيمان و الهي دانان همواره اين پرسش، وجود داشته كه هويت آزاردهنده يي به نام «شر» در پهنه آفرينش چه جايگاهي دارد؟ پديده «شر» اعم از شرور طبيعي و اخلاقي، حيات موجودات بويژه موجود انساني را همواره تهديد كرده است. اما فيلسوفان و متكلمان هريك بنا به ذايقه و سليقه فكري ـ فلسفي خود، ماهيت شر را درمعرض تعاريف گوناگون قرار داده اند. مقاله حاضر بر آن است تا با عبوري گذرا بر تاريخ فكر و فلسفه، نظريات سه گانه يي را در تبيين مقوله شر و خشونت عرضه كند.  
 

شر آسيب جدي ناعادلانه يي است كه بر موجودات مدرك (انسانها) تحميل مي شود. دو نوع شر را مي توان تشخيص داد: شر طبيعي كه ناشي از عمل غيرانساني و شر اخلاقي كه حاصل عمل انساني است. مركز توجه تفكر اخلاقي شر اخلاقي است و سه تفسير عمده از آن ارايه شده است. در تفسير اول كه مبدع آن سقراط است، شر اخلاقي، انحراف از خير دانسته شده است، در تفسير دوم كه مورد تأييد اسپينوزاييان، رواقيون است شر به عنوان امر موهوم و در تفسير سوم كه در ابتدا لايب ننيس آن را مطرح كرد، به عنوان تقابلي ضروري براي وجود خير لحاظ شده است. در تفسير واقع بينانه بايد اين واقعيت را پذيرفت كه شر اخلاقي وجود دارد و بخش عمده يي از آن معلول رذايل مشترك انساني است كه همراه با فضايل، در نهاد انسان وجود دارد. اصولاً نسبت اين تركيب ـ تركيب خير و شر در نهاد انسان است.  

۱ـ ماهيت شر

شر شديدترين نوع تقبيح است كه در واژگان اخلاقي ما در نظر گرفته شده است، قتل، شكنجه، بردگي، و تحقير طولاني مصاديق آن هستند. شر بايد مستلزم آسيب باشد و اين آسيب بايد به اندازه كافي شديد باشد تا توانايي عملكرد معمولي قربانيان آن دچار اختلال شود.

يكي از پرسشهاي اساسي فلسفه اخلاق اين است كه چه آسيبي عادلانه است؟ وجه مشترك پاسخ هاي متضاد به اين سؤال، عقيده مهم توازن اخلاقي است. بطور كلي آسيبي كه در جهت حفظ توازن اخلاقي باشد، عادلانه و آسيبي كه در جهت ايجاد عدم توازن باشد، غيرعادلانه است. كلي بودن اين توضيح موجب بروز اختلاف درباره اين مسأله شده است كه چه چيزي بالاخص آسيب تلقي مي شود و چگونه مي توان توازن اخلاقي را به بهترين وجهي حفظ كرد.

شر ممكن است نتيجه عمل انسان يا عمل غيرانسان باشد. شرايط جوي نامساعد كه باعث از بين رفتن محصولات كشاورزي و گرسنگي همگاني مي شود، نمونه يي از شروري است كه توسط عوامل غيرانساني به وجود مي آيد و معمولاً به آن شر طبيعي مي گويند. شروري مانند شكنجه انساني بي گناه كه نتيجه عمل انسان است شر اخلاقي ناميده مي شود. اين تمايز سنتي بين شر طبيعي و اخلاقي مفيد است. اما نبايد به نحو بسيار دقيق لحاظ شود، زيرا انسانها ممكن است خود از عوامل طبيعي باشند مثل زماني كه حامل و ناقل امراض هستند و شر حاصل از عامل طبيعي ممكن است سزاوار نكوهش اخلاقي باشد، به شرط آنكه شر قابل پيشگيري بوده و افراد مسؤول در پيشگيري از آن كوتاهي كرده باشند. باوجود اين مركز توجه تفكر اخلاقي، شر اخلاقي است زيرا احتمال كنترل آن توسط انسان از شر طبيعي بسيار بيشتر است.

نخستين موضوع هايي كه شر اخلاقي (بعد از اين [به جاي شر اخلاقي] فقط شر گفته مي شود) را مي توان به آنها نسبت داد، اعمال انساني است. نيات افراد عمل كننده و رسوم و سنتها نيز ممكن است شرارت آميز باشند، اما فقط به يك معناي اشتقاقي و فرعي. زيرا، نيات اگر منجر به اعمال شرارت آميز شوند، شرورانه هستند. بنابر اين شر درمعناي اوليه اش، اساساً مرتبط با واردآمدن آسيب جدي ناعادلانه به موجودات مدرك است و از آنجا كه ايجاد چنين آسيبي حاصل اعمال انساني است، بنابر اين تفسير شر بايد باتمركز بر اعمال انسان آغاز شود. واضح است كه دامنه اعمال شرارت آميز وسيع بوده و مسبب رنجهاي فراواني هستند. تبيين روشن اين واقعيت اين است كه انسان ها با انگيزه هايي همچون حرص، سنگدلي، رشك، غضب، تنفر ومانند آن تحريك مي شوند و اعمال شرارت آميز نمايانگر اين رذايل هستند. اما اين تبيين [به تنهايي] موضوع را روشن نمي كند، مگر اينكه درخصوص اين مسأله كه چرا در انسانها اين رذايل وجود دارد و به آن عمل مي كنند توضيح داده شود. انتساب رذايل به انتخاب انسان توضيحي ناكافي است، زيرا بسياري از رذايل نتيجه استعدادهاي ژنتيكي غيراختياري و شرايط ناسالم است و حتي اگر رذايل نتيجه انتخاب انسان باشد هنوز اين سؤال باقي مي ماند كه چرا انسانها رذايل را انتخاب مي كنند نه فضايل را.  

۲ـ شر به عنوان انحراف از خير

از لحاظ فلسفي مؤثرترين تبيين از شر در اين نظريه سقراطي ريشه دارد كه هيچكس عمل شرورانه و آگاهانه انجام نمي دهد. تفكري كه در پس اين ادعا كه نادرستي آن ظاهراً آشكار است قرار دارد اين است كه انسانها معمولاً در انجام اعمالشان از آنچه به نظرشان درست مي آيد پيروي مي كنند. بنابر اين در تبيين اعمال شرارت آميز بايد گفت يا افراد نسبت به خير علم ندارند و اعمال شرارت آميز را به دليل اين عقيده اشتباه كه آن اعمال درست هستند، انجام مي دهند، يا درحالي كه خير را مي شناسند ناخواسته، از سر تصادف، اجبار يانوعي ناتواني، اعمال شرارت آميز را انجام مي دهند. در نتيجه چاره شر تعليم و تربيت اخلاقي است كه شناخت اصيلي از خير ارايه دهد و اراده انسان را براي انجام آن تقويت كند. اما اين نظريه سقراط مبتني بر يك فرض مابعدالطبيعي درباره ماهيت واقعيت و تأثير آن بر آرمان هاي انسان است. زيرا از آنجا كه تجربه انسان از جهان نشان مي دهد كه شناخت كامل اعمال و نيات خير، هماهنگ و سازگار با اعمال شرارت آميز است، پس بايد فرض كرد كه تجارب انساني فقط نمودها را آشكار مي كنند نه واقعيت را. بنابر اين، فرض مابعدالطبيعي كه ضروري است لحاظ شود، اين است كه اولاً وراي تجارب انسان از جهان كه به نظر مي رسد داراي بي نظمي و شر است. نوعي واقعيت حقيقي فرامحسوس وجود دارد كه در آن يك نظام اخلاقي حاكم است و ثانياً زندگي توأم با خير براي انسانها منوط به آن است كه بياموزند با نمودهاي فريبنده دچار گمراهي نشوند بلكه منطبق با آن نظام اخلاقي زندگي كنند. بنابر اين سقراط افلاطوني توضيح مي دهد كه شر به عنوان انحراف از خير، معلول ضعف انسان در شناخت يا ضعف در نيت (اراده) است كه باعث مي شود نمود را اشتباهاً به جاي واقعيت بگيرد. اين فرض مابعدالطبيعي و اين تبيين از شر كه اين فرض مستلزم آن است عمدتاً توسط آثار آگوستين و اكويناس از تفكر يونان به الهيات مسيحي منتقل شد. مسيحيت خلق نظام اخلاقي را كه حاكم بر واقعيت است به خداوند عالم مطلق، قادر مطلق و خيرمطلق نسبت داده و رواج شر را نشأت گرفته از تأثير ويران كننده گناه اوليه دانسته و مي گويد در نتيجه همين گناه، انسانها شر را به جاي خير انتخاب مي كنند و بدين طريق از سر عمد يا از روي ضعف به رقابت بانظام اخلاقي خداوند مي پردازند. هرچند نظريه مسيحيت درباره شر از زمان يونان تاكنون بر تفكر عرب استيلا داشته، با اين حال اگر از برخي تغييرات و تحولات دانش كلامي صرفنظر كنيم بايد اين نوع تفكر درباره شر را به عنوان نوعي اقتباس و شرح و بسط ويژه اين فرض مابعدالطبيعي و تبيين از شر كه نخست درافكار سقراط افلاطوني بيان شد در نظر بگيريم.  

۳ـ شر به عنوان امر موهوم

ديدگاه اسپينوزايي ـ رواقي با افكار واقعيت شر سعي در اجتناب از انتقادات دارد. اين ديدگاه تصديق مي كند كه شر ظاهراً (به نظر مي رسد كه) وجود دارد، ولي مدعي است كه ظهور شر وهم و خيالي است كه انسانها به دليل اميال نابجا به آن تسليم مي شوند. چنين اميالي قانع كننده نيست زيرامغاير با نظام اخلاقي واقعيت است. واقعيتي كه لازم نيست آن را فرامحسوس فرض كنيم. اگر نابجا بودن اين اميال را تشخيص دهيم، آنگاه تجربه اجتناب ناپذير ناكامي حاصل از آنها به شكل ضايعات عاطفي كه به نادرستي شر تشخيص داده شده است تظاهر خواهد كرد. امتياز ديدگاه اسپينوزايي ـ رواقي اين است كه اگر شر واقعاً امري است موهوم نه واقعي، بنابراين اعتراض به ديدگاه سقراطي مبني بر ناتواني آن در تبيين واقعيت شر رفع مي گردد.

بي شك ديدگاه اسپينوزايي ـ رواقي درست است، زيرا چيزي كه به نظر شر مي آيد ممكن است شر نباشد و معرفت بيشتر نسبت به نفس و خويشتنداري بيشتر اين امكان را به وجود مي آورد تا از بسياري رنجهاي غيرضروري كه به دليل اشتباه گرفتن شر به جاي ناكامي حاصل از اميال نابجا پيش مي آيد اجتناب كنيم. اما اين ديدگاه فقط به منزله پيشنهادي براي كاهش (تسكين) برخي موارد شر بيان نشده بلكه به عنوان تبيين هر شري مطرح شده است و از اين جهت به دلايل چندي ناموفق است.

دليل اول اينكه نمي توان به نحو معقول قايل به نابجا بودن تمامي آرزوهاي انسان شد. زيرا طبيعت انسان مستلزم داشتن برخي اميال و ارضاي آنها است. اما غالباً اميال حقيقتاً بجا با شكست مواجه مي شوند و ناكام ماندن آنها غالباً منجر به آسيب جدي ناعادلانه مي شود و همين امر شر واقعي است كه نمي توان آن را با ارتقاي معرفت نفس و خويشتنداري تسكين و كاهش داد. دليل دوم اينكه تمايز بين شر واقعي و موهومي مبتني بر اعتقادات اخلاقي است كه ممكن است درست يا نادرست باشد. اين ديدگاه ملزم به اين باور است كه عقايد مربوط به وقوع شر همواره نادرست است. زيرا اگر برخي از شرور حقيقت داشتند، در آن صورت هيچ شري نمي توانست امر موهوم باشد. از طرف ديگر اگر عقايد مربوط به وقوع شر همواره نادرست بود، در آن صورت براي مثال اعتقاد به شر بودن شكنجه مردم بي گناه نيز نادرست بود. اما اينكه چنين عقايد اخلاقي بنيادي، درست تلقي شود شرط لازم اخلاق و در واقع شرط لازم زندگي مدني است. بنابراين واهي دانستن شر با طبيعت انسان، اخلاق و زندگي مدني سازگار نيست.  

۴ـ شر به عنوان تقابل ضروري با خير

كوشش ديگر براي تبيين شر، ديدگاه لايب ـ نيتزي است كه واقعيت شر راپذيرفته ولي استدلال مي كند شري كه وجود دارد، حداقلي است كه براي وجود خير ضروري بوده و ميزان آن بمراتب از خير موجود كمتر است. بنابراين شر هزينه يي است كه براي منافع فراوان حاصل از خير پرداخت مي شود. در پس اين نظريه اين فرض نهفته است كه خير فقط در تقابل با شر مي تواند وجود داشته باشد. اما آنچه درخصوص پديده هايي كه مستلزم جنبه هاي متضاد هستند صادق است، درمورد خير و شر صادق نيست. بي معني است كه فرض كنيم مهرباني فقط در صورت وجود قساوت و آزادي فقط در صورت وجود استبداد مي تواند وجود داشته باشد. بنابراين مدافعان اين نظريه به معناي شناخت شناسانه يي از تقابل گرايش پيدا مي كنند، آنان مي گويند وجود شر لازم است تا بتوان خير را به عنوان خير درك كرد. مشكل در اينجاست كه حتي اگر به نوعي تقابل براي درك [خير] نياز داشتيم، براي ايجاد اين تقابل نيازي به وجود شر نبود. حتي در تقابل با تصاوير خيالي شر مي توان بدرستي خير را درك كرد.

براي مثال لازم نيست كاري كنيم افراد واقعاً تكيده و بيمار شوند تا ما درك روشني از سلامتي افراد داشته باشيم. به همين ترتيب براي درك خير لازم نيست خير در تقابل با شر قرار بگيرد، زيرا امر خنثي يا لااقتضا بخوبي به عنوان نوعي تقابل عمل خواهد كرد. مرگ افراد در خواب بدون اينكه بيش از حد دچار عذاب شوند، كافي است تا درك ما را از خوبي زنده بودن ارتقا بخشد.  
 

۵ـ مواجهه با شر

احتمالاً روشن است كه كوششهاي مختلفي كه براي تبيين شر شده از مهمترين دستاوردهاي فلسفه غرب نيست.  

فلاسفه در تمام اين تبيين ها با اين فرض شروع مي كنند كه خير مهم و اساسي است و بنابراين به عبث سعي مي كنند عموميت شر را تبيين نمايند. تقريباً نمي توان از اين نتيجه اجتناب كرد كه تاريخچه اين مسأله مملو از استدلالهاي نادرست و احساسي است. در يك تبيين معقول از شر بايد واقعيت و عموميت شر تصديق گردد و تشخيص داده شود كه اغلب اين شرها كه مانع خوشبختي و كاميابي انسان هستند توسط انسانهايي به وجود مي آيند كه شيطانهاي اخلاقي نيستند بلكه مردم معمولي هستند كه به امور روزانه خود مشغولند.

شخصيت چنين مردمي آكنده از فضايل و رذايلي است كه با يكديگر در كشمكش هستند. اينكه در انسان گاهي فضايل غلبه پيدامي كند و گاهي رذايل منوط به عوامل متعددي است، از جمله: سختيهايي كه انسان با آن مواجه مي شود، سنتها و رسومي كه رفتار او را هدايت مي كنند و توانايي، فرصت و انگيزه يي كه او براي تفكر اخلاقي دارد. طبيعت انسان آميزه يي از هر دو است، نه فقط خير است نه فقط شر. در درجه اول نسبت اين تركيب است كه مشخص مي كند چه مقدار شر را افراد معين در موقعيتهاي خاص انجام مي دهند نه معرفت و نيات فاعل. جست وجو براي يافتن تبييني مابعدالطبيعي در خصوص اين واقعيت پيش پا افتاده، انحرافي است از اين وظيفه اخلاقاً ضروري كه با اصلاح شرايط و شخصيت فاعلهاي اخلاقي خاص، شر را كاهش دهيم.  

: Encyclopedia of Philosophy_1998 Volume3_ Page 463 – Page 466 بن مایه 
 
 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی 

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

این هفت بند از نوشته ای به نام "شهری میان آتشکده های زرتشتی" که در روزنامه ی جام جم چاپ شده است را بخوانید:

1. ... بقایای این مجموعه بر روی جبهه ای از سنگ در 48 کیلومتری شمال شرق تیکان تپه (تکاب) در آذربایجان جنوبی قرار گرفته که در میان انبوهی از آثار طبیعی و مصنوعی مانند دریاچه ها، آب گرم ها، قبور کهنسال و ابنیه  تاریخی دیگر احاطه شده است ...

2. ... تخت سلیمان امروزی باقی مانده ی قلعه و آثار بزرگ و عمارات مخصوص برای سکونت موبدان بوده است که در زمان اشکانیان در نهایت آبادی و اوج قدرت بوده و در نتیجه ی حمله ی رومیان و تاخت و تاز اقوام وحشی پارس و عرب ویران شده و آثار تمدن آن به میزان زیادی از بین رفته است ...

3. ... تخت سلیمان به عنوان نماد وحدت کشور آذربایجان، از احترام بالایی برخوردار بوده است ...

4. ... این ایوان بلند برای اقامت پادشاهان و آتابیگان آذربایجان در زمانی اجرای مراسم زیارت آتشکده ی سلیمان و بار عام احداث شده است ...

5. ... از برخی تاریخ نویسان و جغرافیدانان دنیای قدیم درباره ی شکوه، تزئینات سقف و ملزومات اشرافی به ویژه تخت جواهر نشان سلطنتی طاقدیس این ایوان یادداشت هایی باقی مانده که گویای توجه شاهان و حاکمان آذربایجان به رونق و شکوه این مکان مذهبی و سیاسی است ...

6. ... قلعه باعظمت تیکاب در سال 624 میلادی به واسطه ی حمله ی ارتش روم و شکست سپاهیان آذربایجان مورد غارت و تخریب و بی حرمتی و از اعتبار آن کاسته شد ...

7. ... در جغرافیای تارخی آذربایجان، شهر شیز از پایتخت های بزرگ آذربایجان است که بعدها مرکز بزرگ آتشکده ی عظیم آتابیگان آذربایجان شد ...

(شهری میان آتشکده های زرتشتی، فرشته مرادی، روزنامه ی جام جم، سال هشتم، شماره 2182، پنجشنبه 6 دی 1386، صفحه 14)

***

پس از خواندن این شبه نوشته در روزنامه ی وابسته به رسانه ی ملّی! که در آن به صراحت با جعل تاریخ، از آذربایجان ایران به آذربایجان جنوبی! یاد کرده و چنان تاریخ تحریف شده که توگویی آذربایجانی که هیچگاه تاریخش از تاریخ سایر مناطق ایران جدا نبوده، کشوری مستقل با شاهان و حاکمان و آتابیگان! و پایتخت خاصِ خود بوده است. این شبه نوشته که حتی یک رفرنس هم ندارد با بی شرمی تمام از تخت سلیمان بعنوان نماد وحدت کشور آذربایجان! یاد می کند.

طبعاً هر ایرانی از رسانه ای که از منابع عمومي بهره می برد، انتظار دارد در راستای حفظ تمامیّت ارضی ایران و بالا بردن سطح آگاهی ایرانیان از تاریخ و فرهنگ راستینش بکوشد نه اینکه به تحریف تاریخ و ترویج ادبیات تجزیه طلبانه روی آورد. بدین روی دوستداران تاریخ و فرهنگ و تمامیّت ارضی ایران انتظار دارند، روزنامه ی جام جم پاسخ قانع کننده ای به خوانندگانش بدهد و بابت این سهو از آنها پوزش بخواهد تا از پیگیری حقوقی این مسئله از طریق مراجع قانونی صرف نظر شود.

خوانندگان گرامی می توانند نامه های اعتراض آمیز خود را به نشانی سردبیر روزنامه ی جام جم (info@jamejamonline.ir) و دبیر صفحه ای که این نوشته در آن چاپ شده (society@jamejamonline.ir) بفرستند.

 برای دیدن این صفحه ی روزنامه ی جام جم "اینجا" را کلیلک کنید

اين يادداشت را در روزنامه ي «مردم سالاري» هم می توانيد بخوانيد

درباره ی آتشکده ی آذرگشنسپ در روزنامک

برگرفته از تارنمای دوست گرامی مسعود لقمان

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

منوچهر متکی وزیر امور خارجه : 

سهم ایران از دریای مازندران هیچ گاه 50 درسد

 نبوده است و اینها سخنان دشمنان ایران است !!!

 سهم ما 3/11 درسد است !!! 

سعید جلیلی دبیرشورای عالی امنیت ملی: 

خلیج پارس را خلیج دوستی بنامیم!! 

از دست بوسی گذشتی و پابوسی کرده ای     خاکت به سر ترقی معکوس کرده ای 
 

آقای منوچهر متکی وزیر امور خارجه جلیل القدر حاکمیت فرقه ای چند روز پیش در تازه ترین اظهارات خود بیان نمودند که سهم ایران در دریای مازندران هیچ گاه 50 در سد نبویده بلکه 3/11 در سد است و  کسانی که از سهم 50 درسدی ایران سخن می گویند دشمنان ملت ایران هستند و می خواهند نگذارند که ما با روسیه و دیگر همسایگان روابط حسنه داشته باشیم!!در دوران گذشته هیچ گاه اینگونه نبوده و ما هیچگاه در این باره قراردادی هم نداشته ایم!! این در حالی است که هیات مذاکره کننده درباره رژیم حقوقی دریای مازندران که از زیردستان ایشان هستند ،بیانیه ای که صادر و به آقای متکی اعتراض نموده اند که ما هیچ گاه در نشست ها از 20 درصد حق ایران کوتاه نمی آییم و سهم ایران 20 در سد است نه 11 درسد!!در همین راستا آقای حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه برای ماله کشی و درست کردن اظهارت متکی فرموده اند :که آقای متکی درست بیان نکرده اند،سهم ایران حدود 20 درسد است!!(شگفتا،حدود یعنی چه؟ مانند این است که درباره معامله چند کیلو میوه سخن می گویند... یعنی اگر 19 یا 18 درسد هم شد چیزی نیست،در حالی که همین1درصد چندهزار کیلومتر و به اندازه یک استان و یا یک شهر می شود).

پان ایرانیست ها که از سال 1381 پس از اظهارات آقای خاتمی مبنی بر مذاکره 20 درسدی حق ایران،بیانیه صادر کرده و مرتب از 50 درسد سهم قانونی و بحق ملت ایران در دریای مازندران سخن گفته اند دشمن هستند یا شما که از 20 درسد و 11 درسد سخن می گویید ؟؟؟

عجبا!براستی گیج کننده است نمی دانیم ایشان وزیرامور خارجه ایران و حافظ منافع ماست یا بیگانگان! باید از حقوق ملت ایران دفاع کند یا از حقوق کشور های همسایه ؟این آقا قراردادهای 1920 و 1941 را نخوانده است که در آن یه سهم مساوی و مشاع یعنی پنجاه پنجاه بین ایران و شوروی تاکید شده است؟ایشان حتا نامه های وزارت امور خارجه ایران به سازمان ملل در دهه های پیشین که بر حق 50 درسدی ایران تاکید دارد را نخوانده است.اگر کشور شوروی از هم پاشیده و 4میراث خوار دارد نظام جغرافیایی کشور ما که دگرگون نشده است. 50درسد شوروی را بین آنها تقسیم کنید با سهم50 در سد ما چکارتان است که همه را تقسیم بر پنج می کنید؟این سخنان از وزیر امور خارجه شگفت انگیز و دردآور است و خاطره دوران نکبت بار قاجاریه را در اندیشه ها زنده می کند. بر اثر همین بی لیاقتی های حاکمین که به واقع مقدمان علیه امنیت ملی هستند و فرصت طلبی استعمار رو و انگلیس در 200 سال گذشته بیش از 3 میلیون مترمربع از خاک ایران جدا شد. یعنی بیش از 3 برابر وسعت آنچه ایران کنونی است. 

دوستان گرانقدر آگر در یادشان باشد مانند همین پروژه را در جریان سد سیوند شاهد بودیم که بر اساس یک برنامه از پیش تعیین شده ابتدا شایعه شد که آرامگاه شاهنشاه کوروش بزرگ در پاسارگاد زیر آب می رود و سپس گفتند که خیر آرامگاه زیر آب نمی رود و تنگه بلاغی زیر آب می رود در صورتیکه همان تنگه بلاغی اهمیتی همپای پاسارگاد داشت و یکی از مناطق یگانه در دنیا بود که چرخه زندگی در درازنای 10 هزار سال در آنجا هرگز  قطع نشده بود و از نظر گیاهی و زیست محیطی بسیار اهمیت داشت و 3 کیلومتر از راه شاهی در آنجا دست نخورده باقی مانده بود.ماننداین پروژه را اکنون شاهد هستیم که یکی می گوید 11 در صد آن یکی می گوید خیر 20 درصد و اینگونه افکار عمومی را از بحث اصلی که همانا سهم 50 در صدی است منحرف می کنند. 

آیا میدانید کاهش سهم ایران از 50 در سد حتا به 20 درسد ، 1800 کیلومتر از مرز آبی ایران از دست می رود؟تمام فرضیه ها به جز پیمان نامه های رسمی و قانونی بین المللی پیشین در 1920 و1940 به زیان ایران است چرا که :نخست اگر بر اساس خط آستارا و بندر حسینقلی عمل شود سهم ایران بین 10 تا 12 درصد خواهد بود و دوم اگربراساس خط ساحلی هم باشد باز ما زیان خواهیم دید چرا که  ایران با 670 کیلومتر دارای کمترین نوار ساحلی و قزاقزستان با 1900 کیلومتر بیشترین نوار ساحلی را خواهد داشت.حتا تقسم بین پنج کشور باز هم خیانت به مرزهای آبی ایران است چرا که سواحل جنوبی دریای مازندران دارای آبهایی رژف است و فاقد نفت و براساس گمانه ها اندگی گاز طبیعی در آن یافت می گردد و سواحل شمالی دارای منابع سرشار گاز و نفت که سالیانی است کشورهای همسایه در حال استخراج آن هستند. 

آیا می دانید در 14 سال گذشته کشور کوچک اذربایجان (ایران شمالی) 19 قرارداد با دولت ها و شرکت های خارجی برای تولید نفت از دریای مازندران بسته است و توانسته 50 میلیارددلار سرمایه خارجی به کشور خود وارد کند؟ما چه کرده ایم؟با سیاسیت های سراسر اشتباه مسئولان میلیاردها دلار از کف داده ایم تا به انرژی هسته ای برسیم و هنوز نرسیده ایم و این رویا کشور ما را به کجا می برد که باعث شده از شرف و ناموس خود که همانا این آب و خاک است چشم بپوشیم.لعنت به این انرژی هسته ای.

از سوی دیگر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی از خلیج پارس با نام دریای دوستی یاد کرده است فرموده اند که می توانیم خلیج پارس را خلیج دوستی بنامیم و آنچه تحت عنوان "خلیج دوستی" مطرح شده را نگاه راهبردی تهران خواند و تعمیق وگسترش همکاری های شمال و جنوب خلیج فارس را گامی مهم در جهت رفاه و امنیت مردم منطقه دانست.جانی معروف آیت الله خلخالی هم در روزهای ابتدای انقلاب ننگین 57 گفت که نام خلیج پارس را به خلیج اسلامی تغییر دهیم که با مخالفت همگانی مردم این سخنان ضد ایرانی و ضد ملی در اندازه یک سخن باقی ماند. ظاهرا آقایان باید راه ایشان را ادامه دهند و حالا که خلخالی زندگی را بدرود گفته باید این آرزوی ایشان یعنی تغییر نام خلیج همیشه پارس تحقق یابد.آیا این سخنان سالهای آینده مستمسکی برای ادعاهای واهی بیگانگان علیه ما نمی شود.خواننده گرامی حتا اگر روزی حکومت جمهوری اسلامی سرنگون شده و حکومتی ملی جایگزین گردد این اظهارت خطرناک و زیان آور گریبان ملت ایران را رها نخواهد کرد چرا که در دعاوی بین المللی تنها قراردادها مهم نیستند بلکه اسناد دیپلماتیک،مذاکرات و صورتجلسات و سخنان مسئولان حکومتی هم مهم است و می توان به انها استناد نمود.

آقایان فراموش نکنید برای نگاهبانی از وجب به وجب این خاک خونها ریخته شده و هر گونه خدشه وارد کردن به تمامیت ارضی خیانت به خون شهداست و در برابر هر کس که قصد تهدید تمامیت ارضی کشور را دارد باید با تمام قدرت ایستاد اگر گفتمان و دیپلماسی دوستانه به جایی نرسید باید به جنگ و نیروی نظامی روی آورد.آرتش و نیروی نظامی برای چه بوجود آمده مگر غیر از این است که از این آب و خاک و شرف و تمامیت ملی نگاهبانی کند و مگر نمونه ی آنرا در 8 سال دفاع مقدس با بیش از 260 هزار شهید و نیم میلیون جانباز و میلیون ها آواره ندیدیم.امروزه که مسند نشینان بی خرد و سیاست حاکمیت فرقه ای خود اینگونه در بخشش آب و خاک و منابع خدادادی این کشور گشاده دستی می کنند و اینگونه سخن می رانند نباید به پوتین و شیخک های پایین دست خلیج پارس که برای دریای مازندران، خلیج پارس و جزایر سه گانه تنب کوچک و بزرگ و ابوموسا دندان تیز کرده اند،خرده گرفت، باید به حال خودی ها فکری کرد نه دشمن... 


نوشتاری از دکتر هوشنگ طالع درباره سهم ایران در دریای کاسپین ( 139کیلو بایت )

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی 

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاینده ایران

آیت الله منتظری نفر دوم جمهوری اسلامی و نزدیکترین فرد به آیت الله خمینی و در واقع جانشین ایشان بود که پس از مرگ آیت الله خمینی از سوی خود حکومتیان خانه نشین شد.سپس منتظری به منتقد خمینی و حکومت تبدیل شد و این خاطرات از آنجا که بازگو کننده بسیاری از وقایع پیش از انقلاب و دوران سیاه دهه 60 در درون حکومت انقلابی اسلامی می باشد حاوی نکات و داده های ارزشمندی است. این نسخه پی دی اف را از روی نسخه html اچ تی ام ال آماده کرده ام و ویرایش آن زمان زیادی برد ولی به هر روی ممکن است آنچه انجام پذیرفته ،خالی از اشکال نباشد. مرا از دیدگاه های سازنده خود آگاه سازید.

 

دانلود کتاب خاطرات منتظری (872 رویه PDF به گنجایش 5.6مگابایت)

 

خواندن نوشتار های زیر برای آگاهی بیشتر پیشنهاد می گردد.

خاطرات یک پان اسلامیست شکست خورده (چارچوب پی دی اف 159 کیلوبایت)

مناظره دکتر علی سینا با آیت الله منتظری (چارچوب پی دی اف624 کیلوبایت) 

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

ابوالفضل عابدینی به یکسال زندان محکوم گردید 

سرور ابوالفضل عابديني در كنار پرچم شيرو خورشيد

امروز صبح 11/10/1386 دادگاه ابوالفضل عابدینی (مربوط به اتهامات و دستگیری سال 84) در اهواز برگزار گردید و در موارد اتهامی "اقدام علیه امنیت ملی" ،"اهانت به رهبری" و "عضویت در حزب پان ایرانیست "مجرم شناخته شده و به 1 سال حبس محکوم گردید. این در حالی است که ایشان حدود 7 ماه از این دوران را به سال 1384 و 1386در زندان سپری کرده است.در پی اعتراض سرور عابدینی حکم به دادگاه تجدید نظر فرستاده خواهد شد.

دادگاه دیگر وی در پی اتهامات سال 86 (ادامه نوشتار در بخش دوم را حتماً بخوانید)در در شعبه 4 دادگاه انقلاب اهواز و شعبه 1 دادگاه انقلاب شوش برگزار خواهد شد.خبرهای دیگر در این باره روزهای آینده روی تارنما قرار خواهد گرفت. 

صدای عابدینی را از زندان گوش کنید.(فایل هاmp3 و زیپ شده به گنجایش700 کیلو بایت هستند) 

خبر رساني صداي آمريكا در مورد حكم ابوالفضل عابديني(تصويري)
 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تلاش های ما و دیگردوستان پان ایرانیست در ارائه مدارک و مستندات و نوشتارها درباره سرور عابدینی دراین تارنما به بار نشست. برای آگاهی بیشتر نوشتار زیر را که چندی پیش آمده شده بود، بخوانید: 

مسئولان پرونده پس از ارائه مدارکی مبنی بر خبرنگار بودن سرور عابدینی در این تارنما برای نخستین بار و انتشارآن در گستره ی اینترنت و نوشتار های یاران پان ایرانیست در مورد اندیشه میهن پرستانه ی عابدینی دست به اقدام جالبی زدنده و در تفهیم اتهام از عدم خبرنگاردانستن ایشان و تلاش برای بمب گذاری از سوی او سخنی به میان نیاورند. پخش این اخبار تنها در پی انحراف افکار عمومی و آماده نمودن جو بیرون برای صدور حکمی سنگین علیه عابدینی بوده است که با تلاش های همگانی این دسیسه بی اثر گردیده است. 

* چگونه خانه مطبوعات به ابوالفضل عابدینی  در روز خبرنگار سکه جایزه می دهد؟!

*حرکت ناکام: پرونده ی دوگانه ،اتهامات دوگانه ، دادگاه دو گانه !

* پرونده ابوالفضل عابدینی در خانه مطبوعات چه شد؟

* شکم گرسنه عامل تحریک کارگران! 

به دوستان بگویید من از دادگاه آقایان هیچ ترسی ندارم اگرامروز مرا آزاد کنند همان ابوالفضل عابدینی هستم که بودم چون کار من اشتباه نبوده و هیچ خیانتی به مملکت نکردم هر چه بود در راه میهنم بود. 
 

در پی ارتباط با سرور عابدینی در زندان، به هنگام در میان گذاشتن خبر جدید خبرگذاری رسمی جمهوری اسلامی ایران( ایرنا) مبنی بر اتهامات "تلاش برای بمب گذاری" و "عدم خبرنگار بودن" شگفت زده گردیدو بیان نمود که: در تفهیم اتهام به من هیچ کدام از موارد ذکر شده بالا بیان نگردید. ایشان موارد اتهامی تفهیم شده به خود را اینگونه برشمرد:

1.تبانی جهت اخلال در نظم عمومی کشور

2. عامل تحریک و تظاهرات کارگران نیشکر هفت تپه

3. مصاحبه با رادیوهای بیگانه (رادیو فردا)

4. عضویت در حزب پان ایرانیست،فعالیت در این حزب و شهید خواندنِ زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی در تارنمای خود! 

همچنین پرونده ای شبیه آنچه در اهواز برای سرور عابدینی تدارک دیده شده در شهر شوش نیز آماده شده تا مدت زمان بیشری اطاله دادرسی کنند و ایشان را در حبس نگه دارند. در همین رابطه تمامی کارگران هفت تپه که به عنوان متهم در پرونده هستند بیان کردند که عابدینی آنان را تحریک نکرده و فقط رسالت خبرنگاری خود را انجام داده و هر آنچه که در دادگاه شوش با فشار بر ضد عابدینی بیان کرده اند را رد کردند و عامل اعتصابات خود را شکم گرسنه زن و بچه خود عنوان کردند.(قابل توجه دولت مهرورز با درآمد میلیاردی پول نفت).

برای آگاه شدن خوانندگان گرامی باید یادآوری کنم که براساس قانون فعلی ملاک خبرنگار بودن شخص ،عضویت در خانه مطبوعات و انجمن صنفی خبرنگاران نیست چرا که در حال حاضر بسیاری از خبرنگاران خوزستانی عضو نیستند این انجمن ها و خانه مطبوعات نیستند. خانه مطبوعات انجمنی است که برای احقاق حقوق جامعه مطبوعاتی است و عضویت در ان اختیاری می باشد؛ هر چند که این وظیفه خود را نیز به خوبی ایفا نمی کند و در حال حاضر زمان تصدی آقایان دراین دوره به پایان رسیده و مجمع عمومی آن به تعویق افتاده و هم اکنون از لحاظ حقوقی دارای ایراد است. آقایان پاسخ دهند که چگونه ابوالفضل عابدینی از سوی هفته نامه بهار سبز به خانه مطبوعات معرفی شده و در روز خبرنگار به ایشان سکه جایزه داده می شود!!! بر اساس اطلاعاتی که کسب کردیم عابدینی عضو خانه مطبوعات بوده و در انجا دارای پرونده است اما ظاهرا پرونده او مانند بسیاری از پرونده های دیگر در موقع لزوم ناپدید شده است!!!  

{موارد اتهامی را بخوانید و خود قضاوت کنید که چه کسانی در نظم عمومی کشور اخلال ایجاد می کنند مافیای شکر که با وارد نمودن میلیون ها تن شکر بیش از نیاز مصرف داخلی و برای باج دادن به کوبا کمر کارخانه های تولید شکر در خوزستان را شکسته است، یا یک خبرنگار خوزستانی؟عامل تحریک و تظاهرات کارگران به گفته خودشان شکم گرسنه زن و بچه شان به دلیل دریافت نکردن چند ماه حقوق بوده و یا ابوالفضل عابدینی.گفتگو با رادیو های بیگانه از کی جرم بوده که اینک به این بهانه بندی به اتهامانت عابدینی افزوده شده است؟از کی تا کنون عضویت در حزب پان ایرانیست جرم است و میهن پرست، مجرم ؟آقایان مگر به گفته خودتان هر که در راه میهن خود کشته شود شهید نیست؟ جرم زنده یاد دکتر عاملی تهرانی چه بود ؟آیا در راه میهن خود کشته نشد؟ آیا در حکومت پیشین به میهن خود خیانت کرد و یا دیتش به خون کسی آلوده شد؟(در آینده از چگونگی یه شهادت رساندن ایشان اسنادی را پیش روی شما خواهم گذارد.)} 

در بايگاني جستاري بخش سرور ابوالفضل عابديني تكميل شد

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

مزدک 
 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

 

متن کامل عهدنامه الجزایر درباره مسایل مرزی ایران و عراق

 

چندی پیش خبرهایی در گستره ی رسانه های بین المللی پخش شد مبنی بر اینکه آقای طالبانی رییس جمهور عراق اعلام کرد که عهدنامه 1975الجزایر را قبول ندارد! حالا ایشان کدام قسمت را واینکه چرا قبول ندارند برای نگارنده مبهم است!

بی مناسبت نیست متن عهدنامه که در 6 مارس 1975  (15 اسفند 1353) بين صدام حسين ، معاون رييس جمهور آن زمان عراق و محمدرضا پهلوى آریامهر شاهنشاه ايران و زیر نظر هوارى بوم دين ، رييس جمهور وقت الجزاير امضا شد،بار دیگر مرور گردد .

 

شاهنشاه ايران و رييس جمهور عراق نظر به اراده صادقانه طرفين،منعکس در توافق الجزيره مورخ 6 مارس 1975 براى رسیدن  به حل و فصل قطعى و پايدارى کليه مسايل ما به اختلاف بين دو کشور، نظر به اينکه طرفين بر اساس پروتکل قسطنطنيه مورخ 1913 و صورتجلسات کميسيون محدود کردن حدود 1914 به علامت گذارى مجدد قطعى مرز زمينى و برمبناى خط تالوگ به تحديد مرز رودخانه‌اى خود مبادرت نموده‌اند.

نظر به اراده طرفين به برقرارى امنيت و اعتماد متقابل در طول مرز مشترک خود، نظر به پيوندهاى همجواري تاريخى و مذهبى و فرهنگى و تمدنى موجود بين ملت‌هاى ايران و عراق، با تمايل به تحکيم پيوندهاى مودت و حسن همجوارى و تشدید مناسبات فيما بين در زمينه‌هاى اقتصادى وفرهنگى و توسعه مبادلات و مناسبات انسانى بين مردم خود، بر اساس اصل تماميت ارضى ومصونيت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلى، با تصميم به همکاری در جهت برقرارى عصرى جديد در مناسبات دوستانه بين ايران و عراق بر مبناى احترام کامل استقلال ملى و سلطه حاکميت مساوى دولت‌ها، با اعتقاد به مشارکت در اجراى اصول وتحقق اهداف ميثاق ملل متحد از اين طريق، تصميم به انعقاد عهدنامه حاضرگرفتند و بدين منظور نمايندگان تام الاختيار خود را به ترتيب ذيل تعيين نمودند

از طرف شاهنشاه ايران: جناب آقاى عباسعلى خلعتبرى ، وزير امور خارجه ايران.

از طرف رييس جمهورى عراق: جناب آقاى سعدون حَمادى ، وزيرامور خارجه عراق.

مشاراليهم پس از ارايه اختيارنامه‌هاى خود که در کمال صحت واعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زير توافق نمودند:


ماده 1- طرفين قرارداد ، تاييد مى‌نمايند که مرز زمينى دولتى بين ايران و عراق همان است که علامتگذارى مجدد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به علامت گذارى مجدد مرز زمينى و ضمايم پروتکل مذکور که به اين عهدنامه ضمیمه مى‌باشند انجام يافته است.

 

ماده 2- طرفين ، تاييد مى‌نمايندکه مرز دولتى دراروندرود (شط العرب) همان است که محدود شدن  آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به محدود کردن مرز رودخانه‌اى و پیوست های پروتکل مذکور که به عهدنامه حاضر پیوست مى‌باشند، انجام يافته است.

 

ماده 3- طرفين ، متعهد مى‌شوند که بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به امنيت در مرز و ضمیمه های آن که پیوست به اين عهدنامه مى‌باشند، در طول مرز به طور مداوم کنترل دقيق و موثر به منظور پايان دادن به هر نوع رخنه ی اخلال‌گرانه، صرف نظر از منشا آن، اعمال دارند.

 

ماده 4- طرفين ، تاييد مى‌نمايندکه مقررات سه پروتکل و پیوست آنها، مذکور در مواد 1،2 و3 عهدنامه حاضر که پروتکل‌هاى فوق الذکر بدان پیوست و جزء جدایی ناپذیر آن مى‌باشند، مقرراتى قطعى و دايمى وغير قابل نقض بوده و عناصر غير قابل تجزيه يک راه حل کلى را تشکيل مى‌دهند. در نتيجه خدشه به هر يک از عناصر تشکیل دهنده اين راه حل کلى اصولا مغاير با روح توافق الجزيره خواهد بود.

 

ماده 5- در قالب غير قابل تغيير بودن مرزها واحترام کامل به تماميت ارضى دو دولت، هر دو طرف تاييد مى‌نمايند که خط مرز زمينى و رودخانه‌اى آنان بدون تغییر و دايمى و قطعى مى‌باشد.

 

ماده 6-1- در صورت اختلاف درباره تفسير يا اجراى عهدنامه حاضر و سه پروتکل و پیوست های آنها، اين اختلاف با رعايت کامل مسير خط مرز ايران و عراق، مندرج در مواد 1 و 2 فوق و نيز با رعايت حفظ امنيت در مرزايران و عراق، طبق ماده (3) فوق الذکر، حل و فصل خواهد شد.  6-2  اين اختلاف در مرحله اول طى مهلت دو ماه ازتاريخ درخواست يکى از طرفين از طريق مذاکرات مستقيم دو جانبه بين هر دو طرف ، حل و فصل خواهد شد. 6-3 در صورت عدم توافق، طرفين طی مدت سه ماه، به همکاری يک دولت سوم ِدوست توسل خواهند جست. 6-4  در صورت خوددارى هر يک از طرفين از توسل به همکاری يا عدم موافقت همکاری دولت سوم(ثالث)، اختلاف طى مدت يک ماه از تاريخ رد همکاری يا عدم موفقيت آن، از طريق داورى حل و فصل خواهد شد. 6-5 در صورت عدم توافق بين طرفين نسبت به آيين داورى، هر يک از طرفين مى‌تواند ظرف پانزده روز از تاريخ آشکار شدن عدم توافق، به يک دادگاه داورى مراجعه نمايد. براى تشکيل دادگاه داورى و براى حل و فصل هر يک ازاختلافات، هر يک از طرفين يکى از اتباع خود را به عنوان داور تعيين خواهد نمود و دو داور يک سرداور انتخاب خواهند نمود.اگر طرفين ظرف مدت يک ماه پس از رسیدن درخواست داورى از جانب يکى از طرفين از ديگرى به تعيين داور مبادرت نمايند ويا چنانچه دوران قبل از پایان همين مدت در انتخاب سرداور به توافق نرسند طرف بزرگتر متعهدى که داورى را درخواست نموده است حق خواهد داشت از رييس ديوان بين‌المللي دادگسترى تقاضا نمايد تا طبق مقررات ديوان دايمى داورى داورها يا سرداور را تعيين نمايد. 6-6 تصميم دادگاه داورى براى هر دو طرف الزام آور و لازم الاجرا خواهد بود و هر کدام نصف هزينه داورى رابه عهده خواهند گرفت.

 

ماده 7- اين عهدنامه حاضر و سه پروتکل و پیوست های آنها طبق ماده (102) منشور ملل متحد به ثبت خواهد رسيد.

 

ماده 8- عهدنامه حاضر و سه پروتکل و پیوست آنها،طبق مقررات داخلى به وسيله هر يک از طرفين به تصويب خواهد رسيد.

عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها از تاريخ مبادله اسناد تصويب که در تهران انجام خواهد شد، به موقع اجرا در خواهند آمد.بنا به مراتب، نمايندگان تام الاختيار طرفينمعظمين متعاهدين عهدنامه حاضر و سه پروتکل، و ضمائم آنها را امضا نمودند.

بغداد 13 ژوئن 1975

عباسعلى خلعتبرى ، وزير امور خارجه ايران                سعدون حمادى ، وزير امور خارجه عراق

                                

***

عهدنامه 1975 الجزایر که داراى 8 ماده و سه پروتکل و پیوست های آن مى‌باشد با حضور عبدالعزيز بوتفليقه، عضو شوراى انقلاب و وزير امور خارجه الجزاير به امضا رسيدو در تاريخ 21 ارديبهشت 1355 و 29 ارديبهشت 1355 به ترتيب به تصويب مجلس شوراى ملى و مجلس سناى وقت رسيده است.

 

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

 

پاینده ایران

 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاینده ایران

بنام خداوند جان و خرد

سفیر محترم دولت های عربستان,قطر,کویت وعمان درایران

احتراما به آگاهی می رساند ,همانگونه که خود مستهظرید,سفارت دولتها دریچه ایست رسمی برای ارتباط مردمان کشورها با یکدیگر و محلی برای کوشش جهت فزودن بر رونق دوستی ها.از اینروست که دوستدار بعنوان عضوی از جامعه بزرگ ایرانی و متعلق به ملت شریف ایران که واجد اراده ملی است;سفارت آن کشور دوست را که عضو شورای همکاری خلیج (فارس)نیز می باشد,فارغ از روابط رسمی دیپلماتیک دولتها ,جهت بیان پاره ای مطالب ضرور ,مخاطب قرار داده است.

نظر به اشتیاق دوستدار به همزیستی مسالمت آمیز و نیز فزودن بر امکانات همکاری میان کشورهای همسایه خصوصا ملت ایران و دولتهای عربی حوزه ی خلیج فارس,لازم آمد پاره ای موارد که در صورت عدم رفع سبب خواهد شد;ملت ایران نوع و کیفیت نگاه و سطح روابط با همسایگان عرب خود را مورد بازبینی جدی قرار دهد را متذکر شود.

سفیر محترم ,به گواهی منصفان و آگاهان و نیز آنگونه که لابد خود شما نیز با حسن ظنی که برایتان متصور است, متذکر خواهید بود;ایرانیان بعنوان ملتی فرهنگ پرور و تمدن ساز نقشی مهم در تاریخ تمدن بشری بعهده داشته و همواره کوشیده اند خوی و خصال آزادگی را پاس داشته و آنرا بگسترانند.همسایگان خودرا دوست داشته و به آنها احترام گذارند .آنچه ازآنهاست به آن خستو باشندو اینست عصاره و جوهره ی فرهنگ ایرانیان .

اما مدتی است تحت عواملی چند,برخی از دولتهای عربی روشی خصمانه در برابر ملت ایران اتخاذ کرده اند و شگفتی آنکه شیخ نشینهای امارات متحده عربی ادعای جزایر جنوبی ایران را داشته و برخی دولتهای دیگر عربی و از جمله دولت مطبوع آنحضرت به کرات وبر خلاف رویه ی دوستی میان ایرانیان و اعراب ازآن ادعاهای واهی و بی پایه پشتیبانی کرده اند.برآگاهانست که نسبت به عواقب وخیم و نگران کننده این روند هشدار دهند .از بدیهای این منش آن که بر بدگمانی ها می افزاید که بری تلخ دارد و زهر کامی پدید آورد.بالطبع این روند اگر بالا بگیردبر نشیب بیافزاید.زخم زدن آنهم برکسی که از وی گریزی نیست نه کار بخردمندی است که کین کاشتن در خانه ی همسایه آتش به خرمن خود انداختن ,باد کاشتن و توفان درویدن است.

مردمان گیتی بویژه همسایگان بهر آنکه کنار هم به شادی بزیند;می بایست بهر یکدیگر نیکی بخواهند و از کینهای نابجا و بدخواهیها بپرهیزند و داد همدیگر دهند.منش نیکو است;حد نگه داشتن و بر حقایق و راستی ها خستو بودن.اندودن روی خورشید حقیقت از نادانی است و خود نادانی آورد.

ایرانیان و اعراب از دیرباز با هم زیسته اند .خوشیها و تلخیها با هم دیده اند ,پیرو دین واحدی هستند و امروز همسایه اند.ما بهر همسایگان خود بهترین شادی ها را می خواهیم و رشد و توسعه ی آنها را آرزومندیم .بر دانایان و بینایان عرب و بر اهل سیاست آن مردمان است که راه راست برگزینند.ریشه ی این پرخاش برکندن سزاوار باشد.این منش راست که چونان جدی مر مسلمانان,ستاره راهنمای سیاست اعراب باشد.اگر چنین شد آینده ای روشن برای منطقه متصور است و قدرت ملت ایران بهترین و مطمئن ترین حامی برای مردمان همسایه و آسایش آنها خواهد بود.

اما با قاطعیت ضروری اعلام میداریم اگر چنین نشد;طبیعی است که در صورت ادامه ی توطئه ها و تکرار ادعاهای بی پایه و یا حمایت از چنین ادعاهایی ,ملت ایران از دستگاه دیپلماسی خود بخواهد که نوع نگاه و سطح روابط فی مابین تجدید نظر جدی بعمل آید.

دوستدار به شما و دیگر دوستان عرب نسبت به پی آمدهای ناگوار و ناخوشایند هشدار جدی میدهد که از این توطئه ها و زیاده خواهی ها بر حذر بوده و از اتفاقات ناگوار پیشگیری کنید .در صورت عدم اصلاح روشهای پیشین و پای فشردن برآن ,باید بدانید که ایرانیان نمی توانند ;ادعاهای بی پایه و چشم طمع به سرزمین و شرف و تمامیت ارضی و هر وجب از خاک پاک ایران زمین که به خون پاک هزاران شهید سرفراز تاریخ آبیاری شده است برتابند.اگر این روشها پی گرفته شود پای به میدان گذاریم و تا آخرین نفش حقوق خود را پاس داریم.بدیهی است که از این پس به کرده ی شما سزایی در خور آن داده خواهد شد.ما دوستانی صادق و یکرنگ و دشمنانی سرسختیم و شکست ناپذیر.سرمملکت گاهی سالم است وگاه نیست و این گردش گردون گردننده است اما ایران زمین ز رادان تهی نیست.من آنچه شرط بلاغ بود گفتم و اتمام حجت کردم.بردانایان عرب سهی را نشان دادم ,امید که چشم خرد آنها قمر را نبیند.

                                                   پاینده ایران

                                                    حجت کلاشی

                                                       از طرف سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

لازم به ذکر است که نامه ای جداگانه از سوی سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به شیخ نشین های امارات تنظیم شده است که آن نیزبصورت مجزا منتشر خواهد گردید.

 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

با درود به یاران و به پایندگی ایران زمین

بردیا سپند از فعالین حقوق مدنی و شهروندی با آقای جمشید چالنگی در بخش تفسیر خبر صدای آمریکا در روز سه شنبه 28 آذرماه گفتگویی را پیرامون مسائل پیش آمده برای کارگران نیشکر هفت تپه ونقش سرور ابوالفضل عابدینی انجام داده اند که در زیر میتوانید فایل شنیداریMP3 (صوتی) آن را دریافت کرده وبشنوید
.

              دریافت گفتگوی بردیا سپند با صدای آمریکا (8:04 دقیقه – 946 کیلوبایت)


                      به امیدایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 


پاينده ايران


اگرتکه تکه ام کنند واگر نيست ونابود شوم بازهم ميگويم

پاينده ايران

سرور ملي

متن زير از قسمت کوتاه نوار سداي سرور ابوالفضل عابديني پياده شده است.قسمت هايي که در سدا وقفه مي افتد و پرش دارد بدليل اشکال درهنگام ضبط شدن است.

نيرزد آن خون که نريزد به راه پاسداري اين خاک
جمله اي که سراسر وجود هر وطن پرستي را به غرور وامي دارد هميشه و در همه لحظات زمان ها از آن زمان که من با حزب پان ايرانيست آشنا گشتم با من همراه بود
.
آري در ايران بودن و در راه ايران ماندن بهايي دارد ،امروز زنداني شدن فرزندان اين آب و خاک و سرزمين اهورايي است. چگونه مي توان باور کرد وطن دوست جز ايران هيچ انديشه ي ديگري در زهن داشته باشد، من فرزند همين آب و خاکم؛ آب و خاکي که خون ها و جانها به راهش فدا گشته تا به جهان سرافراز بماند.زندگي من با ارزش تر از زندگي هيچ آزاده ي ديگري و دل و ديده ي مادر من از دل مادر هيچ وطن پرستي داغديده تر نيست.اگر تکه تکه ام کنند و اگر نيست و نابود شوم باز هم مي گويم پاينده ايران
.

فايل صوتي سخنان ابوالفضل عابديني را مي توانيد از اينجا دريافت کنيد
.(۱۰۴كيلوبايت)

به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي

پاينده ايران

مزدك

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
 
رويه نخست
رايانامه
بايگاني
درباره اين تارنما
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________
شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد.
بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم

_________________________

نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!!
www.paniran2.blogfa.com
________________________
ایرانی .....
باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود .
ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد .
خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است .
اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید :

فلات ایران به زیر یک پرچم

##################
آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد.

پيوندهاي روزانه
فهرست نوشتارهای پان ایرانیست خوزستان
دانلود تاريخچه نهضت- مكتب و حزب پان ايرانيست(pdf)
نرم افزار فیلتر شکن بسیار قوی v.p.n با استفاده آسان
برنامه فیلتر شکن فری گیت free gate بسیار قوی
شعارهای پان ایرانیستی نقش بسته بر روزنامه های ایران
تصاویر و فیلم حماسه 10 اردی بهشت روبروی سفارت امارات
برنامه فيلتر شكن جدید بسيار قوي فيلتر نشدنی پرقدرت قوی قوی
با پان ایرانیست آشنا شویم
بايگاني پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بايگاني جُستاري
یادواره ها،جشنها،روزهاي مهم تاريخ
فرهنگی اجتماعی
بیانیه هاي حزب پان ايرانيست
اخبار روز
نوشتارهاي پان ایرانیستي
دریافت(دانلود) کتاب ، آوا ، نما
دسیسه های ضد ايراني
پاسخ هاي پان ايرانيستي
بخش سرور ابوالفضل عابدینی
عهدنامه های ایران (جدید)
نوشتارهاي ناسيوناليستي
میراث فرهنگی
سرور ويدا دهقانيان
سروده هاي ميهني
ويدئوهاي بنياد پان ايرانيسم- تهران 1386
اسناد حزب پان ایرانیست
سروده هاي ميهني
آلبوم تصاوير پان ايرانيست
پيوندها
پان ایرانیست خوزستان2 بدون فیلتر
تارنماي رسمي حزب پان ايرانيست
کتابخانه ی حزب پان ایرانیست
وبلاگ رسمی حزب پان ايرانيست
پان ايرانيست دفتر اروپايي (انگليسي)
اخگر (سرور منوچهر یزدی)
پان ایرانیست تبریز (فرمان آریا)
پان ایرانیست کرمان
پان ایرانیست ارومیه
پان ايرانيست كردستان(بژی ایران)
پان ایرانیسم سرافراز ایستاده در تاریخ(سرور عابديني)
حماسه چالدران (سرور آتروپات)
اقتدارملی (سرور کیان مهر)
جوانان پان ايرانيست اراك
میهن و ملت (سرور برگزیده)
پايندگي (سرور پيشداد)
ایران شمالی (رسول اردبیلی)
دادگران پان ايرانيست
كاوه اهوازي (سروركاوه)
کشورهای پارسی زبان(سه گانه پارسی)
به ایران بیاندیشیم (سرور شاپور)
روزنامک (مسعود لقمان)
آذر ایران (سهند کريمي)
تاريخ, جشن ها و زبان پارسي (کوروش محسني)
ای ایران (آریو برزن)
ذوالقرنين (پاسخ به ناصر پور پيرار)
نشريه الکترونيکي زرتشت (کیوان افشین جو)
یاران ایران جوان (روزبه)
زرتشت وايران باستان (مهرداد پارسايي)
پايگاه پژوهشي آريابوم
پايگاه فرهنگي تاريخي کشور پر افتخار ايران زمين
ایران نامه (دکتر شاهین سپنتا)
همه گیتی تن است و ایران دل(ایران دخت)
آريا منش(داريوش)
کتابهاي رايگان فارسي
تاريخ و ادبيات ايران زمين(محسن قاسمي شاد)
آزرگشنسب
ايران زمين (آريو برزن)
سرزمین ما (اشکان)
پروفسور منوچهر جمالي
پایگاه اطلاع رسانی یادمانهای دشت پاسارگاد
حق و صبر (آنتي پور پيرار)
دانلود انواع نرم افزار
آنچه نمي خواهند شما بدانيد(سايت افشا بدون فيلتر)
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
من می‌اندیشم پس هستم (بهرام ساسانی)
تاریخ ایرانیان در این روز(دکتر نوشیروان کیهانی زاده)
به نام خداود خرد
اصغرآقا(اشعار کمدی سیاسی هادی خرسندی)
باهماد ٍآزرآبادگان جاوید
زرتشتی ایران(شهریار)
نشانی تارنماهای مختلف خبری و..
پژوهش های ایرانی(رضا مرادی قیاس آبادی)
درفش كاوياني (كتابخانه)
بردیا نیوز
انوش راويد
از ريشه ها تا ميوه ها(داراب)
تاريخ باستان(الهام)
بنیاد نیشابور(دکتر فریدون جنیدی)
سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران
بهرام مشيري
احمد کسروی
شاهنامه ی فردوسی
سرزمین پارسیان(فرید شولی زاده)
شاهنامه و ایران
دكتر حمید احمدی
تاریخ، عرفان، مذهب، زن (سارا)
پاسارگاد 2 (مريم)
تارنمای خبری تبریز نیوز(پیمان پاکمهر)
آنچه بايد بدانيد(كتاب خانه)
هوادان كانال يك
یاردبستانی(سرور نوشین جعفری)
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
خبرگزاری ایرانویچ
پاسداران فرهنگ ایران
ژنرال (طنز ضد پان ترک)
امروز برخیز (بچه های ایران)
جسم آزاد روح دربند (بردیا فروهر)
بنیاد ایران ما (فرزین رحیمی)
بلاگ نیوز
میرزای ایرانی
انعكاس اخبار،طنز،عكس،انتقاد
زنداني 209 (كيانوش سنجري)
آنتی پان ترک
تارنماي خبر ایران ب ب ب
رويداد (افشين)
آريانا (آريابد)
ايران جاودان (ساناز)
ايران برتر از همه (سياوش)
نژادگان (ساسان)
آرتش شاهنشاهی ایران
خاك و خون(اردشير)
پير خرابات (پرچم دار)
نسل سوخته (دنيل)
بهشت گمشده آرياييان (مهران)
مزرپرگهر‌ (بزرگمهر ايراني)
داريوش همايون
شرم نامه شاملو
تیرداد بنکدار
جستاری در گیتی (نازنین متین)
نسل خاموش2
نیمه گمشده من (آرش جهانشاهی)
ایران تالشستان
آينده روشن(مهدي رفعتي)
وبلاگ خبری ایران آزاد
پيش به سوي همبستگي ملي
سپنتا آرمئيتي (پيامبر)
فرزندان ایران زمین
در راه میهن‌(کوروش سپنتمان)
پارسوماش (مهردادوآرش)
ايران آزاد (مسعود)
خبرگزاري ايسنا - خوزستان
روزنامه نور خوزستان
اخبار فارسی - ایران و جهان
تاریخ ایران (امیرحسین)
چهره های ماندگار ایران زمین
سرور سالار سیف الدینی
تُکتم عیوقی
سمرقند (شاهزاده)
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان
زیباترین عکس ها از ایران
روزهای بی عزا (میلاددهقان)
جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران
هواداران کانال یک
ایران سرزمینم (نوید)
ایران . تاجیکستان . افغانستان
آمستريس
ايران باستان
كتابهاي رايگان فارسي
استوره گان (رامین)
جنبش ايران فردا
رضا فاضلي
مؤسسه مطالعات کشورهای وارث تمدن ایرانی
انجمن دوستی ایران و تاجیکستان
وارثان کوروش
مرکز پژوهش های کاریردی (دکتر تالع)
باهماد آزادگان
arabian gulf
خليج العربي
امضای تومار اینترنتی برای خلیج پارس
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی(حسین رمضانی)
ایران میهنم
مهر خوزستان
ديكشنري آنلاين انگليسي و فارسي
دانلود يوتيوب 1
دانلود يوتيوب 2
دانلود يوتيوب(تبديل فايل و پخش)
تبديل يوتيوب به فايل دلخواه
امید عطایی فرد
انقلاب به روايت تصوير
شهربَراز
خبرنامه اميركبير
انجمن زندانیان سیاسی
پخش آنلاین تلویزیون های ایران
رادیوی اینترنتی کانال یک به صورت زنده
بدون سانسور (فرهاد)
جمعيت خرد پيشه گان ريشه اي ايران
فاجعه هسته اي(دست اندركاران هسته اي ايران)
كتابهاي رايگان فارسي
پان ايرانيست در ياهو 360
لغت نامه دهخدا
مهر ميهن
دانشجويان آزاد انديش اصفهان
اتحاد ايرانيان
بهرين (سرور بابك)
كتاب فارسي
موسسه مطالعات روسيه، آسياي مركزي و قفقاز
ناگفته هاي انقلاب 57
وزارت خارجه اسراییل به زبان فارسی
آريابُد
آژانس ايران خبر
كاوه ايراني
همه چیز درباره گوگل به فارسی
زادگاه (امیر سپهر)
انجمن تخصصی فرهنگ و تمدن ایران زمین
ایران بان (فرزندان ایران زمین)
سرزمین سرد (میلاد روزخوش)
بانوي ايران زمين
پان ايرانيست بختياري (برديا بختياروند)
نشريه خبري تحليلي پژوهشي"طرح نو"
ميثاق آزاد
ای هرزه گیاه خاک ایران!
ستيز با خرافات (خِردوَرز)
خاطرات يك جنگاور آريايي
آزادي بيان و انديشه (كتابخانه)
حه وت كاني
آراسپ (بزرگمهر)
سرزمین سوخته (محسن)
راوي حكايت باقي(تاريخچه ترانه ها)
سرباز پان ايرانيسم (امير)
آنايوردوم ايران (عليرضا قره باغي)
روزنامه كارون (خوزستان)
سرباز وطن
ايراني آزاد (ميثاق آزاد)
نقده شهر مظلوم كردها
دانشجویان آزادیخواه ملی
عكس هاي ديديني از ايران
آنتي رجوي
ايران نوين (سرور همايون)
دانلود سخنراني هاي مذهبي
کتابهای ممنوعه (پيمان بزرگمهر)
نقشه هاي تاريخي خليج پارس
 








Powered by WebGozar


 RSS


آمار
آهنگ تارنما:ایران-استاد محمدنوري ________________________
 
**********  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب **********  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب