![]() |
|
![]() |
|
پاینده ایران همرزمانم، هان باشمایم !
*گر نخواهی حق، آسان توان زیست *باشد که حقیقت بماند حتی اگر زندگی نابود شود *زنده آن هایند که پیکار می کنند که می جنگند و در زندگانی خویش به پیروزی نمی اندیشند خبرهای چند روز پیش حکایت از آن دارد که دو تن از هوادران پان ایرانیست خوزستان به دست ماوران اطلاعات وامنیت کشور بازداشت شدند. خبر کوتاه بود ابولفضل عابدینی نصر و کسری الاسوند ساعت 12 روز ۲۲/8/86 توسط عناصر امنیتی در نزدیکی محل دفتر روزنامه بهارسبز دستگیر شدند. هنوز از دلیل این بازداشت اطلاع چندانی در دست نیست ولی همین اندازه می توان گفت: که ابولفضل عابدینی به دلیل انعکاس و پوشش خبری مطالبات و تجمعات اعتراض آمیز کارگران هفت تپه بازداشت شد و سرور کسری الاسوند نیز به دلیل جویا شدن دلیل بازداشت عابدینی به ستاد خبری اطلاعات مراجعه می کند و به هنگام معرفی خود، ایشان نیز دستگیر می شوند. درتمام این مدت به این موضوع می اندیشیدم که این دو اکنون در چه شرایطی هستند و حال به عنوان یک هم اندیش چگونه می توان برای آن ها چیزی نوشته و سخنی گفت وقلمی زد و از آن جا که اصولا جوانان وطن دوست در میان انبوهی از دشمنان زندگی می کنیم کوشیدم مطالبی را جهت روشن شدن این موضوع و رویداد بیان کنم. 1- همانطور که در بالا آورده شد ادعای ماموران اطلاعات و امنیت برای بازداشت این جوانان پر شور میهن پرست این بوده که قرار بوده کارگران هفت تپه دگر بار برای مطالبات خود تظاهراتی را بر پا دارند ولی معلوم نکردند که هنوز واقعه ای اتفاق نیفتاده که کسانی را به این بهانه بازداشت کرد؛ چگونه شما به خود حق می دهید که کسانی را با این منطق به زندان بیندازید.اگر چه اعتصاب و مطالبه ی حق جزو حقوق اساسی کارگران است و شما حق ندارید آن ها را از حقشان بازدارید و به این بهانه به سرکوب هر آزاده و حق طلبی بپردازید. به راستی مطالبات به حق کارگران هفت تپه چه رقمی را در قبال میلیاردها تومانی که در فلسطین،لبنان،عراق و کشورهای آمریکای لاتین پرداخت می کنید، تشکیل می دهد. 2-اگر همانطوری که درخبرها آماده بود علت بازداشت این دو هم رزم، پوشش خبری تجمعات کارگران هفت تپه باشد می بایست از عناصر امنیتی حاکمیت فرقه ای پرسید راستی وظیفه یک روزنامه نگار و ژورنالیست متعهد در قبال این دادخواست ها و طلب حق کردن ها چیست؟ آن ها حتما بلافاصله جواب می دهند(البته حاکمیت مدت هاست که به هیچ پرسشی، پاسخ نمی دهد ولی بر فرض محال) آقا ایشان با بنگاه های سخن پراکنی بیگانه مصاحبه کردند و آن ها نیز این موضوع را هدف قرار داده و مثل همیشه علیه امنیت کشور و نظام توطیه می کنند اما به عنوان یک انسان آزاده و در اینجا به عنوان یک فردایرانی وطن پرست از آن ها می پرسم مگر شما فضایی و هوایی را برای نفس کشیدن باقی گذاشته اید، مگر رسانه ایی، روزنامه ای ویا رادیو تلویزیونی، آزاد در طول حکومت شما وجود داشته که اخبار مردم و ملت زجر کشیده ی ایران را بدون هرگونه سانسور پوشش بدهد، البته وقتی که هیچ فضای نفس کشیدنی برای میهن پرستان باقی نگذارده اید، عابدینی و دیگرانی همچون او مجبور می شوند که در فضای غبار آلودی چون رادیوهایی که البته از نظر نگارنده چندان هم به فکر ملت ایران و منافع ملی ما نمی باشند، به ناچار و تنها از روی وظیفه ژورنالیستی خود خبر این گونه دادخواهی ها را به گوش ملت ایران و یا وجدان های بیدار بشری برساند. بی گمان عملکرد نابخردانه آقایان درعرصه ی خبر و اطلاع رسانی باعث شده است که خبرنگار متعهدی چون عابدینی مجبور شود با این رسانه ها که البته حق بزرگی بر گردن پدید آورندگان روز واقعه دارند(رادیو بی بی سی را که در روزهای پر شور انقلاب حتما به یاد دارید که چگونه همچون دایه ی مهربانتر از مادر وکاتولیک تر از پاپ، داد انقلابیون را خیلی پررنگ تر و پر شور تر از آن چه بود به گوش جهانیان می رساند) به مصاحبه،گفتگو و پوشش خبری آن اعتراضات به حق که از سوی کارگران تهیدست نیشکر هفت تپه و درمانده از همه جا، که چندین ماه نانی نداشتند که بر سفره خانواده ی خویش نهند بپردازد. راستی وظیفه و تعهد یک خبرنگار و ژورنالیست به غیر از بیان مطالبات مردم و رساندن پیام آن ها به هیات حاکمه چه چیز دیگری می تواند باشد. خوب می دانم که در این استان تعداد بسیار زیادی هستند که در امر مطبوعات و خبرنگاری به فعالیت مشغولند ولی آن ها را چنان وابسته به سازمان های دولتی و تبدیل به مزدوران قلم به دست و بی مسوولیت و بی تعهد در قبال مصالح ملی کرده اید که جرات بیان کردن این خواست های به حق و قانونی تعدادی کارگر زحمت کش و سخت کوش میهنمان را نداشتند. 3- موضوع دیگری که ذهن ها را به خود مشغول کرده این است که اگرعابدینی به جرم این گونه فعالیت های مطبوعاتی و خبرنگاری دستگیر شده است آیا نباید همان گونه که در قانون اساسی آمده است در دادگاه مطبوعات و با حضور هیات منصفه عادل محاکمه شوند. حتی اگر جرم ایشان سیاسی باشد؛ قانون اساسی در بند 168 خود در این مورد تصریح کرده است که دادگاه باید با حضور هیات منصفه برگزار شود نه در دادگاه های انقلاب. البته تاریخ 28 ساله ی حاکمیت فرقه ای به خوبی و روشنی ثابت کرده است که هیچ گاه حاضر نخواهد شد که جرم سیاسی را تعریف کند یعنی این که ممکن است خود نگارنده پس از نوشتن این مطلب به جرم اقدام علیه ی امنیت کشور بازداشت شوم چرا که هیچ تعریفی درباره جرم سیاسی در این کشور با این همه نهاد های متعدد قانون گذار و موازی با یکدیگرنشده است ؛ مگر این که عنوان جرم سیاسی باید در این کشور همچون شمشیر دوموکلس عمل کند و هرگاه خواست بر فرق هر که حاکمیت از او دل خوشی نداشت فرود آید این همه نوعی ازحکومت کردن است. *** سال ها پیش روانشاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی (که به دست انقلابیون مجنون کشته شد) گفته ای عمیق و ژرف بیان داشت: گر نخواهی حق، آسان توان زیست. عابدینی به راحتی می توانست همچون تعدادی از همکاران (البته هستند خبرنگاران متعددی همچون ایشان که همچنان شرافتمندانه درحال ایفای مسوولیت خویشند) که مشغول ثنا گویی و مداحی برای ممدوحان خود هستند چشم از این فریاد ها و مظالمی که برعده ای از هموطنان خود و کارگران بی دفاع می رود فرو بندد و یا سکوت پیشه نماید و پیشه خود را نان دانی کند برای تامین آینده و زندگی فردی خویش، ولی او چنین نکرد چون که دارای سرشت و اندیشه ی ناسیونالیستی بود البته نگارنده تنها روی سخنش با روش و منش ایشان نیست، چرا که تا آن جا که تاریخ ایران را خوانده ام و مبارزات وطن پرستان و دوستان پان ایرانیست را به یاد دارم آنان نیز همیشه و همه جا از حقوق به یغما رفته این ملت ستم کشیده چه توسط هیات حاکمه ی فاسد و چه از سوی استعمارگران خون آشام و چه از سوی زورمندان داخلی دفاع کرده اند و همچنان به عنوان مبارزین راستین و آگاه به نیاز های ملی جامعه ی بزرگ ایرانی در این مسیر به کوشش و مجاهدت خویش ادامه می دهند. چنین است که سال ها پیش در کتاب مقدس بنیاد حزب پان ایرانیست چنین فرازی آورده شد: درک حقیقت،گفتن حقیقت و پیروی از حقیقت هر کس آنگاه که با حقیقت زندگی که به نظر پان ایرانیست ها چیزی به جز احقاق حقوق از دست رفته این ملت ستم کشیده ایران در درازنای تاریخ نیست، آشنا شود، آن گاه معنای مبارزه و زندگی کردن را درمی یابد تا آن جا که می دانم همیشه شعار و فرمان تاریخ چنین بود: باشد که حقیقت بماند حتی اگر زندگی نابود شود چرا که زندگیِ بدون حقیقت چیزی به جزبندگی وبردگی نیست. مبارزه ما ادامه خواهد داشت چرا که جز جدایی ناپذیر زندگی ماست. ما در هر شرایطی پان ایرانیست هستیم چه در زندان چه در میدان. هیچ فرقی ندارد، چرا که بودن را و چگونه زیستن را فرا گرفته ایم. امروز عابدینی ها و کسری الاسوند ها به زندان می افتند، فردا دیگری از ما. ولی آن که چشم به مبارزه دارد ناامید نمی شود، به راه خویش که به آن ایمان دارد ادامه می دهد چرا که: زنده آن هایند که پیکار می کنند که می جنگند و در زندگانی خویش به پیروزی نمی اندیشند. آن ها چشم به افق ها دور دارند آرمان خواه این گونه می اندیشد و می زیید. او وسعت نظر دارد همچون کوهی است که به دشت می نگرد و از شکوه و از عظمت و بزرگی خود لذت می برد و چه چیزی بالاتر از چنین زندگانی، چه معنای والاتر ی برای چنین روح های بزرگی می توان تعریف کرد. عشق ما روان است در دفاع همه جانبه از فرد فرد این ملت ستم کشیده، عشق ما نامیرا است همیشگی و پا برجا است . چه دشمنی و کار بیهوده ی است در افتادن با چنین جان های شیفته و شعله های فروزانی که عشق به سرزمین نیاخاکی و ملت خویش وباور های خاک و خون را فریاد می زنند.پس باشیم و ببینیم سپیده دمان تاریخ را.
پاینده ایران فنا در آرمان شاهین فراز دوست 26/8/86 |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
از:سرور دكتر حسن كيانزاد *** -از منظر سياست خارجي، كه اصل بنياديناش دفاع از «منافع و مصالح ملي» است، اين كافي نيست كه ما بيتوجه به سياستهاي تخريبي و ضدملي رژيم در ايران، تنها «تكليف» خود را به اين بسنده كنيم كه بگوييم در صورت حمله نظامي دركنار جمهوري اسلامي و يا دولت بوش قرار خواهيم گرفت و يا نخواهيم گرفت...
-مبارزه مردم ايران، گروهها و سازمانهاي سياسي اپوزيسيون و رهبرانشان، اگر همراه با شناخت درست از دوست و دشمن نگردد و سره را از ناسره تميز ندهد و از همراهي و پشتيباني دولتها و نهادهاي آزاديخواه جهاني برخوردار نشود، به مانند دو دهه گذشته از حركت به سوي هدف وامانده و نيروهاي پشتيبان خود را نا اميد و پراكنده، خواهند نمود...
-چارهاي جز اين نداريم كه استوار بر اين گفتار خردمندانه به گفتمانهاي مشترك تكراري هزارباره و كوششهاي نافرجام چپ و ميانه و راست «همه با هم» نزديك به بيست و پنج سال گذشته براي رسيدن به «همرايي» كه كساني هم در اين ميان از جبهههاي گونهگون چپ و مليگرا به دور آن و خود، سيم خاردار كشيدهاند، «يعني اينكه يك قرنطينه سياسي بوجود آورده اند، پايان داده همگام و همراه با كساني شويم كه: ادامه نوشتار |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
شماره جدید (102) نشریه حاکمیت ملت_نشریه داخلی حزب پان ایرانیست
دانلود سخنرانی سرور مهندس کرمانی در اهواز (چارچوب PDF)
به امید ایرانی آباد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران سروران پان ايرانيست ابوالفضل عابديني و كسرا الاسوند صبح روز سه شنبه توسط ماموران وزارت اطلاعات در اهواز دستگير شدند. بنابه گزارشات رسیده روز سه شنبه 22 آبان 1386برابر با ۱۳ نوامبر 2007 در حدود ساعت 10:00 صبح مامورین وزارت اطلاعات با سرور عابدینی تلفنی تماس گرفتند و از او خواستد همانندچندبار پيشين به یکی از خیابانهای اطراف محل کارش در هفته نامۀ بهار برای پاره ای توضیحات بروند هنگامي که سرور عابديني مسافت کوتاهی از محل کارش فاصله گرفته بود با مامورین وزارت اطلاعات روبرو گشت و مامورین وزارت اطلاعات او را دستگیر و به نقطۀ نامعلومی انتقال دادند.هنگامي كه سرورکسری الاسوند برای پیگیری و آگاه شدن از وضعیت ایشان به ستاد خبری اطلاعات اهواز مراجعه کردند، مامورین ستاد خبری که بخشی از وزارت اطلاعات است سرور الاسوند را هم دستگیر و به نقطۀ نامعلومی منتقل کردند. دستگیری آقای عابدینی در زمانی است که در ایران این هفته را به عنوان مطبوعات نامگذاری شده است .
به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران سخنرانی سرور مهندس کرمانی -نشست حزب پان ایرانیست - 4 آبان 1386 اهواز برگردان از نوار وتایپ: شاهین- مزدک ******* در جهان دو جریان وجود دارد:یک سیاست هایی در جهان در جهت تجزیه و پراکندگی ایجاد کشورهای کوچک و تجزیه کشور ها قدم بر می دارد و این جهان استعمارگر است که از ضعف کشورهای کوچک می تواند استفاده کند و قدرت خود را در سراسر جهان گسترش بدهد. شما ببینید در اروپا چه اتفاقی افتاد؟ کشور یوگسلاوی از هم پاشید و از دل این کشور دست کم 10 کشور بیرون آمد. "کراواسی ، مقدونیه ، صربستان ، مونته نگرو و اخیراً کوزوو ! هفت هشت کشور از دل آن خارج شده و می شوند. یک جریانی هم در این دنیا وجود دارد که ما آنها نمی بینیم نمی گذارند ما آنها را ببینیم چون ملت ایران فیلش یاد هندوستان میکند! ملت ایران یادش می افتد چه عظمتی داشته چه قدرتی داشته چه فرهنگی داشته چه وضع و چه شانی در دنیا داشته و حالا به کجا رسیده است ؟برای همین نمی گذارند مگر چین کشوری کمونیستی نیست؟ مگر چین سیستم استبدادی و غیره و غیره که می گویند ندارد؟ ولی ببینید این کشور پس از 450 سال هنگ کنگ را پس گرفت! پس از 254 سال ماکائورا پس گرفت! الان چین تایپه 50 ساله است که یک حکومت است و در سازمان ملل نماینده داشته، حق وتو داشته ولی کشور چین این را به رسمیت نمی شناسد می گوید این جزیی از میهن من هست و باید باشد. پس یک جریان هم در جهت وحدت و یکپارچگی وجود دارد و کشوری مثل چین به این جهت حرکت می کند پان ایرانیست ها می گویند از آن دو جریان ما دومی را قبول داریم آن جریانی را قبول داریم که به سوی قدرت وعظمت حرکت کنیم.آن جهتی را قبول داریم که آلمان و فرانسه ی دشمنِ تاریخیِ همدیگررا با انگلیس در یک جا مانند اتحادیهء اروپا در کنار هم قرار میدهد که یک قدرت 400 میلیونی ایجاد کنند و بتوانند در مقابل بقیه قدرت های دنیا ایستادگی کنند.ما در آن جهت رفته و به آن سمت حرکت می کنیم. پان ایرانیست ها همین را می گویند. ****** سپاسگذارم از سروران و دوستانی که تشریف آوردند و به ما این سعادت را دادند که در خدمت ایشان باشیم.مانند 50 ،60 سال گذشته دوباره راجع به ملت ایران صحبت کنیم،درباره حق ملت ایران ،درباره حکومت های ایران و درباره ان چیزی که ما پان ایرانیست ها می خواهیم و بیش از 60 سال است که به دنبال آن هستیم مطالبی را با شما درمیان بگذارم.در ابتدا که وارد شدم یاد بیش از چهل سال پیش افتادم که در همین شهر اهواز در خدمت دوستانی بودم همه این دوتان اکنون گرد پیری بر چهره شان نشسته است و من را به آن زمانهایی برد که در سال 1341 برای نخستین بار وارد خوزستان ،شهراهوازو شهر گچساران شدم و برای بیست سال مسئولیت حزب پان ایرانیست را در خوزستان و بویژه شهر اهواز بر عهده گرفتم . پیش از آن هم تلاشهایم را در کهگیلویه بویر احمد انجام میدادم. این را می گویم که بدانید خستگی ناپذیر و با تمام وجود هفتاد و اندی از عمرمان را در راه ایران گذراندیم و باقی را هم در این راه صرف خواهیم کرد.مطالبی را که سرور میرانی فرمودند من سخنانم را در چاچوبی که مورد نظر ایشان بود محدود می کنم. شما سرآغاز را در ابتدا خوانده شد گوش دادید و دیدید که پان ایرانیست ها بیش از 60 سال است که در تمام نشست های رسمی شان اول این سرآغاز را می خوانند و با خدای خویش پیمان می بندند که هیچ گاه مصالح ملت ایران را زیر پا نگذارند و همیشه در راه بزرگی و سرافرازی ایران که به اعتقاد پان ایرانیست ها ایران سرافراز می تواند سرافرازی جهان را در پی داشته باشد،همانطور که در درازای تاریخ ،ایران بسیارچیزها به کشورهای یزرگ جهان و دنیا داده ات مطمئناً پس از این هم ایرانی ها و ملت ایران این قدرت را دارند که این بزرگی ها را از چارچوب مرزهای خود خارج کرده و به تمام جهان صادر کنند. به هر حال ما پان ایرانیست ها چه می گوییم،چه می خواهیم،برای چه دور هم جمع شده ایم،برای چه با حکومت درافتاده ایم؟ برای چه با نظام پادشاهی درافتادیم، برای چه با نظام جمهوری در می افتیم ،چه چیز را می خواهیم جایگزین کنیم؟چه هدفی را دنبال می کنیم.این پرسش را باید واضح و روشن بیان کنیم.هر ایرانی حق دارد نظراتش را درهرجایی و به هر صورتی که صلاح می داند بیان کند.دشمنان هم این حق را باید داشته باشند که بتوانند از امکاناتشان استفاده کنند،ما را محکوم کنند ،با ما جدل کنند، و به ما ثابت کنند که کدام قسمت از نظریاتمان غلط یا نادرست است یا کجای احیاناً به نفع مصالح ملی ما نیست.پس این حق بیان را ما داریم همانطور که این حق بیان را به مخالفان خود می دهیم که آنچه را ما می گوییم مورد ارزیابی و بررسی قراردهند. جهان امروز دوراه را به طورمجزا و درکنار هم طی می کند. همه دوستان می دانند یک سیاست هایی در جهان در جهت تجزیه و پراکندگی ایجاد کشورهای کوچک و تجزیه کشور ها قدم بر می دارد و این جهان استعمارگر است که از ضعف کشورهای کوچک می تواند استفاده کند و قدرت خود را در سراسر جهان گسترش بدهد. شما ببینید در اروپا چه اتفاقی افتاد؟ کشور یوگسلاوی از هم پاشید و از دل این کشور دست کم 10 کشور بیرون آمد. "کراواسی ، مقدونیه ، صربستان ، مونته نگرو و اخیراً کوزوو ! هفت هشت کشور از دل آن خارج شده و می شوند.اکنون می خواهند یکی از آنها را هم که2 میلیون جمعیت دارد ،جدا کنند. شاید مردم آن منطقه خوشحال باشند، هم زبانند، حرف همدیگررا بهتر متوجه می شوند، همشهری هستند دور همدیگر هستند، حکومت مستقل دارند، صاحب رای در سازمان ملل هم می شوند. شاید برای آنها خیلی هم افتخار آمیز باشد که چنین اتفاقی می افتد. بنابراین یک سری از کشورها که اتحادیه اروپا و آمریکا جزو آنها هستند جهان را به سوی ایجاد کشورهای کوچکتر وکم قدرت هدایت می کنند. امارت متحده عربی در همسایگی ماست حداکثر 2 میلیون جمعت دارد فکر کنید این کشور چی می شود و چه خطری برای آمریکا ایجاد می کند؟...هیچ بنابر این اگر100کشور مانند امارات متحده عربی درست شود، مثل بحرین درست شود، مثل کویت درست شود، مثل قطر درست شود، مثل ابوظبی، حتا مثل عربستان درست شود برای این کشورهایی که می خواهند در همه جای دنیا منافع خودشان را تامین کنند هیچ خطری محسوب نمی شوند بنابراین سیاست آنها، منافع ملی، استعماگرانه واستثمارگرانه آنها در این است که این کشورها را کوچک تر کنند. حالا در ایران هم شروع می شود؛ می گویند: درخوزستان یک عده هموطن ما هستند که زبانشان هم با ما فرق دارد( درست است ما هم قبول داریم که این اتفاق افتاده ودر میهن ما هست)؛ حالا اینها جدا شوند! بسیار خوب؛ در بلوچستان هم بلوچی ها که کمی زبانشان با بقیه مردم ایران از نظر محلی تفاوت هایی دارد این هم یک کشور بشود!! خوب؛ ترکمن ها هم هستند ترکمنی صحبت می کنند از نظر مذهبی اهل تسنن هستند خوب این ها هم یک کشور دیگرشوند!!! آذربایجانی ها ایرانی اند آریایی اند فرهنگشان با ایران مشترک است ولی بالاخره زبانشان ترکی شده و تفاوتی با بقیه در جاهایی دارند این هم یک کشور جدا بشود!!!! کویر لوت را هم به من بدهند و بگویند خوب این هم برای فارس ها!!!!! این قوم فارس از کجا امده و در کجای تاریخ دیده شد من خبر ندارم. ما یک استان به نام استان فارس داریم و یک شهر شیراز که مرکز این استان فارس است. در آنجا قشقایی ها را می شناسیم، هموطنان خوب ما به زبان ترکی صحبت می کنند هیچ مشکلی هم ما با آنها نداریم. در آذربایجان هم به زبان ترکی سحبت می کنند ولی قوم فارس از کجا آمده، فارس و عرب از کجا آمده، فارس و کرد از کجا آمده، فارس و کرد از کجا آمده است من نمی دانم. حالا لر بختیاری را فارس حساب می کنند یا غیر فارس حساب می کنند؟ تفاوت زبان گیلکی هم به اندازه زبان بلوچی با بقیه است، تبرستانی و مازندرانی هم وقتی صحبت می کند بخاطر لهجه اش شما متوجه نمی شوید. ایران کشوری بوده که در زمان هخامنشیان و قبل از آن تشکیل شده است.از آن طرف سُغد، فُرغانه ،تاجیکستان بگیرید بیاید تا شام وتمام اینها یک کشور پهناور بوده است.در آن زمان جاده رادیو تلویزیون اینترنت وسایل ارتباطی و کتاب و نوشته نبوده و معلوم است که این گونه تفاوت لهجه در اقوام پدید می آید. طبیعی است هر کدام نزدیک یک قوم باشند کمی از آن قوم تاثیر می گیرند. عرب ها ی خوزستان تحت تاثیر اعراب قرار گرفتند. مگر ما نمی دانیم تاریخ خوزستان را. شما هنوز در منطقه کوت عبداله، قنواتی ها را می شناسید که عربی صحبت می کنند و لباس عربی هم می پوشند ولی عرب نیستند خودشان هم می دانند. بدلیل نزدکی با مناطق عرب خیز اینها هم عرب زبان شده اند. اما عرب واقعی هم داریم که ستم بسیار به او کرده و فشارزیادی به او آوردند و او از طرف مناطق سنی نشین در آنسوی مرز به مناطق شیعه نشین درون خاک ایران آمده و در داخل کشور ما سکونت کرده است. داخل کشور ما، با ما هم میهن است فرهنگ ما را قبول کرده است، مذهبش با ما یکیست، آمده و در اینجا با ما در حال زندگی کردن است. ما 75 میلیون ایرانی هستیم و اکنون که 5 میلیون از ما را در کشورهای دیگر دنیا آواره کردند 70 میلیون نفر در ایران داریم. اگر ما 70 میلیون همه با هم متحد و یکپارچه باشیم چه کار می توانیم در این دنیا بکنیم؟ در مقابل آمریکای پیشرفته ی صنعتیِ 300 میلیون نفری چه قدرتی داریم؟ در مقابل روسیه 250 میلیون نفری و قدرتمند چه قدرتی داریم؟ در مقابل اتحادیه اروپای 300 یا 400 میلیونی چه قدرتی داریم؟ در مقابل چین یک میلیاردو دویست میلیون نفری چه ؟؟حال بیایم و از درون این 70 میلیون نفر، 7 یا 8 یا 10کشور هم درآوریم و هر کدام هم چهار یا پنج میلیون جمعیت داشته باشد؛ یکی کویر لوت شود، یکی کشور کردستان بشود ، یکی خوزستان بشود.یکی بشود منطقه دامداری یکی بشود کشاورزی یکی هم مانند خوزستان کمی نفت دارد وقتی هم تمام بشود معلوم نیست چه بر سرش خواهد آمد...خب که چی؟این در جهت منافع کیست؟ این تفرقه ها در جهت منافع کشورهای بزرگ است که به کشورهای مانند ما چشمداشت دارند. یک جریانی هم در این دنیا وجود دارد که ما آنها نمی بینیم نمی گذارند ما آنها را ببینیم چون ملت ایران فیلش یاد هندوستان میکند! ملت ایران یادش می افتد چه عظمتی داشته چه قدرتی داشته چه فرهنگی داشته چه وضع و چه شانی در دنیا داشته و حالا به کجا رسیده است ؟برای همین نمی گذارند مگر چین نیست مگر چین کشوری کمونیستی نیست؟ مگه چین سیستم استبدادی و غیره و غیره که می گویند ندارد؟ ولی ببینید این کشور پس از 450 سال هنگ کنگ را پس گرفت! پس از 254 سال ماکائورا پس گرفت! الان چین تایپه 50 ساله است که یک حکومت است و در سازمان ملل نماینده داشته، حق وتو داشته ولی کشور چین این را به رسمیت نمی شناسد می گوید این جزیی از میهن من هست و باید باشد. پس یک جریان هم در جهت وحدت و یکپارچگی وجود دارد و کشوری مثل چین به این جهت حرکت می کند.کشوری مثل آلمان در جنگ جهانی دوم شکست خورد تجزیه شد آلمان شرقی و غربی درست کردند.کمونیستی شد رژیم دیکتاتوری شد ولی بالاخره چون این ملت زنده بود در جهت تفاهم و یکپارچگی حرکت کرد و به جایی رسید که دو آلمان یکی شد. ویتنام کشوری کمونیست شد و یک قسمت از آن آمریکایی گردید بر سر آن نزاع در گرفت و 500 هزار سرباز آمریکایی را به آنجا بردند ولی بالاخره دو ویتنام در جهت یکی شدن حرکت کردند. کره الان دو کره است کره شمالی وکره جنوبی هر دو عضو سامان ملل ولی می بینید حرکت هایی می کنند.رییس جمهور این کشور به آنجا میرود و مورد استقبال قرار می گیرد. آنان نیز به این کره آمده و مورد استقبال قرار می گیرند. این دو کشور در جهت وحدت حرکت می کنند مگر ملت ما را چه شده که برود در جهتی که به سود بیگانگان و تجزیه طلبان وقدرت های کوچک ایجادکن است؟ به سود آنان وارد عمل شود چرا در آن جهت گام برداریم؟ پان ایرانیست ها می گویند از آن دو جریان ما دومی را قبول داریم آن جریانی را قبول داریم که به سوی قدرت وعظمت حرکت کنیم.آن جهتی را قبول داریم که آلمان و فرانسه ی دشمنِ تاریخیِ همدیگررا با انگلیس در یک جا مانند اتحادیهء اروپا در کنار هم قرار میدهد که یک قدرت 400 میلیونی ایجاد کنند و بتوانند در مقابل بقیه قدرت های دنیا ایستادگی کنند.ما در آن جهت رفته و به آن سمت حرکت می کنیم. پان ایرانیست همین را می گویند. می گویند اگر نمی توانید تنها بجنگید از قدرت و نیروی خانواده و دوست و فامیلت استفاده کن وقدرتت را زیاد کن.اولین دوستان ما برادرهای ما هستند یعنی همین هایی که در ایران کنونی و در این چارچوب در حال زندگی هستند.عرب، ترکمن، بلوچ،کرد و غیره. حتما باید همه اینها دست در دست یکدیگرزندگی کنندو یک قدرت را بوجود بیاورند و پس از آن چه؟ قدرتمان با هم کم است و نمی توانیم در برابر روسیه و امریکا بایستیم؟قدرت را اضافه می کنیم پسرعموهایمان را پیدا می کنیم.افغان پسرعموی من است برادر من است.کرد در آن سو در خاک ترکیه و عراق برادر من هم نژاد من هم فرهنگ من است. همهء پیوندهای او با من یکی است. بلوچ های پاکستان درآن سو همین حالت را دارند. تاجیکستانی نیز زبانشان پارسی است فرهنگش پارسی است فردوسی و رودکی را از من بیشتر میشناسد.این نیز در مرهله دوم است که ما پسرعموها و قوم وخویش هایمان را درتمام دنیا جمع می کنیم ویک قدرت بزرگ در این منطقه بوجود می آوریم. چرا 1میلیون و600 هزار کیلومتر باید باشیم(پهنهءمرزهای کنونی ایران)؟چرا به سمت آن پنج و شش برابر که از خاک ایران جدا شده است نرویم؟ برویم وبه آن سمت حرکت کنیم ممکن است درعمر من و شما نیز نرسیم اما مطمئناً وقتی هدف معین شد می رسیم پس از 450 سال چین به آن سمت می رود وبه آن می رسد. ویتنام پس از 30 سال 50 سال جنگیدن رسیده است. بنابراین ما هم میتوانیم برسیم. ما پان ایرانیست ها در دنیای فعلی خطر را بیشتر احساس می کنیم تا کنون زمین های ما را تقسیم می کردند،اکنون آب دریای ما را نیز دارند می برند. ازآن طرف جنوب ایران، دورترین نقطه ایرانِ فعلی جزایر ابوموسا و تنب بزرگ و کوچک هستند. یک کشور ریز که معلوم نیست استعمارآنرا چگونه در سال 1971 یعنی 35 سال پیش بوجود آورده است؛ادعای آنان را می کند! پنج شیخ نشین دوبی و شارجه و ابوظبی و... را به هم دیگر چسباند وملات آمریکایی و انگلیسی را درهم ریخته و فشردند و کشور امارات عربی متحده را درست کردند. در طول چند هزارسال تاریخ، این جزایر و تمام جزایر خلیج پارس متعلق به ایران و در زیر درفش ایران بوده اند. حالااین حکومتی اصلن وجود نداشته است می گوید من ابوموسا را می خواهم چرا می خواهم برای اینکه اگر ابوموسا دست آنها بیافتد تا نصف بالای ساحل های ما و نیمی از آبها مال آنهاست. درآنجا نفت و گازومنابع طبیعی پیدا شده و دولت های دیگر می خواهند این منابع را ببرند.آمریکا صراحتاً اعلام میکند من در آمریکا منافع دارم! غلط می کنی که منافع خودت در دنیا را آورده ودر خلیج پارس پیاده می کنی.اگر چهارنفرایرانی خاین پیدا نشود که بگوید"ما ژاندارم خلیچ پارس نیستیم" ،(ایران که تمام سواحل شمالی خلیج پارس را دارد ،تمام جزایر مال او بوده و سوابق تاریخی که دراین جا وجود دارد نشان می دهد که این منطقه ایرانی نشین و مورد نفوذ ایران بوده)، معلوم است که آمریکا از آن طرف دنیا می آید و میگوید من ژاندارم هستم،در بحرین پایگاه می گذارم. والان هم قصد دارد در ابوموسا پایگاه بنا کند،ناو جنگی خود را هم به آنجا اورده وخود ما را هم مورد تهدید قرار می دهد. در این هنگام حکام ما نیز به جای آنکه با قدرت و درایت و تکیه بر نیروی من وشما ،باجلب محبت و پشتیبانی من و شما،به جنگ با اینها برود؛ میگوید خب یک چیزی به روسها بدهم و آنها را راضی کنم.دریای مازندران را صرف نظر کنم! ما با روس ها قرارداد داریم،بااتحاد شوروی سابق قرارداد داریم که دو کشور ایران واتحاد شوروی حق دارند به طور مساوی از دریای مازندران استفاده کنند. اتحاد شوروی مرد؟خدایش بیامرزد. حالا وارثان می توانند مال او را تقسیم کنند.او مرده ما که نمرده ایم ما خدارا شکر زنده ایم ما که سلامت هستیم ما که در این دنیا در حال نفس کشیدن هستیم پس چرا ارث ما را تقسیم می کنند چرا بی عرضه ایم؟ چون می گوییم که می خواهند برای ما نیروگاه هسته ای درست کنند.کی؟ روسیه؟ اگر روسیه راست می گوید در قراردادهای گذشته می تواند تجدید نظر کند. بیاید و در قرارداد ترکمانچای تجدید نظرکند،قرارداد گلستان را تجدید نظرکند، قراردادآخال را تجدید نظر کند.تمام سرزمین های جداشده ما را تجدید نظر کرده ودوباره پس دهند.چرا این قسمت که به نفع ایران است باید تجدید نظر شود؟آنوقت حکومت ما هم تسلیم باشد؟چهارتا کشور را دعوت کند که بیایید اینجا و بگوید ترا به خدا این را به پنج تا بیست در صد تقسیم کنید و به ما هم بیست در صد بدهید؟آن وقت من می گویم خیانت می کنید، مُقدم علیه امنیت کشور هستید، هرکس اول این حرف را زد من باید او را به دادگاه ملی ببرم که محاکمه شود؟ آقای خاتمی که این حرف را زد من باید او را به دادگاه ملی ببرم اما دوستان می گویند سرور کرمانی تند می روی؟ منافع ملت ایران است کجا تند می روم؟اگربرد چه حقی داشت کجا کدام مجلس تصویب کرد؟ کدام مردم در رفراندوم و همه پرسی شرکت کرده و قبول کردند؟ جدای از این در مورد خاک و تمامیت ارضی هیچ مرجعی نمی تواند ادعایی داشته باشد؛ قبول کردند که 50 دصد را حاضریم 20 درصد کنیم پس چرا رییس جمهور مملکت به جای ملت ایران حرف می زند چون نماینده ملت نیست،وقتی رییس جمهور بگوید 20 درصد آنان به قدری پر رو شده اند که حرف از 13 درصد می زنند و می گویند ساحل شما گودتر و خط ساحلی تان کمتر است ما در این سو ساحل بیشتری داریم پس سهم شما 11 درصد می شود!! از حالا بحث بین 13 و یا 11 درصد را دارند به هر حال این ها نشان ناشیاستگی حکومت وقت است چرا حکومت این کار را می کند؟ چون تکیه بر نیروی مردم ندارد 30 سال است که به دلیل داشتن حکومت وقدرت پای آن ها بر گلوی حزب پان ایرانیست و احزاب دیگر است که نفس نکشند ، من هم ایرانی هستم من پان ایرانیست هستم و حاظر نیستم از ایران به هیچ جای دیگر بروم. بیاید هرکاری که می توانید با من بکنید. ولی زور حکومت به روسیه نمی رسد که بگوید بر اساس قرار داد باید نیروگاه را در 5 سال آماده کنید پول آن را هم گرفتید پس چرا نیروگاه آماده نشده است؟ بر اساس قرار داد باید زباله های هسته ای در اختیار ایران باشد ولی دو یا سه سال پیش بر اساس قراردادی دوباره این را هم روس ها از ما گرفتند چرا؟ چون این قسمت مهمترین قسمت است که می توان با آن کار هسته ای انجام داد و جمهوری اسلامی این را هم قبول کرد!!! حالا ادعا می کند که قسط های شما (جمهوری اسلامی) عقب افتاده است کار شما را به انجام نمی رسانم. رژیم به هر طریقی که بوده قسط ها را آماده کرده و حالا ادعای تازه ای بیان شده است. آقای پوتین در همین کنفرانس که مهمان ما بود، رییس جمهور به او احترام گذاشته و می پرسد آقای پوتین شما قول می دهید که نیروگاه هسته ای به زودی راه بیافتد ایشان در پاسخ می گوید: من فقط یک بار در کودکی به مادرم قول دادم!! ببینید رییس جمهور یک کشور جلوی رییس جمهور ما و جلوی خبرنگاران و نمایندگان کشور های دیگر یک همچین بحثی را مطرح می کند و ما هم صدایمان در نمی آید. چرا؟ چون لیاقت حکومت را نداریم، اگر از حقوق ملی دفاع نکنیم، به قول خشایارشاه اگر سر نیزه ی سرباز پارسی دور تر نجنگد در درون خاک خودش به سینه اش فرو خواهد رفت. اگر شما به جنوب خلیج فارس نرفته و نگویی که کویت، بحرین و سواحل جنوبی ازآن ملت ایران است آن وقت امارات دست درازی می کند و می گوید ابوموسی مال من است، اگر ابوموسی را بدهیم می گوید خوزستان عربستان است و از آن ماست اما یادش می رود که در این جا نیز شوش، ایذه، رامهرمزو ... تمدن داشته اند و فراموش می کند،آن قسمتی که مورد منفعت خودش هست را می گیرد. حکومت لیاقت ندارد که از حق ملت ایران دفاع کند؟ چرا چین ها حق دارند و ما حق نداشته باشیم. آن ها کمونیست، انتر ناسیونالیست و جهان وطنی هستند ولی می گویند مرگ برای ما مهم نیست و برای به دست آوردن خاک خود می جنگد و سرزمین خود را پس می گیرد اما حکومت می گوید ای پان ایرانیست ها مبادا تظاهراتی در برابر حق پنجاه درصدی ملت ایران در دریای مازنداران انجام دهید، ای داد و بیداد اگر در هر کجای دنیا بودیم به ما جایزه می دادند که ای پان ایرانیست بیا و با تجزیه طلبی در هرجای ایران به مبارزه برخیز. به راستی ما باید در این مکان کوچک دور یکدیگر جمع شویم چرا من در دانشگاه جندی شاپور نمی توانم سخن رانی کنم، چرا نمی گذارند با برادر عرب زبانم در دانشگاه و در یک محیط گسترده تر گفتگو کنم،چرا چندین مجوز به روزنامه های با زبان عربی می دهید ولی نمی گذارید یک روزنامه فارسی میهن پرست دارای مبانی پان ایرانیستی منتشر شود، خوب نتیجه این می شود که جوانان این مرز و بوم گمراه شده و دست به حرکاتی می زنند و سپس آن ها را می گیرد و اعدام می کنید و فکر می کنید که با اعدام این جوان عرب زبان جلوی همه توطئه ها را گرفته اید آخر کشتن آن جوان نا آگاه چه نتیجه ای برای کشور دارد. پدر کشته را که بُوَد آشتی، با این کار مگر می توانی با فرزندانش زندگی کرده و کنار بیایید. راهی جز راه پان ایرانیست وجود ندارد،راهی که پان ایرانیست ها می روند راهی است به سوی وحدت، یگانگی و نیرومندی همه ایرانیان با هر نوع مذهب، لهجه و خصوصیت قومی... چرا اتحادیه اروپا حق دارد اما ملت ایران حق بر پایی اتحادیه کشورهایی ایرانی تبار را ندارد. چرا من هنگامی که می خواهم به کشور بردار خود افغانستان بروم نمی گذارند، چرا به افغانی که برادر من است در ایران اجازه تحصیل نمی دهند، اگر به 5 میلیون ایرانی که در خارج از کشور هستند اجازه تحصیل ندادند شما چه غلطی می کنید.افغان با من هم وطن و همزبان و هم فرهنگ است جزیی از خانواده ی من است اما اکنون از من جدا افتاده و خانه اش ویران شده است ولی به هر روی برادری آن هنوز پا بر جاست. این سیاست ها ضد ملی ما را به کجا خواهد برد. نمی فهمید می دانم، اما وقتی ما می گوییم،گوش کنید و اجازه بدهید سخنمان را بگوییم. حق حرف زدن را به من بدهید (تشویق باشندگان) من از سال 1329 تا کنون در این 57 سال در این خط بوده ام و امیدوارم اگر عمری باقی بود باز هم در این مسیر به مبارزه ادامه خواهم داد و به همه نیز گفته ام مهندس کرمانی ها پان ایرانیست بوده اند، هستند و خواهند بود چرا که پان ایرانیست هست تا تاریخ است تا ایرانزمین هست. اگر قرار است کسی عوض شود ما نیستم آنانی هستند که با پان ایرانیست می ستیزند و آخر نیز در این ستیز ما پیروز خواهیم شد و آنان را عوض خواهیم کرد چه بیگانه باشد چه حاکمیت های فرقه ای. پایان
پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
مدیر مسوول گرامی هفته نامه ی همدلی جناب آقای شجاع پوریان با درود و آرزوی تندرستی به آگاهی شما می رساند از آنجا که در شماره 241 هفته نامه ی سه شنبه 29/3/1386 همدلی و در گفتگویی که آن نشریه با دبیر کانون آینده نگری آقای رامین ناصح داشتند، مطالبی خلاف واقع و به دور از هرگونه سنخیت و سنخیتی به اندیشه ی پان ایرانیسم و حزب پان ایرانیست ونیز ناسیونالیسم ایراد نمودند، خواهشمند است این مطلب و جوابیه را جهت روشنگری هر چه بیشتر و آگاه شدن خوانندگان آن نشریه و تنویر افکار عمومی،درج نموده تا خواننده آگاه خود انصاف را ترازو قرارداده و به داوری بنشیند. هر دم بت عیار به شکلی به درآمد *** من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بد حالان و خوش حالان شدم هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار ووصل خویش *** جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش *** سکوت نغزترین شعر روزگاران است در آن دیار که طوطی سخن شناس افتد آقای رامین ناصح در گفتگویی با نشریه همدلی و در پاسخ به پرسش های آقای جهانگیر محمودی در باب مشکلات و مسایل قومی در خوزستان به ناگاه بر مرکب سخن می نشینند و به بیان دیدگاه ها وافاضات خود در باب اندیشه ناسیونالیسم و تشکیلات پان ایرانیست می پردازند ایشان در بخش هایی از گفتار خود در این مورد چنین فرمایش می کنند: پان ایرانیست را جریانی در جهت حفظ وحدت و منافع ملی نمی دانند،عملکردشان باعث بزرگ نمایی فعالیت های قومی است،معتقدند اگر اندیشه و گروه های تجزیه طلب در ایران وجود نداشته باشد، ماهیت وجودی پان ایرانیست به زیر سووال می رود. شعارهای پان ایرانیست و ناسیونالیستی را پوچ و تو خالی می دانند، پان ایرانیسم را به قوم گرایی همراه با بوی تعفن فاشیسم و استبداد زدگی متهم می کنند، آنان را عربده کشانی خشونت طلب هم در گفتار وهم در عمل معرفی می کند که در دهه بیست و سی به اجتماعات روشنفکران یورش می بردند و تجمعات را بر هم می زدند. در کل اندیشه ناسیونالیسم را فاقد مبانی علمی و بیشتر بر پایه ی احساسات، شعارو شکوه اعتقادات آنان را پوشالین و اندیشه هایشان را مخرب و ضد انسانی می دانند از دیدگاه ایشان؛ناسیونالیسم بیماری دوران کودکی انسان است، این گفته ها همگی ما حصل صحبت های آقای رامین ناصح بود در باب ناسیونالیسم و پان ایرانیسم در گفتگو با نشریه همدلی. *** در این جا نگارنده اندیشه ی آن ندارد که دیدگاه های کنونی آقای ناصح را به نقد بکشد چرا که هم مجال این کار نیست و همین این که بر این باور هستم که در جهان کنونی عقیده ی هر کس آزاد و محترم است. ولی در همین جا آرزو دارم لااقل در این مرام و اندیشه تازه تر که ایشان پذیرفته اند و گویی می خواهند معنویت گرایی و عرفان را با مدرنیته و دانش امروزی پیوند بزنند، ثابت قدم بمانند، هر چند که رویه ای که ایشان از گذشته تا کنون در پیش گرفته اند، خلاف این این آرزو را بیان می کند. به هر روی ایشان به بیان مطالبی پرداختند که هیچکدام از آن ها ریشه در حقیقت و واقعیت فعالیت های پان ایرانیست ها، نداشته وندارد. جهت آگاهی خوانندگان به بعضی از اصول و آرمان های پان ایرانیستی اشاره می کنم تا مشخص شود که گفتارهای ناسیونالیستی توخالی و پوچند ویا این که بیان کننده راز و رمز حیات و چگونگی زیست ملت ایرانند: *هستی بزرگ بر پایه ی اصول و بنیاد هایی استوار است که جلوه و نشانی است از آفریننده ای بزرگ. *اندیشه و علم و تلاش بشریت، کاشف اصول هستی بزرگ تواند بود و نه واضع آن. * جنبش و خروش و حرکتی اصیل تواند بود که در مسیر شناخت این اصول باشد. *آرمان: هدف و نیاز نهایی هر ملت است برای زیست سرافراز در پهنه ی نظام هستی بزرگ و جامعه ی بشری. * آرمان خواه، پوینده، کوشنده، پیام آور و فنا در اصول آرمانی و مجری کوشش های فردی،خانوادگی و اجتماعی برای رسیدن به آرمان ملت بزرگ ایران است. * پان ایرانیسم نهضتی است جهان شمول که با اعتقاد به هستی بزرگ به جهان بشری می اندیشد، مکتب ناسیونالیست جهان بینی پان ایرانیسم است. * پان ایرانیسم جهان شمول است نه جهان وطن. * ملت بنیاد گرفته بر خانواده و مقوله ای است تاریخی و اجتماعی. * ملت زنجیره ای ناگسستنی نسل های گذشته،حال وآینده است که با نیاخاک پیوند دارد. * ملت شکل دهنده جامعه و تاریخ آینده بشریت است، پس جهان جهان ملت هاست. * حقوق فردی جامعه بشری در واحد ملی و جهان ملت ها تعیین کننده حقوق فردی و اجتماعی است. * نظام جامعه بین الملل می باید بر اساس شناخت حقوق ملت ها برپا گردد. * ما به سوی آنچنان نظام سیاسی در حرکت هستیم که همه ی اقوام جامعه ی بزرگ ایرانی تیره های قومی و فرهنگی و مذهبی وابسته به آن را در هر تشکلی بزرگ و همه جانبه قرار دهد ،بنابراین: در هر بخشی از جامعه ی بزرگ ایرانی مقوله های سیاسی و اجتماعی به هر گونه که باشد می باید در مسیر ایفای این رسالت باشند. * جلوه های اعمال سیاست پان ایرانیسم در جامعه بشری و جامعه ی ملی چنین خواهد بود: ضد استعمارـ ضد استثمارـ ضد استبداد همکاری جهانی آری،قبول سلطه گری جهانی نه اقتدار جامعه ی بزرگ ایرانی و فرهنگ ایران زمین که چون روح در کالبد است تضمین کننده ی وصول به این آرمان هاست *نظمی که حزب پان ایرانیست خواهان آن است علیه ی هیچ یک از تیره ها هیچ یک از قومیت ها و هیچ یک از گروه های وابسته به ملت ایران نیست ،نظم فردا نظمی است برای رسیدن به وحدت و آزادگی و اقتدار ورفاه ملت ایران، کسانی که با عظمت و سرافرازی ملت ایران بستیزند نظم پرشکوه و یگانگی طلب ما بر ضد آنان است. * هیچ گروهی از مردم ایران تافته ی جدا بافته از ملت ایران نیست (1) آیا این گفتارها توخالیند،پوچند،ضد انسانیند،مخربند،سستند،بوی استبداد و تعفن می دهند، خاینانه اند،ضد یگانگی ویکپارچگی ملی اند،فاشیستی اند،نشان از نابالغی و کودکی اندیشه را دارند ؟آیا کوشش در جهت اقتدار ونیرومندی و توسعه و ایجاد ایران نیرومند و ارتش قوی و حفظ و حراست از تمامیت ارضی کشور، مقابله با عناصر وابسته به سرویس های امنیتی و تجزیه طلب که سعی در پراکندن تخم نفاق و کینه در میان اقوام ایرانی دارند از دیدگاه آقای عرفان گرای ما نشان از قومیت گرایی و ترویج اندیشه های تجزیه طلبانه دارد.وجدان های بیدار و روان های آگاه، در این مورد داوری کنید و همه این گفتارها را با بیانات آقای ناصح مورد بررسی قرار دهید، تا هویدا شود که چه گروهی و چه کسانی، احساسی و سست و متعفن وپوچ توخالی هستند!!؟ جهت اطلاع بیشتر ونقش وماهیت وجودی پان ایرانیست ها که شما هستیشان را در بود گروه های تجزیه طلب دانسته اید ذکر این مطلب در مورد اندیشه پان ایرانیسم از روانشاد پرویز ورجاوند که به روزگاری نه چندان دور خود را مرید و هم فریاد وی می دانستید وسرمشق مبارزات آزادی خواهانه ی شما و دیگر همفکرانتان بود، شاید بتواند اندکی از پریشان گویی های و سخت احوالی تان بکاهد و شاید دوباره سرود به یاد مستان کنید: در همین زمان با شکل گیری فرقه دومکرات به وسیله ی اتحاد جماهیر شوروی و برای جدا ساختن آذربایجان به یکباره استثنایی ترین و شگفت آورترین جریان سیاسی و ملی به نام پان ایرانیسم پا به صحنه گذارد، اهمیت و ویژگی این جریان از چند نظر قابل توجه است:نخست آن که بر خلاف دیگر سازمان ها و حزب ها و جریان های سیاسی این تنها سازمانی بود که هسته ی مرکزی و هیات موسس آن را چهره های سیاسی شناخته شده صاحب اعتبار جامعه در زمینه های مختلف تشکیل نمی داد، بلکه جوانان گمنامی بودند که به طور عمده سالیان آخر دبیرستان را می گذراندند و هیچ گروه و جریان مطرحی از آنان حمایت نمی کرد و جز پول تو جیبی خودشان هیچ در آمد دیگری نداشتند... عامل اساسی که موجبات اقبال جامعه و بویژه جوانان و نوجوانان را به این اندیشه فراهم آورد آن بود که بنیاد تفکر این جریان بر هدف هایی روشن قرار داشت که پاسخ گوی حساسیت های ملت ایران بود.... از این رو جریان ملی گرای پان ایرانیسم از بطن جامعه ایرانی برای مقاومت در برابر همه آن چه که می توانست استقلال و یکپارچگی کشور و همبستگی ملی را به خطر بی اندازد سر برآورد و با اقبال نسل جوان تحقیر شده،روبرو گشت و در این مدت توانست در برابر جریان های بیگانه به عنوان یک قدرت نقش آفرینی کند... نهضت پان ایرانیسم نه تنها توانست ایران را از تجزیه ی دوباره نجات دهد بلکه توفیق آن را یافت تا جریان روسی سازی بخش های جدا شده از ایران را در قفقاز و آسیای مرکزی با چالش مواجهه سازد و آمادگی های زیادی را در این سرزمین ها برای حفظ هویت خویش فراهم آورد و سبب شد تا چند دهه بعد اتحاد جماهیر شوروی از هم فرو بپاشد و اگر هوشمندانه عمل می شد تا به امروز زمینه ی لازم برای ایجاد یک اتحادیه بزرگ در فرهنگ ایرانی فراهم شده بود... شک نکنیم اگر موضع گیری های پان ایرانیست ها نبود امروز جزایر سه گانه ایرانی ابوموسی،تنب کوچک و بزرگ سرنوشت دیگری داشت...(2) بله آقای محترم ،تاریخ را باید به دقت و بدور هر گونه حسادت و تعصب هایی که جز کینه و عداوت سود و فایده ای ندارد، خواند. پان ایرانیسم نه تنها با اندیشه های قوم گرایانه هیچ گونه پیوند و مکمل آن جریانات ضد ملی نمی باشد بلکه اگر هیات حاکمه ای وطن پرست در طول این دویست سال اخیر که هنگامه ی فترت و تجزیه و پراکندگی ملت ایران بود بر کرسی های سرنوشت این ملت می نشست ،نه تنها می توانست قدرت و نیرومندی ملت ایران را دوباره اعاده کند، بلکه بدون تردید سیاست و تدابیری جز مرام و طریقت و اندیشه ی پان ایرانیستی اعمال نمی کرد، ولی افسوس که در طول این دویست سال اخیر ملت ایران و جامعه ی ایرانی همیشه و همه جا از نبود یک هیات حاکمه ملی، وطن پرست ولایق محروم بود و این موضوع مساله ای است که باید در غم نداشتن چنین دولت مردانی به تدبیر و تامل نشست. و اما در مورد اینکه پان ایرانیست ها می کوشند مساله تجزیه طلبی در این را بزرگ جلوه دهند، نیز آقای ناصح همانند دیگر گفتارهایشان از جاده انصاف و داد پرت شده اند، چرا که در مورد بمب گذاری ها و حوادثی که در خوزستان و دریک دوسال پیش منجر به کشته شدن تعدادی از هموطنان بی گناه ما شد ودر کل ریشه های اندیشه های خلق عربی و تجزیه طلبانه، پان ایرانیست ها همیشه و همه جا بین مردم غیور و براداران عرب زبان خوزستانی با گروه اندکی از وابستگان وفریب خوردگان سیستم های جاسوسی غرب و نیز وابستگان به حزب نژاد پرست بعث صدام، تفاوت قائل بودند وهیچگاه تجزیه طلبان را گروه بزرگ و تاثیر گذار در خوزستان ندانسته اند، بلکه آنان را چیزی به جز مشتی مزدور ومیهن فروش نمی دانند. اما این دلیل نمی شود که وجود چنین گروه ها و دشمنانی که در استان های مرزی ما دست به دسیسه و توطئه و اقدام علیه ی تمامیت ارضی کشور می کنند نادیده گرفته شوند،رسالت هر فرد خویشکار و وطن پرستی است که این جریان ها را مورد بررسی و کنکاش قرار داده و ملت ایران را نسبت به این جریانات آگاه کرده و به حکومت ها زینهار و هشدار داده باشد که هرگاه از اصل و سیاست های ملی و ایجاد همبستگی ملی و ترویج اندیشه های وطن پرستانه دوری کنند، ممکن است نواهای شوم ضد ملی از هر سوی شنیده شنود و هرگاه حاکمیت ها اصل همبستگی ملی را فراموش کنند و اقتدار ملی به خطر افتد، دشمنان ایران زمین چنین فرصت های را بی گمان غنیمت می شمارند و دسیسه آغاز می کنند. البته به احتمال زیاد ،وی چنان غرق در رویاهای عرفانی خویشند که جز از ملکوت بانگی نمی شنوند در همین مورد و در همان روزهای غم انگیز که بمب گذران خون های بی گناه را برزمین می ریختند، مسوول حزب پان ایرانیست درخوزستان در مصا حبه ای با یکی از رسانه های برون مرزی این چنین مسایل را مورد تبیین وبررسی قرار دادند:چنین حوادثی ما را اندهگین کرده است، ما سده ها و هزاره ها در کنار این برادران و خواهران عرب خود، در غم وشادی شریک بودیم، این ها عزیزترین و مخلص ترین مرزداران ما در این کشور هستند. اگر بحث ستم ملی است همه ملت ایران در درازای این حکومت با آن روبرو بودند ،اگر بحث بی عدالتی و تبعیض است این بی عدالتی در طول حکومت آقایان بر همه ی قومیت های ایرانی روا داشته شده است و فریاد همه ی این مظالم و این تبعیض ها و استبداد گری ها بلند است، بنابراین فرقی نیست بین عرب خوزستان با کرد،بلوچ،ترکمن،گیلیک و... به نظر ما هیچ تفاوتی بین آن ها وجود ندارد و تمام کسانی که این به اصطلاح آتش را درصدد بودند و هستند که بر افروزند بسیار کار نابخردانه ای و غلط و خائنانه ای را دنبال کردند که از نظر ما محکوم است و مردم استان ما بسیار هوشیار هستند. ما در کنار همه ی این برادران هستیم،همواره هم از حقوق و استعدادشان حمایت می کنیم و در خوزستان فقط ملاک را شایسته سالاری می دانیم،فرقی نمی کند که برادر عرب،لر،کرد یا به قول خودشان عجم باشند... وشما بدانید برادران و خواهران عرب ما هم کاملا هوشیار هستند.(3) قضاوت و داوری و عدالت مهمترین خصیصه ای است که می توان انسان ها را و کرامت های انسانی را با آن سنجید، آیا به راستی از این موضع گیری ها بوی تعفن بر می خیزد آیا به قول این شخص گفتار پان ایرانیستی دیالوگی خوشنت آمیز دارد، خوانندگان عزیز بخوانید وداوری کنید. همیشه تا پیش از گفتگوی این آقا با نشریه همدلی می پنداشتم ایشان از جریانات سیاسی و تاریخ معاصر ایران کم و بیش آگاهی دارند ولی بعد از موضع گیری اخیرشان پندارم را غلط یافتم. شاید هم وی ،به دلیل طریقت تازه وآیین جدید که به هر روی جوانی و جویای نامی نیز بخش از آن می باشد، مقداری گمان زده شده اند که امیدوارم چنین نباشد. عجیب است ظاهرا آقای ناصح گروه های خائن و ضد وطنی چون حزب توده را که چیزی جز جاسوسان شوروی در ایران نبودند ، روشنفکر می دانند در حالی که با توجه به اسناد ومدارک فراوان و نیز اعترافات تکان دهنده سران این حزب بعد از انقلاب و اقرار به خیانت های خود، دیگر حتی برای مردم عادی نیز مسلم مبرهن شده است که این حزب و دسته در چه جهت شنا می کردند و چگونه با رفتار و کردار خود حیثیت و شرافت انسانی را لکه دار کردند. بله آقای عزیز ما هیچگاه از این جهت که توده ای ها داری ایدولوژی غیر ناسیونالیستی بودند با آن ها مخالف نبودیم، بلکه همیشه و همه جا برای پان ایرانیست ها این اصل مطرح بوده است هر که با بیگانه است بر ملت است ، آنان با توجه به اسناد و مدارک فروان در تمامی طول فعالیت های خود همیشه در نقش ستون پنجم سیاست های استعماری شوروی عمل می کردند و همیشه خود را وابسته به کشور مادر و اردوگاه کمونیسم بین الملل می دانستند. راستی آقای ناصح از کی تا حال و با توجه به چه معیارها و ارزش هایی کیانوری ها،طبرزدی ها، رادمنش ها، اسکندری ها و و ابستگان فکری آنان... روشنفکر به حساب می آیند، لااقل برای اطلاع هم که شده بیان می کردید که کی و در کجا پان ایرانیست ها روشنفکری را مورد ضرب و جرح قرار دادند، مگر ملاک روشنفکری و سنجش میزان منور فکر بودن را باید در تعداد سال های عضویت در حزب توده واحزاب زاده شده از بطن آن دانست؟ آقای ناصح با شهامت تمام می گویم آن ها روشنفکر که هیچ بلکه همگی تاریک فکر بودند. عجیب است چه کسی گفته و ترازو قرار داده، صمد بهرنگی و بیژن جزنی را روشنفکر می داند ولی زرین کوب ها و عاملی تهرانی ها و شجاع الدین شفاها در این دایره قسمت نیند؟ بله ، جهت اطلاع شما ما با توده ایی ها همیشه مبارزه داشته وخواهیم داشت، چرا که آن ها در طول مبارزات ملت ایران نقش مزورانه ای را ایفا کرده اند. برای آگاهی شما اگر مرادتان از روشنفکران، توده ای های بی وطن بودند(البته در عرفان گرایی محض هم بی وطنی آرزوی همیشگی است) تنها چند سند را از میزان وابستگی این گروه ودسته به سیاست های استعماری را هویدا وآشکار می کنیم : « ما برای انگلستان در ایران منافعی قائلیم و بر علیه این منافع صحبت نمی کنیم،عقیده ی دسته ای که من در آن هستم(حزب توده)این است که دولت فوری باید برنامه ای برای دادن امتیاز نفت شمال به روس ها و نفت جنوب با کمپانی انگلیسی وآمریکایی مذاکره شود»(4) « ما بارها گفته ایم و باز هم می گوییم که استیفای حقوق ملت به دست این مجلس و دولت انجام پذیر نیست این ها همه دلال مظالم استعمارند»(5) « اصولا چگونه می توانیم صنعتی را که در دست امپریالیسم باشد ملی کرد»(6) این گفته و بیانات را چگونه ارزیابی می کنید آیای روحیه ی معنویت گرا و عرفان زده ی شما خائنین به ملت ایران را روشنفکر قلمداد می کند؟عجیب است توده ای ها هم همانند شما در مورد ملی گرایی و اندیشه های ناسیونالیستی نظرات یکسانی می دهند: « ملی چیست؟ملی نقاب سیاسی است که چهره ی داغدار و اندوهگین را می پوشاند،ملی سرپوشی است که قبایح و رذایل را مخفی می کند،ملی هر جور خیانتی را جایز می شمارد و...عقل ملی ناقص،فکر ملی ناقص،منطق ملی ضعیف،زبان ملی الکن،خواهیم بود و اضمحلال ملی را خواهیم دید.»(7) ودیدیم که تاریخ کدام اندیشه را به زباله دان خود انداخت، آیا آقای ناصح و پیروان اندیشه اش که به هرروی شعارهایی چون برابری و برادری وآزادی و مساوات می دهند نمی ترسند که روزی درجایی و در کنار بنایان آزاد قرار بگیرند، چرا که انترناسیونالیست های چپ و راست هر دو در یک مورد با هم همه عقیده اند و آن هم مبارزه و ستیز همیشگی با اندیشه و روحیه ی ملی گرایانه است، چرا که دیده اند هر گاه و هر زمان در سرزمینی اندیشه های ناسیونالیستی رشد و گسترش یابد، پشت سر آن بیداری ملی و قیام های ملی آغاز می شوند،ملت ها خواستار حقوق به یغما رفته خود از استعمارگران و جهان خوران می شوند. اینکه گفته اید تمامی جنگ های تاریخ ریشه در اندیشه های ناسیونالیستی و بنیاد گرایی مذهبی داشته نیز قضاوتی شتابزده و نشان از نا آگهی از تحولات و رویداد های تاریخ بشری دارد، حمله تازیان به ایران،تصفیه حساب های خونی حزبی و ایدولوژیک در قرن معاصر توسط دولت های کمونیستی و یا کشته کشتارهای استالین و انقلاب فرهنگی مائو و نیز جنگ ها و کودتاهای رنگارنگ در آمریکای لاتین ریشه در ناسیونالیست دارند؟ نکند از دیدگاه شما خمرهای سرخ، نیز دارای مرام ناسیونالیستی بودند.!!؟ پرفسور هشترودی در جایی گفته کسی که تاریخ رانخوانده حق ندارد در هیچ محفل و مجلسی ابراز نظر کند. راستی آیا دفاع در برابر متجاوز را دفاع از خشونت وجنایت تعریف می کنید، تاریخ ایران را یا نخوانیده ای و یا این که اعتقادی به آن ندارید زیرا آن چه که از پس تمام تاریخ پرشکوه و افتخار آمیز این سرزمین می توان استنباط کرد آن است که فرهنگ واندیشه ی ایرانی در هیچ دوره ای از تاریخ فرهنگ سوزی نکرد، نژاد کشی به راه نینداخت،کتاب خانه سوزی همچون دیگر اقوامی که در همسایگی ما می زیند را عمل زشت و نادرست می پنداشت. آقای ناصح، ناسیونالیسم ایران را باید در منش بزرگانی چون کوروش بزرگ که نخستین منشور حقوق بشر گیتی را برای هستی به ارمغان آورد،رهنمود های داریوش که می گفت من دوست برده ی دروغ نیستم وسخت بر هوس خویش فرمان روایم، در آموزه های زرتشت پیامبرکه اخلاق را نه از برای پاداش که برای اخلاق می ستاید و راست بودن را بهر راستی ،آرمان برگزیده ی ایرانی می داند،در شهریاری انوشیروان که حتی از پیامبر بزرگ اسلام لقب دادگر گرفته بود،در منش پهلوانان ایرانی همچون رستم،گیو وگودرز و اسفندیار،دراشعار حماسی و حکیمانه ی انوشه روان فردوسی توسی و خرد نامه ی وی شاهنامه،در مبارزات استقلال خواهانه و ضد استعماری بر علیه استبداد واستعمار سیاه خلفای اموی و عباسی توسط گروهی از سرداران و جانبازان و فرزندان ایران زمین همچون بابک ها،مازیارها،یعقوب ها،استادیس ها و سنباد ها و شعوبیه ها،در اشعار حافظ، و خاقانی شروانی و نظامی که در سده ششم قمری می سراید: همه دنیا تن است وایران دل نیست گوینده زین گفته خجل چون که ایران دل زمین باشد دل زه تن به بود یقین باشد درکل در زندگانی مبارزان راه استقلال ویگانگی ملت ایران جستجو کرد نه در یک جمله آقای انیشتین که ما خود به خوبی می دانیم چگونه به سرزمین مادری خود خیانت کرده است افسوس که فرصت نیست که داستان زندگی این فرد دانشمند وتکنوکرات بی آرمان را بازگو کنم. نکند، شما نیز می خواهید روش ایشان را در برابر سرزمین مادری ایفا کنید. به هرحال مشکل ما با کسانی که این گونه با ناسیونالیست و پان ایرانیسم به مخالفت بر می خیزند این است که آنان به تاریخ و باید های سرزمینی نیاخاک،به فرهنگ و خون ایرانی و نیز به آرمان نیرومندی و اقتدار ملت ایران باور و اعتقادی ندارند وتنها آرمان خواه می داند که فدا گشتند در راه آیین و باید های خاک و آموز های خون یگانه و تنهاآرزوست. سخن پایانی آن که ما با افتخار تمام و با ایمان بر آمده از جان خویش همچنان معتقدیم که ناسیونالیسم ایران نیروی محرکه اجتماع و ملت ماست،در سراسر طول تاریخ این نیروی بزرگ اجتماعی است که ما را از مراحل وخیم شکست، نجات داده و به سوی پیروزی برده و از ورطه ی مهیب نیستی به سوی بقا و عظمت رهنمون کرده است: ای وطن ما عاشق و یار توایم از دل و جان نگهدار توایم در دو چشم دشمنانت خاک باد پرچمت بر قبه ی افلاک باد در جهان گر بی وطن باید زیست سخت بر آن زندگی باید گریست و درد جانکاه بی وطنی و بی لانگی، رنجی است همیشگی و طاقت فرسا،سرگشتگی و گمگشتی از خود بی خود شدن، پوچی و در نهایت خود و خویش را به نابودی فکندن به همراه می آورد بی وطنی بیماری است که سخت علاج پذیر است باید برای کسانی که به چنین بیماری ودرد ورنجی مبتلا گشته اند فقط دل سوزاند و ترحم کرد. 1- نگاه کنید به منشور نیرومندی:ملت بزرگ ایران راهنمای مبارزات و کوشش های حزب پان ایرانیسم بنیاد گرفته بر مکتب پان ایرانیسم در بخش های بنیاد های اندیشه ای واصول استراتژیک حزب پان ایرانیسم. 2- یکپارچگی ایران و وحدت ملی ـ پرویز ورجاوند،روزنامه ی شرق 8/8/84 3- گفتگوی ابراهیم میرانی با تلویزیون برون مرزی پارس 6/2/84 4- احسان طبری، روزنامه ی مردم ارگان حزب توده ـ 19/8/1323 5- روزنامه ی به سوی آینده 12/7/1329 6- روزنامه ی مردم و به سوی آینده 5/8/1329 7- روزنامه ی به سوی آینده 21/7/1329
پاینده ایران سرباز فنا در آرمان میهن شاهین فرازدوست 5/4/86 |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
هم میهنان و ياران گرامي دادنامه اي براي همايت ازخبرنگار خوزستانی آقای ابوالفضل عابدینی آماده گرديده سپاسگذارخواهیم شد اگرآن را امضا کنید. برای امضا لطفا به پيوند (لینک) زيرمراجعه فرمایید. فقط یکبار امضا کنید و نیاز به پرداخت هیچگونه وجهی نمی باشد.
پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
گزارش فعالان حقوق بشر در ايران تاريخ :12/8/86 به نام آزادي
آقاي ابوالفضل عابديني نصر ، روزنامه نگار خوزستاني که از سوي کارگران نيشکر هفت تپه به عنوان سخنگو معرفي شده بود توسط مامورين وزارت اطلاعات به دادگاه انقلاب احضار شد ، وي در راستاي احقاق حقوق کارگران نيشکر هفت تپه با رسانه هاي مختلف مصاحبه هاي انجام داد .بنا بر گفته ها آقاي ابوالفضل عابديني هم اکنون جهت درمان بيماري هاي خود به تهران سفر کرده است ، وکيل وي آقاي جواد طريري با ارسال گواهي پزشکي وي به دادگاه انقلاب عدم حضور وي در دادگاه را توجيح کرده است .در احضاريه دادگاه اتهام وي اقدام عليه امنيت داخلي کشور عنوان شده است اين در حالي است سلسله اعتصابات کارگري نيشکر هفت تپه به دور از خشونت و در جهت مطالبات صنفي بوده است . بلکه بعکس به جرات مي توان گفت اقدام عليه امنيت شهروندان از سوي نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي صورت پذيرفته است . مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران سرکوب آزادي بيان از طريق بازداشت ، تهديد و ضرب و شتم فعالين مدني را در راستاي نقض سيستماتيک و سازمان يافته حکومتي مي داند و شديدا آنرا محکوم مي کند.
ما پان ايرانيست ها نيز چون ديگر ايران پرستان اين حركت محكوم كرده و اقدام عليه امنيت داخلي كشور آن هم از سوي يك پان ايرانيست را بيشتر يك شوخي مي دانيم. پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
تهیه و ساماندهی: سرور شاهین فراز دوست آدینه هفته ی گذشته نشستی با حضور اندامان و هوادارن حزب پان ایرانیست در اهواز برگزار گردید. در این نشست افزون بر دکتر ابراهیم میرانی مسوول حزب در خوزستان و عضو شورای عالی رهبری و نیز اندامان و هواداران خوزستانی ِحزب ، سرور مهندس کرمانی دیگر عضو شورای عالی رهبری، سرور حجت کلاشی و سرور مهندس هومن اسکندری مسوولین سازمان جوانان حزب نیز حضور داشتند. در ابتدا چونان همیشه آغاز نشست با سرود ای ایران و سرایش "سرآغاز" برگزار گردید . پس از ان سرور دکتر میرانی ضمن خوش آمد گویی به باشندگان در نشست بویژه سروان مهندس کرمانی و یاران همراه با اشاره به موقعیت ویژه ی جامعه ایرانی و نیز دسیسه های فراوان که از سوی بیگانگان و نیز وطن فروشان بر علیه میهن دیده می شود ،گفت: "ما هم اکنون در شرایطی هستیم که بیش از هر زمان دیگر نیاز به یکدلی اتحاد و یکپارچگی همه ی اقوام ایرانی در برابر این فتنه ها و دسیسه ها احساس می شود چرا که هرگاه نیرومندی جامعه ایرانی به مخاطره افکنده شود عناصر ضد ملی، فرصت را مهیا دیده و اندیشه های شوم خود را چاره ساز می بینند و سعی در پاشیدن تخم نفاق و تفرقه در میان جامعه ی بزرگ ایرانی دارند. سرور میرانی در ادامه گفت شوربختانه نزدیک به 200 سال است پیشگامان علیه امنیت ملی در بالای هیات های حاکمه نشسته اند و جالب آن است که هر گاه گروهی از وطن پرستان از جمله پان ایرانیست ها نسبت به نحوه ی عملکرد ومدیریت این گونه حاکمین معترض می شوند از سوی حاکمیت متهم به اقدام علیه امنیت ملی کشور می شوند!این موضوع بی گمان طنز تاریخ است چرا که در طول این دوقرن که دوران فترت و تجزیه ی جامعه بزرگ ایرانی بوده است، همیشه حاکمیت های فرقه ای بودند که باعث پاره پاره شدن نیاخاک و مام میهن گردیدند؛به قرارداد های گلستان و ترکمنچای، قرارداد پاریس و طرح خاینانه رفرندام در بحرین نگاهی بیاندازید.اکنون نیز مذاکره در باب حق مسلم و تاریخی 50 درصدی ایران در دریای مازندران که با توجه به بی تدبیری حاکمیت فرقه ای سعی در تجزیه ی بخش دیگری از میهن گرامیمان را دارد از سوی مقدمین علیه امنیت ملی کشور اجرا می شود؛حال پرسش این است به راستی چه کسانی و کدام دسته باید در برابر این اتهام و بر روی کرسی اتهام بنشینند؟" درادامه نشست سرور مهندس کرمانی با ابراز خوشبختی و سُرور بسیار از اینکه پس مدت ها توانسته به استان خوزستان سفر کند و در جمع هم اندیشان خویش قرار بگیرد گفت: گفتارم را چنین آغاز می کنم پان ایرانیسم چه می گوید و چه می خواهد؟ این مهمترین پرسشی است که به هر روی ما به عنوان مسوولین حزب پان ایرانیست در این دوران شوم و هولناک از تاریخ میهن پرافتخارمان قبول مسوولیت کرده و باید پاسخ دهیم. بی گمان از همان هنگام که در اثر قرارداد های شوم و خفت بار گلستان و ترکمنچای 17 ایالت از سرزمین مادری به اسارت رفت این اندیشه یعنی پان ایرانیسم در میان میهن پرستان و نخبگان جامعه ایرانی شکل گرفت همان گونه که در طول تاریخ نیز چنین بوده است، هرگاه تمامیت ارضی کشور به مخاطره افکنده شده گروهی از وطن پرستان و به رهبری سرداری ایرانی برای رهایی سرزمین های اسیر و در دام بیگانه افتاده ،دست به مبارزه ای سهمگین و طوفانی زده اند .بی گمان اگر در جهان کنونی، جامعه بزرگ ایران، در نقشی خوب همچنان در حال ایفای مسوولیت می باشد به پاس همان اندیشه ای است که گفته شد. وی در ادامه گفت حرف و گفتار ما پان ایرانیست ها این است که برای رهایی و رستاخیز دوباره ی جامعه بزرگ ایرانی که بی تردید و با توجه به سابقه درخشان تاریخی و فرهنگ ژرف، رسالت بزرگ جهانی را برعهده دارد می بایست حاکمیتی ملی و پان ایرانیستی بر کرسی های سرنوشت این سرزمین مقدس بنشیند.تاریخ میهن ما خود بازگو کننده این حقیقت بزرگ تاریخی است که هر گاه حاکمیت ملی و با توجه به خواست و اراده ی ملت در ایران زمین بر سر کار بود آن گاه شاهد شکوه و عظمت و نیرومندی جامعه بزرگ ایرانی بودیم . جهان ایرانی به دنیا دانش و بینش ونور اگاهی پراکنده است پس این سرنوشت و خواست تاریخ است که ما با شناخت رسالت خود در این راه گام برداریم و بیش از 6 دهه از مبارزات پیروان نهضت مقدس پان ایرانیسم وحزب سرافراز پان ایرانیست خود نشان از کوشش و تلاش خستگی ناپذیر اندامان این حزب در گستره ی فلات مقدس ایران زمین دارد. وی در ادامه گفت متاسفانه حاکمیت های ضد ملی چه در گذشته و چه اکنون همیشه در حرکتی نامقدس قصد آن داشتند که این نوا و بانگ میهن پرستانه به گوش سایر مردمان در بند و اسیر شده فلات ایران زمین نرسد چرا که آنان بنا به دیکته ای که برایشان گفته شده اجازه نداشتند که نیرومندی جامعه ایرانی را حتی متصور شوند به همین دلیل در تمامی این دوران اولین گروه و کسانی که با ما به ستیز برخواستند هیات حاکمه های فاسد بودند که قدرت مندی ما را بر خلاف مصالح و منافع بیگانگان می دانستند در واقع این هیات های حاکمه همگی مهره هایی بودند از سوی جهان خوران بزرگ و استعمارگرانی که چون زالو خون ملت ایران را مکیدند و همچنان در حال مکیدن آن هستند و در تمام این مدت آن ها همیشه با یک حریف سخت و یک اندیشه سترگ و اراده ای آهنین به نام پان ایرانیسم روبرو بودند که به نقش و رسالت تاریخی خود ایمان و آگاهی کامل داشت. من به چنین هیات های حاکمه ای می گویم "ما هستیم تا ایران زمین هست، پان ایرانیست هست تا تاریخ است" این فرمان به حق و خواست تاریخی ملت ایران است. در ادامه مهندس کرمانی ضمن بیان سفر پوتین به ایران و ماجرای رژیم حقوقی دریای مازنداران افزود:حاکمیت های فرقه ای همیشه میهن ما با تجزیه و تفرقه همراه نمودند چون آن ها ملی نمی اندیشیند، چون به ناسیونالیسم و پان ایرانیسم اعتقادی ندارند. من در همین جا به هیات حاکمه کنونی ایران هشدار میدهم نکند ننگ و خیانتی را بپذیرد و از حق تاریخی ملت ایران بر آب های مازنداران بگذرذ که این از دید ملت ایران و جانبختگان راه ایران خیانتی نابخشودنی و ننگی است همیشگی که بر پیشانی امضا کنندگان چنین قرارداد هایی خواهد نشست همان گونه که بر امضا کنندگان قرارداد های ترکمنچای و گلستان و پاریس و دولت هویدا در ماجرای رفرندام بحرین رفت. نکند تاریخ دوباره تکرار شود چرا که با توجه به همین قانون اساسی هیچ مرجعی حق ندارد حدود و ثغور و تمامیت ارضی ایرانی را با مخاطره روبرو سازد. گفتنی است در این نشست سرور حجت کلاشی مسوول سازمان جوانان حزب به ایراد سخنرانی و نقطه نظراتی پبرامون پان ایرانیسم و ناسیونالیسم ایران زمین پرداختند که با استقبال فروان باشندگان در این نشست میهن پرستانه روبرو گردید. پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
۹ آبان زادروز شاهزاده رضا پهلوی بر هواداران آیین شاهنشاهی خجسته باد. ۷ آبان ماه روز کوروش بزرگ را نیز به همه ایرانیان شاد باش می گویم. ۴ ابان سالروز زایش محمدرضا شاه پلوی آریامهر فرخنده باد. پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
وضعیت ابوالفضل عابدینی از نگاه یکی از خبر نگاران در ایران وضعیت اسفبار مطبوعات در ایران را نمی توان با هیچ دوره ی حکومتی در گذشته مقایسه نمود. اگر در حکومت های گذشته چالشی به نام سانسور بر مطبوعات حاکم بود در این اوضاع گزینه ای به نام خود سانسوری حاکم شده است. روزنامه نگار در ادوار گذشته بعد گفتن سخنانش شاید مورد سوال جواب قرار می گرفت اما در حال حاضر بر اثر رعب و فشار ناشی از فشارهای زیاد حکومت اسلامی ، روزنامه نگار سخن اش را در داخل خود به هفت آب می شوید و باز هم آن چکیده ی سانسور شده که بیرون آمده هزاران مشکل برای روزنامه نگار بوجود می آورد. اولین برخورد نظام اسلامی در برابر فعالین مدنی که بنوعی خبرنگاران را نیز شامل میشود؛ محرومیتی است که برای آزادگان و مبارزین برای حقوق فردی و شهروندی ایجاد می کنند. یعنی محرومیت از کلیه حقوق اجتماعی و نیز ممنوعیت خروج از کشور و اتهاماتی از قبیل اقدام علیه امنیت کشور!!؟. این موارد به تنهایی کافی است که فعالین حقوق مدنی را در چاله ای از مشکلات عدیده فرو برد. برای مثال کافی است به سرگذشت یکی از این فعالین بنام ابوالفضل عابدینی نگاه کوتاهی بیندازیم. عابدینی در سال 84 به جرم انعکاس اخبار صحیح که همانا گفتن واقعیت در ایران بود دستگیر و به مدت 6 ماه در بازداشت و شکنجه توسط حکومت استبداد دینی بود. وی پس از آزادی مشروط توسط نیروهای امنیتی از کلیه ی کارهای دولتی و هر گونه فعالیت فرهنگی و خبرنگاری محروم شد. حتی ادامه فعالیت وی در شرکتهای خصوصی به واسطه نفوذ مزدوران میسر نشد و وی در وضعیتی بسیار سخت از لحاظ مادی قرار گرفت. این یکی از چندین روش های مزدوران برای آزار و اذیت فعالین و مبارزین حقوق مدنی در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی است که از اولین روزهای شورش سیاه بهمن پنجاه و هفت به کار گرفته شد. بسیار کسانی هستند که به همین خاطر از شغل خود اخراج شده و با هزاران بدبختی مجبور به گوشه گیری و حتی رفتن به روستاها و کشاورزی شدند. ابوالفضل عابدینی با نوشتن نامه ای کاملا وطن دوستانه از دولت بریتانیا خواست دست از حمایت جمهوری اسلامی بردارد و بیش از این به ملت ایران خیانت نکند. وی در ادامه همین نامه به دولت مردان بریتانیا هشدار داد ،که ملت ایران روزی حاکمان فاسد خود و حامیان آنها که در راس آن دولت بریتانیا می باشد را در یک دادگاه ملی محاکمه خواهد کردو اشاره کرد که دولت فعلی ایران رسمیت نداشته و کلیه قراردادهای منعقده با بریتانیا مردود خواهد بود. بعد از انتشار این نامه وزارت اطلاعات وی را دستگیر و به زندان انداخت و پس از آزار و اذیت های فراوان و درج این نامه در پرونده اش !!! بعنوان اتهامی دیگر !!آزاد شد. مجددا عابدینی ساکت ننشست و طی نامه ای به آیت الله خامنه ای از وی دادخواست نمود که دست از ایران بزرگ برداشته و دیگر این همه زخم بر پیکر ایران نزند. این نامه عابدینی باعث عصبانیت رژیم اسلامی شده تا آنجا که وی را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و به جرم اهانت به رهبری مجداد در تاریخ بیست و ششم اردیبهشت سالجاری به زندان انداختند و پس از شکنجه های فراوان جهت دادرسی و محاکمه با قید وثیقه آزاد نمودند. بالاخره در چند روز گذشته نامه ای از دادگاه انقلاب به وی رسید که تاریخ هفتم همین ماه آّبان ماه را در آن قید نمودند و عابدینی را ملزم دانستند که خود را به دادگاه انقلاب معرفی نماید. در حکم وی اقدام علیه امنیت کشور قید شده است .این تهمت کاملا دروغین و نادرست لباسی است که بر قامت عابدینی نمی نشیند. وی تنها وصله ای که بر او نمی توان زد همین خیانت به وطن است. عابدینی یک وطن پرست واقعی است که آرزو دارد ایران اش سر افراز باشد. او آرزو دارد که گردی بر قامت ایران ننشیند. وی را نمی توان تهمت ایران فروشی زد. او خود را از سلاله پاک کورش هخامنشی می داند و افتخار می کند که یک ایران پرست است. آنچه ما در طول مدت ها شناخت از عابدینی داریم این است که وی حاضر است جان خود را برای وطن اش هدیه بدهد اما بیگانگان از این کشور بیرون روند. ما از کلیه ی افراد و سازمان های حقوق بشر و ایراندوست در سراسر جهان می خواهیم نگاهی مجدد به ایران بیندازند و ببینند که ایران و مردم آن در چه وضعیت اسفباری به سر می برند. ما از جهانیان و مدافعین آزادی خواستاریم که دولت ایران را تحت سخت ترین فشارها بگذارند و به حمایت مستقیم از هم میهنان خویش در درون مرز بپا خیزند . ایرانیان که خود دین و آیین بزرگی دارند به استناد اولین منشور حقوق بشر دارای مدرنترین دموکراسی سکولار تاریخ بشر بوده اند و عقاید تعریف شده برای دیگر اقوام را محترم شمرده ولی دخالت آن را در حکومت نمی پذیرند. جهانیان بدانند که ملت ایران و بخصوص آزادگان در وضعیت بسیار سختی زندگی می کنند. هیچ امنیتی برای ما وجود ندارد. هر آینه امکان دارد که در مسیر راه به وسیله مزدوران تروریست رژیم ترور شویم و اثبات این ادعا بسیار راحت است. برداشتن نیروهای سیاسی و مخالف رژیم برای آنها بسیار ساده است و اگر نیروهای مبارز در خارج از ایران پشتیبانی نکنند هر آینه نیروهای مبارز داخلی به ورطه ی نابودی کشیده می شوند. م.مجیدی اهواز ******** ابوالفضل عابدینی همچنان ایستاده است..... من ابوالفضل عابديني فرزند همين آب و خاکم . نمي دانم چه خطري براي کشورم دارم که اينگونه در اين شرايط بسيار بد ي هستم مي گويند حرف نزن به صلاح تو نيست ، مي گويند به صلاح نيست ما با تو باشيم مي گويند توبه کن مي گويند به فکر مادرت باش مي گويند آدم باش مي گويند زندگي کن مي گويند نان بخور مي گويند زن بگير مي گويند خفه شو مي گويند دوستت داريم مي گويند متنفر هستيم مي گويند کارت را بکن و خدا رو شاکر باش مي گويند بمير و بتمرگ مي گويند .. مي گويند .... مي گويند ... همه چيز مي گويند چون مي توانند اما من هم مي گويم من فرزند همين آب وخاکم .. چراغ من در اين خانه است و در اين خانه بايد بسوزد. فردي که وکيل حداقل 5 پرونده ي امنيتي بمب گزاري در خوزستان بود و اوازه شجاعت وي در استان من پيچيده بود وکالت مرا بدون دريافت هزينه قبول مي کند و مي گويد وظيفه انساني من حکم مي کند تا از تو دفاع کنم ولي به فاصله 24 ساعت از قبول وکالت صرف نظر مي کند و مي گويد به صلاح نيست که من وکيل توباشم و مرا به کانون وکلا استان خوزستان معرفي کرد آنها نيز وکيلي در اختيار من نگذاشتند . و مي گويند به وکلاي استان که من ميليونها تومان از خارج از کشور پول دريافت کردم . من مي مانم و خود از خود دفاع مي کنم نيازي به هيچ وکيلي ندارم ولي براي جامعه وکلاي استانم متاسفم . طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی بدینوسیله از تمامی مبارزین برون مرزی دعوت مینماید برای نجات خبرنگاران و فعالین حقوق مدنی در داخل کشور برخاسته و با ارسال نامه و تلگراف به اعضای پارلمان اروپا و گروههای فعال حقوق بشر در مناطقی که زندگی میکنند خبر رسانی وسیع را بعهده بگیرند و همراه با نیروهای ملی درون مرز برای فرو ریزی دیوار استبداد جهل و ظلم حکومت بپا خیزند و برای دفاع از وی از روزهای پیش از حضور وی در دادگاه و به زندان رفتن وی همبستگی خویش را با او اعلام داریم برای امضا دادنامه به این لینک مراجعه فرمایید http://www.uniran.blogspot.com
پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
کتاب خواندنی از میترا تا محمد نوشته دکتر سیاوش اوستا (حسن عباسی) در باره ی سیر ادیان و مذاهب از زمان پیدایش میترا یا مهر تا زمان پیدایی اسلام را برای دوست داران کتاب آماده کرده ام. این کتاب چاپ انتشارات هما ( همبستگي ملي ايرانيان )در پاريس می باشد که چاپ پنجم آن ۷۰۲۷ آریایی میترایی (۱۳۸۴) را در چارچوب پی دی اف برای شما بر روی تارنما قرار داده ام.
*** سخن آغازین کتاب
بنام خداوند آگاهي، آزادي و خرد گرائي با نگاهي عميق به تمامي فرهنگها و تمدنهائي که به دست بشر بر روي کره زمين آفريده شده است، آنچه بيش از همه چيز پژوهشگر را به خويش ميکشاند، يکسوئي و يکنواختي بنيادي اسطوره هاي تاريخي است که اين يکسوئي و يکنواختي، تمامي فرهنگها و تمدنها را بطور مرموزي به هم پيوند ميدهد و گويي همه شاخسارها و گلهاي روئيده از يک درخت و برخاسته از يک ريشه اند. « ايران » « مصر » و « يونان » از کهنترين کشورهائي هستند که نقش مهمي در تمدن سازيها، فرهنگها و انديشه هاي جهان داشته اند و تاريخ جهاني نخست با « امپراطوري پارسيان » تحقق پيدا ميکند....
دانلود کتاب از میترا تا محمد اثر دکتر سیاوش اوستا
چارچوب پی دی اف ، ۶۹ رویه ، گنجایش ۵۰۴ کیلوبایت
راست کلیک کرده گزینه save target as را انتخاب نمایید.
پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره اين تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد. بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم _________________________ نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!! www.paniran2.blogfa.com ________________________ ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. |
|
RSS آمار |
**********