![]() |
|
![]() |
|
تهیه خبرها از مزدک امروز پیش از ظهر یک بمب در اهواز از سوی ماموران نیروی انتظامی خنثی گردید. این بمب که درون یک جعبه کفش در توالت بازار بزرگ اهواز جاسازی گردیده بود ساعاتی پیش از سوی ماموران نیروی انتظامی اهوازبی اثر گردید.یکی از فروشندگان مجتمع پس از دیدن این جعبه مشکوک در توالت بازار بزرگ به مسئولان مجتمع خبر داد که بلافاصله ماموران ویژه به آنجا رفتند وپس از تخلیه همه ی بازار این بمب را خنثا کرده واز آنجا خارج نمودند. تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این بمب گزاری ناکام را بر عهده نگرفته است.بازار بزرگ اهواز همانند مجتمع پایتخت تهران جایگاه فروشگاه های رایانه و خدمات جانبی است که روزانه تعدا بسیار زیادی از جوانان برای خرید قطغات کامپیوتر و موبایل و ابزار الکترونیکی در آنجا رفت و آمد دارند. با توجه به سابقه چندین بمب گذاری در سال 1384 از سوی جدایی تجزیه طلبان عرب خوزستان که منجر به کشته و زخمی شده تعداد بسیار از مردم اهوازو ناامن شدن شهرگردیده بود، احتمال می رود باقی مانده این گروه ها دست به این اقدام علیه امنیت ملی زده باشند. 2. درهمین راستا باید گفته شود که چند روز پیش به نوشته روزنامه ی کارون، یک گروه عرب 11 نفره سارق مسلح و متجاوز به عنف از سوی ماموران نیروی انتظامی اهواز دستگیر شدند. این گروه که چندین فقره سرقت مسلحانه اعتراف نمودند با ربودن زنان و دختران جوان و تجاوز به انان تلاش داشتند که امنیت اهواز را به هم بریزند. انان به طعمه های خود می گفتند که می خواهیم ریشه عجم را بخشکانیم!! 3. هفته گذشته نشریه ای جدید به نام جزیره در اهواز منتشر گردید.این هفته نامه که نام مشکوک "جزیره" برای آن برگزیده شده است به مدیر مسئولی مصطفا مطورزاده نماینده کنونی خرمشهر در مجلس شورای اسلامی و به مرکزیت خرمشهر در اهواز به چاپ می رسد.در این نشریه نام آبادان را "عبادان* " درج کرده اند نکته مهمتر، نام جزیره و لوگوی نارنجی آن است که شبکه ی ماهواره ای و ضد ایرانی الجزیره را در ذهن تداعی می کند. در شماره نخست این نشریه بیشتر نوشته ها پیرامون فقر و وضعیت نامطلوب خرمشهر آبادان وشهرهای خوزستان بود،اما با توجه به حرکات خزنده ی قومیت گراها و تجزیه طلبان در خوزستان بویژه پس از دوران ریاست جمهوری خاتمی که مطبوعات را نشانه رفته اند،امکان آن می رود که این نشریه نوپا همچون نشریات الحدیث ،اهواز،شورا و همسایه ها (که همگی تعطیل گریدند) به پایگاهی برای قومیت گراها و تجزیه طلبان بدل شود که امیدواریم این چنین نگردد.امید است مسئولان حکومتی با دیده باز تر رخدادهای کنونی را پیگیری نمایند وریشه این تفکرات را بخشکانند. *عبادان: تجزیه طلبان عرب خوزستان شهر آبادان را اصالتاً عرب دانسته و ادعا دارند نام حقیقی آن ، عبادان که نامی عربی است، می باشد. پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
کوتاه آمدن از حق 50 درصدی ملت ایران در دریای مازندران خیانت آشکاری است که توسط هر کس و هر حاکمیتی قابل بخشایش نخواهد بود. هم میهن در خبرها است که سران کشورهای حاشیه دریای مازندران بزودی در تهران جلسه ای خواهند داشت، حزب پان ایرانیست شدیدا هشدار می دهد که ملت ایران و تاریخ ایران هرگز قبول نخواهند کرد که با هر توجیه و استنادی حق 50 درصدی ملت ایران در دریای مازندران حتی یک درصد کاهش یابد و گذشت از این حق 50 درصدی تاریخی را خیانت آشکار و غیر قابل بخشش به حقوق ژئوپولتیک ایران و به خطر انداختن منافع حیاتی ملت ایران در منطقه می داند و امضاء کنندگان چنان قراردادهایی را مقدمین علیه امنیت ملی ایران می شناسد. پاینده ایران حزب پان ایرانیست
نوشتاری در همین باره از سرور دکتر ابراهیم میرانی
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
آیانتیجه این سفرشوم خیانتی برتر ازعهدنامه های
گلستان و ترکمنچای را در بر دارد؟؟؟!!! به قلم : دكتر ابراهيم ميراني*
تزار" ولادیمیر پوتین" هم اکنون در راه ایران است تا اخرین ضربات مر گباررا بر پیکره ی بی رمق استقلال و تمامیت اراضی این میهن فرسوده وخیانت زده وارد اورد. به راستی آیا ما در معرض خیانتی بزرگتر وخوفناک تر از عهدنامه ی گلستان و ترکمانچای قرار داریم! هنگامیکه اتحادجماهیرشوروی همچنان که پیش بینی می شد فرو پاشید، فرصتی بس گرانبها برای ملت ما پیش آورد که ننگ نازدودنی دو عهد نامه خفت بار گلستان و ترکمانچای را از دامان میهن بزداییم پاره های جدا مانده از میهن را در سرتا سر سرزمین های شمالی به یگانگی بخوانیم و پیوندهای هزاره های تاریخ را با آنان تنیده سازیم، اما افسوس ؟! در آن زمان هم گرفتار دولتی بمراتب ناتوان تر و بی آرمان تر از حاکمیت قاجاریه که بر ما حکومت میراند بودیم.حاکمیتی که نتیجه اتحاد نامبارک گروهای انترناسیونالیست از چپ و راست و وایدولوژیک سیاسی که انقلاب ایران را وسیله ای برای اجرای مطامع خائنانه خود فرض می کردند و بیگمان تعدادی دستاربسر و فاقد بینش سیاسی وناآشنا به رمز و راز دیپلماتیک که گروهای از جوانان پر احساس و تحجر زده را در اختیار داشتند ،مانع بلعیدن ملک نیاکانی توسط اتحاد شوروری نمیدانستند! بدون شک نفوذ عوامل سرسپرده حزب توده در بدنه بلافصل از رهبری انقلاب و تجهیز کارگاههای مختلف توده ای در سراسر ایران برای هدایت کشتی فرماندهی مملکت که خالی از عناصر رهبری سیاسی آرمانخواه شده بود، آثار و تبعات بسیار ناگواری را در پی داشت و از آن جمله هدایت بسیار موزیانه و برنامه ریزی شده این حزب همیشه خائن، حاکمیت را به عقد قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر با یک تکنولوژی عقب مانده اتمی روسیه بجای تکنولوژی اتمی پیشرفته آلمانی واداشت و استقرار نیروهای روسی در خلیج فارس و تحقق آرزوی "پطر کبیر" در دسترسی به آب های گرم این خلیج، براستی چه خدمتی پربها تر و استراتژیک تر از این میتوانست رویاهای روسها را به این سهولت عملی سازد ؟ باید این درس را از تاریخ استعمار گرفت، آنزمان که فرزندان منشویک و بلشویک تزار از ادعای "کان لم یکن" بودن قراردادهای تزاری که وعده آنرا به جهانیان و از جمله ایران داده بودند عدول کردند، می دانستند که دیریا زود حکومت نا لایقی بر ایران فرمانروایی خواهد کرد،که نیازی به آن همه هزینه کلان وجنگ های طاقت فرسا برای تحقق آرزوی "پطر" نخواهد بود و تزارهای پرولتار توسط دست آموزان خود و رهبران خلقی در ایران این مهم را عملی خواهد ساخت وپیوند نامبارک رهبران توده های استعمار زده و مستضعفان جهان بر قرار خواهد شد . باری، یادمان نرود وقتی که موضوع بهره برداری از منابع روی زمینی و زیر زمینی دریای مازندران مطرح شد و عملیات کاوش و بهره برداری از منابع نفت و گاز آغاز گردید. ضرورت تنظیم و تعیین یک رژیم حقوقی ناظر بر این اقدامات پیش آمد و لیکن شگفت زده نشویم حاکمیت ایران با وجود قراردادهای یکطرفه استعماری و خفت بار روسیه با حکومت قاجار، یعنی عهد نامه های گلستان و ترکمانچای و حتی قرارداد 1940 که به صورت حداقل حاکمیت 50 درصدی ایران را بر دریای مازندران به رسمیت می شناخت، در میان بهت و حیرت همسایگان شمالی و حتی روسیه مدعی20 درصد حق خود در این دریای سرزمینیِ ایرانی شد! که ظاهراً همسایگان شمالی از سر منت بین 8 تا 13 درصد از بدترین نقاط این دریای ایرانی را برای دولت ایران در نظر گرفته اند ! یادمان نرود، دولت ایران در شرایطی زیر بار خفت قراردادهای گلستان و ترکمنچای و معاهدهات جانبی این دو عهد نامه رفت که در میان نیروهای تزاری در اوج قدرت وبا ظرفیت وکمیت قابل اهمیت و فرماندهان لایق و جنگاور از یک سو و مکر و خیانت و تزویر انگلیسیها که دشمن دوست نمای حکومت قاجار بودند از سویی دیگر و بالاخره غفلت و بیخبری و فساد و زن بارگی در بار و افسونهای رنگارنگ و ایران بر باد ده گروه هایی ملایان روز از طرف دیگر گرفتارآمده بو د، لیکن امروز چه بهانه ای را می توانیم در قبال این شوربختی وبی آرمانی وفریب بازیهای سیاسی خوردن را شاهد آوریم که خیانت های شرمسارانه را علیرغم همه ی رجز خوانی های سیاسی ونظامی وادعاهای بی نظیر تاریخی به جان خریدار می شویم ! هشیار باشیم که این تزار کوچک با پشتوانه ای از تعلیمات وتجارب سازمان ک.گ.ب اتحاد جماهیر شوروی ،و بااشتهایی به اندازه همه ی تزارهای روسی برای بستن قراردادهای مکمل عهدنامه های گلستان وترکمنچای به سوی شما می آید. این تزار؛ مجموعه ای از همه نیرنگهای سیاسی و تاریخ فتنه و جهانخواری ودشمنی دیرینه با ملت ایران را با خود دارد. این مامور کار کشته سازمان جاسوسی وضد جاسوسی روسیه آخرین تجارب خود را از سیاست کشورهای غربی در آلمان شرقی آموخته واکنون در چهره مدافع شما در دستیابی به انرژی اتمی از شما دلبری می کند، به امید اینکه روزی قطعنامه بعدی را علیه شما وتو نماید .چندان به قول او امیدوار نباشید زیرا اگر دیگران سهم بیشتری دادند، می گیرد و پای بند عهد ومیثاق خود نیست! او اکنون خلیج فارس را کم وبیش در اختیار دارد وکافیست فقط چندروز معارضی را درآن پهنه نبیند،خواهید دید که خلیج فارس حکم لقمه ای لذیذ را برای او دارد ،پس خود را ارزان نفروشید. اکنون همه پیشینیان و نیاکان سر افراز ما؛ چشم به شما دوخته اند که آیا شرف و عزت ملت خود را در چمبره فریبندگی های آقای "پوتین" و حرامزاده های اتحاد جماهیر شوروی از دست خواهید داد یا مردومردانه برای استیفای حق هزاران ساله ملت ایران خواهید ایستاد .و شرف در حال انقراض این ملت را پاسداری خواهید کرد؟! اکنون باید توجه شما را به چند اندرز وهشدار حقوق بین المللی در خصوص این دریای ایرانی جلب کنم : بر طبق اصول کلی حقوق بین الملل ،حاکمیت کشورها بر آن قسمت از آب ها که بخشی از سرزمین آنرا تشکیل میدهد،مسجل میباشد وضرور است که رعایت حقوق دیگر کشورهای هم مرز؛ و جلوگیری از ورود خسارت به آنها در نظر گرفته شود.دریاهای بسته و دریاچه ها؛ اعم از بین المللی یا غیر بین المللی قسمتی از خاک مملکت یا ممالکی که آنها را محیط کرده اند می باشند. وضعیت دریاچه ویا دریای مازندران در طول تاریخ تا قبل از معاهده گلستان عملاً درحکم دریاچه سرزمینی بود چون ازسه طرف این دریاچه در محیط ومحصور سرزمین ایران قرار داشت و پس از قراردادهای ننگین یادشده،درحکم دریای سرزمینی فی مابین دو کشور یعنی ایران وروسیه تزاری بود. بنابراین حقوق دریایی ایران در این دریا کم و بیش به صورت منصفانه در نظر گرفته می شد .مفاد عهدنامه های یاد شده و قرارداد1940بین دو کشور نیزحکایت از برقراری اصل پنجاه، پنجاه بین دوکشور داشت ولذا متعلقات بعدی و پیدایش حکومت های سیاسی جدا شده از امپراطوری روسیه هرگز نباید نافی و مضییع حقوق ملت ایران در این دریا باشد ،گذشته از اینکه قرارداد تشکیل فدراسیون کشورهای آسیای میانه ، در حقیقت استقرار همان قیومیت روسیه بر این واحدهای سیاسی به ظاهر مستقل می باشد ودر واقع یک ترفند ظاهری وفریبکارانه برای تقسیم منابع دریای مازندران به نفع روسیه ومستملکات فعلی آن تلقی می شود . آنچه آشکارا مورد تصدیق حقوق بین الملل می باشد اینست که این دریاچه بر اساس قراردادهای فی مابین ایران وروسیه، حکم همان دریای بین دو کشور را داشته ودولت ایران با هیچکدام از کشورهای مدعی آسیای میانه ای قرارداد جدیدی مبنی بر شناسایی یک رژیم حقوقی جداگانه مستقل تنظیم و امضا نکرده است که مکلف به تخصیص بخشی از حقوق خود در این دریا شود. بنابراین براساس اصول قطعی بین المللی، این دریاچه همچنان بمانند یک دریاچه سرزمینی بین دو کشور و قسمتی از سرزمین این دو کشور شناخته می شود و جای دارد دولت ایران علیرغم وضع موجود ،و فریبکاری هایی که دنبال می شود دعوی مربوط به حاکمیت براین دریاچه و میزان آن را به دیوان داوری لاهه ارجاع و استیفای حق نماید . عقیده غالب علمای حقوق بین الملل اینست، در صورت عدم وجود قراردادی بین ممالک مجاور این دریاچه؛ این ممالک ساحلی جدید فقط نسبت به آبهای ساحلی تعیین شده حق حاکمیت دارند. تعیین مرز دریایی در مواردی که قابل کشتی رانی نباشد خط منصّف و در صورت قابل کشتی رانی بودن، همان "تالوگ" است که بین ایران و شوروی و نه سایر کشورهای دیگر قانونی و قابل اعتبار است. چنانچه قراردادهای 1921 و 1940 نیز همین نتیجه را مدلل می دارد. هشیار باشیم که دریای مازندران از نظر حقوق بین الملل از یکسو در حکم دریایی آزاد از نظر وسعت است و از نظر جغرافیایی یک دریاچه بسته می باشد ولذا اصول حقوق بین الملل عمومی مربوط به دریاهای آزاد از قبیل قوانین مربوط به کشتیرانی در دریای آزاد و بهره برداری از منابع طبیعی آن دریاها نمی توانند در همه حال شامل دریای مازندران شود و لذا رژیم حقوق دریایی مازندران توسط چند قرارداد و موافقت نامه ما بین دولت های اتحاد جماهیر شوروی سابق و ایران منعقد شده و تثبیت گردیده است و این حقوق و حاکمیت در دریای مازندران مختص شوروی و ایران بوده و قابل انتقال به دیگری نمی باشد؛ وکما اینکه حقوق فردی (یک کشور) قابل انتقال به حقوق بین المللی نیست و لذا با وضع فعلی چاره کار، طرح دعوی حاکمیت دریای مازندران در دادگاه بین المللی ناظر بر حقوق دریاها می باشد. ننگ خیانتی نا بخشودنی دیگر را برملت و حکومت ایران نپذیریم. پانویس: سروردکتر ابراهیم میرانی دکترای حقوق واز هموندان شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول تشکیلات حزب در خوزستان می باشند. ایشان از چهره های ممتاز سیاسی خوزستان ، وکیل پایه یک دادگستری و هموند کانون وکلا می باشد. پاینده ایران اهواز - 21/07/1386 |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
بررسی مفهوم ملیت و قومیت واژه ملیت و قومیت ( که میتوان به جای قومیت تیره ها یا اقوام هم گفت ) متاسفانه در برخی افراد به اصطلاح روشنفکر ایرانی یکی خوانده می شود . این دو واژه به هیچ وجهه به یک معنی نمی باشند و حتی جا انداختن این اشتباه بزرگ در میان افراد جامعه بسیار هولناک و غیر قابل گذشت می باشد . در برخی مکانهای عمومی مانند کانالهای اپوزوسیون خارج از کشور برای اقوام ایرانی به غرض یا از روی ناآگاهی ملیت به کار برده می شود . پروژه ملیت سازی برای اقوام ایرانی حربه ای قدیمی و استعماری برای کشور گسترده و اهورایی ایران زمین است . وحشت از به قدرت رسیدن ایران , کوتاه کردن دست بیگانگان از سرمایه های هنگفت ایران , متحد شدن تیره های ایرانی و تشکیل یک اتحادیه یا کنفدراسیون بزرگ با وجود تمامی اشتراک ادیان , باورها , فرهنگ و آداب و رسومی که در مناطق اطراف ایران جاری است و زنده کردن سرزمینهای کوروش بزرگ ابر مرد آزادی بخش گیتی و نام بزرگ ایران و ملت دلاور و فرهنگ پرورش در جهان از عوامل تفرقه و ساخت ملیت های جداگانه توسط بیگانگان برای ایران است . سرزمینهای حقیقی ایران بیش از سه برابر ایران کنونی ماست و با همین شیوه در گذشته های نه چندان دور از بدنه اصلی ایران برای تضعیف آن و چپاول سرمایه هایش جدا شده است . متاسفانه همه این وقایع در زمانی رخ داده است که ملت ایران گریبانگیر حکومتهای فاسد , ناآگاه , وطن فروش , هرزه و بی دانش بوده است و خود ملت هم با واژه میهن و ایران به راستی بیگانه بوده اند . پس از جدا شدند هفده شهر قفقاز ایران هیچ صدای اعتراضی در ایران به گوش نمی رسد ولی امروز با کوچترین تحرکات ضد ایرانی بیگانگان در فیلم سازی هایشان , اخبارهایشان و . . . ملت ایران برافروخته می شوند و صدای اعتراضات خود را به جهان می رسانند و آنان را مجبور به عذر خواهی میکنند . این خود نشان از آگاهی ملت ایران دارد و اینکه دیگر اجازه چنین حرکات اهریمنی را به آنان نمی دهند . برای نمونه چند مورد از این تحرکات اهریمنی بیگانگان در چند سال اخیر و پاسخ ملت ایران را بررسی میکنیم : 1 ) جعل گسترده و سیاسی نام جاوید خلیج همیشه فارس توسط موئسسه نشنال جئوگرافی آمریکا . تظاهرات ها و برگشت نقشه های این موئسسه , نامه از تمامی نقاط جهان بر ضد این حرکت غیر قانونی و مجبور کردن آنان به نوشتن نام حقیقی آن در نقشه های جهان . بیشتر . . . 2 ) جعل نقشه تبریز ایران در سایت جهانی گوگل و وصل کردن آن به ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) . اعتراضات گسترده ایرانیان به گوگول و اصلاح آن . 3 ) ساخت فیلم موهن و ضد ایران 300 در جهت وحشی قلمداد کردن ایرانیان در تاریخ . سیل نامه ها , اعتراضات ایرانیان روانه سازمان یونسکو , کمپانی برادران وارنر, هالیوود و دولت آمریکا و بایکوت کردن این فیلم دروغین و سیاسی می شود . بیشتر . . . 4 ) مصادره کردن کتیبه های 2500 ساله ایران که برای رمز گشایی به دانشگاه شیکاگو امانت داده شده بود و آنان اقدام به حراج آن نمودند . شکایت ملت و دولت ایران بر ضد این حرکت غیر قانونی و غیر انسانی . 5 ) ایجاد یک نمایشگاه غیر واقعی از ایرانیان باستان تحت نام امپراتوری شیطانی که در انگلستان برپا شد . سیل نامه ها و اعتراضات از سوی ایرانیان روانه برپا کنندگان این شو ی سیاسی شد . 6 ) ادعاهای واهی مالکیت اعراب بر جزایر سه گانه ایران زمین . اعتراضات گسترده ملت ایران بر ضد اعراب . 7 ) اتحاد کشورهای عربی , انگلستان , آمریکا , فرانسه در جنگ با ایران در زمان صدام حسین گجستک و پاسخ ایرانیان در 8 سال نبرد نا برابر . بیشتر . . . و دهها مورد دیگر که بر ضد این ملت و این سرزمین کهن اعمال شده است . پس این کشورها باید بدانند دوره ننگین قاجار به پایان رسیده است و ملت ایران نه تنها اجازه کوچترین دست درازی به این سرزمین اهورایی را نمی دهند بلکه گروه های بسیاری در اندیشه متحد شدن شهرهای قفقاز و کردستانات خود هستند . حرکتی که باید روزی عملی شود و به همه نقشه های بیگانگان بر ضد ایران پایان داده شود . بیگانگان و در صدر همه آنان کشور اهریمنی انگلستان به راستی پرچم دار تفرقه در میان ملت ایران بوده است و امروزه هم تلاشهای گسترده ای برای به حقیقت پیوستن این تفکر فاشیستی در ایران می نماید . روس و آمریکا پس از انگلستان بزرگ ترین حامیان این تفرقه افکنی در میان ملت ایران بوده اند . این کشورها با ایجاد یک اندیشه عقب افتاده , قرون وسطیی و قبیله پرستی در جامعه ایران برای رسیدن به آرزوهای خود گام بر می دارند . در برخی موارد مردم عوام و ناآگاه و در برخی دیگر عوامل دست نشانده و نفوذی خود مسئول گسترش این اندیشه واپس گرا می شوند . چند نمونه از این گروه های ضد ایرانی بیگانه پرست و منفور ملت ایران که متاسفانه امروزه با وقاحت تمام خودنمایی میکنند به شرح زیر می باشند : گروهک متحجر پان ترکیسم : گروهک تروریستی پان عربیسم : پان عربیسم گروهکی منحل شده و در حقیقت متلاشی شده است . پدر این اندیشه فاسد و واپسرگرا صدام حسین گجستک بود که در سال 85 شاهد اعدامش بودیم . صدام حسین بنیان گذار اتحادیه کشورهای عرب با عراق بود،به همین روی با اتحاد آمریکا و انگلستان برای تصاحب خوزستان و منابع سرشار نفتی آنجا اقدام به حمله نظامی به ایران کرد که به راستی رشادتها یک میلیون ایرانی شهید و میلیونها جانباز و شیمایی راه گشای ملت ایران شد و امروز هر چیزی که برای ما باقی مانده است حاصل ایمان و میهن پرستی آنان است . صدام حسین یکی دیگر از بنیان گذاران جعل نام دریای پارس ایران بود که تلاشهای گسترده ای برای به حقیقت پیوستن این امر نمود ولی همگی نقش بر آب شد . صدام حسین این اهریمن و دیکتاتوری بزرگ در واپسین لحظات زندگی ننگین اش پیش از رفتن به چوبه دار فریاد زد مرگ بر ایران و ایرانی . ولی او نیز مانند اسکندر و تیمور و چنگیز رفت و ایران و ایرانی باقی ماند . باقی مانده این گروه عقب افتاده به نام الاهواز در خوزستان ایران با پشتوانه انگلستان هر چند سال یک بار دست به عملیات تروریستی می زند که نه تنها مردم خوزستان از آنها پشتیبانی نمی کنند بلکه دولت هم با برخورد جدی آنان را از کارهایشان مایوس میکند . بدون شک هر دولتی و هر نظامی در ایران روی کار باشد با پان ترکیسم و پان عربیسم و دیگر گروهای ضد ایران برخورد جدی و کوبنده خواهد کرد .عده دیگر از کسانی که به همین اندیشه وابسته هستند امروزه در خوزستان مشغول به فعالیت های زیر زمینی و با نام موهن جبهه دموکراتیک خلق عرب مشغول به ایجاد فتنه انگیزی های قومی و منطقه ای و عملیات تروریستی در خوزستان می باشد . گروهک تروریستی جُندالله : گروهک تروریستی مجهادین خلق : گروهک مجهاهدین خلق که به منافقین نیز مشهور هستند پس از روی کار آمدن انقلاب 57 با دولت وقت بر سر اصول اساسی مشکل پیدا کردند و رسما از دولت و حکومت بیرون رانده شدند . این افراد به سرکردگی مسعود رجوی خائن از یک سو در جنگ تحمیلی عراق بر ضد کشورمان به دامن دشمن ملت ایران پناه بردند و از صدامی که میلیون ها تن از هم میهنشانشان را کشته و مجروح کرده بود و مرزهای غربی ایران را با خاک یکسان نمود بود حمایت کردند . از سوی دیگر در کشتار 180 هزار نفر از کردهای ایرانی نژاد ساکن شمال عراق با یاری صدام گجستک نقش اساسی ایفا نمودند و این ننگ تاریخی را با خود به یدک می کشند . اینان با بمب گذاری و حرکات نظامی برای رسیدن به اهداف خود کوشش میکنند . یکپارچگی هزاران ساله ملت ایران ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که هرگز در جستجوی قومیت خود نبوده است . تا پیش از توطئه های انگلستان و ایجاد گروهکهای ضد ایرانی جهت تفرقه و اغتشاش در میان تیره های ایرانی , این امر به راحتی قابل بررسی است : در آغاز حکومت قدرتمند اشکانیان توسط ارشک و تیرداد پارتی در سالهای حدود 250 قبل از میلاد نیز شاهد این امر هستیم .این دو سردار دلیر خود را پادشاه خراسان نمی دانند و خود را فرمانروایی سرزمینهای بزرگ ایران می شمارند و از این جهت که ایران را از حالت متلاشی دوره سلوکی بیرون آورند به خود می بالند .این امر در حکومت ساسانیان ( آغاز 241 پس از میلاد ) که از استان پارس بودند نیز صادق است . در 500 سال گذشته، همهي سلسلههای پادشاهي كه هركدام به قوم خاصي تعلق داشتهاند، هرگز بهفكر تشكيل دولت قومی-زبانی خاص خويش نيفتادهاند و همواره اولين هدفشان تأمين وحدت سرتاسري ايران و ايجاد دولت واحد ايران بوده است؟ دولت صفويه از ترک زبانان اردبيل بهپا ميخيزد و شاه اسماعيل تا پايش به تبريز ميرسد خود را پادشاه ايران ميخواند و نه پادشاه آذربايجان؟ اولين اقدام او جنگ با تركان عثماني ميشود؟ و خود وي و جانشينانش بهخاطر تماميت ارضي و استقلال ايران با ازبكها و باز با تركهاي عثماني به نبرد بر ميخيزند؟ چهگونه است كه صفويهي آذريتبار، بدون دودلي، پايتخت خود را از اردبيل به تبريز و از آنجا به قزوين و سرانجام به اصفهان منتقل ميكند و شاهعباس از اصفهان است كه نصفجهان ميسازد نه از اردبيل يا تبريز؟ و تمام هموغم او سرافرازي ملت ايران است نه يك ايالت و قوم خودي؟ رفتار و هنجار قبايل افشار و قاجار نيز بر همين روال است. نادرشاه از خراسان و آغامحمدخان قاجار از استرآباد برخاستند و در تاريكترين لحظات تاريخ ايران، تا دم مرگ در راه استقلال و براي حفظ تماميت ارضي ايران جنگيدند و عجبا كه قاجار نيز تهران را پايتخت خود قرار ميدهد و دچار وسوسهي موهن و واپسگرای محليگري و قومگرايي نميشود؟ كريمخان زند لُرتبار، پايتخت خود را شيراز قرار ميدهد و نه بروجرد. خود را وكيلالرعاياي ايران ميخواند نه لرستان؟ پاسخ همهي آنان بيگمان، در بازتاب احساس تعلقشان به ملت ايران است. مردان بزرگ ما، عليرغم عشق به هويت قومي و ايليشان، خود را متعلق به ايران ميديدند و نه به يك قوم خاص و معيّن! حال چه شده است که برخی افراد در آستاده قرن 21 که همه کشورها پیش به سوی اتحادی منطقه با یکدیگر می روند - بازیچه سیاستهای انلگستان شده اند و دست به نوشتن مقالات قوم گرایانه و واپسگرا و زبان محوری می زنند . اینان افراد به دنبال جمع آوری مشاهیر برای شهر و قوم خود هستند نه برای کشورشان و نه برای منطقه شان . به زبان محلی خود می اندیشند نه به زبانی که 70 میلیون فقط در داخل ایران و میلیون ها نفر دیگر در فلات ایران به آن سخن می گویند . برخی از این افراد که در اجرای سیاستهای استعماری بیگانگان ناتوان مانده اند امروز سخن از فدرالیزم برای کشوری می زنند که هزاران سال است دوش تا دوش یکدیگر ایستاده اند , جنگیده اند , شادی و سوگواری کرده اند . این افراد حکومتهای فدرال آمریکا , سوئیس و آلمان یا کانادا را برای توجیه اندیشه خود می آورند ولی هرگز نمی اندیشند که آلمان برای اتحاد آلمان شرقی و غربی حکومت فدرال تشکیل داد . آمریکا برای هزار و یک مللی که به خاک آمریکا مهاجرت کرده اند فدرالیزم را بنا کرد . سوئیس پس از پذیرفتن چندین ایالت منجمله : سن گال، مناطق گريزوفنر ، آرگووي ، تسن و دوود و . . . فدرالیزم شد . کانادا یکی از کشورهای زیر نفوذ بریتانیای کبیر است و به همین جهت با قوانین فدرالیزم اداره می شود . سخن گفتن از ملیت برای اقوام ایران به راستی موجب شگفتی و تاسف در میان آگاهان تاریخ و فرهنگ و تمدن می شود . امروزه کشورهایی که خود نام ملت را به یدک میکشند و هرگز از یک نژاد تاریخ و فرهنگ مشترک نیستد از این واژه ملل یا ملیتها برای کشور واحد خود استفاده نمی کنند . آمریکا کشور هزار و یک ملل نام دارد ولی هرگز نام ملل را برای ایالتهای خود به کار نمی برد . در قانون اساسی اش از ملتهای آمریکا یاد نمی کند . به همین شکل فرانسه که میلیون ها عرب را در خود جای داده است و . . . پس باید بررسی نماییم که به راستی معنی حقیقی ملیت و قومیت چیست ؟ هر ایرانی که معنی درست و حقیقی این دو واژه را درک کند بدون شک کوشش و تلاشهای گسترده خود را معطوف ایران قدرتمند و مرزهای حقیقی ایران بزرگ خواهد کرد و دقیقا عکس آن نیز صادق است . به صورتیکه اگر معنی درست قومیت و ملیت را نداند برای نابودی ایران و تمدن ایرانی کوشش میکند . امری که به ظاهر ممکن است به چشم مهم نیاید ولی نکته ای بسیار پرمعنی و مهم است . کوروش بزرگ به راستی می دانست که اگر در طول سالهای حیاتش دست روی دست بگذارد بدون شک بیگانگان از همه سوی بر کشورش یورش خواهد آورد . به همین روی اتحادیه بزرگ و شگفت انگیزی از سرزمینهای ایران بنا کرد و دست متجاوزانی که هر ساله ایران را مورد تاخت و تاز قرار می دادند کوتاه کرد . اتحادیه ای بر پایه انسان محوریت , بر پایه احترام بر ادیان هر منطقه , آزادی زبان و گویشهای برای هر منطقه و پیشرفت و ترقی روزافزون برای ملت ایران که متاسفانه امروز در قرن 21 کمتر شاهد آن هستیم . دست یافتن به اتحادیه و مرزهای ایران بزرگ در روزگار امروز غیر واقعی به نظر می رسد . ولی تشکیل اتحادیه اقوام ایرانی امری ضروری و ممکن است . پیش از تشریح این اتحادیه بزرگ اقوام ایرانی نیازمند بررسی واژه ملیت و قومیت هستیم تا برای این سخن سند ارائه دهیم : ملت : واژه Nation به معنای ملت – از واژه لاتین Natus به معنای تولد گرفته شده است . به این معنا که ملت به خاستگاه و ريشههای و بهطور كلي تبار مشتركي دلالت دارد، بهگونهاي كه اين تبار، از جمعي پراكنده، كالبدي واحد پديد ميآورد . به مجموعه افرادی ملت گفته می شوند که با یک پیشینه نژادی تشکیل یک کشور واحد می دهند . پس زبان , گویش , آداب و رسوم و نوع لباس پوشیدن هر منطقه هیچ ارتباطی با ملیت ندارد . هرازگاهی در رسانه های ماهواره ای شنیده می شوند که به جای استفاده از واژه اقوام از ملت استفاده می شود . برخی از این افراد که با القاب استاد و دکتر و متخصص تاریخ چنین سخنانی می گویند یا فاقد هرگونه دانش کافی برای سخن گفتن هستند یا وسیله ای در دست بیگانه می باشند . برای مثال میگویند ملت آذربایجان , ملت خوزستان , ملت کردستان . واژه ملت برای کردستان امری غیر واقعی و حتی مضحک است . این افراد خواسته یا ناخواسته راهی را می روند که انگلستان در جستجوی آن بود تا برای اقوام ایرانی ملیت سازی کند و کشورهای جعلی و کوچک بسازد . کرد , فارس , لر , بلوچ , آذری و . . .همگی از دیدگاه پیشینه نژادی آریایی هستند . زبان ایرانی پهلوی در آذربایجان , کردستان , بلوچستان همگی در کتب تاریخی بارها و بارها ذکر شده است . نژاد آریایی اقوام ماد که امروزه کردستان و آذربایجان را تشکیل می دهد نشان از یکی بودن این اقوام ایرانی دارد . پس به کار بردن واژه ملیت برای این شهرها 100% غیر واقعی است . پیشینه نژادی همه این شهرها از نسل آریایی های کهن ایران زمین گرفته شده است . قوم: به مجموعه افرادی که در هر منطقه دارای اشتراک زبان ( گویشها و لهجه های مختلف ) , شیوه لباس پوشیدن و فرهنگ خاص منطقه ای هستند قومیت گفته می شود . قومیت های مختلف که دارای پیشینه نژادی یکسان باشند تشکیل ملت را میدهند . پس گویش خاص هر منطقه , شیوه لباس پوشیدن , آداب و رسوم همگی نشان از اشتراک قومیت آن منطقه دارد . در تمامی واژه نامه ها و فرهنگ نامه ها به راحتی می توان بر این ادعا پی برد . اقوام آریایی ایران که فلات گسترده ایران را برای مسکن خود انتخاب نمودند به دوازده قسمت عمده تقسیم شدند که نام برخی از آنان در اوستا آمده است : 1 ) مادها در شمال غربی ایران - شامل کلیه قسمتهای آتروپاتکان (آذربایجان) - آران و قفقاز ( جمهوری آذربایجان) - کلیه شهرهای کرد نشین ترکیه و عراق و سوریه . 2 ) پارس ها در جنوب ایران 3 ) هیرکانیها در استرآباد ( گرگان امروزی ) 4 ) پارتها در سرزمین خراسان بزرگ 5 ) آریانها در مجاورت رود هریرود ( آریوس ) 6 ) درانگیان در شمال غربی افغانستان کنونی 7 ) آراخوتیان در ناحیه رود هلمند و شاخه های آن در اطراق قندهار در افغنستان کنونی 8 ) باکتریان در دامنه های شمالی هندوکش تا کنار جیحون که همان بلخ امروزی در افغانستان است 9 ) سغدیان در ناحیه کوهستانی میان جیحون و سیحون 10 ) خوارزمیان در گستره خیوه 11 ) ماژگیان در کنار رود مارگوس یا مرغاب که بیشتر در گستره مرو واقع در ترکمنستان کنونی است . 12 ) ساگاژتیان واقع در زاگرس شرقی که در سرزمینهای پهناور شمال دریای مازندران ( کاسپین ) زندگی میکنند . در فرهنگ دهخدا آمده است آری یا آریا نام ایالات قدیم ایران بوده است و نام کرسی آن در قدیم آرتا کوآنا بوده است . اسکندر گجستک شهری به نام اسکندریه آره ایا در کنار رود هری رود بنا کرد . ( در اطراف هرات امروزی ) مولانای بلخی فیلسوف ایرانی و پدرعرفان جهان : همزبانی خویشی و پیوندی است مرد با نامحرمان چون بندی است ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان پس زبان محرمی خود دیگر است همدلی از همزبانی خوشتر است استاد شهریار پیرامون تفاوت گویشهای ایرانی چنین گفته است : اختلاف لهجه ملیت نزاید بَهر کس ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان گر بدین منطق ترا گفتند ایرانی نئی صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان بی کس است ایران،به حرف ناکسان از ره مرو جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان هیچگاه تکلم به یک زبان ، از متکلمان به آن زبان ، «ملت» نساخته است این یک قانون کلی است و نمونهء روشن و مشهور آن زبان انگلیسی است که در 5 قارهء جهان در کشورهای گوناگون متشکل از ملت ها و اقوام و نژاد های گوناگون به آن تکلم می شود اما هیچ کس این انگلیسی زبانان را «ملتِ انگلیس» خطاب نمی کند . هندیان ( که طی چندین قرن زبان رسمی شان فارسی بود و اکنون انگلیسی زبان شده اند) ، جزو ملت هندند و هنگامی هم که به فارسی سخن می گفتند هندی بودند و افریقای جنوبی ها از ملت آفریقای جنوبی هستند و استرالیائی ها و کانادائی ها جزء ملت استرالیا یا کانادا به حساب می آیند . پس همین انگلیسی ها با ایجاد چنین گروهایی ( پان ترکیسم , پان عربیسم و جندالله ) برای خاورمیانه در تلاش برای غارت تاریخ و تمدن و ثرمایه های ملی و مانع شدن از ایرانی بزرگ و قدرتمند هستند . با نگاهی به 200 سال اخیر همگی پرسشهای گنگ در اذهان ملت ایران پیرامون این قضایا پاسخ داده می شود : پس حال پرسشی در ذهن هر ایرانی مطرح می شود که: چرا امروزه اقوام ایرانی در ایران خود زندگی نمیکنند ؟ پاسخ : 1 ) حمله انگلستان به بلوچستان ایران و اشغال این منطقه و سپس جدا کردن بلوچستان ایران و اتصال آن به پاکستان در حدود 150سال پیش . جدا شدن بخش زیادی از اقوام آریایی بلوچ ایران توسط انگلیسی ها . 2 ) حمله انگلستان به هرات ایران در زمان ناصر الدین شاه قاجار و سپس اشغال این شهر همیشه ایرانی و اتصال آن به افغانستان . 3 ) تقسیم نمودن ایران به دو قسمت شمالی و جنوبی , قسمت شمالی در دست روس و قسمت جنوبی برای چپال نفت ایران در دست انگلستان . 4 ) حمله ترکان عثمانی به خاکهای ایران و سپس اشغال شهرهای همیشه ایرانی کردستان و سپس 3 تکه نمودن آن بین عراق و سوریه و ترکیه . که البته بیش از دوره قاجار عملی شد . امروزه نیز نفت بیکران کردستان عراق که از مرغوب ترین نفتهای جهان است توسط انگلستان و آمریکا به یغما می رود . 5 ) نبردهای گسترده ایران و روسهای اشغالگر و سپس تحمیل قرارداد ننگین ترکمانچای و گلستان و اشغال شهرهای آریایی ایران از جمله : سمرقند , بخارا , بلخ , تاجیکستان , ایروان , گنجه , باکو , ارمنستان , گرجستان , داغستان و مرو و . . . 6 ) حمله اتحادیه عرب , انگلستان , آمریکا و فرانسه بر ضد ایران در نبرد نابرابر 8 ساله ایران و عراق برای تجزیه شهر مملو از نفت خوزستان ایران زمین , فروش اسلحه های پوسیده و قدیمی خود به ایران و عراق و سپس عقب نگه داشتن حداقل 20 ساله ایران که همیشه ابر قدرت منطقه خاورمیانه بوده است و درگیر نمودن ملت ما را با جنگ ویرانگر برای رها کردن پیشرفت و قدرت گرفتن دوباره . 7 ) آخرین این موارد استعماری نیرنگهای انگلستان برای جدا کردن بحرین ایران در حدود 40 سال پیش بود . انگلستان با هزاران فریب و نیرنگ و درخواست از جوامع بین المللی ایران را در تنگا قرار داد تا در نهایت جزیره مملو از ثروت بحرین از ایران جدا شود و انگلستان با خیالی آسوده به مروارید ها و نفتهای بیکران بحرین دست درازی نماید . جزیره ای که همیشه ایرانیان و بخشی از اعراب در آنجا ساکن بودند و زبان پارسی نیز آنجا رونق بسیاری داشته است . بیشتر . . .به راستی تا به کی بایستی در انتظار کشورهای متجاوز باشیم و دست روی دست بگذاریم تا خیانتی بر ما روا شود و ما دفاع نماییم ؟ به راستی تا به کی بایستی بنشینیم و شاهد ظلم و ستم بر مردمان کرد ایرانی در ترکیه باشیم . امروز روز پاسخ دادن به این حرکات ضد ایرانی بیگانگان و جذب خاکهای ایرانی است . از دیدگاه ایرانیان به کار بردن واژه غیر واقعی و بیگانه پرور ملت آذربایجان , ملت تاجیکستان , ملت کردستان , ملت ازبکستان , ملت ارمنستان . . . فاقد مشروعیت تاریخی , فرهنگی و قانونی است . ملت ایران برای آنکه بار دیگر دست آویز چنین توطئه های اهریمینی بیگانگان نشوند , برای آنکه بار دیگر با هم میهنانشان در کنار هم زندگی کنند , برای آنکه آداب و رسوم ایرانی این منطقه را برای ابد زنده نگهدارد , برای آنکه از شهرهای کوچک و دور افتاده خود یک اتحادیه جهانی بسازد و برای آنکه بار دیگر بر منابع خود کنترل داشته باشند و یک اتحادیه یا کنفدراسیون ابر قدرتی منطقه را تشکیل دهند تنها و بهترین گزینه یکی شدن باردیگر اقوام ایرانی است . تشکیل ملت حقیقی ایران همچون گذشته برای رسیدن به جایگاه بزرگ ایرانیان در جهان و برترین کشور آسیایی از دید فرهنگ , تاریخ و تمدن , نظامی و . . . امری ضروری و مهم می باشد . اگر سفری کوتاه به شهرهای ایرانی قفقاز و کردستان ترکیه و کردستان عراق و هرات . . . داشته باشید یا کتابهای تاریخی را مطالعه نمایید به روشنی این ادعا بر شما ثابت می شود که همگی یک ملت هستیم . گذشته از آنکه این شهرها صدها سال است زیر یوغ ترکها , عربها و روسها بوده اند ولی امروزه به زیبایی تمام فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی خود را حفظ کرده اند که این نیازمند یک اتحادیه ایرانی است . در تمامی شهرهای کردستان سوریه , کردستان عراق , کرستان ترکیه , تاجیکستان , آذربایجان قفقاز , ارمنستان و . . . نوروز , سیزده بدر , چهارشنبه سوری , آتش افکنی های زرتشتی باستانی ایران و دیگر مراسم ملی ما به زییایی تمام برگزار می شوند و این امر را مایه افتخار آنان نیز می باشد . موسیقی سنتی و زیبای محلی این مناطق , فرهنگ , آداب و رسوم و . . . همگی به شیوه ایرانی و اقوام آریایی اجرا می شود . پس ما نیز باید از آنان حمایت کنیم تا باردیگر یک ملت ایرانی اصیل شویم . تشکیل یک اتحادیه بزرگ در منطقه حقی است که در تمامی مراجع قانونی و دادگاهها بین المللی قانونی و طبیعی می باشد . گویی اینکه این کار نه نیازی به لشگر کشی و نه نیازی به حرکات نظامی دارد . بلکه فقط با جذب فرهنگی و تاریخی این مناطق و شناساندن هویت اصلی شان امکان پذیر است . ایجاد کلوبهای مشترک , جشنهای مشترک ملی و دینی, برداشتن مرزهای غیر واقعی با ایران از راهکارهای این اتحادیه ملی است . در پایان سخن باید یادآور شد به کار بردن واژه جعلی"ملت فارس" یا "کشور پارسیان" به جای "ملت ایران" و یا "زبان پارسی" تنها شیوه انیران ( ضد ایرانیان ) است . گویی اینکه در روزگار باستان یونانیان ما را امپراتوری پارس مینامیدند ولی ایران نامی بسیار کهن تر از پرشیا یا پارس یونانیان است . در سایه نام ایران ( سرزمین و خواستگاه آریایی ها ) در قرن بیستم است که می توانیم روان کوروش بزرگ را شاد و زنده کنیم . ولی در سایه نام پارس فقط یک قوم آریایی را میتوانیم زنده نگه داریم نه کل خاکهای آریایی و ملت ایران را . نام پرشیا تا پایان دوره ننگین قاجار در نقشه های ایران جاری بود و پس از روی کار آمدن رضا شاه بزرگ فرمان تغییر نام از پرشیا به ایران در تمامی نقشه های دنیا صورت گرفت . پارس تنها یک قوم دلاور و غیور آریایی است که همیشه صحنه ساز بزرگی و مردانگی بوده است . پارسیان مانند دیگر اقوام آریایی ( مادها , پارت ها , باکتریان و سغدیان و . . . ) همگی بخشی از ایران آریایی و بزرگ هستند . پارسی هم یک زبان فرامنطقه ای و گسترده در خاورمیانه است که حتی شاهنشاهان هخامنشی نیز از زبان پارسی باستانی استفاده میکردند . پس از حمله اعراب این زبان تغییرات بسیاری کرد و باردیگر به همت فردوسی ابر مرد تاریخ جهان زنده شد و امروز زبان ملی ماست . دکتر غلامحسین ساعدی نویسندهء بزرگ ایران که خود آذری بود و به زبان مادری خودش هم سخت علاقمند بود و در روزگاران نوجوانی ، با فرقهء دموکرات آذربایجان همکاری کرده بوده در باره زبان فارسی و اهمیتش در ایجاد همبستگی و نقش ِ آن در وحدت ملی ما ایرانیان ، طی مصاحبه ای با رادیو بی بی سی می گوید : "زبان فارسی ستون ِ فقرات یک ملت عظیم است . من می خواهم بارش بیاورم . هرچه که از بین برود ، این زبان باید بماند " الفبا شماره 7 ص.10 چاپ پاریس ، سال 1365 در طول قرن ها، سرزمین های ایران و هند و آسیای مرکزی و آسیایِ صغیر , از مرزِ چین گرفته تا کرانه های شرقی اروپا , گاهواره و میزبان و پناهگاهِ زبان فارسی بوده و طیّ دوران های متمادی و مُستمرّ مردم ِبیشماری ازاقوام و نژادهای گوناگون به زبان , فارسی یا دری متکلّم بوده اند و رفتار و روحیات و فرهنگشان با این زبان گره خورده و در این زبان تبلور یافته است . حتی حکیم نظامی گنجوی شاعر بزرگ ایرانی که در منطقه آذربایجان زندگی می نموده یا مولانا و . . . همگی پارسی را بر دیگر زبانها ترجیح می داده اند . حکیم نظامی گنجوی چنین سخن گفته است : ترک صفتی بهای ما نیست ترکانه سخن سزای ما نیست آن کو نسبِ بلند دارد او را سخنِ بلند ، باید ذکر این سروده نظامی گنجوی بی احترامی به مردم آذری زبان مانیست . گویی اینکه زبان ترکی آذربایجانی امروزی ( غیر از زبان آذری پهلوی گذشته ) زبانی غیر ایرانی است و طی قرون معاصر توسط حکام وقت به این سرزمین آورده شده است ولی به هر روی از دیدگاه ملت ایران زبان مادری هر منطقه ای شایسته احترام و آزادی کامل است . هم وطنان عزیز آذرآبادگانی ما با نگرشی به تاریخ می بینند که بسیاری از حکام ایران در پس از اسلام از این خطه آریای بوده اند ( سلجوقیان , قاجارها , غزنویان , صفوی ها . . . ) برای ملت ایران گویشهای کردی , آذری , بلوچی و . . . همگی دارای اهمیتی بسیار است . این مقاله پژوهشی بود پیرامون پروژه ملت سازی برای اقوام ایران و شیوه خنثی کردن آن . امری که بسیار قابل توجه است و بایستنی است نه تنها مانع چنین رویاهای استعمارگرانه ای شویم بلکه باید بر ضد آن نیز اقدام نمیاییم . مهم ترین عامل در از بین بردن این فتنه انگیزی های ضد ایرانی تشکیل اتحادیه بزرگ اقوام ایرانی است که امید بسیار داریم با این رخ داد باردگیر ایران همچون زمان کوروش بزرگ متحد ترین کشور , دموکرات ترین کشور , برترین کشور آسیایی و حتی جهانی شود . این امر نیازمند یاری تک تک ما ایرانیان است . پاینده ایران مزدک
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
بنام خداوند جان و خرد فرياد حق طلبي كارگران نيشكر هفت تپه دو سال از اولين اعتراض شرافتمندانه ی كارگران شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه خوزستان مي گذرد ولي هنوز مسئولين شركت و نمايندگان دولت به هيچ يك از وعده هاي خودعمل ننموده و هزاران كارگر زحمتكش را از ابتدايي ترين حقوق شان محروم ساخته اند.
|
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
نوشتاری از :سالار سالاري هنران جاي ايشان بگيرند . (سعدي) آيا ناسيوناليسم ايراني آنگونه كه برخي مدعي هستند ملهم از عصرنوگرايي غرب بوده است؟و پديده يي است وارداتي همچون اتومبيل، راديو و ...؟؟!!!اين شبهه يي است كه برخي منتقدان ،ناقدان و مخالفان در برابر جريان ملي گرايي مطرح ميكنند.در سطور زير خواهيم كوشيد اين مسئله را مورد كاوش قرار دهيم.
ناسيوناليسم در آغاز سده ي گذشته يكي از عمده ترين و نيرومندترين ايدوئولوژي هايي بود(اگر نگوئيم عمده ترين آنها) كه خيل عظيمي از نخبگان ايراني را بسوي خود كشانيد.در كنار ناسيوناليسم ، چپگرايي (در ابعاد گوناگون آن) و اسلامگرايي دو رقيب اجتماعي بودند كه در حين رقابت به دشمني با با ناسيوناليسم پرداختند.چپگرايان به شُوند انديشه هاي جهان-وطني خود و ايدوئولوژي كمونيستي، مسئله ي مليت و ملي گرايي را به عنوان هدف و دشمن بزرگ خود تلقي ميكردند.اسلامگرايان و مذهبيون نيز بآن شوند كه با روي كار آمدن دولت پهلوي و نيز پيش از آن در انقلاب مشروطه بسياري از نهادهاي قدرت را توسط همين ناسيوناليست ها از دست داده بودند ، به دشمني با انديشه ي اين گروه مي پرداختند.از سوي ديگر ملي گرايان ايراني روحانيون را به سبب ستم هاي مذهبي بر ملت ايران(از دوران صفوي) و خيانتهاي سياسي و تاريخي (در دوران قاجار ،كه جنگهاي ايران و روس نمونه بارز آن بود) و نيز به علت فسادهاي مالي و اخلاقي _البته در مورد عده ي قليل_ هرگز قابل تحمل نميدانستند. چنين بود كه سه طيف بزرگ در جامعه ي ايراني تشكيل شد كه هريك به نوعي به دشمني با يكديگر مي پرداختند.از دوران پهلوي ها به بعد ناسيوناليسم به عنوان ايدئولوژي غالب در كشور سركار آمد و اين وضعيت تا تا سال 57 همچنان ادامه داشت.تا اينكه در اين سال دو طيف اسلامگرا و كمونيست با همايه يي(ائتلاف) گذرا زمام امور را بدست گرفته و خود بر اريكه ي قدرت تكيه زدند.(البته گروهاي ديگرسياسي همچون ملي-مذهبي ها نهضت آزادي ،جبهه ملي و... در روند انقلاب درگير بودند كه جا گذاري ي اين گروهها در در سه طبقه يادشده تا اندازه يي مشكل به نظر ميرسد.چون نه كمونيست ها حاضرند حضرات را از خود بدانند و نه اسلامي ها.به نظر ميرسد زبانزد ازاينجا مانده و از آنجا رانده شيواترين ، در حق آقايان باشد). باري ، با پيروزي انقلاب و قبضه شدن قدرت بوسيله ي اسلامگرايان ،ناسيوناليسم ايراني نيز مورد يورشهاي سهمگين از هر سو قرار گرفت و مجال براي گشودن عقده هاي سد ساله فراهم گشت . اين انتقام تنها به عرصه سياست محدود نماند ،بلكه در جنبه فرهنگي نيز روي آن كار شد .به گونه يي كه بر نمادهاي هويت ملي ايرانيان ناجوانمردانه ترين حملات صورت گرفت و حتي هويت ايراني از طرف حاكميت زير پرسش كه نه ،به زير گيوتين برده شد.در كتابهاي درسي ،در سخنراني هاي آموزشي براي دانش آموزان ،در تلويزيون و خلاصه همه جا تبليغات عليه ملي گرايي بازار گرمي داشت. حتي در برنامه ها و سريالهاي تلويزيوني چهره هاي منفي نام ايراني و چهرهاي مثبت نام اسلامي !!! داشتند.... واما در سطح آكادميك و دانشگاهي، گفتمان تهاجم فرهنگي و غربگرايي و "غربزدگي" توسط طيف سعيد امامي (از مريدان دكتر احمد فرديد،مبتكر زبانزد غربزدگي) مطرح و يا بازتوليد شد.در اين پروسه هرآنچه كه مطابق ميل و سليقه ي حاكمان وقت نبود در قالب يك پديده ي غربي به بدترين شكل به زير سوال مي رفت . ناسيوناليسم نيز از اين ميان سهم خود را برد .همه ناسيوناليست ها غربزده نام گرفتند و ناسيوناليسم نيز يك پديده ي اروپايي از آب درآمد كه پس از مشروطه وارد ايران شده. ناسيوناليستهاي ايراني عامل استعمار شناخته شدند ، كه استعمار بوسيله ي آنان در صدد نابودي جهان اسلام برآمده.(نمونه آشكار آن گفتگوي علي اكبر ولايتي در سيماي ايران در چند سال پيش).همه اين دست و پا زدن ها و تلاشها يك هدف عمده داشت: اتحاد جهان اسلام با شعار بيداري اسلامي و به قهرماني سيدجمال الدين اسدآبادي (فراماسون بزرگ و عامل استعمار انگليس در جهان اسلام). **** پيشينه ي ناسيوناليسم ايراني: حال به بررسي ي پرسش آغازين نوشتار بپردازيم. ريشه و آبشخور ناسيوناليسم در ايران به چه زماني برميگردد؟ به دوران مشروطه ؟پس از آن؟ آيا آنرا از فرنگ آورده ايم؟ اگر جوهر ناسيوناليسم را در يك تعبير ساده به آگاهي ملي تعبير كنيم كه هماهنگ با نيازهاي زمان و مكان در صورتهاي گوناگون جلوه ميكند ،آنگاه به راحتي ميتوانيم ردپاي اين آگاهي ملي را در سده ها و بلكه هزاره هاي پيشين ِ تاريخ ايرانيان بيابيم. آيا تلاش كورش هخامنش براي به زير يك پرچم آوردن همه سرزمينهاي ايراني و ايراني نشين يك گونه از آگاهي ملي در 2500 سال پيش نيست؟آيا حركت دليراني چون آريوبرزن،آذر،بابك،مازيار و يعقوب ليث و مردآويج بر اساس آگاهي و نياز توده نبوده است؟ آيا حركت فراگيرو خودجوش و هناييده ي شعوبيه بي هدف و بي ريشه بوده است؟ شاهنامه كه شكل منظوم خداينامكهاي دوران ساساني است از هزاران سال پيش حكايت دارد .در شاهنامه مي بينيم كه چگونه شخصيتهاي اساطيري و حماسي آن همچون پروانه يي گرد شمعِِ ِ ايران مي چرخند و براي پاسداري از كيان آن از فداي جان نيز دريغ ندارند. نهضت سربداران،نهضت سرخ جامگان،سياه جامگان، سپيدجامگان( المقنع) وحتي نهضت شيعي هريك در سطح گسترده يي مربوط به واكنش هاي ايرانيان در برابر دشمنان ملي بوده است.در مقوله ي شناخت ملت نيز ايرانيان همواره ساير نژادهاي همسايه را از خود متمايز مي كردند.اشاره هاي فراوان به زبانزدهايي(اصطلاح) چون تورك و تازي ،آزادگان(ايرانيان)، انيران و ايران در ادبيات گذشته ما نشانگر اهميت و توجه عامه ي مردم ايران به مقوله ملت و مليت ميباشد.در تاريخ، پيرامون خاندان زياري و مردآويج مي خوانيم: وي در نظر داشت پس از بازپسگيري همدان و اصفهان و شمال ايران و خوزستان و پس از برگزاري جشن سده به تيسفون برود و در پايتخت ايرانشهر تاجگذاري نمايد.به همين دليل به فرماندار خوزستان دستور داد تا مداين را آباد كرده آنرا به وضع پيشين برگرداند.وي تاجي جواهر نشان همچون ساسانيان بر سر مي نهاد و آئين هاي آن دوران را اجرا ميكرد ... ودر اقامه رسوم اعياد ايراني مبالغات شديد مي نمود (ابن مسكويه). واگر مردآويج بدست يك غلام تورك_ كه در آن زمان درحكم سگان و ريزه خواران خلافت عربي بودند_ شهيد نمي شد به احتمال فراوان خلافت عباسي از صحنه ي تاريخ محو ميشد.سررشته داري آل بويه نيز دست كمي از زياريان نداشت.” شايد اگر مردان ديلم ظهور نمكردند و خلفاي عباسي را از تخت به زير نمي كشيدند چيزي از مليت ايراني نمي ماند تا صفويان آنرا اساس حكومت خود قرار دهند”.(حسينعلي ممتحن) با همه اين اوصاف و بسياري ديگر از موارد ذكر نشده كه در تاريخ موجود است آيا بازهم ميتوان گفت كه :ناسيوناليسم درايران پديده يي نوظهور است كه توسط روشنفكران نسل اول وارد جامعه شد و بوسيله باستانگرايان و نخبگان روشنفكر كه نسل دوم روشنفكران را تشكيل مي دادند تداوم يافته است.!!!؟ البته اينكه پيدايش ناسيوناليسم در اروپا و بسياري از كشورهاي ديگر پديده يي متاخر است كمابيش درست به نظر ميرسد واين تا اندازه يي بستگي به موقعيت هر جامعه يي دارد و سدالبته نياز آن ملت. ميهن پرستي سهشي است گوهرين كه در جنم هر توده ي اصيلي يافت مي شود وليكن تبلور آن به رويه ي ناسيوناليسم (ميهن پرستي آگاهانه و عملي) تا حدي با نهش ها(شرايط) تاريخي – اجتماعي پيوستگي دارد.شرايطي كه زمان و آينده ممكن است پيش روي هر ملتي قرار دهد. بن مايه ها: 1- نهضت شعوبيه. حسينعلي ممتحن 2- ايران باستان و هويت ايراني . گفتگو با مرتضي ثاقب فر. 3- باستان گرايي در تاريخ معاصر ايران. رضا بيگدلو. نشر مركز. 4-براي نمونه اين بيت بارها در شاهنامه مکرر شده است که چو ايران نباشد تن من مياد............بدين بوم و بر زنده يک تن مباد و يا همي دارم از موبد راد ياد...............چو ايران نباشد تن من مباد ويا همه يک به يک مهرباني کنيد....... به ايران زمين پاسباني کنيد بگوييد اين جمله در گوش باد........چو ايران نباشد تن من مباد ويا بنام خداوند کيوان و هور ........که چشم بد از ايران به دور چو ايران نباشد تن من مباد......بدين بوم و بر زنده يک تن مباد هرآنکو شود کشته زايران سپاه........بهشت برينش بود جايگاه |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
به سازمان جهانی کار و اتحادیه های کارگری جهان، احتراما به اطلاع می رسانیم که شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه خوزستان در حدود 47 سال است تاسیس شده است و تولیدمحصول شکر می کند و اولین تولید کنندۀ شکر از نیشکر در ایران می باشد. که توسط کارشناسان حارجی 47 سال پیش تاسیس گردیده و با ایجاد آن تحول شگفت انگیزی در اقتصاد شمال استان خوزستان بوجود آورد. بطوریکه تاکنون تاثیر گزارترین شرکت در اقتصاد شمال استان می باشد و اقتصاد شهرهای شوش ، اندیمشک ، دزفول ، شوشتر ،میانرود ، حر ریاحی و شهرکهای اطراف مستقیما به وجود آن بستگی دارد. ولی در حدود 2 سال است به دلیل عدم حمایت دولت و واردات شکر و با اجرای شتاب زده و غیر کارشناسی اصل 44 و سیاستهای غلطی که دولت، شرکت را به بحران مالی مواجه شده و اقتصاد شهرهای مذگور به صورت راکد در آمده و داد و ستد به حداقل رسیده و بدیهای شرکت به حدود 86 میلیارد تومان رسیده که شرکت توان پرداخت آن را ندارد. پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
دوستان گرانقدريك پتيشين براي حمايت از كارگران نيشكر هفت تپه آماده گرديده كه با كليك بر روي آن و وارد كردن نام و رايانامه خود مي توانيد هواداري خودتان را از حركت ايشان اعلام كنيد. براي ديگر دوستان هم پيوند(لينك) را بفرستيد. http://www.ipetitions.com/petition/nyshekar/
پاينده ايران مزدك |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
کارگران،اعتصاب،تظاهرات،خوزستان،نیشکر،هفت تپه
گزارش تجمعات اعتراض آمیز هزاران کارگر نیشکرهفت تپه که از خوزستان به تمام دنیا گسترش یافت و مهیا نمودن امکان گفتگوی کارگران با رادیو فردا، کار بی پروای سرور ابوالفضل عابدینی عضو حزب پان ایرانیست ، تشکیلات خوزستان است.
شایسته است هم پیمانان پان ایرانیست و هم اندیشان و نیروهای ملی و ناسیونالیست این نوشتار مهم را در تارنماهای خود بازتاب دهند. *** چندروزی است که گزارش گردهم آیی های اعتراض آمیز و تظاهرات چند هزار نفره کارگران نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت ۳ ماه حقوق خود ، جزو اخبار مهم رسانه های گوناگون جهان است که همه روزه به آن پرداخته می شود و رسانه های میهنی و بین المللی اعم از چپ و راست و جمهوری خواه و سلطنت طلب تلاش در جهت پوشش بیشتر و بهتر این رویداد دارند.اما نکته ای که از دید بسیاری پنهان مانده و عده ای ههم به عمد از ذکر آن خودداری می کنند(به جز رادیو فردا) این است که این گزارش ها و صداهای ضبط شده (مهم ترین آنها:ما کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه ایم) چگونه و بدست چه کسی در اختیار این رسانه ها قرار گرفت.در گفتگویی که امروز سرور دهقان با سرور عابدینی داشتند ایشان دلخوری خود از عدم ذکر نام و پان ایرانیست بودن خود را درگزارش های رسانه ای ابراز کردند. البته سرور عابدینی تاکید داشتند هدف ایشان پوشش خبری این جریانات و رساندن صدای کارگران به گوش مسئولین و نهاد های بین المللی و تلاش در جهت بدست آورن حقوق برحق آنان بود اما.... بایدیاد آوری شود در این چند روز تنها گزارشگری که با رشادت و علی رغم تهدیدات نیروهای امنیتی و انتظامی در محل گردهم آیی و در میان کارگران نیشکر هفت تپه حضور داشت و گزارش های خود را گاهی مستقیم و گاهی ظبط شده به رادیو فردا و رسانه های دنیا می فرستاد کسی نبود جز سرور ابوالفضل عابدینی که این عکس ها و صداها را برای ثبت در تاریخ ظبط کردند.این نکته از آن جهت مهم است که نیروهای چپ و کمونیست در برنامه ها و رسانه ها ی خود تلاش داشتند که این اعتراض صنفی کارگران را به سود خود مصادره کرده و این حرکت را یک حرکت کارگری کمونیستی و خلقی جلوه دهند(در صورتیکه بر اساس گزارش سرور عابدینی اغلب کارگران هر روز با زبان روزه به محل تجمع می آمدند)!!! به عنوان نمونه برنامه های کانال ماهواره ای "کومله"(حزب کومله کردستان و حزب کمونیست ایران) و "کانال جدید(ارگان حزب کمونیست کارگری") با پخش عکس ها و صدا های کارگران نوای حمایت از حقوق کارگران و خلق زحمت کش سر دادند. پرسش این است:اندیشه ی پرتاب شده به بایگانی تاریخ که شما تلاش در جهت زنده کردن آن دارید چه جایگاهی در بین کارگران زحمت کش معتقد و نماز روزه خوان دارد؟ آقایان چپ آزموده را آزمودن خطاست؛ از این بازی های سیاسی دست بردارید چرا که از گذشته ی سیاسی شما آشکار است که در پی چه هستید.حمایت شما از حقوق کارگر و زحمت کش همان اندازه برای ما مضحک است که ادعای دوستی انگلستان با ملت ایران.... در ادامه می توانید بخش هایی از گفتگوهای ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا و همچنین صداهای ظبط شده کارگران معترض را دریافت کنید. تارنمای سرور عابدینی برای پوشش اخبارهفت تپه مجموعه شعارهای کارگران نیشکر هفت تپه در تظاهرات گقتگوی ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا_(کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر ) گفتگوی ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا_2 همین نوشتار در آژانس خبری کوروش البته بدون آوردن بن مایه! همین نوشتار در قسمت لینکهای خبری بازتاب پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران اعزام گارد ضد شورش برای مقابله با کارگران نيشکر هفت تپه
حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند. *** ***** همزمان با ادامه اعتصاب و تجمعات اعتراض آميز کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، از شوش خبر می رسد که نيروهای يگان ضد شورش نيروی انتظامی برای برخورد با کارگران معترض، به منطقه اعزام شده اند.کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، روز دوشنبه نهم مهر، برای سومين روز پياپی، اعتصاب و تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.بنا بر گزارش های رسيده، حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند. سرور ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار مستقل در اهواز در مورد برخورد نيروهای امنيتی و اتظامی با کارگران به راديو فردا گفت:«در سومين روز اعتصاب و تجمعات کارگران، گارد ويژه استان خوزستان از اهواز و ديگر شهرهای استان به منطقه اعزام شد. بخشی از نيروهای گارد در سه راهی خوانساری مستقر شده، گروهی از آنان در محل شرکت استقرار يافته و بقيه در نقاط مختلف شهر شوش مستقر شده اند.» به گفته وی، نيروهای امنيتی نيز با دوربين سعی در تصويربرداری از چهره کارگران داشتند تا بعدا با آنان برخورد کنند.سرور عابدينی همچنين گفت که قرار است در روزسه شنبه، ۱۰ مهر، بر شمار نيروهای گارد ضد شورش افزوده شود تا از اعتصاب و تجمع مجدد کارگران جلوگيری شود. تجمع مسالمت آمیز کارگران اعتصاب کارگران اين شرکت، روز شنبه هفتم مهر، با تجمع مسالمت آميز يک هزار تن از آنان در مقابل فرمانداری شهر شوش آغاز شد.در دومين روز اعتصاب، کارگران قصد برگزاری تجمع ديگری در مقابل فرمانداری شوش را داشتند، اما با ممانعت نيروهای امنيتی و انتظامی مواجه شدند. با اين همه، صدها تن از کارگران اقدام به بستن سه راهی خوانساری بين اهواز و انديمشک کردند. ابوالفضل عابدينی، در مورد تظاهرات روز دوشنبه کارگران و خواسته های آنان به راديو فردا گفت: «کارگران خواستار دريافت حقوق معوقه و يکسری خواسته های صنفی مانند اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و همچنين سر و سامان دادن به هيات مديره شرکت نيشکر هفت تپه و تغيير مدير عامل آن هستند.» او ادامه داد که تجمع روز دوشنبه کارگران مانند روز شنبه در ساعت ۱۲ ظهر، در مقابل ساختمان فرمانداری شهر شوش پايان يافت.گزارش های رسيده حاکی است که چهار تن از کارگران يکشنبه شب، هشتم مهر، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند که در پی اعتراض کارگران، روز دوشنبه، نهم مهر، آزاد شدند.سرور عابدينی به اين پرسش که برخورد و واکنش مقام های دولتی نسبت به تجمع کارگران چه بود، پاسخ داد:«فرماندار شوش اين مرتبه نه با قول و وعده، بلکه با تهديد حرف زد و به کارگران گفت که در صورت تجمع مجدد در شهر، دستور دارد با توسل به گارد ضد شورش با آنان برخورد کند.» به گفته اين روزنامه نگار مستقل، فرماندار شوش از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه خواست که ديگر به اعتصاب و تجمعات خود ادامه ندهند تا هيئت مديره شرکت کارها را دنبال کنند.ابوالفضل عابدينی اشاره کرد که کارگران توجهی به سخنان فرماندار شوش نکردند و در مقابل از وی خواستند که مانع از به فروش رفتن زمين های شرکت شدند، اما او به آنان گفت که زمين ها به فروش خواهند رفت و هيچ کس هم نمی تواند مانع اين کار شود. آيا کارگران برده هستند؟ يکی از کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه نيز در گفت و گو با راديو فردا اعلام کرد که نمايندگان کارگران اعتصابی در دو سه روز گذشته تلفنی مورد تهديد قرار گرفته اند و از همين رو، اين نمايندگان به خاطر تحت تعقيب بودن، مخفی شده اند. وی که مايل به افشای نام خود نبود، در خصوص اعتصاب و تجمع کارگران در روز دوشنبه گفت:«همانند روز يکشنبه، ماموران سعی در ممانعت از خروج کارگران از محل شرکت و سپس از منطقه سه راهی خوانساری شدند، اما قادر به اين کار نشدند و کارگران به شوش رفتند.» اين کارگر اعتصابی با اشاره به تهديدی که فرماندار شوش عليه کارگران عنوان کرده است، گفت:«فرماندار به کارگران گفت که کار ديگر از دست او خارج شده و در دست يگان ضد شورش است، چون کارگران فصد شورش دارند.»وی افزود:«با سخنان فرماندار اين موضوع استنباط می شود که درخواست حقوق، اخلال گری به حساب می آيد و هر کس هم حق و حقوق خود را طلب کند، بايد مورد ضرب و شتم قرار گيرد.»اين کارگر اضافه کرد:«آيا کارگران برده هستند که بايد بدون دريافت حقوق کار کنند؟» او از سازمان های بين المللی حقوق بشری و کارگری خواست تا به ياری کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه بشتابند. پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
بهنام خداوند و جان و خرد
پاينده ايران
حزب پانايرانيست 29/6/1386
بهنام خداوند و جان و خرد
پاينده ايران همميهن سي و يكم شهريور 58 يادمان هجوم وحشيانه و همه جانبه همه نيروهای استعمارگر و مزدوران بعثی آنها به سرزمين جاويد و ورجاوندمان و آغاز دفاع مقدس ملت بزرگ ايران است، دفاعی جانانه كه بستر همدلی و خروش هماهنگ اقوام جامعة بزرگ ايرانی و ايثار تاريخساز نسل بيدار سرزمين اهورا است. حزب پانايرانيست ياد و خاطره همه شهدا، جانبازان و آزادگان دوران دفاع مقدس را گرامی داشته و آنها را برای هميشه در پيشگاه آيندة ملت ايران، سرافراز و شايستة تكريم ابدی میداند. پاينده ايران حزب پانايرانيست ۳۰/۶/۱۳۸۶ |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران چراحکومت فرقه ای و نالایق جمهوری اسلامی باید با عملکرد ضد ایرانی و انسانی خود به بیگانگان اجازه توهین به ملت ایران را دهد؟؟تصویر چندش آور زیر در یکی از نشریات ایالات متحده آمریکا چاپ گردیده است.ازدید شما چرا بیگانگان اینگونه ما را مورد هجوم قرار داده اند وبه خود اجازه می دهند ملتی را این تاریخ درخشان با بدترین شکل نشان دهند؟ اشکال در کجاست؟آیا کشور ایران همان ایران دهه ۵۰ نیست؟چه چیز در معادلات جهانی عوض شده که ما به این روز افتاده یم؟؟؟ننگ بر حکومت فرقه ای و عملکرد سیاه ۲۸ ساله ی آن.ما که با داشتن این هیات حاکمه به خود و شعور انسانی مان توهین کرده ایم باید شاهد توهین های دنیا باشیم. آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم....عملکرد حکومت آخوندی را به پای ملت ایران ننویسید....
پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
تجمع مسالمت آميز ۱۵۰ کارگر کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر که روز سه شنبه در اهواز برگزار شده بود، از سوی نيروی انتظامی با باتوم و گاز اشک آور مورد حمله قرار گرفت و کارگران مورد ضرب و جرح قرار گرفتند.
ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار خوزستانی در مورد اعتراض کارگران و تجمع این روز به راديو فردا گفت:«از حدود يک سال و نيم پيش تاکنون، کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر به طور مکرر به استاندار خوزستان در خصوص راه اندازی مجدد کارخانه و پرداخت حقوق معوقه شان مراجعه کردند، اما متاسفانه به جز پرداخت يکی دو ماه حقوق و وعده رسيدگی به ابن مشکل و حل آن، پاسخ مناسبی دريافت نکردند.» او اشاره کرد که «کارگران سه بار، از نوروز تا ارديبهشت ماه سال جاری، نيز در مقابل دفتر رياست جمهوری تجمع کردند، اما به جز برخورد شديد نيروی انتظامی، پاسخ ديگری دريافت نکردند.» به گفته سرور عابدينی، «کارگران در پی بی پاسخ ماندن درخواست هايشان و تشديد مشکلات زندگی شان، روز سه شنبه، چهارم مهر، دست به تجمع در مقابل استانداری خوزستان در شهر اهواز زدند و خواستار گفت و گو با استاندار و بيان خواسته هايشان شدند.» وی درباره خواسته های کارگران گفت:«پرداخت حقوق هفت ماه معوقه، ارسال حق بيمه کارگران در همين مدت و راه اندازی کارخانه که صاحب آن به دليل بدهی های فراوان در خارج از ايران به سر می برد، از خواسته های آنان است.» اين روزنامه نگار در پاسخ به اين پرسش که وضعيت زندگی کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر چگونه است، گفت: «باتوجه به پرداخت نشدن حقوق کارگران اين کارخانه در هفت ماه گذشته، مشکلات فراوانی برای آنان که اکثرا مستاجر هستند، به وجود آمده است. از جمله اينکه بر اساس آماری که در اختيار دارم، حتی ۱۱ نفر از آنان دچار بيماری های روحی شده و در آسايشگاه روانی بستری شده اند. در عين حال، برخی از آنان مشکلات خانوادگی پيدا کرده اند که منجر به طلاق شده است.» او اضافه کرد:«مشکلات اقتصادی به شکلی است که بسياری از ۲۳۰ کارگراين کارخانه قادر به فرستادن فرزندان خود به مدرسه و دانشگاه نيستند.» ابوالفضل عابدينی همچنين اشاره کرد که «مشکلات کارگران کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر مانند مشکلاتی است که ديگر کارگران در بسياری از کارخانه های استان خوزستان و حتی ايران دارند» و افزود:«آقای احمدی نژاد که روز سه شنبه گفتند ملت ايران نگرانی ای از تحريم ندارند، بايد ابتدا، نگاهی به مشکلات کارگران بيندازند و بعد اين صحبت را بکنند، زيرا اين حرف مغاير واقعيت زندگی کارگران است.» وی افزود:«کارگران ايران در شرايط بسيار بدی به سر می برند و از داشتن ابتدايی ترين حقوق اوليه خود محرومند.»
آقای عابدينی در پاسخ به اين پرسش که برخورد با کارگران در مقابل استانداری خوزستان چگونه بود، گفت: «کارگران تا ساعت ۱۱ در مقابل درب ورودی استانداری تجمع کردند و پس از آنکه ديدند حتی کسی از استانداری به نزد آنان نيامد تا به درد دل شان گوش کند، به سمت استانداری حرکت کردند که با برخورد شديدی مواجه شدند و با گاز اشک آور و باتوم مورد حمله قرار گرفتند.» اين روزنامه نگار افزود:«در اين حمله، پنج تن از کارگران به شدت مضروب و به بيمارستان منتقل شدند و خود ایشان با اسپری فلفل و باتوم مورد همله قرار گرفت.» او با اشاره به حضور نيروهای امنيتی و لباس شخصی درمحل تجمع کارگران گفت که اين نيروها مانع حضور خبرنگاران در محل شدند. گفتگوی سرور عابدینی با رادیو فردا را از اینجا بشنوید(چهارشنبه ۴مهرماه ۱386)
پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
پژاک،ایران،اربیل،کوههای قندیل،کردستان،ترکیه
اخلال در ثبات تجزيه طلبان مسلح فعال در غرب ايران براي عمليات خويش از داخل آلمان مورد حمايت قرار مي گيرند. علي رغم اعتراضات ايران سرکرده اين گروه تجزيه طلبان کرد ميتواند تحت نظارت دستگاههاي امنيتي آلمان نفراتي را براي اينکار در خاک اين کشور بسيج نمايد. تجزيه طلبان مزبور مسئول قتل صدها تن از نيروهاي مسلح ايران بشمار ميروند. يک استاد دانشکده افسري آلمان در شهر مونيخ از فعاليت آنها حمايت مي کند: به نظر او ايران را بايد تضعيف نموده و در صورت امکان به انحلال رساند. حمايت آلمان از تجزيه طلبان کرد در ايران مکمل روابط آلمان با دولت مستقل کردان عراق بوده و نقش اين کشور را در راستاي تغيير مناسبات منطقه اي خاورميانه بر اساس قومي تقويت مي کند. طرح هاي مشابهي از جانب دواير نظامي آمريکا مدتهاست دست بدست مي گردند. شديدترين جانبدار تجزيه کردستان در حال حاضر رئيس جمهور کردستان مستقل عراق، مسعود بارزاني است که از چندين سال پيش با وزارت خارجه آلمان در ارتباط بوده، بارها با آنگلا مرکل ملاقات داشته است.
بارزاني تجزيه منطقه تحت حاکميت خويش در کردستان عراق را اعلان کرده و قصد دارد آنرا با افزودن سه بخش نفت خيز کرکوک، نينيوه و دياله گسترش دهد. آنجا قرار است در سال جاري در باره استقلان منطقه تجزيه شده کردستان همه پرسي صورت گيرد. در کرکوک اين برنامه هاي تجزيه طلبانه موجب تنش ها و درگيري هاي شديد قومي و عمليات تروريستي ميگردند. مسعود بارزاني تهديد کرده است در صورتيکه پس از آن همه پرسي از حاکميت او بر کرکوک جلوگيري شود، به زور اسلحه آنرا محقق خواهد ساخت. اربيــــــل بارزاني رهبر حزب دموکرات کردستان KDP که قومش قسمت شمالي بخش تجزيه شده را تحت کنترل خويش دارد، بعنوان رئيس جمهور کردستان مستقل ساير بخش هاي کردستان عراق را تحت حاکميت خويش داشته و سالهاست با کشور آلمان در ارتباط نزديک مي باشد. وي در سالهاي دهه 80 با فرانس يوزف اشتراوس (رئيس دولت وقت ايالت باوارياي آلمان) ارتباط نزديکي داشته است و در سالهاي دهه 90 روابط خويش را با دولت ايالت NRW که از يک رشته پروژه هاي توسعه در شمال عراق حمایت مالي مي کند، گسترش داد. اين پروژه ها شامل بررسي هائي براي يک پروژه استژيک نيز موسوم به راه بارزاني مي باشد. (1) روابط بارزاني با ايالت NRW از جمله از طريق يکي از نمايندگان پارلمان آنجا بنام زيگفريد مارچ که از وابستگان حزب سبزهاست صورت مي گيرد. اين ارتباط چنان تنگاتنک است که موجب پذيرش وي در قوم بارزاني گشته است بطوري که امروزه از او به زيگي بارزاني نام ميبرند. مارچ رياست شعبه آژانس سرمايه گذاري را در شمال عراق موسوم به همکاريهاي عمراني کردستان Kurdistan Development Corporation در دست داشته و تا کنون براي شرکت هاي آلماني قراردادهاي حجيمي را واسطه شده است. مارچ به هنگام افتتاح مرکز فرهنگي آلمان در سال 2006 در اربيل که پايتخت کردستان عراق بحساب ميرود، نمايندگي آلمان را بعهده داشت. فعاليت هاي مربوط به تأسيس اين مرکز را خانم سوزان اّستهوف که يکي از همکاران وزارت خارجه آلمان و احتمالا از همکاران سازمان جاسوسي اين کشور موسوم به BND مي باشد انجام مي داد. (2) کوههاي قنــــديل در محدوده نفوذ بارزاني کوههاي قنديل واقع در تقاطع مرز ايران، عراق و ترکيه قرار دارند. از اين محل دستجات شبه نظامي تجزيه طلب PKK عمليات خود را در ترکيه آغاز مي کنند. همچنين در کوههاي قنديل مقر اصلي گروهي موسوم به پژاک قرار دارد که با PKK روابط نزديک داشته و در غرب ايران با ارتش اين کشور درگيري دارد. هدف اين گروه که از منطقه تحت نفوذ بارزاني عمليات خويش را آغاز مي کند ايجاد کردستان يکدست مي باشد. پژاک بنا به تخمين، قريب 300 سرباز ايراني را کشته است. بطوريکه برنامه تلويزيوني مونيتور گزارش کرد، رئيس اين گروه عبدالرحم حاجي احمدي در شهر کلن آلمان نفراتي را براي اينکار بسيج مي کند.(3) بر اساس اين گزارش وي مرتب بين کلن و عراق رفت و آمد دارد بدون اينکه مأمورين آلمان جلوي او را بگيرند. گفته ميشود سازمان جاسوسي آلمان با پژاک روابط مشکوکي دارد.(4) نقشه زيرين کوههاي قنديل را در عراق نشان مي دهد.
کردستـــان بطوري که گزارش شده است پژاک نه تنها از آلمان، بلکه از آمريکا نيز کمک مي گيرد.(5) کردستان يکدستي که مطلوب اين گروه است همانگونه که مورد حمايت سيات خارجي قوميت گراي آلمان هست، با سياست هاي استراتژيک آمريکا نيز همخوان است. دواير نظامي آمريکا خواهان تغيير نظام خاورميانه بر اساس قوميت مي باشند. در ماه ژوتيه 2006 در مجله آرمد فورسيس ژورنال که يکي از نشريات ارتش آمريکاست بقلم يکي از نظاميان بازنشسته اين کشور بنام رالف پيترز، نقشه اي منتشر شد که در آن مرزهاي جهان عربي- اسلامي بر اساس قوميت تغيير يافته اند.(6) از جمله کشورهائي که حريم آنها در اين نقشه مورد دست اندازي قرار گرفته است، ايران است که حاضر به پذيرش سياست تسلط طلبانه آمريکا در خليخ فارس نيست. تهران که متعاقب تحريم اقتصادي تضعيف گشته است (7) و به لحاط نظامي از جانب آمريکا مورد تهديد قرار دارد، در سرحدات غربي خود با نيروهاي تجزيه طلب مقابل است.
در استتار پليس مخفي منطق سياست نظامي آمريکا و آلمان در حمايت از پژاک را در آغاز سال جاري يک استاد دانشکده نظامي شهر مونيخ توضيح داد. به گفته ميشائيل ولفسٌن Michael Wolfsohn "ايران کشوري چند مليتي است که 49% آن را اقوامي تشکيل مي دهند که از سياست دولت مرکزي ناراضي اند." به نظر ولفسن ايران از درون در معرض خطر مي باشد. وي تجزيه طلبي کردستان را شاهد ميآورد: بخش ايراني کردستان اگر اين انتخاب را ميداشت تا کنون به بخش عراقي آن ملحق شده و بود و همچنين بخش کردنشين ترکيه و سوريه نيز بدانها مي پيوستند.(8) بنظر اين استاد دانشکده افسري آلمان تجزيه طلبي قومي بهترين اهرم براي ايجاد اختلال در ثبات رژيمهاي ناخوش آيندي مانند تهران بوده و "اين عدم ثبات داخلي ميتواند و مي بايد اهرم سياست غرب در در چارچوب تعرض نظامي به ايران باشد. (البته با کمک دستگاههاي جاسوسي) ________________________________ براي مراجعه به پاورقي ها به متن اصلي مراجعه کنيد. در پاورقي 6 از جمله چنين آمده است: چگونگي یارگيري و بسيج نفرات از جانب حزب کارگر کردستان PKK در آلمان تحت نظارت دستگاههاي امنيتي اين کشور است: بنا بر گزارش یادشده در برنامه مونيتور که در کانال اول تلويزيون آلمان بتاريخ 21 ژوئن 2007 پخش شد، سازمان پژاک در سال 2005 تعداد 120 تن از نفرات ارتش ايران را معدوم نمود. از آنزمان تا کنون نيز 200تن ديگر قرباني اين سازمان شده اند. پژاک که شقّي از PKK مي باشد، قسمت اعظم تسليحاتش را از اروپا دريافت مي کند- از جمله از آلمان. در مقام مقابله با اين عمليات ايران در اواسط ماه اوت به عراق و مناطق عمليات آنجا نيرو فرستاد و دولت عراق اين عمليات ارتش ايران را تحمل کرد، زيرا رئيس جمهور عراق که رئيس اتحاديه وطنپرستان کردستان PUK مي باشد و در رقابت با بارزاني قرار دارد پژاک را قابل قبول نمي داند. برگردان از آلمانی به فارسي از حميد بهشتي 19 سپتامبر 2007 متن آلمانی : سازمان مراقب سیاست خارجی آلمان
پاینده ایران مزدک |
|
+ نوشته شده در
به دست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره اين تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد. بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم _________________________ نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!! www.paniran2.blogfa.com ________________________ ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. |
|
RSS آمار |
**********