تبليغاتX
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان

پاینده ایران

۳۱ شهریور ماه سالروزیورش دوباره تازیان پس از یورش ۱۴۰۰ سال پیش به سرزمین اهورایی ایران است.

در نیمروز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ خورشیدی رژیم بعث عراق پس از درگیری هایی که از ۲ هفته پیشتر در نقاط مرزی روی داده بود به خاک ایران را مورد تجاوز قرار داد.این دفاع مقدس که ۸ سال طول کشید ویرانی ها و اثراتی بر روان و جان و اقتصاد ایران و خوزستان وارد نمود که هنوز پس از گذشت سالیان کمر راست نکرده ایم. نکات بسیار در مورد این جنگ و ادامه ان و مسائلی که این ۸ سال بر ملت ایران گذشت وجود دارد،اما مهمترین آن این است که ما حتا یک وجب از خاک ایران را نیز از دست ندادیم و این ممکن نبود مگر با جانفشانی جوانان ایران زمین به کمک نیروی میهن پرستی و ناسیونالیسم ایرانی.یادمان نرود چه عاملی سبب شد که صدام حسین تازی به کشور ما بتازد و باعث بوجود امدن فجایعی شود که تا امروز گریبان ما را رها ننموده است؟پاسخ یک چیز است:آقایانی که اقتدار ایران شاهنشاهی نیرومندو ارتش ایران را که پنجمین ارتش قدرتمند جهان بود به قربانگاه ۲۲ بهمن ۵۷ بردند باید شاهد دست درازی دشمن خونی به خاک ما می شدندو دیدیم که چه شد .و یادی هم از پیام روح اله خمینی کنیم که گفت راه قدس از کربلا می گزرد! اما قدس و کربلا را فتح نکردند فقط راه نابودی این سرزمین وجوانان آن را در ۶ سال ادامه بی جهت جنگ و سپس نابودی همه صنایع و برنامه های ایران ساز حکومت پهلوی و همچنین نابودی مخالفان به بهانه جنگ هموار شد. و هموار شد ویرانی خوزستان،و  سبب شد آنچه که دیدیم و می بینیم هزاران شهید ومجروح و جانباز که امروز در بدترین شرایط زندگی که چه بگویم ...فقط وجود دارند. چه خوش گفت زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی (آژیر) ...و خون هرگز نمی خسبد  

بیانیه پایگاه ستارخان حزب پان ایرانیست پیرامون تخریب خانه سردار ملی

واپسین نوشته تارنمای فرمان آریا(اورهان پاموک در 21 ماده)

نگاهی به اعدام در حکومت اسلامی

سالگرد ورود نخستین فانتوم به ایران

پاینده ایران 

مزدک

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاینده ایران

شناخت بهتر و دیگرگونه ی چهره هایی که در روند تاریخ معاصر تاثیر گزار بوده اند یکی از بایدهای ما برای تکرار نکردن اشتباهات گذشته است.آیا کسی که به نام دکتر شریعتی می شناسیم همانی است که به ما شناسانده اند؟چرا همواره محسور منبري هاي کراواتي و يا عمامه اي ميشويم و بدنبال حرافهاي افسونگر و افسانه پرداز راه مي افتيم بخوانید و بدانید آتش بیاران معرکه ۱۳۵۷ چه کسانی بودند...آنهایی که مسبب سیه روزی امروز ما هستند. مردمی که تاریخ نخوانده و نمی شناسند محکوم به تکرار آن می شود!  

سیاوش اوستا و علی شریعتی

دکتر سیاوش اوستا از شاگردان و مریدان علی شریعتی واز دوستان خانوادگی ایشان نوشته هایی در مورد این شخصیت مرموز و افسونگر شیرین سخن منتشر کرده که خواندن آن را به همه دوستان و علاقه مندان تاریخ معاصر و مریدان کنونی این شخصیت پیشنهاد می کنم.در این کتاب می خوانید:

سیاوش اوستا در جوانی وکنار خانواده علی شریعتی

*شريعتى همسرش را سگ مى خواند

*استاد محمدتقى شريعتى جان مرا نجات داد

*استاد با سياسى كردن دين شديداً مخالف بود

*حاجيولوژى ، رشته تحصيلى شريعتى

* رساله على شريعتى با پائين ترين درجه Passable (قابل قبول) پذيرفته شده بود

*استاد شريعتى(پدر دکتر): دكتر كلامى سحرانگيز و قدرت خيالپردازى داشت

*تلاش براى "زنده ماندن"

*شاعرى و صداى داوودى سيدعلى خامنه اى!؟ 

*كسى كه مثل آب خوردن دروغ مى گويد

*آيا با ملتى 30ميليونى و تيراژ كتاب هاى نيم ميليونى نويسنده بت مى شود يا نه؟

*رابطه بريدن على شريعتى و انشعاب در سازمان مجاهدين و كشتار بچه هائى كه به اسلام باور داشتند

*على شريعتى شديداً مخالف تمدن و فرهنگ كهن ايرانى بودو آئين مهر و ميترا را جادوگرى مى داند

*على شريعتى تاريخ چين و مصر را نيز زير ضربات دروغين خود مى گيرد

*دروغ، حسد و حرّافى! مشكل بزرگ تاريخ ما

*جهان با برنامه ريزى درازمدت پيش مى رود! اما ما كجائيم ؟

دانلود کتاب: فریب بزرگ قرن ما

(دکتر شريعتي،افسانه پرداز وافسونگر شيرين سخن)

۳۸ رویه در گنجایش ۳۶۳ کیلو بایت

پیوست:نزدیک ترین دوست علی شریعتی کتاب فریب بزرگ قرن ما را تاییدکرد

 

پاینده ایران

مزدک

 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاینده ایران

نوشتار زیر به قلم حجت الاسلام جهانگیر محمودی چند روز پیش (۱۸شهریور) در تارنمای بازتاب درج گردید.نویسنده روحانی ای است که در نشریه های خوزستان قلم میزند. ماه گذشته هنگامی که با چند تن از جوانان پان ایرانیست برای ابراز همدلی با نشریه تولید و سردبیر آن آقای گراوندی به دفتر نشریه رفته بودیم به شکلی اتفاقی شیخ جهانگیر محمودی هم به جمع ما وارد شدند که بین ماو ایشان درباره پان ایرانیست و ناسیونالیسم و نیز انتقاد از گفتگویشان با رامین ناصح ،سخنانی درگرفت و ایشان سخنانی ایراد کردند مبنی بر این که درآینده نوشتاری خواهند داشت با نام "همه ما باید پان ایرانیست باشیم" که باعث تعجب ما گردید. بخشی از سخنان ایشان را میتوانید از اینجا دانلود کنید .به هر روی ایشان این نوشتار را منتشر کردند و ساعاتی پیش دکتر نوری زاده در برنامه خود به این موضوع اشاره کردند و از این نوشته مانند همه ما اظهار تعجب کردند.البته جناب محمودی با همان ادبیات منبری و دیدگاه آخوندی با این مکتب و اندیشه برخورد کرده است!!لازم به ذکر است که مصاحبه ایشان(جهانگیر محمودی) با آقای رامین ناصح که در آن بدترین ناسزاها را به پان ایرانیست ها روا داشت ،و سکوت آقای محمودی از یادمان نرفته است،حالا چگونه این نوشتار را بیرون داده اند جای پرسش است. دیدگاه های خود را درباره این دیدگاه و نوشته جالب از حجت الاسلام جهانگیر محمودی با ما در میان بگذارید.    * مزدک*

********************************************************************

بررسي مباني مکتب پان ايرانيسم از منظر دين ودانش            جهانگیر محمودی

برخي عقيده دارند که پان ايرانيسم مکتب پوسيده و غير قابل استفاده‌اي است. درحاليکه نگارنده عقيده داردايدئولوژي پان ايرانيسم علاوه برعقل ودانش، توسط دين هم حمايت مي‌شود. اساس پذيرش دين نيز به «فلسفه تاريخي» بازمي‌گردد که خداوند درقرآن وپيامبر وائمه درروايات برآن تاکيد نموده‌اند. البته پان ايرانيسم بايد ايدئولوژي هرايراني باشد که دراين کشور زندگي مي‌کند. اما جالب اينکه به سبب همين فلسفه تاريخ اسلامي، پان ايرانيسم بايد ايدئولوژي همه مسلمانان جهان ازشيعه وسني يي باشد که درانتظار ظهور مهدي (عج) هستند. همچنين پان ايرانيسم مکتب هر مسيحي است که درانتظاربازگشت مسيح (ع) است زيرا که او به همراهي مهدي(ع)ظهور خواهد کرد و پان ايرانيسم مکتب همه کساني است که به اميد حاکميت «صالحان» نشسته‌اند وبالاخره پان ايرانيسم مکتب بند کشيدگان تاريخ ومستضغفين است که درانتظار روزي هستندکه حکومت ستمگران تاريخ به پايان برسد، وعجيب مکتبي است !زيرا درحالي که به شدت پارسي وآريايي است، درعين حال به همه قوميت‌هاي ايراني ازعرب وعجم وکرد وترک وبلوچ تعلق دارد وسبب خير وبرکت براي همه ايرانيان است ودرحاليکه به شدت ملي است، انديشه‌اي جهاني وگلوبلوزاسيون است و اين همه تضاد در يک انديشه جمع شدن نشانه ديالکتيکي پويا و سنتزي متکامل ازهمه اين تضادها است ونشان مي‌دهد ملتي که عشق محمد و علي وحسن وحسين ومهدي (ع) درآخرالزمان در تاروپود وجودش لانه کرده، وعشق ذوالقرنين (کوروش بزرگ) درقرون اوليه تاريخ و عشق ِرستم وسهراب وسياوش وعشق آشوزرتشت وهمه انبياي الهي از ايراني وعبراني وعرب واز عيسي وموسي وغيره وجودش را مالامال کرده است.  


ادامه نوشتار
+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

 پاینده ایران

   11سپتامبر سال 2001 كه در امريكا به روز 11 - 9 معروف شده است، جهان با عمليات بي سابقه اي كه انتظار آن نمي رفت رو به رو شد. تني چند و عمدتا از اتباع دولت سعودي با نقشه قبلي، چند هواپيماي مسافر بر را ربودند و آنها را بر ساختمان وزارت دفاع امريكا و برجهاي دوقلوي شهر نيويورك كوبيدند كه ضمن آن جمعا 2 هزار و 819 تن كشته شدند و جهان با نوع تازه اي از جنگ و مبارزه رو به رو شد كه گرهارد شرودر صدراعظم وقت آلمان آن را جنگ غيردولتي نام نهاد.

*************************************************************

 ما پان ايرانيست ها بارها گفته ايم : دين آري ،حكومت ديني نه

روي اين سخنان جناب مير فطروس بنياد گرايان اسلامي است و نه مومنان. زيرا تا سخن از اسلام به ميان مي آيد رگها بيرون مي زند و تعصبات بيهوده راه رابر هر سخني مي بندد.به هرروي هيچكس كشتن عده اي زن و مردپير و جوان را در اين ترور تاييد نكرد و حتا در آن زمان جمهوري اسلامي در برابر اين حركت موضع گيري كرد.با اين پيش زمينه نوشتار زير را كه از گفتگوي انجام شده علي ميرفطروس با نشريه تلاش در همان زمان است،بخوانيد.دراين گفتگو كه دربرگيرنده نكاتي بسيار مهم و اساسي است پرشس ها حذف گرديده است.

( بازخوانی یک گفتگو)

* بنیادگرائی اسلامی واکنش قهرآمیز مسلمانان افراطی در مقابله با نفوذ فرهنگ و ارزش های غربی است. این بنیادگرائی - بصورت جنبشی تمام خواه و ایدئولوژیک - چه در حوزهء عمل و چه در حوزهء عقاید، شباهت های فراوانی با توتالیتاریسم و خصوصاً فاشیسم دارد.

* اسلام- همانند دیگر ادیان و مذاهب- می تواند به تلطیف اخلاقی جامعه و تقویت تعاون اجتماعی کمک کند نه اینکه بفکر حکومت و سیاست باشد. تنها در اینصورت است که هم جنبهء قُدسی دین و هم جایگاه معنوی روحانيّت، محترم و محفوظ خواهد ماند.



  نخستين گامها همواره طنينی پايدار می يابند !
امروز واژه ء بنيادگرائی اسلامی در ذهن , تصويری است هولناک از جهالت و تعصب مذهبی , ايمان کور و نفرت آميخته به تهاجم خشونت بار عليه هر آنچه " غيرخودی " و خارج از حيطهء اخلاق و ارزشهای اسلامی است .
شايد برای جهان, ١١ سپتامبر و برای ما انقلاب اسلامی اجتناب ناپذير می نمود تا به عمق ويرانگری و تخريب بنيادگرائی اسلامی پی بريم. امّا درآستانهء انقلاب ايران علی ميرفطروس از انگشت شمار روشنفکرانی بود که نسبت به ظهور اين پديده ء ويرانساز هُشدار داد. وی در موج فزاينده ء اسلامگرائی در انقلاب ٥٧ کوشش علمی و تحقيقی خود را بر کانون اصلی خطر نشانه رفت و توجه خود را روی پايه های فکری و آرمان های سياسی ـ اجتماعی رهبران مذهبی انقلاب متمرکز ساخت. علی ميرفطروس در پيگيری اين خط فکری به الگوهای آن در صدر اسلام رسيد و تلاش نمود تا اين همانندی ها را در آثار مختلف خويش ( بويژه " اسلام شناسی " و " ملاحظاتی در باره ء تاريخ ايران " ) نمودار سازد.
امروز فضای فکری و روشنفکری ما, سرشار از تلاشهای ارزشمندی در بررسی و نقد گذشته است و آثار ارزشمندی در بازشناسی اسلام نگاشته می شوند, امّا طنين نخستين گامهای علی ميرفطروس همواره در حافظهء تاريخی جامعه ما , پايدار خواهد ماند.

                                                                 *****

بنيادگرائی اسلامی را می توان واکنش قهرآميز مسلمانان افراطی در مقابله با نفوذ فرهنگ و ارزش های غرب دانست . در واقع با حضور و سلطهء استعماری انگليس و فرانسه ( و بعداً آمريکا ) در کشورهای عَرَبی , جوامع اسلامی خود را مورد هجوم " اروپای استکباری و مسيحی " احساس کردند , اروپائی که بنظر اين مسلمانان , در حال تدارک حملات ويرانگری عليه ارزش های دينی و فرهنگی شان بوده است . با چنين حسّ و حالتی , جوامع اسلامی خود را مانند قربانيان مظلومی می ديدند , قربانيان مظلومی که در يک حالت مرگ و زندگی , خود را " برحق " می دانستند تا در برابر هجوم ارزش های غربی ايستادگی کنند . بنيادگرائی اسلامی , اساساً يک ايدئولوژى جهان سومی است و بهمين جهت در کشورهای دموکراتيک و پيشرفته و صنعتی , پايگاهی ندارد . اين ايدئولوژى از آغاز قرن بيستم و همزمان با حضور روزافزون دولت های استعماری غرب در کشورهای مسلمان , آشکار شد که در مصر و سوريه بصورت گروه" اخوان المسلمين " و در ايران بصورت گروه " فدائيان اسلام " ظاهر گرديد . پيدايش دولت اسرائيل در سرزمين های اشغال شده ء فلسطين و خصوصاً شکست حقارت بار اعراب از اسرائيل ( در جنگ شش روزهء ١٩٦٧ و اکتبر ١٩٧٣) و حمايت بيدريغ دولت های غربی از اسرائيل , به کينه و نفرت جوامع اسلامی نسبت به " غرب " بُعد ديگری داد و با توجه به نفرت تاريخی مسلمانان نسبت به يهوديان ـ که از ظهور پيغمبر اسلام آغاز شده و در سراسر سوره های قرآن آشکار است ( اين کينه و نفرت حتی در زمان محمد باعث کشتار دسته جمعی يهوديان" بنی قُريظه" وسرانجام , موجب تغيير قبلهء مسلمانان از" بيت المقدس" به " بيت الحرام " ( مکه ) گرديد . ) اين مسائل , به " جهاد " مسلمانان عليه " غرب استکباری " و " اسرائيل غاصب " مشروعيّت دينی و سياسی داد .
تفسير واقعهء ١١ سپتامبر بعنوان " برخورد " يا " جنگ تمدّن ها " ( که در نظرات پروفسور ساموئل هانتينگتون Samuel Huntington ارائه شده ) شايد اغراق آميز باشد چرا که ابتدا بايد وجود چيزی بنام " تمدّن اسلامی " را احراز کرد تا سپس به علل جنگ و برخورد آن با تمدن غربی پرداخت . بطوری که در گفتگوهای گذشته گفتم : " تمدن اسلامی " ـ اساساً ـ يک مسئلهء " تاريخی " است و مانند بسياری پديده های تاريخی اينک تنها در اسناد و افسانه های تاريخی می تواند وجود داشته باشد، بعبارت ديگر : تمدن اسلامى ، قرن ها است که مرده است و مردگان ، امکان برخورد و گفتگو ندارند !
بنظر من : ريشهء فاجعهء ١١ سپتامبر را بايد در خصلت تعاليم اسلام جستجو کرد . اين، مسئله ای است که متأسفانه در تحليل های مربوط به فاجعهء ١١ سپتامبر توجهی به آن نشده است . ببينيد ! قرآن کتابی است که کلمهء " قتال " ( کشتن ) و اشتقاقات اين کلمه، در آن فراوان تکرار شده است بطوری که می توان آنرا "مانيفست خشونت" ناميد . از طرف ديگر : در تاريخ اديان، پيغمبر اسلام به" پيغمبر مسلّح " مشهور است، پيغمبری که بقول دکتر علی شريعتی : برای پيشبرد عقايدش می گفت : " يا از سرِ راه من کنار برويد ! و يا نابود می شويد ! " فلسفهء سياسی حضرت محمد در اين جملهء معروف او خلاصه شده كه می گفت :
" من آمده ام که درو کنم نه بکارم ! بهشت، در زير سايهء شمشير عربان است "
در تاريخ اديان بزرک جهان، هيچ دينی را نمی توان يافت که مثل اسلام برای پيشبرد تعاليم و انديشه هايش، اينهمهبه تهديد و قتل و ارعاب متوسّل شده باشد . درواقع، تاريخ رشد و گسترش اسلام را نمی توان فهميد مگر اينکه ابتداء خصلت خشن، تند و مهاجم آنرا بشناسيم . مسئلهء ديگر، مفهوم " شهادت"، در اسلام است که نوعی حقانيت دينی و تاريخی به " شهيد " می دهد که طی آن، اگر چه فرد ( شهيد ) از زندگی دنيوی دست می شويد، امّا با شهادت خويش به " لقاالله " نائل می گردد و در " آن دنيا " جاويد می ماند، اين چنين است که بقول دکتر شريعتی : " شهيد ، قلب تاريخ است "يا بقول مرتضی مطهری : " شهيد ، شمع تاريخ است". . . اعتقاد به " شهادت "، از خودبيگانگی فرد را دامن می زند و در ارتکاب عمل باعث نوعی "بی حسی اخلاقی" می گردد که طی آن هر عمل و جنايتی، " مشروع"می شود، اعتقادی که بی باکی، جسارت و دليری مجاهدان اسلامی را بر می انگيزد و معمولاً باعث" پيروزی حق بر باطل " می گردد . فاجعهء ١١سپتامبر، بارزترين نمونهء اين اعتقاد و " پيروزی" است !
بنيادگرائی اسلامی ـ بصورت جنبشی تمام خواه و ايدئولوژيک ـ چه در حوزهء عمل و چه در حوزهء عقايد ، شباهت های فراوانی با توتاليتاريسم و خصوصا ًفاشيسم دارد . ( نگاه کنيد به : ملاحظاتی در تاريخ ايران ، بخش سوم ) 

بنيادگرائی اسلامی ابتداء خصلتی " روشنفکرانه " و غيرتوده ای داشت و حضور آن ، بيشتر در محافل روشنفکری و دانشگاهی احساس می شد ، امّا چندان نمی توان آنرا " بازتاب و نتيجهء تلاش های روشنفکران اسلامی " دانست ، بلکه ـ بتدريج ـ يعنی با رشد ناموزون و شتابان مناسبات سرمايه داری و ورود ارزش های غربی به جوامع اسلامی ، و سيل مهاجرت روستائيان از دهات به حاشيهء شهرهای بزرگ ، بنيادگرائی از حالت گروهی و " روشنفکری" به جنبشی گسترده و مردمی بدل گرديد . جنبش های اسلامی اگرچه در شهرهای بزرگ ظاهر شدند و " جنبش شهری " بشمار می آيند ، امّا از نظر انديشه و ايدئولوژی ، حامل انديشه ها و ارزش های قبيله ای و پيش سرمايه داری ( با الهام از تعاليم قرآن ) هستند . در اين ايدئولوژی ، " حکومت صدر اسلام " چنان " ايده آليزه " گرديده که در باور توده های مسلمان ، دوران حضرت محمد يا علی , دوران اوج آزادی ، عدالت اجتماعی ، برابری و برادری بشمار می آيد .
مشخصه های اين " تمدن خيالی " روان آسيب ديده و روح تحقير شدهء مسلمانان را تسکين می داد : فريب بزرگی که انعکاسات فکری آن به جامعهء ما نيز کشيده شد بطوری که مثلاً بعضی از روشنفکران ملی ـ مذهبی ما انتشار کتاب " سير تحول تدريجی قرآن " ( نوشته مهندس مهدی بازرگان ) را " کشفی همسنگ کشف اسحق نيو تن " دانستند !!!

کاربُرد اصطلاح " ملّی ـ مذهبی " هم مانند بسياری از کلمات و اصطلاحات سياسی ديگر ( مثل محافظه کار ، ميانه رو , اصلاح طلب و غيره ) دارای ابهام ، اشتباه و آشفتگی است . اين کلمه ( ملّی ـ مذهبی ) نشانهء همان التقاط فکری ، فلسفی روشنفکران ما از مشروطيت تا کنون است . به زعم اين دسته از روشنفکران ، هويّت ملی ما بر دوپايهء ايرانيت و اسلاميتاستوار است . خوب ! اولين اشکال اين " تعريف" اينست که : پس آن ميليون ها ايرانی زرتشتی ، ارمنی ، کليمی و آسوری و غيره در کجای اين " هويت ملی " جای دارند ؟ می دانيم که مثلاً در طول اين قرن های سلطهء اسلام ، زرتشتی ها در حفظ آئين ها و عقايد ملّی ما نقش اساسی داشته اند .
از اين گذشته ، اسلام با اعتقاد به "اُمّت" ـ اساساً ـ با هرگونه" مليّت" و ملی گرائی مخالف است بهمين جهت است که بسياری از کشورهای متمدن ( مانند مصر و سوريه ) با پذيرش اسلام ، خود را در اُمّت اسلامی ، منحل و مضمحل کرده اند ، در اين ميان فقط ما ـ ايرانيان ـ بوديم که با اسلام به گونه ای خاص و شايد هم رندانه و هنرمندانه برخورد کرده ايم ، يعنی بجای آنکه در تماميّت اسلام ، ذوب شويم , برخوردی خاص و ايرانی با آن داشته ايم، بعبارت ديگر ، در طول تاريخ ايران بعد از اسلام ، هويت ملی ما از طريق زبان پارسی و آئين هائی مانند نوروز و مهرگان و جشن سده و غيره تداوم يافت و اسلام ( با همهء فرقه های متعدد و مخالف و مختلفش ) در واقع " تابع " اين روند تاريخی بوده است ، با توجه به اينکه در طول تاريخ ايران بعد از اسلام ، علمای اسلامی ما بيشتر " عَرَب زده " بودند و ٩٠ درصدر آثار و تأليفات اين " حضرات " به زبان عربی نوشته شده ،هويّت ملی ما جز در زبان پارسی ، شعر و عرفان و حماسهء ما پايگاه و پناهگاهی نداشتاز اين طريق بود که حسّ ملّیما از گذشته به آينده تداوم يافت . شما اين مسئله را در هيچيک از کشورها و ملّت های مسلمان ديگر نمی توانيد ببينيد .
واقعاً اين چه " تمدّن اسلامی"، است که از خودش حتّی يک صفحه کتاب نداشت , بزرگترين هنرمندان و نويسندگان و مورخين و متفکرانش ، ايرانی هستند و حتی دستور زبان و صرف و نحو اين " تمدّن اسلامی " را يک نفر ايرانی انديشمند ـ بنام سيبوَيه نحوی ـ تهيه و تدوين کرده است . . . در اين ٢٣ سال حکومت اسلامی در ايران ، اسلام و روشنفکران ملی ـ مذهبی ما ـ در يک موقعيّت استثنائی ـ تمام بضاعت و توان فکری ، فلسفی و سياسی خويش را " عرضه "کرده اند که نتيجه اش : اين شکست و شرمساری بزرگى است که روی دست ملّت ما باقی گذاشته اند ، اين شکست و شرمساری ـ يک بار ديگر ـ اين حقيقت را ثابت می کند که : جامعهء ما تا زمانی که از اين صحرای کربلای احساس و انديشه، از اين فلکلورعزا و مرثيه و زاری، از اين " دينخوئی " و بردگی روحی و از اين دُور باطل ايدئولوژی اسلامی بيرون نيايد، نخواهد توانست جايگاه شايستهء خود را درجهان شتابان و پيشرفتهء امروز، بدست آورَد . برای نمونه نگاه کنيد به دو کشور هند و پاکستان بعد از استقلال : يکی با تکيه بر يک سياست غيردينی , به يکی از بزرگترين دموکراسی های جهان بَدَل شد ، امّا ديگری ( پاکستان ) با تکيه براسلام و اسلاميّت به نمونه ای از استبداد سياسی ، فقر ، عقب ماندگی و بنيادگرائی اسلامی . . . اين فرهنگ عزا و شهادت و عاشورا ، قرن هاست که انسان ايرانی را دچار " از خود بيگانگی "وعدم تعادل کرده است . انسانی که بجای " سر" ، همواره با " دل " ش می انديشد . انسانی که هميشه " آينده " را در نابودی " حال " جستجو کرده است . دوستانی که بعنوان" حفظ ارزش های ثابت و سُنت ها" در حفظ و تداوم سلطهء اسلام تلاش می کنند ، در واقع بی اعتقادی خود را به " انديشه مدرن , خردگرائی و اصالت فرد " عيان می کنند . من نگرانم که بعضی از روشنفکران مذهبی ما به سبک دکتر علی شريعتی بخواهند يک " شيعهء علوی " يا يک " اسلام نَبَویِ" ديگر برای جامعهء در حال تحول ايران ، " اختراع" کنند . در حاليکه مسئله ما ـ امروز ـ مسئلهء " قبض و بسط شريعت "نيست . ما امروز ـ بيش و پيش از اسلام ـ بايد به ايران بيانديشيم و آرمان های خيالی تمدن اسلامی را به افسون شدگان اصلی آن ( يعنی اعراب مسلمان ) واگذارکنيم . آنهمه جشن و اميد و تلاش و شادخواری و شادزيستی در فرهنگ ايران پيش از اسلام ، برای ما ايرانيان ، ذخائر ارزشمندی برای رسيدن به يک ايران مدرن ، شاد و سرفراز ، بشمار می روند .
 بله ! امّا از استثناها که بگذريم ، بيشتر اين متفکران نه برای" عقلانی کردن دين"بلکه برای "دينی کردن عقلانيّت" تلاش می کنند ، نگرانی من از همين جاست که باز هم با اصطلاحات شبه علمی و جامعه شناسی ( مانند ترموديناميک ، اگزيستانسياليسم و غيره ) بخواهند برای دين " تشريف " علمی بدوزند , بنظر من ، اين امر نه به سود اسلام و باورهای اسلامی است و نه به سود تحول و پيشرفت اجتماعی ما است . . . اسلام ـ همانند ديگر اديان و مذاهب ـ می تواند به تلطيف اخلاقی جامعه و تقويت تعاون اجتماعی کمک کند نه اينکه بفکر حکومت و سياست باشد . تنها در اينصورت است که هم جنبهء قُدسی دين و هم جايگاه معنوی روحانيّت ، محترم و محفوظ خواهد ماند. 
من ، اصلاح طلبان ايران را بيشتر " اصلاح طلبان دينی " می نامم . اصلاح طلبانی که بيشتر " درد اسلام "دارند تا دغدغه ايران ، آزادی ، پيشرفت و جدائی دين از دولت . به عبارت ديگر : در آراء و عقايد اکثر اصلاح طلبان و روشنفکران ملّی ـ مذهبی ما ايران ، آزادی ، و دموکراسی تنها در پرتو دين و حضور اسلام قابل تصّور است ( در اين باره ، من در کتاب " ملاحظاتی در تاريخ ايران " ـ با ارائه اسناد و شواهد بسيار بحث کرده ام ) . اين درد و دغدغهء اسلام در نزد بعضی از روشنفکران ملی ـ مذهبی آنچنان قوی است که بقول دکتر علی شريعتی :
" بايد يک جنگ آزاديبخشبرای خود اسلامآغاز کنيم ،کهاسلام ، آزاد بشود ، خودِ اسلام نجات پيدا کند نه اينکه مسلمان ها نجات پيدا کنند " .
در ميان اصلاح طلبان ايران ، البته كسانى هستند که با آموختن از تجربيات خونين ٢٣ سالهء حکومت اسلامی معتقد به مدارا ، آزادی ، دموکراسی و جدائی دين و دولت می باشند ، همين " نوانديشان دينى" هستند که در طرح و ترويج " عقلانيّت دينی " و جدائی دين از دولت ، نقش ارزشمندی دارند .
 
 
پاينده ايران
مزدك
+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاینده ایران

امروز پنجمین سالگرد ترور ناجوانمردانه ی مردی از دیار آریانا ست . سرزمینی که کمتر از ۲۰۰ سال است که با نیرنگ های استعمار انگلیس از ایران جدا گردید اما هنوز شراره های پرفروز فرهنگ ایرانی در آنجا زبانه می کشد.احمدشاه مسعود به تاريخ، فرهنگ و گذشته سرزمينش تعلق داشت و با عشق وافرى به مفاخر فرهنگ و ادبيات فارسى به ويژه حافظ شيرازى زندگى مى كرد كه اين موضوع نشانه اى از آرا و افكار و منش سياسى وى بود. فرمانده نامدار و با اقتدار مجاهدین و وزیر دفاع دولت افغانستان سر انجام پس از 26 سال مبارزهء پر فراز و نشیب و تحمل دشواری های زیاد برای بیرون راندن مهاجمین شوروی از افغانستان در ۱۸ شهریور ۱۳۸۰به دست دونفر تروریست عرب تبار از گروه تروریستی القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند در منطقه خواجه بهاء الدین به شهادت رسید. یک شیر از دره پنجشیر به دیار باقی شتافت جان بر سر میهن پرستی فدا کرد اما هنوز شیران دیگری در ان آنجا هستند . آنجا دره ۴ شیر دیگراست...روحش شاد و یادش گرامی بادا .

دره پنجشیرتصویر نقاشی از احمد شاه مسعود
 
            دیدگان احمد شاه مسعود هنوز به پنجشیر می نگرد
 
ساعت ده صبح روز هجدهم شهريورماه ۱۳۸۰ (ه .ش) (نهم سپتامبر ۲۰۰۱ ميلادى) احمد شاه مسعود فرمانده مجاهدين افغانستان بنا به اصرار و توصيه بعضى از دوستان و همرزمانش دو خبرنگار عرب مراكشى تبار مقيم بلژيك كه مدت ها در افغانستان در انتظار مصاحبه با وى بودند را جهت مصاحبه به دفتر كار خود در قريه «خواجه بهاءالدين» ايالت «تخار» دعوت مى كند. خبرنگاران عرب وقتى وارد اتاق ۳*۷ مترى فرمانده مسعود مى شوند، وسايل خبرنگارى خود را جمع وجور مى كنند و يكى از آنان دوربين فيلمبردارى M3000 را روى ميز گذاشته، لنز آن را به طرف احمد شاه مسعود ثابت كرده و اولين سئوال خود را از مسعود مى پرسد كه: «اگر بار ديگر شرايط لازم فراهم شود كه سراسر افغانستان به تصرف شما درآيد، موضع تان در مقابل بن لادن چه خواهد بود؟» بلافاصله پس از اين سئوال هنگامى كه احمد شاه مسعود براى پاسخگويى به اين پرسش زبان مى گشايد، يكى از آن دو خبرنگار، بمب قوى، آتش زا و احتمالاً حاوى گاز سمى كه زير لباسش جاسازى كرده بود را همزمان با بمب ديگر تعبيه شده در داخل دوربين فيلمبردارى منفجر مى سازد.

به دنبال اين انفجار، خبرنگاران قلابى در دم جان سپرده و احمد شاه مسعود بنا به اظهار نزديكانش پس از شش روز تحمل درد جراحت درگذشت. قتل احمد شاه مسعود بازتاب وسيعى در سرتاسر جهان داشت و ابراز انزجار شديد مردم افغانستان و جامعه جهانى را در پى داشت. ترور احمد شاه مسعود به وسيله القاعده طراحى و اجرا شد و خود اين گروه نيز پس از دو سال سرانجام مسئوليت اين عمل را به عهده گرفت. نقشه ترور مسعود توسط شخص «اسامه بن لادن» رهبر گروه القاعده طراحى شده بود و بنا به گفته «وحيد مژده» از كارمندان ارشد وزارت خارجه حكومت طالبان، بن لادن در جواب سرزنش هايى كه بعضى از مقامات طالبان از دردسرهايى كه براى طالبان ايجاد كرده است، به آنها وعده داده بود كه دشمنان بزرگ طالبان را نابود كرده و راه را براى تسلط كامل طالبان بر سرتاسر افغانستان، هموار خواهد كرد و براى عملى كردن وعده اى كه به طالبان داده بود، تصميم گرفت تا احمد شاه مسعود مهم ترين فرمانده نظامى و بزرگ ترين شخصيت سياسى مخالف طالبان را ترور كند. براى اين منظور دو نفر عرب مراكشى به نام هاى «محمد كريم» و «محمد قاسم» را كه داراى پاسپورت بلژيكى بودند و از اعضاى القاعده به شمار مى رفتند مامور كرد تا طى عملياتى انتحارى احمدشاه مسعود را به قتل برسانند. اين دو مرد ۲۸ ساله و ۳۴ ساله مراكشى كه با جعل مدارك و اسناد خود را خبرنگار معرفى مى كردند، از مرز «تورخم» - جلال آباد پاكستان با افغانستان - وارد قلمرو حكومت طالبان شده و پس از ملاقات با بن لادن وارد منطقه تحت تسلط نيروهاى وفادار به احمد شاه مسعود در محدوده پروان و كاپيسا شده و پس از جلب اعتماد و فريب بعضى از شخصيت هاى مهم جهادى و بعد از اينكه با مهارت تمام توانستند آنها را نسبت به خبرنگار بودن خود و اينكه هيچ وابستگى به طالبان و القاعده ندارند مطمئن سازند، موفق شدند تا از احمدشاه مسعود وقت مصاحبه بگيرند و چنانچه ذكر شد نقشه ترور مسعود را عملى سازند.
                                                                 ادامه نوشتار را بخوانید
*****************************************************
امروز یک مناسبت دیگر نیز داریم و آن جان باختن ارتشبد بهرام آریانا ارتشبد آریانا
سرباز فداکار میهن ماست. به دلیل طولانی شدن این پست پیشنهاد می کنم  نوشتاری در باره این مرد بزرگ را در تارنمای فرمان آریا و یا موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران بخوانید
 
                                                           پاینده ایران
                                                                مزدک
 

 

 
 

ادامه نوشتار
+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 

پاينده ايران

چند غزل ملي ميهني زيبا از زنده ياد رَهي معيري آماده كرده ام كه آنرا به همه ميهن پرستان پيشكش ميكنم .در انتهاي نوشته مي توانيد مجموعه اين اشعار زيبا ي شاعر كه در وصف ميهن خويش سروده است را در يك پوشه پي دي اف دريافت كنيد.

دست اردهد به پاي گل و لاله مست باش          جامي بنوش وبي خبراز هر چه هست باش

بر فرق دوستان دو رو  پشت پا بزن                    در  جنگ دشمنان وطن، چيره  دست باش

فتح و شكست لازمه ي زندگي بود                    اي مردِ زندگي ،در پي فتح و شكست باش

تركي و پارسي نكند فرق پيش ما                      از  هر  كجا  كه زاده اي ايران  پرست باش

 

دانلود غزل هاي ميهني  ر‍َ هي معيري ( 86 كيلو بايت)

 

پاينده ايران

مزدك

 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
پاینده ایران

با دیدن چند برنامه ی اخیر بخش فارسی کانال تیشک تی وی که وابسته به جریان حزب دمکرات کردستان ایران است سخنانی دروغین در باره حکومت ها و تاریخ ایران بیان گردید که دلیل نوشتن این رایانامه ای برای این شبکه ی ماهواره ای شد و چون مایل بودم دوستان دیگر هم آنرا بخوانندمتن آنرا در زیر اورده ام.

****************************************************************

با درود به آقای سیروس ملکوتی و دست اندرکاران بخش فارسی شبکه تیشک

 

 من یک خوزستانی میهن پرست و اصالتاً کرد هستم هر چند که چند نسل در خوزستان زندگی کرده و زبان کردی را از یاد برده ام و خوزستانی به حساب می آیم اما هنوز عشق به فرهنگ وتاریخ ومردم ایران وکردهای همیشه ایرانی در دلم زنده است. گاهی سخنان میهمانان شما من و امثال من را می آزارد و سبب رنجشمان می گردد چرا که این سخنان از روی ناآگاهی وکم آکاهی و بیشتر به دلیل غرض ورزی نسبت به  تاریخ ایران است.

****

در میزگردی که روز یکشنبه 21 امرداد از کانال شما پخش شد شخصی به نام کریمی به عنوان میهمان حضور داشت  که سخنان بسیار ناراحت کننده ای بیان کرد ایشان به واژگونی وقایع تاریخی اقدام کرده و تاریخ ایران پس ازمادها را یکسره پرازظلم و جورپارس ها قلمداد کردند. به گوشه ای از سخنان ایشان اشاره می کنم که گفتند:

 

*هخامنشی ها آثارحکومت مادها را رازبین برده و نابود کرده اند!!!

* ساسانی های آثار حکومت اشکانی ان را از بین برده اند زیرا که انها را یونانی می دانستند و چون اعتقاد داشتند که سوشیانس هایی هر 1000سال یکبار ظهور می کنند و برای همین 500 سال تاریخ  شاهنشاهی اشکانیان را از بین بردند که تاریخ را هزار ساله نمایند و خود را سوشیانس قلمداد کنند!!!

*سربازان دوران اشکانی ازدل وجان برای ارتش می جنگیدند چرا که خود را ایرانی می دانستند ومالک خورده زمین های بودند اما در دوره هخامنشی با آن همه اسب های سم طلا و زین طلا اینگونه نبود و به همین دلیل ارتش شاهنشاهی هخامنشی در سه جنگ نابود شد!!!

عجیب است که همین سخنان را در مورد تاریخ ایران جناب ناصر پورپیرار هم می زنند و یکسره تاریخ ایران را زیر سوال می برند!این شاگرد ناصر دن کیشوت از منابع خود هم نام نبرد که این چنین زیبا تاریخ را با برداشت خود به مردم کرد تحویل دهد. البته از نوع کلام ایشان می شد فهمید که تفکر چپ بر اندیشه شان چیره گشته اما این گونه صحبت ها چه مبنای علمی دارند ویا ایشان چرا ازمنابعی که برای سخنان خود استفاده کرده نام نمی برد و فقط باعث گمراه شدن عده ای بیننده عام می گردد که نتیجه اش را آقایان حکومتی می برند.این تفرقه افکنی ها به سود کیست؟ به یکباره تمام فتوحات دوره هخامنشی به فراموشی سپرده شد و فقط شکست هایی ان هم نه از نوع نظامی که از نوع دیگردرنظرجناب کریمی آمد ای کاش سربازان مهاجم به ایران زنده بودند و شهادت می دادند که نیزه ی مرد پارسی چگونه از کشور نگاهبانی می کرد و سینه دشمن را می شکافت. جناب ملکوتی شما ادعای بی طرفی میکند اما چرا یکبار یک آدم ناسیونالیست در برنامه های شما حضور ندارد؟  درحزب دمکرات کردستان هوادارخود مختاری و فدرالیته به وفور یافت می شود وعده ای هم میهن پرست و ناسیونالیست و هوادار پان ایرانیست هستند و کردستان ایران را در نه به عنوان ایالت خودمختار و نه فدرال بلکه در پناه مام میهن می خواهند.از گروه سوم در برنامه های شما خبری نیست و به همین دلیل است که گاهی عده ای از پان ایرانیست ها حزب دمکرات را به تجزیه طلبی متهم می کنند.شوربختانه تلویزیون شما بلندگوی این افراد شده اید ومن ندیدم که مجری محترم برنامه یکباراز مهمان خود پرسشی برخلاف انچه می گفت داشته باشد واین برنامه در هفته های اخیربا حضور کریمی و امثال ایشان به بازخوانی تاریخ البته از نوع پورپیراری ادامه داشت.آقایان نگذارید این احساس در دیگران بوجود آید که کرد تجزیه طلب است. ضرر آن بیشتر متوجه خودتان است و دستاویزی برخود حاکمیت فرقه ای ایران با شما می گردد.

آقای شاهو حسینی نماینده حزب دمکرات کردستان در خارج در برنامه روز 26 امرداد در حضور شما گفتند که این کانال مبلغ هیچ حزبی و اندیشه ای به شکل خاص نیست وهمگان می توانند درآن حضور داشته باشند.ولی واژه ی ملت کرد و یا خلق کرد(خلق اصولا َواژه ای کمونیستی است) که ایشان بارها ازآن استفاده کردند،چه معنا و مفهومی دارد. مانند کلمه مجعول پان فارسیست! که عمدتا از سوی تجزیه طلبان برای برخود با جریان میهن پرستانه ی پان ایرانیسم علم شده است. ما یک ملت هستیم ،ملت ایران که از اقوام و تیره های گوناگون تشکیل گردیده است.دراین رژیم فاسد به تمام ملت ایران ظلم می گردد و حقوق همه ی ایرانیان پایمال می گردد.

نکته ی مهمی که قصد دارم خیلی کوتاه به آن بپردازم این است که وارد کردن اعراب خوزستان به جریانات قوم گرا مانند آذری ها، بلوچ ها،کردها از سوی دیگر گروه ها کاری نادرست است. اصولا مسئله کرد و عرب با هم تفاوت دارد.

مهمترین مسئله این است که حزب دمکرات بارها سخن از کردستان ِایران می برد و اگر هم در جهت استیفای حقوق قوم همیشه ایرانی کرد سخن می گوید دست کم در کلام، از خودمختاری و یا فدرالیته در پناه ایران نام می برد.کرد خود را ایرانی می داند اما در مورد عرب های جدایی طلب مسئله تفاوت دارد. آنها جایی به نام ایران یا ایران را به رسمیت نمی شناسند وازتشکیل کشوری مستقل به نام عربستان یا اهواز(به زعم خودشان الاحواز) نام می برند که امتداد آن تا استان فارس و بوشهر هم رسیده هم رسیده وروزبه روز بزرگ ترمی گردد!! جدایی طلبان عرب همانگونه که همواره وصراحتا در بیانات و نوشته هایشان گفته اند اعتقاد به جدایی کامل خوزستان ازایران دارند،خوزستانی که سرزمین پدری آنها بوده ودر طول سالیان حکومت پهلوی از طرف فارس ها اشغال گردیده و حقوق اعراب در سرزمین پدری شان تحت ظلم پارس ها پایمال گردیده است!!این ها خود را ایرانی نمی دانند اگر چه چندین نسل است که در خوزستان زندگی کرده و ازتمام امکانات خدادادی اینجا ساستفاده کرده اند برای من خوزستانی پذیرفته نیست که شما انها را در جبهه خود قرار دهید.دراین بین نباید از آتش افروزی بیگانگان و دلارهای نفتی سعودی که خرج آقایان روشنفکرمآب می گردد غافل بود.البته در این بین حساب اکثریت مردم عرب میهن پرست خوزستان که در 8 سال جنگ پابه پای دیگر خوزی ها در برابر صدام جنایتکار ایستادند و شهید دادند و خود را ایرانی می دانند از اقلیت جدایی طلبان که درصد کمی را تشکیل می دهند جداست.هرچند که این اقلیت جدایی خواه از فقر فرهنگی و مادی شدید و مطالبت به حق و قانونی اکثریت سوء استفاده کرده و به اندیشه آنان جهت می دهند... (آقای ملکوتی یادتان باشد این سخنان را کسی می گوید که در خوزستان زندگی می کند و از نزدیک شاهد تحرکت مذبوحانه ی این خودفروختگان می باشد.)

همانگونه که حقوق من و امثال من از طرف حاکمیت پایمال می شود حقوق عرب و فارس و شوشتری و دزفولی و رامهرمزی و بختیاری و در کل همهه ی خوزستانی ها پایمال می  شود. ایا به این دلیل باید پرچم تجزیه را برافراشته و در شیپور جدایی خواهی دمید؟؟ جدایی راه چاره نیست.علاج فرزند مریض راآغوش مادر باید کرد. آیا اگر حکومت نالایقی بر مسند کار است و به حقوق همه ی اقوام و اقلیت ها بی توجهی می کند باید آن تکه از خاک کشور جدا شود تا چاره کار گردد؟ اگر عضوی از بدن دچار مریضی و ناخوشی شد باید آنرا از پیکر جدا کرد؟؟؟ نه،چاره کار درسرنگونی این رژیم فاسد وغیرمشروع وبدست آوردن حقوق خود در یک نظام ملی و مبتنی بر رای مردم است که به همه به یکسان می نگرد و

 این هدفی است که جز با اتحاد همه ی اقوام وتیره های ایرانی امکان پذیر نیست.

                                            پاینده ایران

                                                         مزدک

 

+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
+ نوشته شده در    به دست پايگاه آريو برزن | 
 
رويه نخست
رايانامه
بايگاني
درباره اين تارنما
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________
شوربختانه از روز31 فروردین87، این تارنما و تقریباً همه ی تارنماهای دیگر پان ایرانیست ها گرفتار تیغ سانسور گردیده و فیلتر شدند. این حرکت که در آستانه یک سالگی ِآغاز مجددِ این تارنما روی داد(آغاز کار ما در اواخر سال 83 و اوایل 84 با همین نام بود) شبیه حرکتی بود که در یکسالگی همین تارنما در سال 85 رخ داد و به شیوه ای مشکوک هک گردید و مارا مجبور کرد در یک نشانی دیگر کار کنیم وپس ازآزاد شدن این نشانی توسط بلاگفا باز به این جا برگشتیم و امروز دوباره باید بار خود را ببندیم و به خانه جدید رویم. بله دوستان، تارنمانویسی میهن پرستانه در حکومت فرقه ای جمهوری اسلامی سرانجامی جز خانه بدوشی ،فیلترینگ و زندان ندارد.
بایسته است یادآوری شود این حرکت بی سابقه که مانند تعطیل شده فله ای مطبوعات در زمان خاتمی بود شگفت آور است و حکایت از آن دارد که آقایان از شکسته شدن بایکوت خبری علیه ما در پهنه اینترنت و جامعه به دست یاران میهن پرست در شهرهای ایران و به دنبال آن نفوذ اندیشه ی ما وکشش نسل جوان به سوی پان ایرانیست به هراس افتاده اند.همچنین فراخوان سازمان جوانان حزب برای گردهمایی روبروی سفارت امارات عربی در10 اردی بهشت 1387 که بازتاب بسیار گسترده ای در بین جامعه ایرانی و رسانه جهانی داشت و باعث مطرح شدن بیش از پیش نام پان ایرانیست گردید آقایان را ناراحت نموده است.برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و مهرگان و دیگر جشن ها و نشست های حزبی هم براین موارد بیافزایید. هرگاه جان در بدن نداشتیم آنروز از حرکت بازمی ایستیم

_________________________

نشاني دوم هم در6مهرماه1388 فیلترشد!!
www.paniran2.blogfa.com
________________________
ایرانی .....
باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود .
ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد .
خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است .
اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید :

فلات ایران به زیر یک پرچم

##################
آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد.

پيوندهاي روزانه
فهرست نوشتارهای پان ایرانیست خوزستان
دانلود تاريخچه نهضت- مكتب و حزب پان ايرانيست(pdf)
نرم افزار فیلتر شکن بسیار قوی v.p.n با استفاده آسان
برنامه فیلتر شکن فری گیت free gate بسیار قوی
شعارهای پان ایرانیستی نقش بسته بر روزنامه های ایران
تصاویر و فیلم حماسه 10 اردی بهشت روبروی سفارت امارات
برنامه فيلتر شكن جدید بسيار قوي فيلتر نشدنی پرقدرت قوی قوی
با پان ایرانیست آشنا شویم
بايگاني پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بايگاني جُستاري
یادواره ها،جشنها،روزهاي مهم تاريخ
فرهنگی اجتماعی
بیانیه هاي حزب پان ايرانيست
اخبار روز
نوشتارهاي پان ایرانیستي
دریافت(دانلود) کتاب ، آوا ، نما
دسیسه های ضد ايراني
پاسخ هاي پان ايرانيستي
بخش سرور ابوالفضل عابدینی
عهدنامه های ایران (جدید)
نوشتارهاي ناسيوناليستي
میراث فرهنگی
سرور ويدا دهقانيان
سروده هاي ميهني
ويدئوهاي بنياد پان ايرانيسم- تهران 1386
اسناد حزب پان ایرانیست
سروده هاي ميهني
آلبوم تصاوير پان ايرانيست
پيوندها
پان ایرانیست خوزستان2 بدون فیلتر
تارنماي رسمي حزب پان ايرانيست
کتابخانه ی حزب پان ایرانیست
وبلاگ رسمی حزب پان ايرانيست
پان ايرانيست دفتر اروپايي (انگليسي)
اخگر (سرور منوچهر یزدی)
پان ایرانیست تبریز (فرمان آریا)
پان ایرانیست کرمان
پان ایرانیست ارومیه
پان ايرانيست كردستان(بژی ایران)
پان ایرانیسم سرافراز ایستاده در تاریخ(سرور عابديني)
حماسه چالدران (سرور آتروپات)
اقتدارملی (سرور کیان مهر)
جوانان پان ايرانيست اراك
میهن و ملت (سرور برگزیده)
پايندگي (سرور پيشداد)
ایران شمالی (رسول اردبیلی)
دادگران پان ايرانيست
كاوه اهوازي (سروركاوه)
کشورهای پارسی زبان(سه گانه پارسی)
به ایران بیاندیشیم (سرور شاپور)
روزنامک (مسعود لقمان)
آذر ایران (سهند کريمي)
تاريخ, جشن ها و زبان پارسي (کوروش محسني)
ای ایران (آریو برزن)
ذوالقرنين (پاسخ به ناصر پور پيرار)
نشريه الکترونيکي زرتشت (کیوان افشین جو)
یاران ایران جوان (روزبه)
زرتشت وايران باستان (مهرداد پارسايي)
پايگاه پژوهشي آريابوم
پايگاه فرهنگي تاريخي کشور پر افتخار ايران زمين
ایران نامه (دکتر شاهین سپنتا)
همه گیتی تن است و ایران دل(ایران دخت)
آريا منش(داريوش)
کتابهاي رايگان فارسي
تاريخ و ادبيات ايران زمين(محسن قاسمي شاد)
آزرگشنسب
ايران زمين (آريو برزن)
سرزمین ما (اشکان)
پروفسور منوچهر جمالي
پایگاه اطلاع رسانی یادمانهای دشت پاسارگاد
حق و صبر (آنتي پور پيرار)
دانلود انواع نرم افزار
آنچه نمي خواهند شما بدانيد(سايت افشا بدون فيلتر)
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
من می‌اندیشم پس هستم (بهرام ساسانی)
تاریخ ایرانیان در این روز(دکتر نوشیروان کیهانی زاده)
به نام خداود خرد
اصغرآقا(اشعار کمدی سیاسی هادی خرسندی)
باهماد ٍآزرآبادگان جاوید
زرتشتی ایران(شهریار)
نشانی تارنماهای مختلف خبری و..
پژوهش های ایرانی(رضا مرادی قیاس آبادی)
درفش كاوياني (كتابخانه)
بردیا نیوز
انوش راويد
از ريشه ها تا ميوه ها(داراب)
تاريخ باستان(الهام)
بنیاد نیشابور(دکتر فریدون جنیدی)
سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران
بهرام مشيري
احمد کسروی
شاهنامه ی فردوسی
سرزمین پارسیان(فرید شولی زاده)
شاهنامه و ایران
دكتر حمید احمدی
تاریخ، عرفان، مذهب، زن (سارا)
پاسارگاد 2 (مريم)
تارنمای خبری تبریز نیوز(پیمان پاکمهر)
آنچه بايد بدانيد(كتاب خانه)
هوادان كانال يك
یاردبستانی(سرور نوشین جعفری)
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
خبرگزاری ایرانویچ
پاسداران فرهنگ ایران
ژنرال (طنز ضد پان ترک)
امروز برخیز (بچه های ایران)
جسم آزاد روح دربند (بردیا فروهر)
بنیاد ایران ما (فرزین رحیمی)
بلاگ نیوز
میرزای ایرانی
انعكاس اخبار،طنز،عكس،انتقاد
زنداني 209 (كيانوش سنجري)
آنتی پان ترک
تارنماي خبر ایران ب ب ب
رويداد (افشين)
آريانا (آريابد)
ايران جاودان (ساناز)
ايران برتر از همه (سياوش)
نژادگان (ساسان)
آرتش شاهنشاهی ایران
خاك و خون(اردشير)
پير خرابات (پرچم دار)
نسل سوخته (دنيل)
بهشت گمشده آرياييان (مهران)
مزرپرگهر‌ (بزرگمهر ايراني)
داريوش همايون
شرم نامه شاملو
تیرداد بنکدار
جستاری در گیتی (نازنین متین)
نسل خاموش2
نیمه گمشده من (آرش جهانشاهی)
ایران تالشستان
آينده روشن(مهدي رفعتي)
وبلاگ خبری ایران آزاد
پيش به سوي همبستگي ملي
سپنتا آرمئيتي (پيامبر)
فرزندان ایران زمین
در راه میهن‌(کوروش سپنتمان)
پارسوماش (مهردادوآرش)
ايران آزاد (مسعود)
خبرگزاري ايسنا - خوزستان
روزنامه نور خوزستان
اخبار فارسی - ایران و جهان
تاریخ ایران (امیرحسین)
چهره های ماندگار ایران زمین
سرور سالار سیف الدینی
تُکتم عیوقی
سمرقند (شاهزاده)
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان
زیباترین عکس ها از ایران
روزهای بی عزا (میلاددهقان)
جنبش آذربایجان برای یکپارچگی و دمکراسی در ایران
هواداران کانال یک
ایران سرزمینم (نوید)
ایران . تاجیکستان . افغانستان
آمستريس
ايران باستان
كتابهاي رايگان فارسي
استوره گان (رامین)
جنبش ايران فردا
رضا فاضلي
مؤسسه مطالعات کشورهای وارث تمدن ایرانی
انجمن دوستی ایران و تاجیکستان
وارثان کوروش
مرکز پژوهش های کاریردی (دکتر تالع)
باهماد آزادگان
arabian gulf
خليج العربي
امضای تومار اینترنتی برای خلیج پارس
اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی(حسین رمضانی)
ایران میهنم
مهر خوزستان
ديكشنري آنلاين انگليسي و فارسي
دانلود يوتيوب 1
دانلود يوتيوب 2
دانلود يوتيوب(تبديل فايل و پخش)
تبديل يوتيوب به فايل دلخواه
امید عطایی فرد
انقلاب به روايت تصوير
شهربَراز
خبرنامه اميركبير
انجمن زندانیان سیاسی
پخش آنلاین تلویزیون های ایران
رادیوی اینترنتی کانال یک به صورت زنده
بدون سانسور (فرهاد)
جمعيت خرد پيشه گان ريشه اي ايران
فاجعه هسته اي(دست اندركاران هسته اي ايران)
كتابهاي رايگان فارسي
پان ايرانيست در ياهو 360
لغت نامه دهخدا
مهر ميهن
دانشجويان آزاد انديش اصفهان
اتحاد ايرانيان
بهرين (سرور بابك)
كتاب فارسي
موسسه مطالعات روسيه، آسياي مركزي و قفقاز
ناگفته هاي انقلاب 57
وزارت خارجه اسراییل به زبان فارسی
آريابُد
آژانس ايران خبر
كاوه ايراني
همه چیز درباره گوگل به فارسی
زادگاه (امیر سپهر)
انجمن تخصصی فرهنگ و تمدن ایران زمین
ایران بان (فرزندان ایران زمین)
سرزمین سرد (میلاد روزخوش)
بانوي ايران زمين
پان ايرانيست بختياري (برديا بختياروند)
نشريه خبري تحليلي پژوهشي"طرح نو"
ميثاق آزاد
ای هرزه گیاه خاک ایران!
ستيز با خرافات (خِردوَرز)
خاطرات يك جنگاور آريايي
آزادي بيان و انديشه (كتابخانه)
حه وت كاني
آراسپ (بزرگمهر)
سرزمین سوخته (محسن)
راوي حكايت باقي(تاريخچه ترانه ها)
سرباز پان ايرانيسم (امير)
آنايوردوم ايران (عليرضا قره باغي)
روزنامه كارون (خوزستان)
سرباز وطن
ايراني آزاد (ميثاق آزاد)
نقده شهر مظلوم كردها
دانشجویان آزادیخواه ملی
عكس هاي ديديني از ايران
آنتي رجوي
ايران نوين (سرور همايون)
دانلود سخنراني هاي مذهبي
کتابهای ممنوعه (پيمان بزرگمهر)
نقشه هاي تاريخي خليج پارس
 








Powered by WebGozar


 RSS


آمار
آهنگ تارنما:ایران-استاد محمدنوري ________________________
 
**********  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب **********  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب